کتاب مقاومت در لبنان

سایت گفتمان مقاومت /تاریخچه مقاومت لبنان : لبنان پیش از اشغال توسط اسکندر، سرزمین فینیقیان بود و پس از آن تحت سلطه امپراتوری های مختلفی نظیر روم، بیزانس، عرب و عثمانی قرار گرفت. این کشور به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی، همواره مورد توجه قدرت های بزرگ زمان قرار داشت . پیش از جنگ جهانی اول ، به مدت ۴۰۰ سال توسط سلاطین عثمانی اداره گردید . پس از آن نیز به عنوان بخشی از سوریه تحت قیمومیت فرانسه درآمد. با اشغال فرانسه توسط آلمان ، لبنان در سال ۱۹۴۳ استقلال یافت، اگر چه فرانسه آخرین سربازان خود را در سال ۱۹۴۶ از این کشور خارج کرد. اما فرانسویان در طول اشغال لبنان، با تقسیم پیروان مذاهب مختلف، تلاش کردند، اکثریتی مسیحی را در این کشور به وجود آورند ؛ حال آنکه به رغم تلاش آنها، مسلمانان، نقشی پر رنگ در این کشور یافتند و تحولات آتی آن را تحت تأثیر قرار دادند. این سیاست مذهبی فرانسویان موجب شد تا طی میثاق ملی نانوشته ای با نام «میثاق وطنی» در سال ۱۹۴۳قدرت سیاسی را در این کشور تقسیم کند و براساس آن، مقام ریاست جمهوری به مسیحیان و مقام نخست وزیری به مسلمانان واگذار شود. وزرای کابینه نیز از میان نمایندگان سایر فرقه های مهم، یعنی ارتدوکس ها و کاتولیک های یونانی برگزیده شوند. میثاق وطنی تا سال ۱۹۹۰ در قانون اساسی لبنان قرار نداشت تا اینکه در این سال و پس از پشت سرگذاشتن جنگ های داخلی ۱۵ ساله (۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰)، براساس قرارداد طائف، در قانون اساسی لبنان گنجانده شد و طی آن مقام ریاست جمهوری به یک مارونی مسیحی کاتولیک، مقام نخست وزیری به یک مسلمان سنی و مقام ریاست مجلس به یک مسلمان شیعه واگذار گردید.

کشور لبنان امروزی ، کوچک‌ترین سرزمین خاورمیانه پس از بحرین و قطر با مساحت حدود ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع است. لبنان در غرب آسیا و در ساحل شرقی مدیترانه واقع ‌شده است. این کشور از شمال و شرق  سوریه و از جنوب با فلسطین اشغالی مرز مشترک دارد و از طرف غرب به دریای مدیترانه محدود است.

