کتاب مقاومت د ر کشمیر و جامو

                                                                                                    

مقدمه: جامو وکشمیر ایالتی در شمال غربی هندوستان است. مرکز تابستانی این ایالت شهر سرینگار و مرکز زمستانی آن شهر جامو است. بیشتر خاک این ایالت در رشته کوه‌های هیمالایا قرار گرفته است. کشمیر منطقه‌ای در شمال غربی شبه‌جزیره هند است که از ایالت جامو و کشمیر تحت کنترل هند، ایالت گلگت- بلتستان و کشمیر آزاد تحت کنترل پاکستان و منطقه اقصای چین تحت کنترل جمهوری خلق چین تشکیل می‌شود. این منطقه عمدتاً کوهستانی است و رشته‌کوه قراقروم شامل قله کی۲ دومین نقطه مرتفع کره زمین و چندین قله مرتفع دیگر در آن قرار دارند.کشمیر یکی از حوزه‌های اصلی نفوذ زبان فارسی به‌شمار می‌رود. ( ریاض، ۱۳۵۴: ۷۲-۶۶). بر سر حاکمیت این منطقه بین کشورهای چین، هند و پاکستان مناقشه است و هر یک بخش‌هایی از آن را تحت کنترل خود دارند. ایالت جامو و کشمیر که پرجمعیت‌ترین بخش کشمیر است تحت کنترل هند قرار دارد و توسط پاکستان به‌نام کشمیر اشغال‌شده هند نامیده می‌شود. هندی‌ها هم به طور متقابل بخش پاکستانی کشمیر را کشمیر اشغال‌شده پاکستان می‌خوانند. منطقه اقصای چین در شمال کشمیر هم که تحت تصرف چین است مورد ادعای هند بوده و دولت هندوستان آن را جزو ایالت جامو و کشمیر می‌داند. ایالت جامو و کشمیر به سه ناحیه تقسیم می‌شود: جامو، دره کشمیر و لِداخ. این ایالت دارای جاذبه‌های گردشگری بی‌شماری است. به “دره کشمیر” به سبب دورنماهای زیبا و رشته‌کوه‌های شگفت، ” بهشت روی زمین” گفته می‌شود و جامو به “محل معابد جذاب” معروف است که همه ساله صدها هزار زائر هندو آن‌ها را زیارت می‌کنند. “لداخ” نیز به سبب کوه‌های دور از دسترس و زیبا و همچنین فرهنگ بودایی به ” تبت کوچک” شهره است.(ویکی پدیا، ۲۰۱۸، oct ، ۹ )

جمعیت این ایالت در سرشماری سال ۲۰۱۱ بیش از ۱۲٬۵۴۸٬۹۲۶ نفر بوده است. سرینگار با ۱٬۱۹۲٬۷۹۲ نفر و جامو با ۹۵۱٬۳۷۳ نفر پرجمعیت‌ترین شهرهای این ایالت هستند. جامو و کشمیر تنها ایالت هند با اکثریت مسلمان است. ۶۷ درصد جمعیت این ایالت پیرو اسلام هستند و در دره کشمیر این آمار به ۹۵ درصد می‌رسد. این ایالت اجتماع پرتحرکی از هندوها، سیکها و بوداییها را داراست. بیشتر مردم جامو و کشمیر به زبانهای کشمیری، اردو، دوگری، پاهاری، بالتی، لاداکی، پنجابی، گوجری، و دادری صحبت می‌کنند. اما زبان اردو با الفبای اردو زبان اداری این ایالت است و اغلب مردم به زبان‌های هندی و انگلیسی به‌عنوان زبان دوم تکلم می‌کنند. جامو شهری مرزی در غرب ایالت جامو و کشمیر در کشور هندوستان است. جامو بزرگترین شهر در بخش جامو و پایتخت زمستانی ایالت جامو و کشمیر است.  رود تاوی از میان این شهر می‌گذرد. جامو با پاکستان هم‌مرز است و از آن راه آهن می‌گذرد.(تسنیم، ۱۳۹۵،تیر ۲۸) ایالت هندی جامو و کشمیر حدود ۱۰۱٬۴۳۷ کیلومتر مربع وسعت دارد و در سرشماری سال ۲۰۱۱ بیش از ۱۲ میلیون نفر جمعیت داشته‌است. پایتخت تابستانی آن سرینگر مرکز تاریخی منطقه و پایتخت زمستانی آن جامو است. منطقه تحت کنترل پاکستان از کشمیر آزاد به پایتختی مظفرآباد با مساحت ۵٬۶۱۹ کیلومتر مربع و ایالت گلگت بلتستان با مساحت ۷۲٬۴۹۶ کیلومتر مربع تشکیل می‌شود و مساحت مناطق عمدتاً خالی از سکنه تحت کنترل چین هم ۴۲٬۶۸۵ کیلومتر مربع است. (,press 2012.  (www.answers.com/topic/kashmir

تحت حاکمیت منطقه جمعیت مسلمان هندو بودایی % سایر
هند دره کشمیر حدود ۴ میلیون ۹۵٪ ۴٪*
جامو حدود سه میلیون ۳۰٪ ۶۶٪ ۴٪
لداخ حدود ۲٫۵ میلیون ۴۶٪ ۵۰٪ ۳٪
پاکستان کشمیر آزاد حدود ۲٫۶ میلیون ۱۰۰٪
گلگت-بلتستان حدود یک میلیون ۹۹٪
چین اقصای چین
·         آمارها از BBC In Depth

 

 

 رویکرد خصمانه استعمار پیر(انگلیس)در بحران کشمیر:

پنجم فوریه، روز همبستگی با کشمیر است. سرزمینی است که مدتهای طولانی به دو بخش مجزا از هم تقسیم شده است. سرزمینی که قرار بود یک کشور مستقل باشد. اما… هند در آن زمان تحت استعمار انگلستان بود. زمانی که مسأله تقسیم شبه قاره در سال ۱۹۴۷ میلادی پیش آمد. در این تقسیم‌بندی که عامل آن انگلستان بود، مسلمانان خواستار جدایی از هندوها بود. قرار بود تقسیمی که در این منطقه صورت می گیرد بر اساس دین و مذهب باشد. قبل از استقلال هند، چند ایالت آن، حالت خود مختاری داشتند. بین اینها کشمیر به همراه حیدرآباد و جوناگد در ابتدای لیست بودند، اما در زمان تقسیمات، این سه منطقه در تقسیمات مورد توجه واقع نشد. اکثر جمعیت این سه ایالت، مسلمانان بودند و در یک بلاتکلیفی، قرار شد که مردم این مناطق، بعدا” تصمیم بگیرند که با هند باشند یا پاکستان؟ با استقلال یافتن پاکستان و هند از استعمار انگلستان، هند به سرعت جوناگد و حیدرآباد را اشغال و به خاک هند ضمیمه کردند، بدون اینکه از آنها پرسیده شود که به کجا می‌خواهید بپیوندید؟ وقتی که چنین اتفاقی رخ داد در پاکستان حرکتی شروع شد. مردم منطقه و پاکستان به صورت بسیج عمومی با این که تجهیزات خاصی نداشتند، اعتراض کردند و با ارتش هند درگیر شدند. در آن زمان کشمیر حالتی استقلال مانند داشت. زمانی که مردم پاکستان ( نه ارتش پاکستان) وارد کشمیر شدند و تا نزدیکی سری نگر، پایتخت این منطقه، پیش آمدند، ارتش هند، نیروهای مردمی پاکستانی را از وادی کشمیر پاکسازی کردند و تا اوری (یکی از شهرهای کوهستانی منطقه) عقب نشاندند. نتیجه این شد که با مداخله سازمان ملل، آتش بس شد. در نتیجه آتش بس، کشمیر به دو قسمت اصلی تقسیم گردید. هم اکنون حدود ۶۵ الی ۷۰ درصد کشمیر زیر سلطه هند است. و طی سالیانی که کشمیر به دو قسمت تقسیم شده، همواره در ناآرامی به سر برده است. کشمیر سالهاست که در آتش خشم و تجاوز می سوزد. هندوستان که خود خواهان رفراندوم آزاد در کشمیر از سوی سازمان ملل بود، بدون تعهد به انجام آن هنوز به اشغال، قتل و کشتار مردم کشمیر ادامه میدهد و دو کشمیر که در میان دود و آتش می سوزد، هنوز صدایی برای شنیدن در دنیا ندارد. در کشمیر که مردم اش از ده ها سال قبل تا امروز با قربانی شدن هزاران کودک، پیر و جوان ، دنبال آزادی به عنوان یک خواسته معقول و منطقی هستند، انسان های بی دفاعی هستند که هیج نهاد بین المللی و هیج کشوری مدعی حقوق انسانی به آن اهمیت نداده است و نمی دهد. (سایت پیام آفتاب ،  ۱۶ بهمن ۱۳۹۵)

آشنایی مختصر با تاریخ کشمیر: منطقه کشمیر در سال ۱۳۲۰ میلادی برابر با ۶۹۹ هجری شمسی تا زمان یوسف شاه چک آخرین پادشاه مسلمان کشمیر، به مدت دو قرن یک کشور مستقل اسلامی بود، اما از سال ۱۵۸۶ م و با نقض تعهد اکبر شاه مغول و دستگیری یوسف شاه چک،  توسط اکبر شاه مغول، به اشغال درآمد. در ادامه حاکمان مغولی هند، به مدت ۱۶۶ سال حکومت این کشور را در دست داشتند. سپس افغان‌ها، کشمیر را از تسلط حاکمان مغول هند خارج کرده و خود ۶۷ سال بر این منطقه حاکم بودند. در ادامه سیک های پنجاب، پس از بیرون کردن افغان‌ها از کشمیر، به مدت ۲۷ سال بر این منطقه حکومت کردند. پس از اشغال کشمیر توسط سیک‌های پنجاب، دوره استعمار انگلستان فرا رسید، هنگامی که انگلیسی‌ها نتوانستند بر کشمیر مسلط شوند، با تاجر دوگره (قومی از هندوها) جامو را معامله کرده و کشمیر را پس از خارج شدن از دست سیک‌های پنجاب، به مبلغ هفت و نیم میلیون سکه رایج آن زمان به تاجر دوگره‌های جامو فروختند و دوگره ها به مدت ۱۰۱ سال از سال۱۸۴۶ تا ۱۹۴۷ میلادی بر کشمیر حکومت کردند. (تسنیم، ۱۳۹۵،تیر ۲۸) کشمیر در زمان تسلط بریتانیا بر شبه قاره هند، با وجودی که اکثر مردم آن مسلمان بودند، تحت حکومت فرمانروای هندو مذهب منطقه قرار داشت. هنگام تقسیم مستعمره هند به دو کشور مستقل هند و پاکستان، قرار بود سرزمین‌های مسلمان نشین به پاکستان و سرزمین‌های هندو نشین به هند واگذار شود، اما فرمانروای کشمیر شخصاً تصمیم گرفت سرزمین خود را در اختیار هند بگذارد. هنگام برقراری آتش‌بس سال ۱۹۴۹، حدود یک سوم از سرزمین کشمیر، در تصرف پاکستان باقی ماند و هند نیز در سال ۱۹۵۴ انضمام رسمی بخش تحت کنترل خود ” موسوم به جامو و کشمیر “را به خاک خود اعلام کرد. چند سال بعد مجدداً جنگ دیگری بین دو کشور رخ داد. این منطقه تا پیش از استقلال هندوستان در سال ۱۹۴۷ یک دولت سلطنتی تحت‌الحمایه بریتانیا داشت. در جریان جدایی پاکستان از هند هر دو کشور مدعی حکومت بر این منطقه بودند که به وقوع چندین جنگ بین این دو کشور انجامید.

 جنگ اول، در سال ۱۹۶۵، حملات ارتش پاکستان در خط آتش‌بس، واکنش نظامی هند و عبور نیروهای هندی از خط مرزی دو کشور در ناحیه لاهور پاکستان را در پی داشت.

جنگ دوم، نیز سرانجام با میانجی گری روسیه خاتمه یافت و در ژانویه سال ۱۹۶۶، رهبران وقت دو کشور در تاشکند، موافقتنامه‌ای را مبنی بر خروج نیروهای خود از خاک یکدیگر و تعهد به حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات دوجانبه امضا کردند. با این همه، بحران کشمیر و تیرگی روابط هند و پاکستان همچنان ادامه یافت.

جنگ سوم، در سال ۱۹۷۱ و در پی حمایت هند از شورش استقلال طلبان پاکستان شرقی در مقابل پاکستان اتفاق افتاد که نهایتاً به تشکیل کشور مستقل بنگلادش منتهی شد که آتش‌بس سال ۱۹۷۲ و شناسایی بنگلادش توسط پاکستان در سال ۱۹۷۴، به این بحران خاتمه داد. شورش و ناآرامی در کشمیر از سال ۱۹۸۹ شروع شد. آنچه که در این سال منجر به انتقال مبارزات مردمی به فاز نظامی شد، ناامیدی مردم کشمیر از دستیابی به حقوق اولیه‌شان از طرق سیاسی بود. در سال‌های بعد نیز اختلاف بر سر کشمیر باعث بروز دوره‌های متناوب تنش بین هند و پاکستان و تلاش‌هایی برای رفع اختلافات شد. در سال ۱۹۹۶، دو دولت کوشیدند مذاکراتی را برای حل اختلاف خود به صورت جدی دنبال کنند، در حالی که هر دو کشور به فناوری تولید تسلیحات هسته ای دست یافته بودند. این اقدامات به خصوص در سال ۱۹۹۷ و مذاکرات وزیران خارجه هند و پاکستان دردهلی امیدهایی را برای رفع نهایی بحران به همراه داشت. با این همه، تنش در روابط دو کشور، که فعالیت استقلال طلبان کشمیر هند به آن دامن می‌زد، هرگز به طور کامل رفع نشد. در سال‌های بعد مبارزان مسلمان مخالف حکومت هند در کشمیر با هدف الحاق دو بخش این سرزمین دست به شورش مسلحانه زدند که در جریان آن بیش از ۴۰ هزار نفر کشته شده‌اند. هند پاکستان را به حمایت از مبارزان مسلمان کشمیر متهم می‌کند.(ویکی پدیا ، ۹ تیر ۱۳۹۵)

ناآرامی‌های ۲۰۱۶ کشمیر:  نا آرامی‌های ۲۰۱۶ کشمیر شامل مجموعه‌ای از اعتراضاتی است که پس از قتل برهان مظفر وانی، در منطقه مسلمان نشین کشمیر در ایالت جامو و کشمیر رخ داد. برهان وانی فرمانده نظامی گروه استقلال طلب حزب المجاهدین بود و ناآرامی‌ها در اثر کشتن وی توسط نیروهای امنیتی هند در تاریخ ۸ ژوئیه ۲۰۱۶ بوجود آمد. با کشته شدن وانی، اعتراضات در ده بخش کشمیر شروع شد و این اعتراضات شامل حمله به نیروهای امنیتی بود. ظرف چهار روز، یک پلیس و ۴۳ نفر از معترضین کشته شدند و ۳۰۰ نفر دیگر زخمی شدند و پس از آن مقررات منع آمد و شد و برقرار گردید. دراین نا آرامی‌ها تا تاریخ ۱۶ جولای ۴۳ غیرنظامی کشته و بیش از ۳۱۰۰ نفر زخمی شدند. هم چنین در اثر انفجار نارنجک دو پلیس کشته و ۴ پلیس دیگر زخمی شدند. به گفته پزشکان محلی حداقل ۱۱۷ استقلال طلب بینایی خود را در اثر شلیک تفنگ ساچمه‌زنی از دست داده‌اند. در بین شهروندان آسیب دیده کودک، زن و افراد کهنسال نیز دیده می‌شود. براساس گزارش‌ها، در بین افراد آسیب دیده ۱۵۰۰ نفر از نیروهای امنیتی نیز وجود دارند(daily news,15,july, 2016 )

 هفت دهه بحران  لاینحل کشمیر!

بحران كشمير و قدمت تاريخي آن نشانگر اين مسأله است كه ظاهراً راه حل صلح آميزي براي آن وجود ندارد. نگاه پاكستان و هندوستان به مسأله كشمير نيز بيانگر اين موضوع است كه هيچكدام خواستار ترك اين منطقه نبوده و حتي گزينه استفاده از سلاحهاي اتمي را نیز مطرح می کنند. ناآرامیها در کشمیر در سایه عملیات تروریستی نیست، تکراری بودن و قدمت جنگ و درگیری در این منطقه است (کشمير يکي از ديرپاترين بحرانهاي جهان به حساب مي آيد) سالهاست که این منطقه باعث تنش و درگیری در شبه قاره هند شده و دو کشور هند و پاکستان ادعای مالکیت این منطقه را دارند. مساله کشمیر یکی از مهمترین مسائل مورد اختلاف در روابط هند و پاکستان است. این منطقه کانون خصومتهای ۷۰ ساله میان هند و پاکستان  بوده است. دو کشور ادعای مالکیت کامل بر این منطقه دارند اما هریک تنها کنترل بخشهایی از آنرا در اختیار دارند. هنگامي كه امپراتوري بريتانيا از منطقه شبه قاره هند رخت بر بست و كشور هند و پاكستان در چهاردهم اوت ۱۹۴۷ م (۲۳ مرداد ۱۳۲۶ ه. ش) به استقلال رسيدند، وضعيت اداره چند منطقه در اين سرزمين نامشخص باقي ماند كه از جمله اين مناطق سرزمين كشمير است و همين امر موجب شد كه اين منطقه دستخوش بحران شديدي شود كه تا به امروز همچنان به قوت خود باقي است. پاكستان، كشمير را بدان علت كه بخش اعظم جمعيت آن مسلمان است، متعلق به خود مي داند و هند نيز بدان جهت كه مهاراجه حاکم وقت كشمير الحاق قلمرو خود را به خاك هند اعلام كرد مدعي جدايي ناپذير بودن اين سرزمين از خاك هند است. این منطقه کشمیر که بعد از تقسیم هندوستان محل تنازع میان هند و پاکستان بوده تاکنون درگیر سه جنگ خانمان سوز شده است. در خلال این جنگها یک سوم این منطقه در اختیار پاکستان قرار گرفته و دو سوم دیگر در اختیار هندوستان است. مبارزات مردم کشمیر تا سال ۱۹۸۸ تنها بعدی سیاسی داشت که پس از این سال و در پی رخ دادهای سیاسی در داخل کشمیر و ناامیدی جریانات کشمیری از دست یابی به نتیجه، این مبارزات وارد فاز مسلحانه شد و گروههای مختلف کشمیری اقدام به مبارزه علیه سلطه هند در کشمیر کردند. ارتش هند نیز نیرویی به استعداد بیش از ۵۰۰ هزار سرباز را وارد این منطقه کرد که آن زمان جمعیتی معادل ۷ میلیون نفر داشت و عملا کل منطقه تبدیل به پادگانی نظامی شد. این دو کشور سال ۲۰۰۳ برای آتش بس در مرز موسوم به خط کنترل در کشمیر توافق و یک سال بعد مذاکرات صلح را آغاز کردند. در ناآرامیهایی دو دهه اخیر در کشمیر تاکنون هزاران نفر جان خود را از دست داده‌اند.  د رتیرماه ۱۳۹۵ مظفر برهان وانی، رهبر ۲۲ ساله گروه حزب المجاهدین و دو همراه وی در درگیری مسلحانه با نیروهای دولتی هند کشته شدند. وانی پس از کشته شدن برادرش ـ که او نیز از مبارزین مسلح علیه دولت هند بود ـ و نیز ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی، در نوجوانی تصمیم می گیرد به گروههای مبارز کشمیری بپیوندد. مقامات هند جسد وانی را به خانواده‎اش تحویل دادند. محلی ها از این جوان که در ۱۵ سالگی به حزب المجاهدین پیوسته بود، به عنوان یک قهرمان یاد می کردند. دهها هزار نفر در مراسم تشییع جنازه وانی شرکت کرده، شعار استقلال سر دادند. اما شاید آنچه تا حدی به حل این بحران کمک کند شناخت بازیگران دخیل در این بحران است.

بازيگران دخيل: سرزمين كشمير به وسعت ۲۲۲۲۳۶ كيلومتر مربع در قسمت هاي جنوبي آسيا و در شمال شبه قاره هند قرار دارد كه از شمال و شرق با چين، از شمال غربي با افغانستان از غرب با پاكستان و از جنوب با هند هم مرز است. سرزميني كه كشمير ناميده ميشود شامل سه قسمت است: يكي ايالت جامو و كشمير كه در قلمرو هند قرار دارد و مركز آن شهر سرينگر است؛ ديگري كشمير آزاد كه در قلمرو پاكستان قرار داشته و مركز آن مظفر آباد است. حد فاصل بين كشمير هند و پاكستان خط آتش بس يا كنترل (Control of Line )به طول ۱۳۸۵ كيلومتر قرار دارد كه پس از سومين جنگ هند و پاكستان در سال ۱۹۷۱ ميلادي توسط سازمان ملل متحد تعيين شد و منطقه ي شمالي كه در اختيار چين است.كشمير در زمان اعطاي استقلال بريتانياي كبير به هند و پاكستان با وجودي كه اكثر ساكنان آن مسلمان بودند تحت حكومت فرمانرواي هندو مذهب منطقه قرار داشت. پس از آن كه مالكيت سرزمين كشمير بحث انگيز شد، مهاراجه هندو رسما اعلام كرد كه كشمير بخشي از خاك هندوستان است. از سوي ديگر چون جمعيت سرزمين كشمير مسلمان هستند پاكستان مدعي حاكميت بر اين سرزمين است. همين چالش بر سر مالكيت منطقه جامو و كشمير موجب شده است كه بحران چركيني در منطقه جنوب آسيا به وجود آيد و اين منطقه را كه موطن فقيرترين مردم جهان است، بي ثبات کند. بازيگران دخيل در بحران كشمير در سه سطح داخلي، منطقه اي و بين المللي قابل تقسيم هستند. در سطح داخل جبهه آزاديبخش جامو و كشمير قرار دارد كه خواهان به وجود آمدن كشور جديدي به نام كشمير است. در سطح منطقه دو بازيگر اصلي يعني هندوستان و پاكستان قرار دارند كه هر دو خواهان الحاق كشمير و پيوستن آن به كشور خودشان هستند. در سطح بين الملل نيز بازيگران مختلفي وجود دارد

هندوستان:  از آغاز استقلال هندوستان در سال ۱۹۴۷ ميلادي، لرد مونت باتن نائب السلطنه وقت هندوستان كشمير را منطقه اي با اهميت تلقي كرد و همه تلاشها بر اين استوار بود كه كشمير در چارچوب هند باقي بماند. كشمير به چند دليل از اهميت فوق العاده اي براي هندوستان برخوردار است كه در ذيل به اختصار بيان ميشود: ۱٫كشمير به لحاظ مرزهاي بين المللي، مركز و قلب جنوب آسيا محسوب مي شود و وجود مرزهاي مشترك آن با افغانستان، چين و روسيه به لحاظ دفاعي براي هندوستان مهم تلقي مي شود .پنج رودخانه مهم سند، جهلم، چناب، راوي و ساتلج واقع در منطقه يا از كوههاي كشمير سرچشمه مي گيرند و يا از اين سرزمين مي گذرند. اين رودخانه ها در كشاورزي و اقتصاد هند نقش چشمگيري دارند و بنابراين كنترل و تسلط بر كشمير به مثابه امكان استفاده و بهره برداري مؤثر از اين رودخانه هاست و اين امكان را براي هند به وجود مي آورد كه هر موقع بخواهد بر پاكستان فشار آورده و مواضع آن كشور را تعديل کند.