طول ۵۷۰ کیلومتری لبنان که ۲۲۵ کیلومتر آن را مرز‌های ساحلی لبنان با دریای مدیترانه تشکیل داده و در یک منطقه هلالی شکل و حاصل‏خیز واقع ‌شده است، از سوریه تا فلسطین اشغالی امتداد دارد. محدودیت مساحت و طول مرزهای لبنان، مناطق حساس جغرافیای طبیعی آن را در مجاور هم قرار داده و شمال و جنوبش به قدری به هم نزدیکند که می‌توان با ۵/۲ ساعت  رانندگی، شمال لبنان را از طریق بیروت پیمود و به جنوب آن رسید (پرغو، ۱۳۸۴: ۷-۸).  کشور لبنان دارای ۱۲ رود و ۳ دریاچه طبیعی کوچک در شمال غرب بقاع می‌باشد. دامور،عاصی، ابراهیم، الکلب، بردونای و لیطانی رودخانه‌های لبنان هستند که دهانه آن‏ها چشم‌انداز زیبایی را در این سرزمین ایجاد کرده‌اند. نواحی ساحلی لبنان را نیز می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: دماغه‏های ساحلی و دره‏های ساحلی. لبنان، بنادر زیادی دارد که مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از: بیروت، صور، صیدا، جونیه و طرابلس (پرغو، ۱۱:۱۳۸۴). به ‌طورکلی، جمیعت لبنان از چند گروه اصلی و فرعی قومی و مذهبی تشکیل ‌شده است که عبارتند از: شیعیان، اهل تسنن، علوی، دروزی، مسیحی و اقلیت کرد و یهود. طبق آخرین سرشماری رسمی در سال ۱۹۳۲ که توسط فرانسوی‌ها صورت گرفت، جمعیت لبنان ۸۶۱۰۰۰ نفر اعلام شد که در آن مسیحیان با ۵۱ درصد اکثریت جامعه لبنان را تشکیل می‌دادند. در مورد میزان جمعیت مسلمانان و شیعیان نسبت به مسیحیان در بین طوایف اختلاف وجود داشته است، ولی به هر حال همه شواهد دال بر کثرت جمعیت مسلمانان به خصوص شیعیان است و آمارهای غیررسمی نیز  مؤید آن است. بر اساس آمار سال ۱۹۷۹، جمعیت لبنان بالغ بر ۳ میلیون نفر برآورد شد که ۵۸ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دادند (علی بابایی، ۱۳۷۴: ۷۷۲). در آبان سال ۱۳۵۸ در گزارش منسوب به کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا تأیید شد که شیعیان لبنان، بزرگ‌ترین طایفه در این کشورند. در این گزارش به آمار جمعیتی طوائف چنین اشاره ‌شده است: شیعیان ۳۴درصد، سنی‏ها ۲۰درصد، مسیحی مارونی ۱۹درصد، مسیحی ارتدوکس۶ درصد، مسیحی ارمنی ۶ درصد، مسیحی کاتولیک ۵ درصد، دروزی‏ها ۸ درصد و دیگر طوائف ۲ درصد (موسوی: ۸/۹/۱۳۵۸). در شرایط کنونی در برخی از آمار‏ها گفته می‌شود که ۴۵درصد جمعیت لبنان را شیعیان تشکیل می‌دهد و انتظار می‌رود که سال ۲۰۲۵ این آمار به ۶۵درصد برسد (الظریفی ،۲۰۰۶: ۲۲ نوامبر). اگر چه آهنگ مهاجرت از لبنان بر اثر عوامل مختلف نوسان‌های زیادی داشته، ولی هم‏چنان مهاجرت از لبنان به سایر کشورها به دلیل جنگ‌های داخلی، عوامل اقتصادی و سیاسی بسیار زیاد است (نادری سمیرمی، ۱۳۷۶: ۱۱). گفته می‌شود که حدود ۸ تا ۹ میلیون لبنانی در خارج از لبنان و در کشورهای مختلف دنیا زندگی می‌کنند و به دلیل خصلت‌های فرهنگی لبنانی‌ها ارتباط خود را با وطن خویش هم‏چنان حفظ کرده‌اند. در تحلیل ژئوپلیتیک این کشور، باید گفت که لبنان در یک موقعیت استراتژیک حساس قرار گرفته‌ که از رهگذر این موقعیت مهم، فواید و امتیازات مهمی به دست آورده و هم‏زمان دچار آسیب‌هایی نیز شده است. کشور لبنان از یک سو، در موقعیتی قرار گرفته است که می‌تواند ارتباط بین سه قاره اروپا، آفریقا و آسیا را پوشش دهد و محل مناسبی برای ارتباطات اقتصادی، تجاری و فرهنگی بین این سه قاره ‌باشد و از طرف دیگر، همسایگی آن با رژیم اشغال‏گر قدس و آسیب‌پذیری در برابر تجاوزگری مکرر آن رژیم، این کشور را  ناامن و بی‌ثبات ساخته است (نادری سمیرمی، ۱۳۷۶ :۱). البته از زمان شکل‌گیری جبهه مقاومت، هم‌مرز بودن با رژیم اشغال‏گر قدس، امکان بازیگری برای مقاومت لبنانی را فراهم کرده است. کشور لبنان همچنین به علت قرار گرفتن در منطقه خاورمیانه همواره تحت تأثیر تحولات منطقه بوده است. این کشور، به ویژه در قبال بحران‌های خاص و حساس ایجاد شده در منطقه خاورمیانه نقش مهمی ایفا کرده است. مانند نزاع اعراب و اسرائیل و آغاز جنگ ۳۳ روزه، ۲۲روزه، ۸ روزه، علیه اسرائیل. کشور لبنان با همه کوچکی خود، از حیث تعدد و تنوع مذاهب موجود در آن، یکی از متنوع‌ترین کشورهای دنیاست که از این نظر، وضعیت پیچیده‌ای دارد؛ به‌گونه‌ای که بیش از ۱۸ مذهب رسمی در لبنان وجود دارد که این مذاهب با مسائل طایفه‌ای نیز پیوندی تنگاتنگ دارند و تفکیک طوایف مختلف از یکدیگر به واسطه نوع وابستگی دینی و مذهبی آن‌هاست (حضور میدانی نگارنده در دهه ۹۰م). شیعیان لبنان از بدو تشکیل لبنان در کشور حضور داشته‌اند و به اقتضای تاریخ، به ویژه پس از شکست خلافت فاطمیان و ابتدای سلطه عثمانی، به یک اقلیت محروم تبدیل شدند. این شیعیان از نظر جغرافیایی در دو منطقه مجزای از هم زندگی می‌کردند. یکی در قسمت جنوب لبنان کنونی و دیگری در منطقه شمال شرق و همجوار با مرز سوریه، اما از ابتدای دهه ۱۹۶۰ و آغاز جنگ داخلی ۱۹۷۵ جامعه شیعه دچار دگرگونی‌های عمیقی شد که آن را به صورت یکی از بازیگران عمده صحنه سیاسی لبنان در آورد. اولین وجه مشخص این سال‌ها برای شیعیان، رشد جمعیت است که منجر به مهاجرت آن‏ها به سوی بیروت شد. این نقل مکان به بیروت با استقرار فلسطینی‌ها در مناطق شیعه‌نشین جنوب لبنان که پس از رانده شدن آنان از اردن صورت گرفت، تشدید شد و بدین‌سان، بیروت به سومین مرکز ثقل شیعیان لبنان بدل شد (توال، ۱۳۸۲: ۱۶۱-۱۶۳). علمای شیعه جبل عامل معتقدند که جامعه شیعی لبنان از تمام جوامع دیگر به جز حجاز کهن‌تر است. آنان تأسیس جامعه شیعه جبل عامل را به ابوذر از صحابه پیامبر اکرم(ص) نسبت می‌دهند (طاهری، ۱۳۸۸: ۱۳۰). تحول اساسی در جامعه لبنان با حضور امام موسی صدر و زحمات ایشان در اتحاد عمومی بین شیعیان آغاز شد و با ایجاد مجلس اعلای شیعیان که از مجلس اسلامی اهل تسنن جدا بود، اولین گام را در رهبری و اتحاد شیعیان لبنان برداشت. وی سالیان دراز برای یکپارچگی شیعیان تلاش کرد و با رسمیت یافتن مجلس اعلای شیعیان توسط پارلمان لبنان، امام موسی صدر به ریاست آن انتخاب و به عنوان رهبر طایفه شیعه در لبنان مطرح شد. امام موسی صدر، شیوه‌ای جدید در رهبری و جذب گروه‌های مختلف شیعه در پیش گرفت و بنا به ضرورتِ ایجاد یک تشکیلات سیاسی برای حمایت از شیعیان محروم جنوب لبنان که به علت مشکلات ناشی از اخراج ملت فلسطین از سرزمین‌شان به‌ویژه  مشکلات مربوط به آوارگان در منطقه جنوب در رنج و عذاب بودند، در سال ۱۹۷۲ تشکیلات سیاسی به نام حرکت المحرومین را به وجود آورد و در سال ۱۹۷۵ شاخه نظامی تحت عنوان افواج المقاومه اللبنانیه (امل) را تأسیس کرد. شاید اولین بار در تاریخ لبنان بود که طایفه شیعه در چارچوب یک تشکیلات نظامی مستقل و غیر وابسته به دیگران حضور خود را به اثبات می‌رساند. در تمام این مراحل، حضور و نقش روحانیون ایران و تأثیر آن را می‌توان مشاهده کرد؛ به ‌نحوی  که یک ایرانی به محبوب‏ترین شخص در بین شیعیان لبنان تبدیل می‏شد. قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران افرادی همچون شهید چمران، شهید محمد منتظری، مرحوم سید احمد خمینی و … در لبنان آموزش دیده بودند (محمدی، ۱۳۹۰: ۲۳۲-۲۳۳). پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران حمایت از شیعیان لبنان بر اساس اصول و مبانی انقلاب پی‏گیری شد و پس از سالیان سال همکاری و تلاش، به شکل‌گیری حزب‌الله و یکپارچگی شیعیان لبنان منجر شد. امروزه شیعیان لبنان به ویژه پس از شکست اسرائیل به عنوان یک بازیگر مهم داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می‏شوند؛ به‌ویژه اینکه در خط مقدم مقاومت علیه رژیم اشغال‏گر قدس قرار دارند و با بهره‌گیری از ظرفیت‏های ژئوپلیتیک شیعه در استمرار مبارزه علیه نظام سلطه ایفای نقش می‌کنند و به عنوان الگوی مبارزه برای سلطه‏ستیزان به خصوص برای فلسطینی‏ها تبدیل شده‏اند.

تاریخ شیعه در لبنان :

گذاشتن سنگ بنا و شکل گیری جامعه شیعی در لبنان را به ابوذر غفاری، از یاران نزدیک پیامبر(ص) و از طرفداران و پیروان صدیق امام علی (ع) نسبت می دهند. این مطلب در اکثر منابع موجود در باره تاریخ شیعه در لبنان مورد تأیید قرار گرفته و در آنها آمده است که نام جبل عامل، پایگاه اصلی و تاریخی شیعیان، از نام قبیله ای یمنی به نام عامله که به شام مهاجرت کرده، در نزدیکی دمشق و در دامنه کوهی که امروزه به جبل عامل معروف شده، اسکان یافته بودند، گرفته شده است. به گفته مورخان، معاویه ابوذر را که از دوستداران حقیقی امام علی (ع) بود، تبعید کرد و ابوذر با اسکان در جبل عامل، به تبلیغ مذهب شیعه در میان مسیحیان منطقه پرداخت. به گفته منابع تاریخی، جبل عامل از نخستین مراکزی بود که به پایگاه شیعه تبدیل گردید و تاریخ شیعه در جبل عامل، تنها از منطقه حجاز قدمتی کمتر دارد. به اعتقاد مورخان اگر شیعه به معنای عام آن در نظر گرفته شود، ورود شیعه به لبنان، برابر با ورود ابوذر غفاری به این کشور است و اگر شیعه براساس دکترین مطرح شده از سوی امام صادق(ع) در نظر گرفته شود، ورود شیعه به لبنان را باید به زمان زندگی آن حضرت، در زمان خلافت عباسیان نسبت داد. فروپاشی سلسله عباسیان در قرن دهم میلادی، شرایط مناسبی را در اختیار شیعیان قرار داد و آنها با استفاده از فرصت به وجود آمده، جنبش هایی را به وجود آوردند که در سراسر جهان اسلام فعالیت داشتند.