۲- با توجه به اعتقادات شديد مذهبي در هند، الحاق كشمير به پاكستان به نوعي يعني پيروزي مسلمانان پاكستاني بر مذهب هندوئيسم و در نتيجه از دست دادن كشمير براي هندوستان شكست اعتقادي- مذهبي را براي اين كشور دربرخواهد داشت.

۳ – با توجه به اين كه در حال حاضر هندوستان خود را قدرت منطقه اي ميداند، شكست در جريان كشمير به لحاظ پرستيژ بين المللي باعث افت اعتبار اين كشور خواهد شد.بزرگترین محور ارتباط زميني بين جنوب آسيا با چين و آسياي مركزي از بخش شمالي كشمير عبور مي کند. اين محور ارتباطي كه پاكستان و چين را بهم ارتباط داده، در قسمت شمالي دهلي نو قرار دارد و مي تواند به يك اتحاد استراتژيك معنا ببخشد و امنيت هند را به مخاطره اندازد. بدين جهت نيز كشمير از اهميت بالايي براي هند برخوردار است. درمجموع به نظر مي رسد اعتقاد هنديها براي تسلط بر كشمير و پيوستن اين ايالت به دولت هند چنان است كه دولتمردان هندي الحاق كشمير را به كشور هند يك امر انجام شده مي دانند و به هيچ وجه نمي خواهند وارد بحثي شوند كه كشمير را از تحت سيطره هند بودن جدا کند.

 پاكستان: بحران كشمير: حل بحران به همان ميزان كه كشمير براي هندوستان حائز اهميت است، براي پاكستان نيز بسيار مهم شمرده ميشود. در ذيل به چند اهميت كشمير براي اين كشور به اختصار اشاره ميشود: ۱ شايد مهمترين ويژگي كشمير براي پاكستان كه سالها موجب ناامني در مرزهاي اين كشور شده، اين است كه سرزمين كشمير به لحاظ ساختار فرهنگي تركيبي ناهمگون داشته است. اكثريت ساكنان کشمير مسلمانند و هندونشينهاي آن در اقليت هستند. با توجه به اين مسأله و تعصبات مذهبي و افراط گراييهاي موجود در پاكستان، اين كشور خواهان الحاق تمامي سرزمين كشمير به خاك خويش است: ۲ .ويژگي بعدي كشمير كه آنهم از اهميت بالایي براي پاكستان برخوردار است و نياز پاكستان براي بدست آوردن كشمير را مشهودتر ميسازد، وجود بزرگراه قره قروم در اين منطقه است. اين بزرگراه يكي از مسيرهاي عمده جاده ابريشم در مناطق شمالي پاكستان و كشمير بوده كه از راه قره قروم عبور مي كرده است. بعد از شروع جنگهاي هند و پاكستان بر سر كشمير اين منطقه از اهميت بالایي برخوردار شد چرا که اين بزرگراه پاكستان را به چين متصل مي‌كند و با توجه به اينكه چين يكي از رقباي سرسخت هند محسوب ميشود هندي ها نسبت به احداث آن واكنش نشان داده و تلاش كردند كه كنترل اين منطقه به دست پاكستان نيفتد. وابستگي شديد منابع آبي پاكستان به منطقه كشمير از موارد مهمي است كه هميشه پاكستان و امنيت ملي آن را نگران مي‌كند، زيرا به دليل وحدت توپوگرافيك كشمير و پاكستان، جهت گيري دره هاي اين منطقه به سوي دشتهاي پنجاب، باعث شده است كه رودخانه هاي سند و پنجاب كه حدود ۸۰ درصد منابع آبي پاكستان به آنها متكي است از كشمير سرچشمه بگيرند و بنابراين اين منطقه بدين جهت نيز براي پاكستان مهم تلقي ميشود .مشخصه  بعدي كشمير كه اهميت بالايي براي پاكستان دارد اين است كه اين منطقه به دليل مرتفع بودن، امكان تسلط دارنده  آنرا بر محيط پيرامون فراهم ميكند. به ويژه اينكه كشور پاكستان آسيب پذيرترين همسايه آن است. زيرا شهرهاي بزرگ اين كشور نظير الهور، فيصل آباد، راولپندي، سيالكوت و پايتخت يعني اسلام آباد به راحتي از آن تهديد ميشوند و در آخر اينکه با توجه به حساسيت و موقعيت بلنديهاي سياچين، پاكستان توجه ويژه اي به اين سرزمين دارد و همواره تلاشهاي خود را در خصوص هموار نمودن الحاق رسمي و كنترل بركشمير به كار گرفته است.

آمريكا: بحران كشمير و قدمت تاريخي آن نشانگر اين مسأله است كه ظاهراً راه حل صلح آميزي براي آن وجود ندارد. نگاه پاكستان و هندوستان به مسأله كشمير نيز بيانگر اين موضوع است كه هيچكدام خواستار ترك اين منطقه نبوده و حتي گزينه استفاده از سلاحهاي اتمي را نسبت به برگزاري رفراندوم و ترك منطقه ترجيح ميدهند.  اياالت متحده امريكا به عنوان يك بازيگر بين المللي كه هم اكنون داعيه قدرت هژمون دارد نيز به دليل اهميت قابل توجهي كه براي منطقه شبه قاره قائل است، براي حل بحران وارد عمل شده است. در زير به مهمترين جنبه هاي اهميت كشمير براي امريكا اشاره مي شود:

۱ – با توجه به اينکه سياست امريكا بعد از فروپاشي شوروي مبتني بر مبارزه با تروريسم و عدم گسترش سلاحهاي اتمي است واضح بنظر مي رسد كه كشمير از اهميت بالایي براي اين كشور برخوردار باشد. زيرا كشمير در نقطه تلاقي سه قدرت هسته اي جهان يعني هند، پاكستان و چين قرار دارد كه از الگوي رابطه نامتوازن نسبت به يكديگر برخوردارند.

۲- اهميت كشمير به عنوان پايگاهي براي امريكا كه با وجود آن بر بام جهان تسلط پيدا خواهد كرد و ناظر بر عملكرد كشورهاي چين، هند، روسيه، آسياي مركزي، پاكستان و افغانستان خواهد شد را نميتوان ناديده گرفت. اين مهم در تحقق ايفاي نقش هژموني آمريكا در جهان بسيار اهميت دارد.

۳ – اگر نظريه هانتينگتون مبني بر جنگ تمدنها را بپذيريم، آمريكا با استقرار در كشمير ميان سه حوزه تمدني اسلام، هندو و كنفوسيوس قرار مي گيرد. اين مهم براي مديريت چالشهاي بين المللي ضرورت دارد.

۴ -كشمير منطقه اي است كه آمريكا از طريق آن ميتواند در شبه قاره نفوذ پيدا كند و سلطه خود را بر اين منطقه اعمال کند. اين ابزار به آمريكا امكان مي دهد تا پاكستان و هندوستان را با منافع خويش هماهنگ كند. با توجه به اينكه كشمير سرزمين مورد مناقشه ميان دو قدرت هسته اي است و تداوم اين مناقشه ميتواند به احتمال بروز جنگ اتمي ميان هند و پاكستان کمک کند، توجه و حساسيت نشان دادن به اين مسئله براي آمريكا مهم است. کشمیر منطقه اي است كه تداوم بحران در آن به رشد راديكاليسم از نوع هندو و اسلامي در محيط پيراموني آن منجر شده است. راديكاليسم اسلامي از ديد آمريكا برابر با تروريسم است. بنابراين يكي از راه حلهاي مبارزه با تروريسم خاتمه دادن به بحران كشمير در هر شكل ممكن است.( محتشم ، ۱۳۹۵: ۳۱، تیرماه)

 

 

جبهه آزادی‌بخش جامو و کشمیر، سازمانی ملی‌گرا است که برای استقلال کشمیر مبارزه می‌کند. این سازمان مستقل از دولت‌های هند و پاکستان است. ایشان معتقد به ایجاد حکومتی عرفی و غیرقومی و فدرال در کشمیر هستند، البته حکومت عرفی‌گرایی که با قوانین قرآن و شریعت در تضاد نباشد. شاخه‌های این سازمان علاوه بر هند و پاکستان در اروپا وآمریکا نیز فعال هستند. سازمان در سه حوزه سیاسی، بین‌المللی و نظامی به فعالیت می‌پردازد و شاخه‌های دانشجویی و بانوان نیز دارد.(حسن پور، ۲۰۱۳ : مارس ۲۵  )  جبهه آزاديبخش جامو و كشمير خواهان استقلال اين سرزمين است. اين جبهه براي ادعاي خود استدلالهاي زير را مطرح مي‌كند:

۱ – از ديد اين جبهه كشمير از ابتدا سرزمين مستقلي بوده و با آنكه در گذشته بخشي از سرزمين شبه قاره هند بوده، اما تحت حاكميت جداگانه اي قرار داشته است.

۲ – مردم كشمير با آن كه مسلمان هستند اما داراي هويت فرهنگي و تاريخي جداگانه اي هستند كه با ساكنان پاكستان متفاوتند.

۳ – با توجه به اختلافات ديرينه اي كه بين دولت هند ومردم كشمير وجود دارد، تداوم سلطه هند بر كشمير تقريبا غير ممكن است. از سوي ديگر الحاق كشمير به پاكستان نيز حساسيتهاي ويژه اي براي هندوستان بدنبال خواهد داشت كه مانع از انعطاف و رضايت دهلي نو نسبت به اين موضوع خواهد شد. بنابراين به سود هر دو كشور است كه به استقلال كشمير رأي دهند.

۴ – جامعه بين الملل به ويژه قدرت هاي بزرگ نيز به كشمير مستقل راغب تر هستند.

کشمیر؛ ایران کوچک: كشمیر در شعر اقبال لاهوری و دیگران “ایران صغیر” معرفی شده است و مردم آنجا به ایرانیان علاقه خاصی دارند. اما ایران صغیر بودن كشمیر، علتی تاریخی دارد. دو هدیه از ایران به كشمیر رسیده است: نخست دین و دیگری فرهنگ. حسین قلبی رضوی از فعالان فرهنگی کشمیر می گوید: «ما در بین سنی‌ها متهم به آتش پرستی هستیم، آن هم به علت گرامی داشتن نوروز. البته نوروزی كه بین شیعیان كشمیر برگزار می‌شود در ایران برگزار نمی‌شود. فرقش فقط در این است که، نوروز ما هر سال در ۲۱ مارس برگزار می‌شود. در تقویم ایران آن تاریخ اول فروردین و آغاز سال نو است ولی شیعیان کشمیر نمی‌دانند كه این سال نو یعنی چه؟ رنگ مذهبی نوروز آنجا بیشتر مشهود است. در ذهن شیعیان اینطور جای گرفته است كه این ۲۱ مارس ، همان تاریخ ۱۸ ذیحجه است كه عید غدیر بوده است . از سویی دیگرگفته می شود. از لحاظ رنگ و نسل كشمیری ها بالاخص ساكنان وادی كشمیر،  به ایرانی ها شباهت دارند. سادات نزد شیعه و سنی، مورد احترام هستند. بسیاری از سنی‌ها، از سادات هستند. فامیلی‌های كرمانی ، سمنانی ، گیلانی و … زیادی وجود داردكه اصالتاً ایرانی هستند. گفته می شود سادات كشمیر، ایرانی هستند. یکی از مهم ترین تحولات در وضعیت شیعیان کشمیر وقوع انقلاب اسلامی در ایران است. آقای قلبی حسین رضوی از فعالان فرهنگی کشمیر معتقد است: آثار صدور انقلاب اسلامی ایران در دو نقطه مشهورتر است: نخست لبنان و دیگری كشمیر. درباره اثرات انقلاب اسلامی ایران بر كشمیر، برخی پایان نامه های دانشگاهی در دانشگاهی به نگارش درآمده است. كشمیر، اولین جایی است كه روشنفكران و تحصیلكرده‌های دانشگاهی از شیعه و سنی، بلا استثناء، انقلاب اسلامی را پذیرفته اند. دكتر «یوسف العمر»، از رهبران اهل تسنن کشمیر، چنان طرفدار ایران و انقلاب اسلامی است كه کمتر کسی در تبیین و استدلال به پای او می رسد. از نتایج ملموس و عینی انقلاب ایران، راه یافتن نماینده‌ای شیعه با تفكرات انقلاب اسلامی به پارلمان هند از جانب مردم كارگیل است. به علاوه در كابینه سكولار حكومت سرینگر نیز، وزیر  مقلد رهبر معظم انقلاب بوده است. انقلاب اسلامی علاوه بر شیعیان، مسلمانان كشمیر را دلگرم ساخت و موجب اتحاد آنها شده است.

مسلمانان کشمیر:

كشمیر به لحاظ موقعیت جغرافیایی، سیاسی و استراتژیک منطقه ای بسیار مهم به حساب می آید و دارای پیروانی از ادیان اسلام، هندوئیسم، سیكیسم، بودیسم و مسیحیت است. در این بین مسلمانان از اكثریتی حدود ۸۵ درصدی برخوردارند و بخش قابل توجهی از آنان شیعه اند .  تغییر بنیادی از هندوئیسم به اسلام در كشمیر، به شكلی آرام و مسالمت آمیز، از طریق ایمان و ارشاد صورت گرفته، تبلیغ اسلام در این منطقه به وسیله جهانگردان، بازرگانان، و ماجراجویان آغاز شد و بعد با سفر روحانیان و صوفی ها از ایران و آسیای مرکزی تحرک بیشتری یافت. نخستین کسی که در کشمیر به ترویج اسلام مبادرت ورزید ، مبلغ بزرگی از خراسان به نام “سیدشرف الدین موسوی” معروف به “بلبل شاه” بود. او در سال ۱۳۲۴م. برابر با ۷۲۴ قمری در حکومت رینچن شاه، به کشمیر آمد. رینچن شاه بودایی مذهب بود اما از مذهب بودایی و هندو راضی نبود و آنها را نجات بخش بشر نمی دانست. وی در پی دینی بود كه تسلی بخش باشد. لذا از پیروان مذاهب و فرقه های مختلف هند دعوت كرد تا در دربارش به مناظره و مباحثه بنشینند. جاذبه روحانی بلبل شاه و کرامات او، چنان رینچن شاه را تسخیر کرد که صبح روز بعد به دین مبین اسلام مشرف شد و اسم او را صدرالدین نهاد. پس از مدتی ۱۰ هزار نفر به پیروان اسلام پیوستند. دوره چک ها که شیعه بودند نیز دوره ای استثنایی و طلایی در تاریخ تشیع پرنشیب و فراز کشمیر به حساب می آید. اما در اوایل قرن هشتم هجری، ورود کاروان عارف بزرگ، میر سید علی همدانی با جمعی از سادات و عرفای شیعه از ایران تأثیر به سزایی در ترویج اسلام و مذهب تشیع در آن سامان بر جای گذاشته است. گفتنی است اجداد امام خمینی(ره) نیز در همین کاروان پای به سرزمین کشمیر نهادند و تا چند نسل قبل از ایشان در آن سرزمین زیستند و برخی از آنها در این راه به شهادت رسیدند. از جمله میر سیدحامد حسین موسوی و دینعلی شاه جد پنجم و چهارم ایشان که مزارشان اکنون زیارتگاه مردم کشمیر است. با حضور این خاندان محترم اسلام در کشمیر گسترش وسیعی یافت.

نگرشی بر ریشه بحران کشمیر:

نخستین زمینه های بروز بحران كشمیر، به دوران استعمار هند توسط انگلستان باز می گردد. در سال ۱۹۴۷ مسئله تقسیم شبه قاره هند مطرح شد. در آن زمان خواسته مسلمانان کشمیر، جدایی از هندوها بود. قرار هم بر این بود مرزبندی این منطقه بر مبنای مذهبی صورت گیرد. قبل از استقلال هند ، چند ایالت آن ، حالت استقلال مانند و خود مختاری داشتند. كشمیر در رأس این ایالت ها قرار داشت و مابقی حیدرآباد و جوناگد بودند. نام این سه ایالت که اكثریت جمعیت آنها مسلمانان بودند از تقسیمات حذف و این طور اعلام شد كه مردم این مناطق، بعداً خودشان تعیین خواهند کرد كه تحت حاکمیت هند باشند یا پاكستان؟۱۴ آگوست ۱۹۴۷ استقلال پاكستان و یك روز بعد ۱۵ آگوست، استقلال هند اعلام شد. پاكستان در آن هنگام به لحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی كشوری ضعیف و هند قویتر بود. گاندی رئیس جمهور و جواهر لعل نهرو نخست وزیر وی بود. آنها به سرعت جوناگد و حیدرآباد را اشغال و به خاك هند ضمیمه كردند، بدون اینكه از ساکنان آن پرسیده شود كه به چه کشوری می‌خواهند بپیوندند؟ وقتی چنین اتفاقی رخ داد در پاكستان نیز حركتی تقابل آمیز شکل گرفت. مردم پاكستان به صورت بسیج عمومی و با اینكه تجهیزات خاصی نداشتند، در اعتراض به این اقدام با ارتش هند درگیر شدند. کشمیر در آن زمان حالتی شبه مستقل داشت. مردم پاكستان، وارد كشمیر شدند و تا نزدیكی سرینگر، پایتخت، پیش آمدند. در این هنگام هری سینگ، پادشاه كشمیر فرار كرد و به دهلی گریخت. هند زیركی به خرج داد و یكی از رهبران سیاسی كشمیر به نام “شیخ عبدالله” را كه زندانی هری سینگ بود، آزاد كرد و او را به دهلی برد و با وی توافقاتی انجام داد. روز ۲۷ اكتبر ۱۹۴۷ ارتش هند وارد كشمیر شد و با استفاده از تجهیزات فراوان وارد جنگ شد. ارتش هند، نیروهای مردمی پاكستان را از كشمیر خارج كرد و تا شهر “اوری” از شهرهای كوهستانی منطقه، عقب نشاند. در اینجا بود که نیروهای سازمان ملل وارد شدند و فرمان آتش بس صادر کردند. در نتیجه، كشمیر به دو قسمت هندی و پاکستانی تقسیم شد. حدود ۶۵ الی ۷۰ درصد كشمیر تحت سلطه هند و مابقی آن در حاکمیت پاکستان است. بخش پاکستانی دو قسمت دارد: “كشمیر آزاد و مناطق شمالی” که بیشتر جمعیت‌شان شیعه است. قسمت اخیر بلاتكلیف هستند. نه حق رأی در پارلمان هند دارند، نه حق رأی در پارلمان پاكستان. از داشتن مجلس محلی نیز محروم است. از آن تاریخ تاكنون كشمیر وضعیتی بحرانی و ناآرام دارد. متعاقب تصرف کشمیر توسط هند، دولت هند در راستای الحاق کشمیر به ایالت های داخلی خود، بعد از چند سال، “بخشی غلام محمد”، معاون شیخ عبدالله را به جایش نشاند. با برکناری و زندان رفتن شیخ عبدالله، دو حزب سیاسی در كشمیر تأسیس شد: “محاذر الشماری” (جبهه استصواب مردمی) و دیگری «كنفرانس ملی» كشمیر. شعار حزب كنفرانس ملی این بود كه باید از لحاظ اصول تقسیم شبه قاره، طرف پاكستان باشیم. «محاذر الشماری» نیز معتقد بود كه به ما اجازه بدهید طبق قطع‌نامه‌های سازمان ملل، رفراندوم برگزار شود. اما این رفراندوم تا کنون برگزار نشده است. طی چند دهه، قدرت بین دو حزب كنگره و كنفرانس ملی در گردش بود، تا اینكه نهضت های آزادی بخش شکل گرفتند. پاكستان در شكل‌گیری این نهضت ها مؤثر بود. تا سال ۱۹۸۹ فعالیت نهضت های آزادی بخش فقط در بعد مبارزه سیاسی با دولت هند و مقامات محلی بود. اما در سال ۱۹۸۷، احزاب آزادی بخش كشمیر متحد شدند و”جبهه متحد اسلامی” را تشكیل دادند. نهضت‌های آزادی بخش كشمیر پیش از این، در انتخابات ایالتی شركت نمی‌كردند. زیرا آنها قانون اساسی هند را قبول نداشتند. شرط اول شركت در انتخابات هم این بود كه تعهد بدهند قانون اساسی را قبول دارند. اما آنها اعلام كردند كه در انتخابات شركت می‌كنند. انتخابات برگزار شد و مردم به آنها رأی دادند. دولت هند از قدرت گرفتن این گروه احساس خطر می كرد زیرا می‌دانست اگر نهضت‌های آزادی بخش وارد پارلمان بشوند، در مجلس قانون‌گذاری می‌توانند الحاق كشمیر را ملغی اعلام كنند و بدین ترتیب كشمیری ها می‌توانند از هند جدا شوند. بنابراین دولت هند در نتایج آرا تصرف و آرای جبهه متحد را به نفع دیگران اعلام کرد. با این اقدام، نهضت‌های آزادی بخش وارد فاز مبارزه مسلحانه شدند.احزاب آزادی بخش فراوانی مثل حزب المجاهدین، حزب‌المؤمنین، لشكر طیبه و …كه نزدیك به صد گروه بودند با دولت هند جنگیدند. اما به دلیل اینکه با یکدیگر متحد نبودند نتیجه لازم را نگرفتند. در طرف مقابل، هند هم ارتش تا به دندان مسلح و مجهزی داشت. آمریكا به پاكستان فشار آورد. پاكستان هم در این قضیه عقب نشینی كرد و دست از حمایت برداشت. جوانان زیادی دستگیر، شهید و مفقود شدند. در این جنگ بیش از دویست‌هزار نفر كشته شدند. علاوه بر دو بخش هندی و پاکستانی جداسازی بخش چینی نیز محصول جنگ هند و چین است. به دنبال بروز جنگ، چین خودسرانه در سال ۱۹۶۲ بخشی از كشمیر را به اشغال خود در آورد. چین و روسیه قبلاً از نفوذ زیادی برخوردار بودند. “مو وی زه” رهبر اسبق چین، نظریه تندروانه‌ای داشت كه “انقلاب فقط از لوله تفنگ بیرون می‌آید” و گروهی نیز در كشمیر چنین عقایدی داشتند. یكی از فواید مسلح شدن جنبش های اسلامی در كشمیر این بود كه آن گروه‌ها نابود شدند. بعد از فروپاشی شوروی سابق ، نظریه كمونیستی هم در كشمیر به پایان رسید.