قرامطه حکومتی را در بحرین ایجاد کردند و حملات ناموفق بسیاری را علیه سوریه و بین النهرین انجام دادند. اسماعیلیان به دنبال عدم موفقیت در شام و بین النهرین، به شمال آفریقا (سال ۹۰۹ میلادی) مهاجرت و در آنجا فعالیت کردند. زیدی ها در فاصله سال های ۸۶۴ تا ۱۱۲۶ میلادی کنترل طبرستان را در دست داشتند و با به قدرت رسیدن آل بویه در بین النهرین، قلب خلافت عباسیان، شیعیان نفوذ خود را در آنجا گسترش دادند.

در آن سال ها، امارت نشین ابوطالب ابن عمار که منطقه طرابلس را در بر می گرفت و امارت نشین عین الدولی بن اسماعیل که منطقه صور را شامل می شد، از مناطق شیعه نشین محسوب می شدند تا اینکه صلیبیان با تسخیر طرابلس و صور، در سال های ۱۱۰۹ و ۱۱۲۴ میلادی به این وضعیت پایان دادند.

در پایان قرن دوازدهم میلادی، با فروپاشی حکمرانی فاطمیان در مصر، قاهره پایتخت ایوبی ها و سلاطین مملوک شد. ایوبی ها پس از تصرف شام، توسعه نظامی خود را متوجه منطقه کیسروان جبل لبنان کردند و با حمله به شیعیان آنها را وادار ساختند تا در بعلبک، جزین، جبل عامل و مناطقی در اطراف بیروت و صیدا پناه گیرند. این مهاجرت شیعیان از منطقه جبل لبنان موجب شد تا جامعه شیعی حداقلی در این منطقه، آن هم با استفاده از تقیه باقی بماند، امری که تا به امروز پایدار مانده و به همین دلیل جمعیت شیعیان در جبل لبنان (جبل بیروت امروزی) چندان زیاد نیست. همان دلایلی که موجب شد تا جمعیت شیعیان در منطقه شمال مرکزی لبنان کاهش یابد و به این وضعیت در قرن هجدهم میلادی نیز ادامه دهد، موجب گردید تا جمعیت مارونی ها در زمان حکومت شهابی ها و معانی ها، طی قرون ۱۸ و نوزده میلادی افزایش یابد. با پیروزی عثمانی ها بر سلسله مملوکیان در سال ۱۵۱۶ میلادی ، آزار و اذیت شیعیان همچنان ادامه یافت. از آنجا که شاهان شیعه صفوی دشمن اصلی سلاطین عثمانی به حساب می آمدند، همواره به شیعیان به چشم دشمن می نگریستند و همانند شهابی ها و معانی ها، به محدود ساختن و تحت فشار قرار دادن آنها ادامه دادند و بدین ترتیب جبل عامل و بعلبک را به دست شیوخ خود نظیر علی الصغیر و طوایفی چون حمادی سپردند.

البته نحوه حکومت غیر مستقیم سلاطین عثمانی بر لبنان که هر بخش آن جزئی از ولایت های حکومت عثمانی به حساب می آمد، به شیعیان فرصت داد، تا با پرداختن مالیات های سنگین، به کشت نوعی پنبه رنگی خاص در جبل عامل بپردازند و از این راه رشد اقتصادی و فرهنگی گسترده ای را در قرون هفدهم و هجدهم میلادی تجربه کنند. شیعیان در این سال ها بر تحرک سیاسی خود افزودند و با ایجاد توانایی های نظامی و ائتلاف با افرادی نظیر ظهیر العمر، علیه شهابیان و معانی ها در جبل لبنان قیام کردند. تحرکات سیاسی شیعیان در این سال ها، بیشتر برای مقاومت در برابر خراج هایی بود که باید به حکومت عثمانی می پرداختند. با ترور ظهیر العمر در سال ۱۷۷۶، احمد پاشا الجزار والی صیدا شد و سرکوب شیعیان را در دستور کار خود قرار داد. با تغییر سیاست حکومت عثمانی و تمایل سلاطین آن به واگذاری بخشی از اختیارات خود به خاندان های محلی، برای حکمرانی و اصلاحات ارضی در نیمه دوم قرن نوزدهم، وضعیت شیعیان بار دیگر شاهد دگرگونی های محدود اقتصادی و اجتماعی گردید. خاندان های محلی که دیگر به عامل ارتباطی میان حکومت عثمانی و مردم تبدیل شده بودند، با استفاده از اصلاحات ارضی، مالکیت ارضی و سیاسی را به دست آورده و طبقه ای اشرافی به نام «الزعماء» ایجاد کردند.

در اواخر قرن نوزدهم این طبقه گسترش یافت و ثروتمند شدن آنها، آثاری سیاسی به همراه آورد. اعضای این طبقه، نمایندگان مناطق شیعی در شوراهای اداری عثمانی بودند و به گسترش نفوذ شیعیان کمک می کردند .این تأثیر با رقابت های داخلی زعما با یکدیگر کاهش یافت و بار دیگر شیعیان را از جایگاه تأثیر گذاری سیاسی دور کرد.

با پایان جنگ جهانی اول و تحت قیمومیت قرار گرفتن منطقه شام، فرانسویان با افزودن مناطقی به جبل لبنان، لبنان امروزی را بنا نهادند. شیعیان در این دوره با پافشاری بر هویت عربی و اسلامی خود، به مقابله با گسترش هر چه بیشتر نفوذ مارونی ها که تحت حمایت فرانسویان بودند، روی آوردند و بیش از آنکه خود را جزء لبنان بزرگ به حساب آورند، با فلسطینی ها و سوری ها به تجارت و همکاری پرداختند. فرانسویان برای تغییر این وضعیت، سیاست خود را در برابر شیعیان تغییر دادند و امکان حضور سیاسی در سطوح پایین قدرت را برای آنها فراهم آوردند و حق شیعیان برای تأسیس مؤسسات سیاسی و فرهنگی را به رسمیت شناختند .البته در این دوره، شیعیان با شروع زمزمه های تقسیم مناصب حکومتی بر مبنای مذهب ، بار دیگر، با تأکید بر ماهیت عربی خود و به دلیل الزامات سیاسی خاص آن زمان ، سرنوشت خود را با اهل تسنن گره زدند و خواستار شناسایی خود همراه با اهل تسنن شدند ، امری که به توزیع نامناسب مناصب سیاسی و کم بهره بردن شیعیان از این مناصب منجر گردید که تبعات آن ، بی تفاوتی دولت مرکزی به وضعیت شیعیان و عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی آنان تا چند دهه اخیر بوده است.