شیعیان کشمیر:

تشیع با پیشینه ای بلند در کشمیر، تاریخ پر فراز و نشیبی دارد. این مذهب که توسط مبلغان و صوفیان ایرانی وارد کشمیر شد، در زمان کوتاهی به تمام نقاط آن، از لداخ و بلتستان گرفته تا پونچه و جامو، سرایت نمود و پیروان زیادی پیدا کرد که با گذشت کمتر از یک قرن، مذهب رسمی این کشور اعلام گردید. مخالفان تشیع که با موجودیت آن، منافع نامشروع خود را در خطر می دیدند، برای نابودی آن، هیچگاه از فریب کاری و توطئه علیه این مذهب دست بر نداشتند. به طوری که بارها در طول تاریخ، به  طور گسترده، به شیعیان هجوم آوردند و تلاش کردند تا چراغ تشیع را در این سرزمین خاموش کنند. شیعیان کشمیر با وجود تمام این مشکلات و تنگناها، توانستند در ابعاد گوناگون تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، کارهای فراموش ناشدنی انجام دهند و تا امروز در این منطقه حضوری فعال داشته باشند. تعداد شیعیان در كشمیر به طور رسمی بررسی نمی‌شود، بنابراین آمار دقیق از جمعیت و تناسب جمعیت شان در این منطقه، در دست نیست. طبق آمارهایی كه توسط سازمان‌های خصوصی شیعه و غیر شیعه انجام گرفته جمعیت شیعیان به حدود ۲ میلیون نفر می‌رسد كه تقریباً بالغ بر ۱۸ درصد جمعیت كل کشمیر را تشكیل می‌دهند. وجود شیعیان در کشمیر كاملاً مشهود و محسوس است. آنها پایبند به مذهب‌اند اما تهدیدها و چالش‌های گوناگون فرهنگی از جمله نبودن انسجام و وحدت، كافی نبودن مراكز فرهنگی از لحاظ كمّی و كیفی و فعّاليّت گسترده وهابیت و مسیحیت، متوجه آنها است. با وجود جمعیت قابل توجه شیعیان، تأثیر آنان در سیاست اندک و به لحاظ وضعیت علمی و اقتصادی متوسط است. بهتر نمودن وضعیت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شیعیان نیازمند انسجام و همكاری شیعیان مناطق شش گانه یادشده است. مردم مظلوم كشمیر كه تا آن زمان با مشکلات و مصائب فراوانی دست به گریبان بودند، روح تازه ای به پیكرشان دمیده و سبب شد تا در میدان سیاست، حضور فعال تری داشته باشند. همان طور که اشاره کردیم، آنها به منظور حضور یكپارچه و یك صدا، تشكیلاتی به نام «جبهه متحد اسلامی» از شیعه و سنی را تشکیل داده و تاکنون بیش از صد هزار شهید، در راه مبارزات اسلامی شان فدا نموده اند در ادامه با وضعیت شیعیان کشمیر در زمینه های مختلف آشنا می شویم.
وضعیت علمی و آموزشی: تعداد افراد درس خوانده، اساتید دانشگاه، پزشکان، علماء و روحانیان مذهبی در بین شیعیان كشمیر كم نیستند اما حضور و گسترش شخصیت‌های برجسته در رشته‌های مختلف، همچنان دغدغه بزرگی است. به دلیل عدم ثبات لازم طی سالیان دراز مردم این سرزمین از نظر سواد و بهداشت وضعیت خوبی نداشته اند. البته اکنون در مناطق مرکزی وضع خوب است و در زمینه مناطق دوردست و محروم حركتی اگرچه کند ولی روبه جلو در جریان است. وضعیت بهداشت نیز اگر چه در طی ده، پانزده سال گذشته نامطلوب ارزیابی می شد و پزشكان عالی رتبه آن اكثراً به هند رفته بودند، اما در حال حاضر اوضاع بهداشت نیز بهتر شده است.
در هر یک از ایالات جامو و كشمیر، حدود چهار دانشگاه وجود دارد اما همچنان در زمینه تحصیلات آكادمیك، نگرانی های جدّی ای جامعه شیعیان را تهدید می کند. آنها مدارس ابتدایی به حد کافی ندارند. اگر فرزندانشان را به مدارس دولتی بفرستند به خاطر پایین بودن سطح آموزشی به جایی نمی‌رسند و اگر به مدارس مسیحی یا وهابی بفرستند دین شان را از دست می‌دهند. آنها كالج و دانشگاه هم ندارند به علاوه در نهادهای دولتی نیز از نفوذ لازم برخوردار نیستند تا بدین وسیله از مشكلات شان كاسته شود. به عکس، وهابیان در همه مناطق كشمیر مساجد و مدارس مختلفی تأسیس کرده اند و دانشگاه بین‌المللی اسلامی شان در قلب كشمیر رو به اتمام است.۳ آنها مبالغ هنگفتی هزینه می کنند و در برنامه ای هدفمند از هر خانواده یك فرزند‌ را تحت تعلیم قرار داده، ماهانه مبلغی را به خانواده اش به عنوان شهریه می پردازند. و سپس از همین فرزندان مبلغان وهابی تربیت می کنند.۴
حوزه‌های دینی شیعی نیز به لحاظ كمّی كافی نیستند و وضع شان تأسف بار است. بعضی‌‌ هر از چندی تعطیل می‌شوند. بعضی از حوزه‌ها كمبود استاد دارند و نیازمند افراد اندیشمند هستند. در حدود نیمی از جمعیت شیعیان، از مسائل ابتدایی و روزمره مانند مسائل تقلید بی خبرند. شیعیان کشمیر عاشقانه بـرای اهل‌بیت (علیهم السلام) نذر می کنند، هزینه‌های‌ هنگفتی برای ساخت حسینیه‌ها می پردازند اما تشكیلات منسجمی نـدارند كـه از ایـن نذورات در بخش آموزش استفاده بهینه بكند. جوانان شیعه معارف دینی شان را نیز در بعضی از مناطق شمالی و کشمیر آزاد نزد اهل سنت و حتی وهابیان فرا می گیرند.۵ اگر چه در كشمیر هند، سازمان «تنظیم المكاتب» و بعضی از سازمان‌های دیگر در كلّ این منطقه مكتب¬خانه‌ها را راه اندازی كرده‌اند و فعالیت آن موجب ارائه خدمات ارزنده ای شده است، اما همین مراکز معدود نیز از به روز نبودن مواد درسی و سیستماتیك نبودن روش تدریس و وجود اختلاف بین گردانندگان دفاتر خود رنج می برند. لازم به ذکر است، در حال حاضر تعداد معدودی حوزه علمیه شیعی تحت نظارت سازمان مدارس و حوزه‌های علمیه خارج از کشور حوزه علمیه قم فعالیت می کنند. در وادی كشمیر دو حوزه وجود دارد: حوزه علمیه امام رضا(ع) که توسط ایران تأسیس شده و دیگری به نام «جامعه باب العلم» که مؤسس آن مرحوم آقا سیدیوسف موسوی بوده است. در جامو و کارگیل نیز هر کدام یک حوزه در حال فعالیت است.در مجموع باید گفت، وضعیت علمی و آموزشی شیعیان كشمیر نیازمند یك تحوّل اساسی است.
 وضعیت فرهنگیوضعیت فرهنگی شیعیان در کشمیر یکی از سوژه‏های اصلی است که دولت‏مردان به ویژه در بخش هندی از آن‏ بهره‏برداری سیاسی می‏کنند. دولت هند، همه امکانات خود را برای تغییر فرهنگ بومی اسلامی در کشمیر به کار گرفته و تا حدودی نیز در این زمینه موفق شده است. شیعیان کشمیر، هم از طرف اهل سنت و هم از طرف دولت هند مورد هجوم فرهنگی قرار گرفته اند. آنان برای مقابله با این تهاجم، هیچ نوع امکاناتی در اختیار ندارند.  دولت هند اکنون در کشمیر، دو نوع برنامه فرهنگی را نسبت به عموم جامعه مسلمانان دنبال می‏کند: اول: برنامه های نظری: دولتمردان هند محصولات دیداری و شنیداری فراوانی را به منظور گسترش‏ هندویسم ساخته و در سراسر کشمیر پخش کرده‏اند و در این زمینه‏ برنامه‏های وسیعی تدارک دیده‏اند. هفتصد هزار ارتش و نیروی نظامی مستقر آنان در کشمیر نیز در این زمینه فعال هستند.  دوم: برنامه های عملی: دولت مردان هندی، فرهنگ هندی و غربی را با وسایل ارتباط جمعی از جمله‏ رادیو، تلویزیون، روزنامه‏ها و مجلات ترویج می‏کنند. آنان مجلات و فیلم‏های مبتذل‏ هندی و غربی را در دسترس عموم قرار می‏دهند، نوشته‏های ضد اسلامی و ضد اخلاقی‏ را تشویق می‏کنند و یا شبکه‏های ماهواره‏ای، برنامه‏های مبتذل و ضد اخلاقی برای تغییر و استحاله فرهنگ اصیل اسلامی در کشمیر پخش می‏نمایند. توزیع فیلم‏های مبتذل و ضد اخلاقی، و پخش مواد مخدر و مشروب به وسیله دلالان‏ در بین جوانان کشمیری، کار روزمره نظامیان هند در کشمیر است. به نقل از در روز نامه‏ها، تا به حال بیش از سیصد دختر مسلمان با نیروهای نظامی هند که غیر مسلمان هستند، از خانه‏هایشان فرار کرده‏اند. شیعیان برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، هیچ نوع امکانات و وسائلی در اختیار ندارند و با این جمیعت میلیونی، فاقد هرگونه مرکز چاپ و نشر هستند. آنان حتی یک چاپخانه‏ مخصوص به کارهای فرهنگی و دینی خودشان ندارند.  داشتن یک کانال تلویزیون خصوصی برای شیعیان کشمیر هنوز مانند یک رؤیاست. آنان حتی یک سایت اینترنتی فعال ندارند تا بتوانند کارهای فرهنگی و غیره انجام دهند و صدای خود و نیازمندی‏های خویش را با این وسیله،به پیروان اهل بیت در سراسر جهان‏ برسانند. بیشتر نویسندگان به علت نبودن مراکز چاپ و نشر و نیز چاپ خانه نمی‏توانند کتاب‏ها و نوشته‏های خود را چاپ کنند. در میان شیعیان، افراد دارای فکر و ایده، تحلیل‏گران و روز نامه‏نگارهای جوان وجود دارند اما آنها برای دیگران کار می‏کنند. رؤسای چهار گروه‏ شیعیان، حتی می‏توانند شبکه تلویزیون شیعیان را راه بیندازند و چاپ روز نامه و راه‏اندازی‏ رسانه‏های معمولی برای آنها دشوار نیست. اما آنان تا حالا در این زمینه کار خاصی انجام‏ نداده‏اند، جز اینکه «گروه عباسی» ماهنامه‏ای به نام سفینه و «گروه محمدی»، فصلنامه‏ای به نام «الارشاد» منتشر می‏کردند که اینها از چند سال پیش متوقف شده‏اند. در حال حاضر بسیاری از روستاها در کشمیر، آب آشامیدنی بهداشتی ندارند اما شبکه‏های ماهواره‏ای با کمک نیروهای هند به آنجا رسیده و در اکثر مناطق، کنترل‏ ماهواره در پادگان‏های ارتش هند است.

شیعیان مناطق مختلف کشمیر به دلیل کمبود راه ارتباطی بین مناطقی كه توسط دولت های مختلف اداره می‌شوند، از یکدیگر جدا و پراكنده هستند. زبان محلّی متفاوت را نیز می توان عامل دیگری بر محدود ساختن ایشان در منطقه خودشان است. بعضی از سازمان‌های فرهنگی با ارائه خدمات یكسان این فاصله‌ها را تا حدودی كم نموده اند اما باز هم ارتباط بین شیعیان ایجاد نشده و در نتیجه به دلیل نبود رهبری و رأی سیاسی واحد آسیب پذیرند. غیر از درّه كشمیر، شیعیان هر یك از مناطق دیگر وحدت خودشان را حفظ نموده‌اند و همچنین غیر از مناطق شمالی، وحدت بین شیعه و سنی هم لطمه نخورده است. شیعیان فعال به طور محدود دارای مراكز فرهنگی و سازمان‌های اجتماعی هستند امّا تعداد و سطح آنها قابل توجه نیست.
كشمیر، به دلیل شرایط خاصش، مطمح نظر سیاستمداران هند و پاكستان قرار داشته و مورد مناقشه شصت ساله بین دو کشور بوده و هست. شیعیان نیز به تناسب جمعیت‌شان از لحاظ جانی و مالی از این ناحیه مورد آسیب قرار گرفته اند. در مجموع حدود ۷۰ درصد جمعیت شیعیان حامی آزادی از هند هستند. در این وضعیت، گروه‌های مسلح و تندرو سلفی نیز تهدید جدّی برای شیعیان در حال فعالیت هستند.

گروه های اجتماعیدر اواخر قرن نوزدهم و به ویژه با آغاز قرن بیستم میلادی، شیعیان کشمیر در اثر اختلافی که انگیزه های آن دقیقاً روشن نیست از درون به دو گروه قدیم و جدید تقسیم گردیدند. در نتیجه، تمام موقوفات مانند اماکن مذهبی و حسینیه ها بین خودشان تقسیم کردند. در ادامه نیز هر یک از این گروه ها به دو گروه دیگر تقسیم شدند. این چند دستگی و از هم گسیختگی درونی جامعه شیعه موجب شد تا آسیب پذیری آنان بیش از پیش شود و ضربه ای به آنان وارد آید که تهاجمات متواتر بیرونی نتوانسته بود نظیر آن را ایجاد کند. حكیم صفدر همدانی محقق و نویسنده، و از چهره های منادی وحدت اعتقاد دارد كه «گرچه حكومت و دولت از دست شیعیان رفت، اما از دست رفتن حكومت و دولت، به اندازه حزب گرایی و گروه بندی به شیعیان خسارت وارد نكرد.» به نظر وی، سال ۱۸۸۹ را كه درآن شیعیان كشمیر به دو گروه تقسیم شده اند، بی شک می توان آغاز افول شیعیان به حساب آورد. منشی محمداسحاق (متوفی ۱۹۶۹م.) نیز چهره دیگری است که برای وحدت شیعیان تلاش کرد. او مسئول اورژانس شهرستان بدگام بود، کوشید تا رهبران را آشتی دهد و رؤسای گروه را به حسینیه های یك دیگر ببرد. در سال ۱۹۷۵م. نیز شخصیتی روحانی به نام شیخ حسین كرمانی از طرف مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) به كشمیر آمد و در ایجاد وحدت کوشید اگر چه با مخالفت هایی نیز مواجه شد.
یك سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نماینده ویژه ای از طرف امام خمینی به كشمیر اعزام شد. وی تمام علما را در مسجد حاجی عید شهر علمگری جمع و پیام ویژه امام خمینی(ره) را مبنی بر اتحاد و کنار گذاشتن گروه گرایی ابلاغ کرد. وی گفت: «امام خمینی(ره) محبت خاصی نسبت به كشمیر دارند.» در سال ۱۹۹۱ روحانیان حامی جنبش آزادی بخش كشمیر، «نهضت اسلامی كشمیر» را تشكیل دادند. این نهضت مورد حمایت معنوی جمهوری اسلامی ایران بود. نهضت پس از مدتی مجلس علمای كشمیر را بنیانگذاری کرد. البته با گذشت زمان، معضل یاد شده به رغم اظهار تأسف جمله شیعیان و رهبران مذهبی همچنان پابرجاست. تا به‌ حال تلاش‌های بسیاری برای رفع آن صورت گرفته است. اغلب سران گروه ها به ایران دعوت شده اند و گفتگو‌هایی بین آنها انجام شده است. در بین شیعیان کشمیر دیدگاه های مرجعیت و نظرات ولایت فقیه، مورد احترام است و تعداد زیادی مقلد رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای (مدّ ظلّه) هستند. عشق و علاقه شیعیان کشمیر به جمهوری اسلامی باعث شده است که در اکثر راه‏های ورودی به مناطق‏ شیعه‏نشین، تابلوهای بزرگ نصب شده که به تصاویر امام خمینی و امام خامنه ای مزین است. این تصاویر در اغلب حسینیه‏های شیعیان نیز به چشم می خورند. علاوه بر آن، چندین خیابان در مناطق شیعه نشین کشمیر به طور رسمی به نام امام خمینی(ره) است.
وضع اقتصادی: اقتصاد شیعیان كشمیر از طریق كشاورزی، باغدادی، دامداری، كار در خارج از كشور، كار در اداره‌های دولتی، تجارت و قالیبافی تأمین می‌شود. معیشت عموم شیعیان در حدّ متوسط است اما در مجموع در تنگی معیشت دست به گریبان اند. البته با تلاش نسل جدید مبلّغان كارهای آغازین برای چاره اندیشی برای حل مسائل شان آغاز شده است. وضعیت اقتصادی كشمیر بعد از اشغال هند در سال ۱۹۴۷ رو به زوال رفته است؛  در حالی كه منطقه كشمیر از نظر آبی سرشار است و این منطقه را با وسایل مدرن و پیش رفته ای كه در زمینه دام داری و كشاورزی به وجود آمده، می توان به حد خودكفایی رساند. اما دولت هند در این زمینه اقدامی انجام نداده است.وضعیت مالی و اقتصادی شیعیان كشمیر بدتر از پیروان سایر فرقه ها و مذاهب  است. هم اكنون ۲۵درصد آنان زیر خط فقر زندگی می كنند و كمترین امكانات و وسایلی برای بهبود ندارند. پیروان اهل بیت(علیهم السلام) در كشمیر در گذشته بیشتر به صنایع دستی و كشاورزی وابسته بودند ولی نسل كنونی به این صنایع علاقه ای ندارند و لذا از كارهای هنری و سنتی بی بهره ماندند. در نتیجه این منبع قوی اقتصادی به دست دیگران افتاده و لطمه سنگینی به اقتصادشان وارد ساخته است. وضعیت اشتغال نیز در میان شیعیان كشمیر، از دیگران بدتر است؛ حتی سیک ها و بودایی ها كه خیلی كمتر از شیعیان هستند، وضعیت اشتغال بهتری دارند. در اداره های دولتی (مركزی و ایالتی)، اشتغال شیعیان بیشتر از ۲ درصد نیست؛ در حالی كه آنها ۱۸ درصد جمعیت را تشكیل می دهند. حتی در اداره های دولت مركزی یعنی IPS و IAS یك نفر از شیعیان شاغل نیست و در اداره های ایالتی مانندK.P.S.  ، K.A.S وCivil Sectraitبیشتر از ده نفر از آنها حضور ندارند. شیعیان در بخش های سه گانه

بخش هندی:

الف- شیعیان لداخ: مساحت این منطقه ۵۹۱۴۶ كیلومتر مربع و جمعیت آن حدوداً ۳۰۰ هزار نفر می‌باشد. ۵۲ درصد جمعیت این منطقه را مسلمانان تشكیل می‌دهند و حدود ۴۸ درصد مردم، پیرو آیین بودایی می‌باشند. در جمعیت ۵۲ درصدی مسلمانان اكثریت با شیعه امامیه هست و اهل سنت تعداد كمی دارند. این منطقه مشتمل بر دو شهرستان به نام «لیه» و «كرگیل» است و شیعیان عمدتاً در كرگیل سكونت دارند. آنان حدود ۸۵ درصد جمعیت این شهرستان را تشكیل می‌دهند. در شهرستان لیه حدود پانزده درصد مردم مسلمان‌اند و اكثریت آنها با شیعه است. شیعیان این  منطقه بسیار مذهبی و انقلابی هستند. از گذشته تعامل خوبی بین آنان و پیروان سایر ادیان برقرار بوده، اما درگیری ای كه در سال ۲۰۰۶م. بین مسلمانان و بودایی‌ها انجام گرفت، اثرات سوئی بر‌جای گذاشت که تبعات آن هنوز هم وجود دارد. از ان جمله تحریم اقتصادی ای است كه از طرف بودائیان اعمال می‌شود. مساجد و حسینیه‌ها آباد و پر رونق و مراكز فرهنگی نیز فعال می‌باشند. تعداد طلاب مشغول به تحصیل در این منطقه قابل توجه است. مراسم مذهبی با شكوه خاصی برگزار می‌شود. مراسم انقلابی از جمله راهپیمایی روز قدس نیز با اهتمامی كه در كرگیل برگزار می‌شود در هیچ نقطه‌ ای از هند دیده نمی شود. شیعیان در امور اجتماعی و سیاسی هم فعال اند. قبلاً نماینده شیعه به پارلمان هند هم می‌فرستادند. در مجلس كشمیر حداقل دو نماینده شیعه می‌فرستند كه یكی از آنها عمدتاً پست وزارت دارد. شیعیان اینجا حامی هند هستند و نهضت مسلحانه را حمایت نمی‌كنند. اقتصاد آنها عمدتاً بر پایه تجارت در سطح محدود و كار در اداره‌های دولتی استوار است. این منطقه كلاًّ دور افتاده، سرد و كوهستانی است. بدین جهت شركت‌های بزرگ در آن سرمایه گذاری نمی‌كنند. با این حال وضع اقتصادی شیعیان خوب است و در مجموع وضعیت شان از هر لحاظ بهتر است.

شیعیان دره كشمیرمهم ترین منطقه كشمیر درّه‌ آن به مساحت ۱۵۹۴۸ كیلومتر مربع و جمعیت ۵۴۷۶۹۷۰ نفر است. ۹۵درصد جمعیت این دره را مسلمانان تشكیل می‌دهند و حدوداً یك و نیم میلیون نفر از آنها شیعه امامیه‌اند. این منطقه مشتمل بر شش شهرستان به نام‌های سرینگر، باره مولا، بدگام، اننت‌ناگ، پلوامسه و كپواره، می‌باشد كه جمعیت شیعیان در سرینگر ۲۶درصد، باره مولا ۳۳درصد، بدگام ۳۶درصد، اننت ناگ ۴/۱درصد، پلوامه ۶/۱درصد و كپواره ۱۶/۵ درصد می‌باشد. آنها به مذهب علاقه‌مند هستند. مراسم مذهبی را با شكوه خاصّی برگزار می‌كنند و مراكز فرهنگی فعالی دارند. اینجا دو حوزه علمیه، یك بیمارستان و دانشكده پزشکی، تعدادی مدارس ابتدایی و تعدادی مكتب خانه‌ فعّال دارد اما همه این مراكز از لحاظ كمّی و كیفی با توجه به فعالیت گسترده وهابیت و مسیحیت كافی نیستند. شیعیان در زمینه تحصیلات آكادمیك رشد مطلوبی نداشته و در پست‌های دولتی چندان دیده نمی‌شوند. جامعه شیعه با مشكلاتی از جمله پراكندگی، گروه بندی و تعصّب نسبت به سران گروه ها مواجه است. خوشبختانه در حال حاضر طلاب دره کشمیر گروه‌ها را كنار گذاشته و تشكّلی واحد به نام «مجمع اسلامی كشمیر» را تأسیس نموده‌اند كه در راستای وحدت آفرینی و کمرنگ کردن فرهنگ حزب‌گرایی حركت می‌كند. شیعیان در سیاست فعال‌اند اما فعالیت‌شان محدود به گروه‌ هایشان است. در نتیجه‌ حتی یك نماینده شیعه هم در انتخابات پارلمانی هند رأی نمی‌آورد اما حداقل سه نماینده شیعه در مجلس كشمیر حضور دارد. شیعیان در نهضت مسلحانه آزادی‌خواه هم سهم دارند و در حال حاضر دو رهبر آزادی خواه شیعه فعال‌اند. درآمد شیعیان متوسط رو به پایین است و عده‌ ای در فقر به سر می‌برند. یك فاصله طبقاتی هم بین آنان دیده می شود.

شیعیان جامو: مساحت این منطقه ۲۶۲۹۳ كیلومتر مربع و جمعیت آن ۴۴۳۰۱۹۱ نفر می‌باشد. اكثرت این منطقه را هندوان تشكیل می‌دهند و حدود ۳۰درصد مردم مسلمان‌اند.۱۵ منطقه جامو مشتمل بر شش شهرستان به نام كتوعه، جامو، ادهم پود، راجوری پونچ، و دوده می‌باشد. شیعیان عمدتاً ساكن شهرستان پونچ‌اند. تعدادی در شهرستان جامو، دوده و راجودی هم سكونت دارند. اطلاع از آمار دقیق شیعیان این منطقه در دست نیست و سازمان‌های مغرض هندویی تعداد شیعیان این منطقه را ۱۰۰هزار نفر اعلام می کنند. شیعیان جامو به مذهب علاقه‌مندند. مراسم عزاداری را با شكوه خاصی برگزار می کنند. یك حوزه علمیه، یك دانشكده، تعدادی مدارس ابتدایی و تعدادی مكتب خانه در این منطقه توسط شیعیان فعال می‌باشند. اما مراكز فرهنگی از لحاظ كمّی و كیفی كافی نیستند. شیعیان با اهل سنت و همچنین با پیروان ادیان دیگر هم تعامل خوبی دارند. در زمینه تحصیلات آكادمیك فعالیت شیعیان خوب است اما در پست‌های دولتی دیده نمی‌شوند. در سیاست نقشی ندارند و رهبران سیاسی، شیعیان جامو را نادیده می‌گیرند. تجارت، کشاورزی و كار در اداره‌های دولتی عمده راه های کسب درآمدشان می‌باشد. شیعیان عمدتاً در روستا سکونت دارند. و شاید بتوان گفت که همین امر موجب دوری از پیشرفت مورد انتظارشان شده است.