حزب‌الله لبنان:

حزب الله سازمانی سیاسی- نظامی شیعی در لبنان است. گروه حزب‌الله در اوایل سال‌های ۱۹۸۰ و با الهام از ایدئولوژی اسلام سیاسی (امام) خمینی در لبنان ظهور کرد.( پی‌بی‌اس، ۲۰۰۷:  ۲۴ Feb.) در زمان جنگ داخلی لبنان، حزب‌الله لبنان به کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، تعلیم نظامی داده شد و تحت حمایت مالی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.( April 29۲۰۰۴. Adam Shatz) حزب‌الله لبنان ۳ هدف اصلی را به عنوان آرمان خود اعلام کرد که عبارتند از: محو آثار امپریالیستی غربی در لبنان، مجازات فالانژهای لبنان و برپایی حکومت اسلامی در لبنان ایالات متحده آمریکا، هلند ، بحرین ، مصر،  بریتانیا،  اتریش، کانادا، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و اسرائیل حزب‌الله را در فهرست گروه‌های تروریستی طبقه‌بندی کرده‌اند. ،(۳ November، ۲۰۱۲٫ Norman,)  [۱] بخش نظامی حزب‌الله خود را شاخه مقاومت اسلامی در لبنان می‌داند. حزب‌الله لبنان پس از سالها جنگ چریکی موفق به آزاد کردن جنوب لبنان از اشغال اسرائیل در سال ۲۰۰۰ شد. این گروه پس از آن به فعالیت‌های سیاسی خود تحرک بیشتری داده و به کابینه و مجلس لبنان راه یافت. سید حسن نصرالله پس از ترور سید عباس موسوی به دست نیروهای نظامی اسرائیلی در سال ۱۹۹۲ میلادی به مقام دبیرکلی حزب‌الله لبنان رسید. [۲]

هسته اولیه حزب‌الله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلام گرایان، نیروهای حزب الدعوه به رهبری علامه سید محمدحسین فضل‌الله، شاخه دانشجویی حزب الدعوه، مسئولان جنبش امل، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد (خلیل الوزیر) و تمام گروه‌ها و جریان‌هایی که از انقلاب اسلامی ایران و آیت الله روح‌الله خمینی تأثیر گرفته بودند شکل گرفت. سید عباس موسوی که در حمله بالگردهای اسرائیلی به خودرو حامل وی و همسر و فرزندش در سال ۱۹۹۲ شهید شد، شیخ صبحی طفیلی، شیخ راغب حرب، شیخ عبدالکریم عبید، سید حسین موسوی، سید حسن نصرالله، سید ابراهیم امین السید، شیخ حسین الکورانی، شیخ نعیم قاسم، شیخ محمد یزبک، حسین خلیل، محمد رعد و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزب الدعوه و جنبش امل وارد حزب‌الله شدند. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در اولین سالگرد جنگ اسرائیل و حزب‌الله لبنان، در مصاحبه اختصاصی با صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد که در طول جنگ از «سرپرست و رهبرش»، آیت الله سیدعلی خامنه‌ای «رهنمود و راهنمایی» دریافت می‌کرده‌است.

تبادل اسراء میان اسرائیل و حزب‌الله در سال  ۲۰۰۴:

در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۴ میلادی، به دنبال توافق مبادله اسیران میان حزب‌الله لبنان و اسرائیل، ۴۳۵ اسیر از ملیت‌های گوناگون عربی در مقابل یک سرهنگ باز نشسته اسرائیلی و اجساد چند سرباز اسرائیلی، آزاد شدند. این توافق با میانجگری آلمان صورت گرفت. در مراسم استقبال از اسیران آزاد شده، مقامات بلندپایه لبنان و جمعیت فراوانی حضور داشتند و استقبال با شکوهی از آنان انجام گرفت. آزادی اسیران از دست اسرائیل بازتاب وسیعی در محافل خبری جهان به ویژه در میان مسلمانان یافت.

جنگ اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان:

جنگ اسرائیل و لبنان که در اسرائیل به جنگ دوم لبنان و در لبنان به جنگ ژوئیه معروف است، جنگی است که به مدت ۳۳ روزبین نیروهای دفاعی اسرائیل و حزب‌الله لبنان به وقوع پیوست و دامنه آن شمال اسرائیل و سراسر لبنان را دربرگرفت. این جنگ با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ ۱۴ اوت ۲۰۰۶ پایان یافت. مرزی در این جنگ جابه‌جا نشد.( گیلبرت اچکار ،۲۸ فوریه ۲۰۰۷. )

نقش حزب‌الله در تأمین امنیت ایران:

روزنامه واشنگتن پست در مقاله‌ای به نقل از رابرت فورد سفیر پیشین آمریکا در سوریه حزب‌الله لبنان را در حکم یک ناو هواپیما بر ایرانی در شرق مدیترانه می‌داند. اوباما نیز در دیدار با لابی یهودی در مرداد ۱۳۹۴ گفت: «اگر توافق هسته‌ای رد شود و ما به ایران حمله کنیم، حزب‌الله به سمت تل‌آویو موشک پرتاب می‌کند و اسرائیل متحمل فشار می‌شود. در تمامی سناریوها، اسرائیل متحمل فشارهای ناشی از حملات نظامی خواهند بود.» نیروی نظامی حزب‌الله یک نیروی شبه‌نظامی است که به سلاح‌های سبک همچون تفنگ‌های اتوماتیک، خمپاره، آرپی‌جی و راکتهای کاتیوشا مسلح است و گاهی از راکت‌های خود برای بمباران شهرهای شمال اسرائیل استفاده می‌کند. به گفته مقامات نظامی آمریکایی آن‌ها راکت‌های خود را با راکت‌اندازهای چندتایی نصب شده بر روی کامیون شلیک نمی‌کنند بلکه  معمولاً آن‌ها را از لانچرهای ثابت و با استفاده از کنترل راه دور شلیک می‌کنند تا خدمه آتش آن‌ها از آتش ضدتوپخانه اسرائیل در امان باشند. با این حال گزارش‌هایی هم از وجود سیستم‌های راکت‌انداز چندلوله‌ای متحرک منتشر شده است از جمله راکت‌اندازهای فجر-۳ ساخت ایران که بر روی کامیون‌های ایسوزو ژاپنی نصب شده‌اند.( بندتا برتی، روزنامه اطلاعات، ۱۰ /۲/۱۳۸۹)  منابع اسرائیلی بارها از انتقال راکت‌های دوربرد از جمله انواع ۲۴۰ میلی‌متری راکت معروف ب‌ام-۲۱ گراد و راکت‌های فجر-۳ و فجر-۵ به حزب‌الله لبنان خبر داده‌اند. گزارش‌هایی هم از انتقال موشک بالستیک کوتاه‌برد زلزال-۲ با برد ۱۱۵ کیلومتری و کلاهک ۶۰۰ کیلوگرمی منتشر شده است. در سال ۲۰۰۴ رئیس سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل اعلام کرد حزب‌الله ۱۳ هزار راکت در اختیار دارد که بیشتر آن‌ها برد ۲۵ کیلومتری داشته و حدود ۵۰۰ عدد از آن‌ها برد ۴۵ کیلومتری (فجر-۳) و ۷۵ کیلومتری (فجر-۵) و چند ده عدد هم برد  ۱۱۵ کیلومتری (زلزال-۲) دارند. البته سیستم‌های دوربرد مکانیسم هدف‌گیری نسبتاً پیچیده‌ای دارند و استفاده مؤثر حزب‌الله از آن‌ها بدون کمک مستقیم نیروهای سپاه پاسداران بعید به نظر می‌رسد. در سال ۲۰۰۶ یک مقام ارشد اطلاعاتی نظامی اسرائیل به کمیسیون روابط خارجی و دفاعی کنست مجلس اسرائیل گفت که حزب‌الله هزاران راکت با برد ۲۰ کیلومتری و حدود  ۱۰۰ راکت با برد ۴۰ تا ۷۰ کیلومتری در اختیار دارد. در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۶ نیروهای حزب‌الله یک راکت ۳۳۳ میلی‌متری با کلاهک ۱۰۰ کیلوگرمی و برد ۱۳۳ کیلومتری را به سوی اسرائیل شلیک کردند. آن‌ها این راکت را رعد-۱ نامیدند که به نظر می‌رسد همان راکت شاهین-۱ ساخت ایران باشد. در ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۶ حزب‌الله هفت راکت دوربرد را به سوی شهر آفولا در شمال اسرائیل شلیک کرد حزب‌الله این راکت را خیبر-۱ معرفی کردد که به نظر می‌رسد نام دیگر راکت فجر-۵ باشد. ایران همچنین پهپادهای غیرمسلح مهاجر-۴ را هم در اختیار حزب‌الله قرار داده است. در نوامبر ۲۰۰۴ حزب‌الله یک فروند هواپیمای بدون سرنشین را به سوی اسرائیل به پرواز درآورد که پس از گذشتن از فراز شهر نهاریا در آب‌های سرزمینی لبنان سقوط کرد. در سال ۲۰۰۶ هم حزب‌الله یک کشتی موشک‌انداز کلاس ساعر-۵ اسرائیل را هدف قرار داد که به مرگ یک ملوان اسرائیلی انجامید. ابتدا تصور می‌شد یک پهپاد حامل بمب به کشتی برخورد کرده اما بعداً مشخص شد که از مدل تولید ایران موشک کروز سی-۸۰۲ (با نام ایرانی موشک نور) برای حمله استفاده شده است. نیروهای حزب‌الله همزمان با همین حمله یک موشک ضدکشتی هدایت راداری سی-۸۰۲ را نیز به سوی یک کشتی تجاری با پوشش پرچم کامبوج که در کنار کشتی اسرائیلی قرار داشت، شلیک کردند. ۱۲ ملوان مصری این کشتی که پس از برخورد موشک به آب پریده بودند توسط کشتی‌های دیگر نجات داده شدند. ( بندتا برتی، روزنامه اطلاعات، ۱۰ /۲/۱۳۸۹)

 

آغاز فعالیت سیاسی:

حزب‌الله لبنان با انتشار مرام‌نامه جدیدی در سال ۲۰۰۹، صراحتاً بر اجرای یک سیستم اسلامی بر پایه رأی مستقیم مردم و نه از طریق اجبار و تحمیل، تأکید نموده است. تأکید حزب‌الله مبنی بر نبود اجبار در اسلام، نوعی انعطاف‌پذیری ایدئولوژیک جهت پذیرش اصل تغییر اولویت‌های راهبردی را به این جنبش تزریق نموده است. در همین راستا، حزب‌الله معتقد است که نیل به مردم‌سالاری مبتنی بر رضایت مردم، یکی از اصول اساسی حکومت در لبنان باقی خواهد ماند. با تأکید بر نیاز به مردم‌سالاری مبتنی بر رضایت مردم و تشکیل دولت وحدت ملی، پیام سند جدید این خواهد بود که حزب‌الله خود را یک بازیگر سیاسی عمده در لبنان به‌شمار می‌آورد و فارغ از نتایج انتخابات، حکومت باید اصل توافق با حزب‌الله را مدّ نظر قرار دهد. بر این اساس، حزب‌الله لبنان از سال ۲۰۰۹ چهره‌ای سیاسی به خود گرفت و به‌طور جدی پا به عرصه رقابت‌های سیاسی گذاشت و در تمام انتخابات‌های پارلمانی و شهری لبنان حضور فعالی داشته است که برخی از آنها با پیروزی و برخی نیز با شکست همراه بوده است. در انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۰۹ تمامی کاندیدهای حزب‌الله به پارلمان راه یافتند اما از آنجا که متحدان آنها در ائتلاف ۸ مارس موفق به کسب آرای مردم نشدند، گروه ۱۴ مارس (تحت حمایت غرب) با کسب ۷۱ کرسی پیروز انتخابات اعلام شد. اما به رغم شکست جریان ۸ مارس در این انتخابات، حزب‌الله لبنان و متحدین آنها در پی سقوط دولت سعد حریری در ژانویه ۲۰۱۱ به دلیل استعفای یازده وزیر متعلق به گروه ۸ مارس، توانستند دولت را در اختیار بگیرند و تا پایان عمر قانونی دولت موقعیت سیاسی خود را حفظ نمایند.(خبر گذاری فارس ،۱۹ خرداد ۱۳۸۸،)

دیدگاه‌های مخالفین:

به جز در خارج لبنان این گروه منتقدانی در درون این کشور نیز دارد. برای مثال حامیان دولت فؤاد سینیوره (نخست وزیر پیشین لبنان) با تأکید بر اینکه فقط دولت لبنان از حق تصمیم‌گیری درباره مقابله با تهدیدهای خارجی برخوردار است، سازمان سیاسی حزب‌الله را به مثابه «دولت در دولت» و شبه نظامیان آن را «ارتش در ارتش» می‌نامند و در مجموع حزب‌الله را به دنبال کردن منافع ایران و سوریه متهم می‌کنند.[۴۴] در تاریخ ۲۸ آوریل ۲۰۰۹ میلادی، و یک ماه پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی لبنان، بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارشی به شورای امنیت سازمان ملل متحد، حزب‌الله لبنان و سایر گروه‌های شبه‌نظامی را متهم به ایجاد بی‌ثباتی در این کشور کرد. بان کی‌مون، هم‌چنین حزب‌الله لبنان را خطری برای آرامش و پیشبرد مردم‌سالاری در لبنان خواند.

تخصیص نام گروه تروریستی:

بسیاری از کشورها برسر نحوه نامگذاری گروه حزب‌الله لبنان به عنوان «گروه سیاسی مشروع» و یا «گروهی تروریستی و نامشروع» یا هر دو، اختلاف نظر دارند. بصورتی که در میان اکثر کشورهای جهان عرب و برخی کشورهای اسلامی من‌جمله ایران، از حزب‌الله لبنان به عنوان «مقاومتی مشروع» یاد می‌کنند. این در حالی است که دولت لبنان از گروه حزب‌الله به عنوان حزبی مشروع و قانونی یاد می‌کند. سازمان اینترپل پس از حادثه بمب‌گذاری آمیا و به درخواست دولت آرژانتین، عماد مغنیه یکی از اعضای حزب‌الله را را به اتهام ارتباط با این حادثه مورد پیگرد قرار داد(هرالد تریبیون، ۲۰۰۷، Nov، ۶) در اسفند ۹۴ شورای همکاری خلیج فارس این حزب را تروریستی نامیدند.

دادستانی مصر در تاریخ ۱۲ آوریل ۲۰۰۹ میلادی، با متهم کردن حزب‌الله لبنان به جاسوسی، قاچاق اسلحه و تلاش برای بی‌ثبات کردن مصر، از بازداشت گروه ۴۹ نفره‌ای خبر داد که با دستور گرفتن از سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، علیه امنیت ملی مصر فعالیت می‌کردند.  سید حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله در واکنش به این دستگیری‌ها اعتراف کرد که تنها یکی از دستگیرشدگان لبنانی، به نام سامی شهاب، عضو حزب‌الله بوده و در حال انجام مأموریتی برای رساندن تدارکات نظامی به فلسطینی‌های نوار غزه بوده‌است.

رابطه با ایران:

جمهوری اسلامی ایران ارتباط نزدیکی با جنبش حزب‌الله دارد و دولت و نهادهای حکومتی ایران، از جمله بنیاد شهید، حمایت‌های مالی قابل توجهی از این گروه و طرفداران و ساکنان مناطق تحت نفوذ آن به عمل می‌آورند. در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۶ سایت المنار متعلق به حزب‌الله لبنان خبر داد که حسن نصرالله در یک سخنرانی عمومی با اشاره به محدودیت‌های مالی علیه این گروه گفت: «این محدودیت‌ها تأثیری در وضعیت حزب‌الله ندارد چون تمام منابع مالی حزب‌الله نه از بانک‌ها بلکه از سوی ایران تأمین می‌شود.» همچنین گفت: «این پول‌ها همان‌طور به دست ما می‌رسد که موشک‌هایی که با آن اسرائیل را تهدید می‌کنیم.» (بی‌بی‌سی فارسی، ۲۴ ژوئن ۲۰۱۶. )

اشغال لبنان وتولد حزب الله

به مجرد آنکه ارتش اسرائیل در سال ۱۹۸۲ به لبنان هجوم برد و سیطره خود را برجنوب لبنان تثبیت کرد، اقدام به وضع قوانین و سیاست هایی جهت عادی سازی اوضاع و توسعه روابط اقتصادی مستقیم از جنوب لبنان با اسرائیل نمود. کمتر از یک ماه پس از آغاز تجاوز نظامی اسرائیل، مدیر کل وزارت صنایع و تجارت این کشور، جمعی از تجار لبنانی را به اسرائیل دعوت نمود. نتیجه این سفر«امضای اولین قرارداد تجاری میان دو طرف به ارزش ۳۰ هزار دلار بود.

چندی بعد اسرائیل اعلام نمود که خدمات پستی برای اهالی جنوب لبنان را تامین می نماید و شرکت هواپیمایی اسرائیل «العال» دفتری در شهر صیدا افتتاح کرد تا لبنانیها بتوانند از طریق فرودگاه های اسرائیل به نقاط دیگر جهان پرواز کنند. پرچم اسرائیل بر سر در استانداری صیدا برافراشته شد و یک بازار میوه در نزدیکی مرز افتتاح گردید تا تجار صیدا، صور و نبطیه، میوه های اسرائیلی را به بازار جنوب لبنان عرضه کنند.

در خصوص روابط مالی، اسرائیل به عنوان «بانک مرکزی» برای بانک های جنوبی لبنان نقش ایفا می کرد. وزیر دارایی اسرائیل از شعبه بانک «لبنان» در صیدا باز دید کرد. بعد از آن، بانک های اسرائیلی، شعبه هایی را در جنوب لبنان برای تامین اعتبار قراردادهای تجاری افتتاح کردند. جالب اینجا بود که اسرائیلی ها، تعطیلی روز شنبه را برای بانک های جنوب لبنان اجباری اعلام کردند. به تدریج، اقتصاد جنوب لبنان ورشکسته شد زیرا محصولات این منطقه نمی توانست به بازار بیروت و یا بقیه نقاط لبنان برسد. تاکتیک اسرائیل ضربه زدن جدی به اقتصاد توده مردم بود.

حاکم نظامی اسرائیلی در هر منطقه لبنان به عنوان مرجعی قضایی برای حل و فصل دعاوی نیز نقش ایفا می نمود. سربازان اسرائیلی نیز نقش پلیس راهنمایی را بر عهده داشتند. بدین ترتیب، اسرائیل به دنبال برقراری وضعیتی در جنوب لبنان مشابه وضعیت سایر مناطقی بودکه قبلاً به اشغال خود در آورده بود ( مناطقی از قبیل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه و جولان) تا به تدریج آن را به خاک خود ضمیمه نموده و شهرک های یهودی نشین در آن تاسیس کرده و ساکنین اصلی آن را آواره سازد.

در مقابل این سیاست های اسرائیل، اشکال گوناگونی از مخالفت های مردمی و مبارزه منفی در مناطق اشغال شده جنوب شکل گرفته که عمده ترین آنها به شرح زیر بود.

۱- هر گونه همکاری، استقبال و دیدار با اشغالگران (به خصوص از طرف رهبران سیاسی، اداری، محلی و سنتی جنوب لبنان)؛

۲   – هر گونه مشارکت در ایجاد پاسداری ملی یا کمیته های محلی؛

۳   – هر گونه همکاری اقتصادی و تجاری – تحریم کالاهای اسرائیلی؛

۴   – هر گونه همکاری فرهنگی و آموزش زبان عبری؛

۵ –   ایجاد انواع گوناگون از شورش های شهری ضد نیروهای اشغالگر؛

۶ –   سازماندهی تظاهرات و تجمعات بزرگ علیه اشغالگران و نیروهای مزدور آن؛

۷ – درگیری مستقیم در نبردهای غیر برابر با نیروهای اشغالگر؛

۸- حرکات و اعتراضات مردمی وسیع به خصوص از طرف خانواده زندانیان در بند اشغالگران و مزدوران آن

در این خصوص، اولین قیام مردمی علیه اشغالگران و مزدوران آنها، در شهرک جبشیت و به رهبری شیخ راغب حرب اتفاق افتاد و نتیجه آن فراگیر شدن قیام مردمی در جنوب لبنان از طریق مساجد و حسینیه ها بود. در نتیجه، نیروهای اشغالگر از خیابان های شهرک ها و روستاها خارج شده و دفتر مزدوران در روستاهای جنوب تعطیل گردید که اولین دفتر در روستای جبشیت تعطیل شد.