بخش پاكستانی

الف- شیعیان مناطق شمالی: مساحت این منطقه ۷۲۹۷۱ كیلومتر مربع و جمعیت آن ۹۷۰۳۴۷ نفر می‌باشد. این قسمت از كشمیر مشتمل بر دو منطقه به نام‌های بلتستان (شامل دو شهرستان به نام غانچه و امیكردو) و گیلگیت (شامل پنج شهرستان به نام‌های استور، دیامبر، غیازر، گیلگیت و هونزا ناگر) می‌باشد كه پاكستان آن را به طور مستقیم به عنوان «مناطق شمالی» اداره می‌كند. ۸۵درصد مردم این مناطق شیعه امامیه هستند. شیعیان مناطق شمالی بسیار متديّن و انقلابی هستند و مراسم دینی و انقلابی را با اهتمام و شكوه خاصّی برگزار می‌نمایند.
تعداد قابل توجّهی از طلاب این منطقه به تحصیل در حوزه علمیه قم اشتغال دارند. مراكز فرهنگی و مدارس علمیه شیعیان فعّال اند اما فعالیت وهابیان نیز در این منطقه بسیار گسترده است. آن‌ها در جای جای مناطق شمالی مدارس و دانشگاه‌هایی تأسیس کرده‌اند و به صورت رایگان خدمات ارائه می‌كنند. در نتیجه در بسیاری از مناطق، فرزندان شیعیان نزد وهابیان درس می‌خوانند و باورهای مذهبی‌شان را از دست می‌دهند. از لحاظ سیاسی این منطقه از حقوق شهروندی شان بسیار محروم نگه داشته شده و از طرف پاكستان، نه ایالتی مستقل محسوب می‌شود و نه رسماً داخل قلمروی كشمیر آزاد به شمار می آید. بسیاری از مشكلات شیعیان اینجا ناشی از همین محرومیت حقوق سیاسی است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شیعیان برای تشكیل یك ایالت شیعه نشین نهضتی را راه انداختند كه به شدت سركوب شد و بعد از آن وهابیان غیر بومی و تعداد زیادی در آن‌جا اسكان داده شدند. در نتیجه این اقدام هر از چندی بین وهابیان و شیعیان درگیری ایجاد می‌شود. به لحاظ اقتصادی هم تجارت و بازرگانی مناطق شمالی عمدتاً در اختیار وهابیان است. در مجموع اوضاع شیعیان مناطق شمالی به ویژه از نظر تهدیدهای فرهنگی نامناسب می‌باشد.

ب- شیعیان كشمیر آزاد: مساحت این قسمت از كشمیر ۷۸۹۳۲ كیلومتر مربع و جمعیت آن حدوداً ۴ میلیون نفر می‌باشد. كشمیر آزاد به طور غیر مستقیم توسط پاكستان اداره می‌شود و از استقلال داخلی برخوردار است. در این منطقه مسلمان نشین حدود ۱۵ الی ۲۰ درصد جمعیت را شیعیان تشكیل می‌دهند. این منطقه مشتمل بر هشت شهرستان به نام‌های مظفر آباد، میرپور، پونچ، توتلی، باغ، بمبر و سدنتی می‌باشد كه شیعیان بیشتر در شهرستان‌های نیلم و بمبر سكونت ندارند. شیعیان کشمیر آزاد به مذهب علاقه‌مند هستند و مراسم مذهبی را با اهتمام برگزار می‌كنند امّا از لحاظ اماکن مذهبی در مضیقه هستند. بسیاری از مناطق شیعه نشین مسجد ندارند و مساجد موجود عمدتاً ویران است. سه حوزه علمیه موجود نیز هر از چندی تعطیل می‌شود. مراكز فرهنگی دیگر نیز به سبب نبود نیرو راه اندازی نشده‌است. ۱۷ نفر طلبه از این منطقه در حال حاضر مشغول تحصیل در حوزه علمیه قم هستند كه با توجه به نیاز فراوان منطقه، این تعداد اندک است و بسیاری از مناطق، از داشتن طلبه و مبلّغ محروم ‌اند. در این منطقه تعداد زیادی سادات سكونت دارند كه عقیده‌ شیعی دارند امّا اعمال شرعی شان را مانند اهل سنت به جا می آورند و شیعه محسوب نمی شوند. بنا به گفته مبلّغان، چنانچه همه این سادات به تشيّع روی آورند جمعیت شیعیان در كشمیر آزاد از ۳۰ درصد تجاوز می‌كند. مع الاسف كمبود مبلّغان شیعه و فعالیت زیاد وهابیت، تهدید جدّی فرهنگی برای شیعیان این منطقه نیز به شمار می آید. از لحاظ سیاسی، در حال حاضر مجلس كشمیر آزاد دو نماینده شیعه دارد امّا عموم مردم از فقدان انسجام سیاسی رنج می برند. اقتصاد شیعیان از طریق كشاورزی، بازرگانی، كار در اداره‌های دولتی و كار در خارج از كشور تأمین می‌شود. شیعیانی كه از طریق كشاورزی امرار معاش می‌كنند عمدتاً در كشورهای اروپایی و عربی كار می‌كنند و اقتصاد این دسته از شیعیان خوب است. لازم به ذکر است این بخش از شیعیان می توانند با همکاری مبلّغان زمینه های رفع فقر فرهنگی و مذهبی رافراهم آورند.

 

 

 منطقه چین:

اكسای چن: اکسای چین منطقه‌ ای سرد سیر است كه تحت كنترل کشور چین می‌باشد. به لحاظ مساحت یك پنجم كل كشمیر بوده، به لحاظ جمعیت حدوداً ۰/۰۰۰/۱۰۰ نفر جمعیت دارد. از این میان ۹۹درصد بودایی هستند و تقریباً تا کنون آماری از حضور شیعیان در این منطقه گزارش نشده است.

اعتقادات شیعیان کشمیر: علاوه بر اعتقادات عمومی و آنچه در بخش های نخست تحت عنوان ایران صغیر، بزرگداشت عید نوروز و اعتقاد به آن به عنوان روز غدیر نزد شیعیان کشمیر گفته شد، در این بخش به دو ویژگی اعتقادی مذهبی و سیاسی دیگر اشاره می کنیم.

باور مهدویت: غلام مصطفی میر از پژوهشگران اسلامی کشمیر، که از سال ۱۳۸۲ در مدرسه طلاب خارجی امام خمینی(ره) تحصیل می کند، دربارۀ باور مهدویت در بین شیعیان کشمیر می گوید: « اعتقاد به مهدویت در بین شیعیان کشمیر، یک موضوع بسیار مهم است. جشن های نیمه شعبان، قرائت دعای ندبه و سایر توسلات به آن حضرت، در طول سال در محافل شیعیان برقرار است. شیعیان کشمیر علاوه بر اهتمام نسبت به برگزاری مراسم های یادشده، و ادای حقوق مالی امام زمان (علیه السلام) نظیر خمس و زکات، صدقه ای ویژه با عنوان «امام ضامن» به امام شان هدیه می کنند، به این صورت که هنگام عزیمت به سفر، مبلغی را به عنوان هدیه به امام بر بازوی خود می بندند و پس از بازگشت، آن را به نیت امام زمان (صلوات الله علیه) صدقه می دهند.
حمایت از انقلاب اسلامی ایران

تصاویر امام خمینی(ره) و امام خامنه ای از محبوبیت ویژه‌ای در کشمیر برخوردار است و می‌توان این تصاویر را به همراه تصاویر رهبران کشمیری در میادین، کوچه‌ها، امام‌باره‌ها، مساجد، حوزه‌های عملیه و حتی مغازه های کوچکی که منبع درآمد یک خانواده کشمیری است، مشاهده کرد. علاقه شیعیان کشمیر به نصب این تصاویر ختم نمی‌شود و منش، نگرش و تفکر رهبری انقلاب اسلامی در ذهن و قلب این مردم حک شده و آنها را به حامیان آن بدل ساخته است. دکتر غلامرضا از اساتید دانشگاه کشمیر که زبان فارسی را نیز خوب صحبت می‌کند، و ارادت خاصی به ایران و ایرانی دارد، می گوید: «شیعیان کشمیر دوستدار نظام ایران هستند و حتی در مجالسی هم که برگزار می‌کنند، برای موفقیت ایران دعا می‌کنند.» وی با ستایش از ایستادگی و مبارزه ایران در برابر دولت استکباری ایالات متحده آمریکا، علت آن را چنین بیان می‌کند: «ایران، اسلامی است و باید برای اسلام باقی بماند. در ایران نه حکومت پادشاهی است و نه حکومت موروثی؛ حکومتی است که تنها منطبق بر اسلام است.» این استاد دانشگاه کشمیر با توصیف اینکه جمهوری اسلامی ایران پرچمدار جهان اسلام در مبارزه علیه آمریکا است، افزود: «نمی‌توان هیچ کشوری مشابه ایران به لحاظ مواضع و موقعیت سیاسی در سطح بین الملل پیدا کرد.» محمد جعفر، یکی از دانشجویان مقطع دکتری این دانشگاه نیز با غرور خاصی دربارۀ ایران و رهبران انقلاب اسلامی سخن گفت و از نقش آن در سیاست بین الملل یاد می کرد.

کشمیر، فلسطینی دیگر: متأسفانه در اثر برخوردهای نسبتاً مداوم بین هند و پاکستان بر سر منقطه حساس مرزی کشمیر، مردم کشمیر صدمات فراوانی متحمل شده اند. دردآورتر اینکه دولت هند خود نیز بر این آلام افزوده و به بهانه های واهی به رفتارهای خشونت آمیز علیه شیعیان و در موارد متعددی به کشتار انها می پردازد. به گزارش اسلام تایمز «كمیسیون حقوق بشر آسیا اعلام كرده كه در شش دهه گذشته كشمیر اشغالی تبدیل به دره مرگ شده است. در این منطقه هزاران شهروند عادی زندگی می‌كنند كه ممكن است هر لحظه توسط كسانی كه دولت از آنها با عنوان «نیروهای امنیتی» یاد می‌‌كند، كشته شوند. منابع پاکستانی در گزارشی، تعداد کشته های کشمیری ها را در بخش تحت حاکمیت هند این منطقه طی کمتر از دو دهه گذشته بیش از ۹۲ هزار نفر ذکر کرده اند. نیز گزارش داده، از ژانویه ۱۹۸۹م. تا ۳۱ مه ۲۰۰۸ نیروهای هندی در منطقه کشمیر تحت اشغال خود ۹۲ هزار و ۳۳۹ نفر از ساکنان این منطقه را کشته اند. همچنین منابع رسمی گزارش کرده اند که تعداد ۱۱۴ هزار و ۹۴۸ نفر از غیر نظامیان بی گناه دستگیر شده و طی این دوره ۶ هزار و ۹۳۶ نفر از رقم اخیر به قتل رسیده اند. به علاوه ۱۰۵ هزار و ۶۳۱ ساختمان و تأسیسات بر اثر ایجاد حریق و تخریب تاسیسات و امور زیر بنایی از بین رفته اند و ۲۲ هزار و ۶۰۶ زن، همسران خود را بر اثر این حوادث از دست داده و همچنین ۱۰۷ هزار و ۸۰ کودک نیز یتیم شده اند. در آمار دیگری تعداد زنانی که مورد آزاد و اذیت جنسی قرار گرفته اند به ۹ هزار و ۷۷۶ نفر رسیده است.