 

 

شکل گیری مقاومت اسلامی

پس از راه اندازی دوره های آموزش نظامی در بقاع توسط سپاه پاسداران به تدریج هسته های مقاومت تشکیل شده و ابتدا به بیروت که در محاصره بود، اعزام شدند. بدین ترتیب، تشکیلاتی برای هدایت عملیات در بیروت تاسیس شد که با رهبران مقاومت در بقاع ارتباط مخفیانه داشت. هسته های خودجوش مقاومت که در جنوب لبنان و حومه جنوب بیروت شکل گرفته بود عمدتاً از افراد مذهبی که تجربه فعالیت نظامی در جنبش امل و یا در گروه های فلسطینی داشتند، بر خوردار بود. هسته های اعزامی از بقاع به این هسته های خودجوش وصل گردیدند.(htpp://article.tebyan.net/6294)

شروع حرکت نظامی حزب الله همزمان بود با فرصتی که اسرائیل به یاسرعرفات و رزمندگان فلسطینی برای خروج از لبنان در اوت ۱۹۸۲ داده بود. حزب الله از عملیات محدود در داخل روستاهای جنوب آغاز کرد و سپس به عملیات گسترده پرداخت. مهمترین عملیات نظامی حزب الله در این مقطع، نابود کردن مقر فرماندار نظامی ارتش اسرائیل در شهر صور لبنان بود. جوانی از جنوب لبنان به ناماحمد قصیر در تاریخ ۱۱ نوامبر ۱۹۸۲ (۲۰/۸/۱۳۶۱۱) طی یک عملیات شهادت طلبانه، با اتومبیلی که در آن صدها کیلوگرم مواد منفجره کار گذاشته شد بود، مقر فوق را به خاک یکسان ساخت و طی این عملیات، ۷۶۶ افسر و سرباز اسرائیلی را به هلاکت رساند.

با شکل گیری گروه های مقاومت در مناطق اشغالی، افراد مستقر در این مناطق در کمال مخفی کاری و داشتن کارهای پوششی در فرصت های مناسب به مواضع و کاروانهای نظامی اسرائیل حمله کرده و ضربات سنگینی وارد می نمودند. این افراد در قالب معلم، کاسب، صنعتگر و … در منطقه حضور داشتند و حتی بعضی از آنان در عضویت رسمی جنبش امل باقی ماندند و از این پوشش برای انجام عملیات نظامی استفاده می کردند. در حالی که جنبش امل، خط مشی مبارزاتی خود را علیه اسرائیل در آن مقطع زمانی فقط مبارزه منفی اتخاذ کرده بود.

با توجه به گستردگی منطقه جنوب لبنان برای ایجاد هماهنگی میان نیروهای رزمنده در جنوب لبنان، این منطقه به هفت ناحیه تقسیم گردید. هر ناحیه از یک مسئول نظامی، جانشین وی در مسئولیت امور امنیتی به همراه ۸۰ نفر رزمنده تشکیل می شد. این هشتاد نفر در مجموعه های جدا از هم سازماندهی شده بودند به گونه ای که هیچگونه اطلاعی و شناختی از یکدیگر نداشتند تا بدین وسیله در صورت لورفتن یک گروه، از ضربه خوردن گروه های دیگر جلوگیری شود. این افراد هیچ نوع حقوقی بابت عملیات خود دریافت نمی کردند بلکه زندگی خود را از طریق شغل عادی که داشند، تامین می کردند. مسئولین نظامی نواحی هفت گانه زیر نظر یک نفر تحت عنوان مسئول نظامی جنوب قرار داشتند که حلقه وصل آنان به رهبران مستقر در بیروت بود.

با توجه به اینکه مبارزه در منطقه اشغالی فقط منحصر به مسائل نظامی نبود بلکه به صحنه کشاندن مردم و فعالیت های مردمی علیه اشغالگران (مانند اعتصابات، تحصن ها، راهپیمایی ها و …) را نیز در بر می گرفت، حزب الله شورایی برای جنوب لبنان تشکیل داد که این بخش از کار را بر عهده گیرد و با روحانیون منطقه هماهنگی کند. مسئول نظامی جنوب در ارتباط با شورای جنوب عمل می کرد.

در این مرحله، بیشتر عملیات نظامی در شمال رودخانه اللیطانی (حدفاصل جنوب بیروت تا جنوب صیدا) انجام می شد و در جنوب این رودخانه بیشتر فعالیت ها در زمینه سازماندهی و انتقال مهمات بود، بعضی از روستاهای این منطقه، محل اجتماعی و مراکز رهبری جنوب بود لذا می بایست آرامش آنها حفظ شده و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل نسبت به آنها حساس نشوند.

حزب الله در ابتدای فعالیت مقاومت علیه ارتش اسرائیل، روش مسامحه و گذشت را در برخورد با افرادی که به گونه ای در ارتباط با ارتش اسرائیل بودند، در پیش گرفت. زیرا در آن تاریخ، هدف حزب الله این بود که ثابت نماید ارتش اسرائیل دشمن است و نه دوست. علاوه بر این، در پیش گرفتن چنین سیاستی نه تنها برای جذب داوطلبان مقاوم، بلکه برای تضمین و تداوم مبارزه با دشمن نیز امری لازم و ضروری برای حزب الله بود.

بدین ترتیب، حرکت نظامی حزب الله در قالب مقاومت اسلامی شکل گرفت بدون اینکه هویت سیاسی رزمندگان حزب الله مشخص گردد. رهبران مستقر در بقاع، صلاح را در آن دیدند که تا قبل از شکل گیری کامل و تقویت مقاومت اسلامی، مصلحت در ان است که این مقاومت اعلان موجودیت نکرده و در قالب جبهه مقاومت ملی اخبار عملیات خود را به اطلاع عموم برساند.

اعلام موجودیت مقاومت اسلامی

همان گونه که قبلا گفته شد، حزب الله از ابتدای شروع به فعالیت تا مدتها، به صورت مخفیانه عمل می کرد و هیچ بیانیه رسمی در مورد عملیات نظامی خود علیه ارتش اسرائیل صادر نمی کرد. اشغال بخش وسیعی از خاک لبنان توسط اسرائیل، حضور نیروهای چند ملیتی، وجود دشمنان همچون ارتش لبنان و نیروهای شبه نظامی مسیحی و حضور رقیبی همچون جنبش امل، باعث گردیده بود که حزب الله برای اجتناب از ضربه پذیری و نابودی زودرس، نه از نظر سیاسی و نه از نظر نظامی اعلام موجودیت نکند و فعالیت های رزمندگان خود را تحت چتر جبهه مقاومت ملی انجام دهد. به همین خاطر، بسیاری از گروه های چپ گرای لبنان و همچنین جنبش امل، بسیاری از موفقیت های نظامی حزب الله در جنگ با اسرائیل را به نام خود ثبت می کردند.

نمونه بارز این مطلب، موضوع  عملیات شهاد طلبانه احمد قصیر در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) علیه مقر فرماندهی نظامی اسرائیل در شهر صور می باشد. حزب الله تا مدتها هویت آن را اعلام ننمود و مسئولیت آن را بر عهده نگرفت. البته این عدم اعلام، نقش تعیین کننده ای در لو نرفتن مجموعه های نظامی در جنوب لبنان داشت و اسرائیل را دچار سردرگمی کرده بود. به همین خاطر، در ماه های اولیه مقاومت نیروهای اسرائیل در مناطق اشغالی به دنبال یافتن نیروهای فلسطینی و چپ بودند نه نیروهای اسلام گرا، زیرا از شکل گیری یک نیروی جدید، بی اطلاع بودند.