کشف گورهای دسته‌جمعی:

كشمیر تحت تصرف هند تبدیل به سرزمینی شده كه مردمش با سركوب نظام‌مند دولت هند مواجه اند و كشف گورهای دسته‌جمعی این واقعیت مخوف را اثبات می‌كند. كمیسیون حقوق بشر آسیا (AHRC) كه سازمانی غیرانتفاعی و فعال در حوزه حقوق بشر است، در گزارشی مرتبط با گورهای دسته‌جمعی در كشمیر دولت هند را متهم به نسل‌كشی مسلمانان این منطقه كرده است. این سازمان كه در سال ۱۹۸۴ تأسیس شده و مقر آن در هنگ‌كنگ است، گزارشی با عنوان «اسناد دفن شده؛ گورهای دسته‌جمعی ناشناخته و بی‌نام و نشان در كشمیر تحت حكومت هند» منتشر كرده است. به گفته سازمان حقوق بشر آسیا، این گزارش كه توسط «دیوان مردمی بین‌المللی حقوق بشر و عدالت» در بخش هندی كشمیر تهیه شده، تلاشی منحصر به فرد و جسورانه برای حقیقت‌یابی در مورد ناپدید شدن افراد و اعدام‌ بدون محاكمه افراد در كشمیر اشغالی بوده است. این گزارش ۱۰۸ صفحه‌ای بی‌اعتنایی‌های دولت هندوستان كه تاكنون اجازه داده مردم كشمیر در معرض انواع سركوب‌های نظام‌مند قرار گیرند را به چالش كشیده است. بر اساس این گزارش، مردم كشمیر در معرض اقداماتی قرار دارند كه طبق قوانین بین‌المللی حقوق بشر جنایت علیه بشریت نامیده می‌شوند، در ادامه گزارش اعلام شده كه دولت هندوستان اقداماتی جهت مخفی نگه داشتن این جنایت‌ها و جلوگیری از فاش شدن آنها انجام داده است.
«دیوان مردمی بین‌المللی حقوق بشر و عدالت» در بخش هندی كشمیر نیز با حمایت‌های «انجمن والدین افراد ناپدید شده» با صدها نفر از اهالی كشمیر دیدار و گفت وگو كرده است. این دیوان اطلاعات و نامه‌های محرمانه زیادی نیز كسب كرده كه همگی در گزارش ذكر شده است، همچنین در این گزارش طیف وسیعی از پیشنهادات به دستگاه‌ها و افراد مربوطه كه شامل دولت هند نیز می‌شود، ارائه شده است. اكثر مردم هند و بقیه جهان منازعه كشمیر را به عنوان یك مسئله امنیتی قلمداد می‌كنند كه از جنگ پنهانی دو كشور همسایه یعنی هند و پاكستان بر سر كنترل قلمرو مورد مناقشه ناشی شده است اما گزارش دیوان مردمی بین‌المللی تصاویری جدید از تلفات، درد و رنج روزمره مردم ساكن كشمیر منتشر می‌كند. تاکنون بین هند و پاکستان بر سر کشمیر، چهار بار در سال های ۱۹۴۸، ۱۹۶۵، ۱۹۷۱ و ۱۹۹۹ میلادی جنگ درگرفته است و بلندترین ارتفاعی که بشر در آن جنگیده است ارتفاعات سیاهچین پاکستان بوده که در همین جنگ ها محل نزاع طرفین بوده است. اخبار زیر نیز حاکی از حقایقی و حشتناک در این ایران کوچک است که متأسفانه با کم توجهی و گاه بی توجهی رسانه های دولتی ایران مواجه شده است.

روابط شیعیان با اهل سنت:

شیعیان کشمیر همزیستی مسالمت آمیزی با دیگر ادیان و مذاهب بویژه با اهل سنت دارند و هیچ نوع اختلاف و درگیری با ادیان و مذاهب دیگر ندارند و مثل دو برادر در کنار هم زندگی می کنند. بعد از آخرین درگیری که درسال ۱۸۷۲ میلادی بین شیعیان و اهل سنت اتفاق افتاده است دیگر گزارشی از درگیری بین شیعیان واهل سنت اعلام نشده است اگر هم جائی اتفاق افتاده است آن درگیری محلی و سطحی بوده است که به مناطق دیگر سرایت نکرده است. درکشمیر، شیعیان و اهل سنت به راحتی در اجتماعات یکدیگر حتی در پشت سر یکدیگر نماز می گذارند بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فضا بطور کلی در کشمیر عوض شده است و در نتیجه آن، شیعیان واهل سنت بیش از بیش به یکدیگر نزدیک شده اند. این شعار در زمان پیروزی انقلاب اسلامی در کشمیر معروف شده بود که، «ایران سی خبرآئی شیعه سنی بهائی بهائی؛ از ایران خبر رسید شیعه و سنی برادر یکدیگرند.» در عمل نیز شاهد بودیم زمانی که این اتفاق اقتاد و هنگامی که مسئولان جمهوری اسلامی ایران به ویژه رهبر معظم انقلاب به کشمیر سفر کردند بیشتر برنامه ها در مراکز اهل سنت برگزار گردید. و ایشان در اجتماعات و برنامه های اهل سنت بیش از شیعیان شرکت می کردند. اهل سنت کشمیر نیز مانند شیعیان، جمهوری اسلامی ایران را دوست دارند. آنان مسلمان شدنشان را مدیون مبلغان ایرانی می دانند و وابستگی عجیبی به ایران اسلامی دارند. جنبش آزادی بخش جامو و کشمیر که از انقلاب اسلامی ایران نشأت گرفته است این علاقه و شوق کشمیری ها نسبت به جمهوری اسلامی ایران را نشان می دهد.

شیعه ستیزی در کشمیر:

بذر مخالفت با مذهب شیعه توسط کاشغری در میان حکومت های کشمیری نهاده شد. نابودی شیعیان کشمیر را برای سالیان ادامه داد. غارت و چپاول و تاراج مردم شیعه کشمیر در سال های ۱۵۴۸، ۱۵۸۵، ۱۶۳۵، ۱۶۸۶، ۱۷۱۹، ۱۷۴۱، ۱۷۶۲، ۱۸۳۰،۱۸۰۱، ۱۸۷۵، از جمله این موارد بود. در طول این سال ها پیروان مذهب شیعه در کشمیر غارت شدند و آزادی آنان نیز از دست رفت. در این شرایط برای حفاظت جامعه، شیعیان کشمیر سیاست تقیه را برگزیدند تا بتوانند جان و ناموس خویش را حفظ کنند. جامعه شیعیان اندک اندک در روستاها پراکنده شدند و برخی نیز به سمت شمال مهاجرت کردند. این تهاجم و تاراج در این قرن موجب شده که بهبود و پدیدار شدن جامعه شیعیان همچنان نیازمند زمان باشد. دهه ۱۹۸۰ زمانی است که در پاکستان فعالیت های شیعه ستیزی افزایش پیدا کرد. این موج با حمایت سیاست های دولت وقت شدت گرفت. این موج در کشمیر نیز نفوذ کرد و به گونه ای شیعیان را در محاصره قرار دادند. در سرینگر نیز طرفداران سیاست های ضدشیعی و حامی پاکستان شیعیان را تحت فشار قرار دادند. مناطق شیعه نشین در بخش هندی کشمیر مانند: زادیبل، باگوانپور، شالیمار و بمینا شاهد هجوم نیروهای ضدّ شیعی بودند. در مقابل این وضعیت بسیاری از مردم کم درآمد شیعی در مناطق از سرینگر همچون کمانگارپورا، شمسواری، فتح کدال، چینکرا محله و… با اکثریت سنی ترکیب شدند و این مسئله باعث شد تا مناطق شیعه نشین به طور مجزا وجود نداشته باشد تا مورد حمله افراد ضد شیعی قرار گیرد. شاید بتوان گفت فشارها بر شیعیان سابقه تاریخی دارد و حتی موقعیت های مشابه باعث شد تا برخی از خاندان و رهبران شیعی به کشمیر مهاجرت کنند. در حال حاضر علاوه بر اقدامات ضد شیعی پیشین، گروه های سلفی وهابی که با حمایت سعودی در کشمیر فعال شده اند تهدیدی جدی برای شیعیان قلمداد می شوند. دكتر عابد حسین متخصص قلب و عروق و پژوهشگر حوزه دین با اشاره به گسترش وهابیت در كشمیر هند بیان می کند: «با گسترش فعالیت وهابیان و روی آوردن برخی از آنها به رفتارهای افراطی‌گری كه تا پیش از آن در این منطقه بی‌سابقه بود، بارگاه یكی از امام‌زادگان مدفون در كشمیر،‌ تخریب و مورد اهانت قرار گرفته است». گسترش تهدیدها علیه جامعه توانمند و در عین حال غیر منسجم شیعیان کشمیر در همه بخش های آن، زنگ خطری است که باید آنها را بیش از پیش به این باور برساند که هر لحظه کوتاهی در راه اتحاد و هم افزایی توان موجودشان معلوم نیست چه سرانجامی را برای آنها رقم بزند.( یاسری ، ۳بهمن، ۱۳۹۱)

نتیجه گیری:  از نگاه کشمیری ها سه نگاه نسبت به حل بحران کشمیر وجود دارد. یک نگاه این است که کشمیر کاملا به هند بپیوندد و مشکل حل شود. بخشی از جامعه به خصوص حزب کنفرانس ملی وحزب وی جی پی  که متحد شده اند . تفکر دیگر معتقد است باید کشمیر از هند تجزیه شود و به پاکستان بپیوندد. تلاش این گروه این است که کشمیر به پاکستان بپیوندد و یکپارچه شود و مراجعه به سازمان ملل و عمل کردن به قطعنامه ای که سازمان ملل در ۱۹۴۸ – ۱۹۴۹ همه پرسی را پیشنهاد داده است. در آن همه پرسی پیش بینی شده مردم رای دهند که می خواهند به هند بپیوندند یا به پاکستان. اما طی سال های اخیر جریان سومی شکل گرفته است و استقلال طلبان هستند که از قضا حزب مجاهدین یکی از گروه های قدرتمند در این قضیه است. این ها معتقدند کشمیر پاکستان و هم کشمیر هند تجزیه شوند و اجازه دهند این دو کشور، مسلمانان کشمیر، کشور اسلامی خود را تاسیس کنند. اگر این سه تفکر و سه نگاه خود کشمیری ها نگاه و رقابت هند و پاکستان را در نظر گیریم و موقعیت هند و پاکستان و شرایط منطقه و بین الملل را در نظر بگیریم، به نظر نمی رسد شرایط به گونه ای مساعد باشد که بتوان در کشمیر همه پرسی کرد و تکلیف آن را از نظر سیاسی حل و فصل کرد. از طرف دیگر جنگی که نزدیک به شصت سال است بین هند و پاکستان ادامه دارد و نتوانستند هیچ تغییری در مرزها بدهند، جنگ هم راه حلی را به دست نمی دهد. بنابراین باید به سمت راه حل سیاسی رفت. راه حل سیاسی که در صورتی که خود هندی ها عاقلانه برخورد کنند، در اختیار آن هاست؛ ماده قانون اساسی هند است که کشمیر را در حد تقریبا نیمه مستقل در نظر می گیرد که فقط در مورد چاپ اسکناس و ارتش و مواردی از این دست دولت مرکزی می تواند در آن دخالت کند. در بقیه موارد امور داخلی کشمیر علی القاعده نباید دخالت کند. در صورتی که آن ماده قانونی را هندی ها در کشمیر اعمال کنند، به نظر می رسد که راه حل مناسب تری را به دست بدهد،

والسلام — اکبری ۱۳۹۷

 

4/BAEm_-xmzmHe8vXtjDRXClahm6pAHHx2R3U0E6r3tR6GzcMcMHCrIpY