به تدریج، عنوان مقاومت اسلامی با هدف قرار گرفتن پایگاه های حزب الله به وسیله هواپیماهای اسرائیل و یا استفاده مزدوران اسرائیل از اتومبیل های بمب گذاری شده در بعلبک، به صورت غیر رسمی به سر زبان ها افتاد. حمله هوایی اسرائیل به پایگاه حزب الله در بقاع(پایگاه جنتا) در این خصوص، بسیار تاثیر گذار بود زیرا این حمله پس از حملات شهادت طلبانه به نیروهای چند ملیتی و اسرائیل در ۱۹۸۳ صورت گرفت و اسرائیل رسما اعلام نمود که دلیل حمله هوایی به جنتا این بوده که «این پادگان، محلی برای آموزش و عملیات علیه ارتش اسرائیل بوده و مسئولیت قتل سربازان اسرائیل در صور بر عهده آنان است.

به تدریج که تشکیلات و سازماندهی حزب الله و مقاومت(شاخه نظامی آن)، قوام لازم را پیدا کرد، حزب الله دریافت که باید هویت مقاومت اسلامی را اعلام نماید زیرا کتمان این مسئله در واقع یک شمشیر دولبه بود. اگر چه مقاومت و حزب الله را از ضربات اسرائیل حفظ می کرد اما از نظر دستاوردهای سیاسی، حزب را در حاشیه قرار می داد و عملاً گروه های دیگر در معادلات سیاسی نقش ایفا می کردند. لذا برای اولین بار به طور رسمی یک بیانیه نظامی در ۶ ژانویه ۱۹۸۴ (۱۶/۱۰/۱۳۶۲) با امضای مقاومت اسلامی منتشر گردید. نیاز حزب الله به داشتن اهرم های فشار سیاسی در صحنه داخلی که خود را برای تضعیف و کاستن از حجم مقاومت آماده می کرد، باعث گردید تا حزب الله، موجودیت مقاومت اسلامی را رسماً اعلام نماید. حزب الله در اعلام حضور «مقاومت اسلامی» در عرصه داخلی تاکید داشت که بروز اختلاف میان این حزب و جنبش امل و مسئله مبارزه با اشغالگری اسرائیل باعث گردید تا مقاومت اسلامی از جبهه مقاومت ملی جدا شده و فعالیت مستقل داشته است. در واقع این تصمیم، گام اول ورود حزب الله به مبارزه سیاسی – اجتماعی بود. اما با این حال، تا سال ها بعد، حزب الله هزینه و بهای این دوره مخفی کاری را پرداخت.

حزب الله، نوک پیکان مقاومت

عقب نشینی اسرائیل، بزرگترین پیروزی سیاسی و نظامی برای حزب الله بود زیرا اگر چه بسیاری از گروه های چپ گرای لبنان ادعای مقاومت علیه اشغالگر اسرائیل سر می دادند اما عملاً و علناً فقط حزب الله بود که تمام توان خود را مصروف این کار می کرد و آن گونه که  ماگنوس رانستروپ پژوهشگر نروژی می گوید: «حزب الله، نوک پیکان حملات مسلحانه ای را تشکیل  می داد که در سال ۱۹۸۵ اسرائیل را به عقب نشینی به باریکه کمربند امنیتی واداشت. دکتر نزار حمزه، رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آمریکایی بیروت نیز در این خصوص می گوید:«… از سال ۱۹۸۴ تا زمان عقب نشینی اسرائیل در سال ۱۹۸۵، حملات نظامی توسط مقاومت اسلامی که حزب الله آن رابه وجود آورده بود، انجام شد. حملات مقاومت اسلامی باعث شد تا حزب الله به عنوان مسلط ترین عامل، در مجبور کردن نیروهای اسرائیلی به عقب نشینی به منطقه ادعاییشان که از سال ۱۹۷۸ اشغال شده است، جلوه کند. بدین ترتیب از سال ۱۹۸۵، حزب الله تنها حزبی بوده که مبارزه علیه اسرائیل را رهبری می کرده است. این نقش بلامنازع حزب الله در عقب نشینی اسرائیل باعث گردید که روز بعد از خروج اسرائیل از شهر صیدا، در ۱۶ فوریه ۱۹۸۵ (۲۷/۱۱/۱۳۶۳) سیل جمعیت طرفدار حزب الله به وسیله صدها اتومبیل به طرف صیدا به حرکت در آید تا بر نقش حزب الله در آزاد سازی صیدا تاکید کند. امین جمیل، رئیس جمهور وقت لبنان نیز از فرصت استفاده نموده و برای همگام نشان دادن خود با احساسات مردم، به شهر صیدا رفت. اما در آنجا تظاهرات گسترده مردمی علیه وی انجام شد و مردم خواستار محاکمه او شدند. پیروزی بزرگ حزب الله در آزاد سازی بخش وسیعی از جنوب لبنان، باعث گردید که آوازه این حزب از صحنه داخلی لبنان به خارج نیز گسترش یابد به همین علت «نبیه بری رهبر جنبش امل و عضو کابینه وقت نیز خط مشی خود را در قبال اسرائیل تغییر داد. وی تا آن زمان معتقد بود که فقط از طریق امضای یک موافقتنامه می توان اسرائیل را ترغیب به خروج از لبنان نمود اما عقب نشینی اسرائیل در سال ۱۹۸۵، نظر وی را این گونه تغییر داد: «پس از آن هرگاه اسرائیل به یک دهکده در جنوب حمله می کرد، یک دهکده در منطقه الجلیل اسرائیل هدف قرار می گرفت». ورود بری به مرحله اقدامات جدی علیه اسرائیل، یک دگرکونی در باور شیعیان سنتی و محافظه کار بود، اگر چه از نظر شیعیان رادیکال، اقدام بری نوعی سوار شدن بر موج بود. به طور کلی، هر اندازه که حزب الله قدرت و نفوذ بیشتری در لبنان کسب می کرد، رهبری امل برای حفظ موقعیت خود به سمت رادیکالیزم و تندروی، گرایش بیشتری پیدا می کرد. به همین خاطر ،جنبش امل برای اینکه جایگاه خود را در لبنان و به ویژه در جنوب از دست ندهد ، برای ایفای نقش محوری در هدایت عملیات مقاومت علیه اسرائیل، وارد عرصه مبارزه نظامی علیه اسرائیل گردید.

اعلام موجودیت حزب الله

اگر چه پس  از اعلام موجودیت مقاومت اسلامی، رزمندگان حزب الله در اواخر سال ۱۹۸۴ (پاییز ۱۳۶۳) به طور آشکار در بیروت حضور یافتند ولی باز هم درباره رهبران و تشکیلات سیاسی، آنان، اطلاع چندانی منتشر نشده بود. سرانجام، همزمان با شروع عقب نشینی اسرائیل از شهر صیدا، حزب الله در یک گردهمایی رسمی در ۱۶ فوریه ۱۹۸۵(۲۷/۱۱/۱۳۶۳) با صدور یک نامه سرگشاده، هویت، استراتژی و برنامه ایدئولوژیک خود را برای اولین بار اعلام نمود. در این گردهمایی که به مناسبت اولین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب در حسینه شیاح در بیروت برگزار شده بود، سید ابراهیم الامین به عنوان سخنگوی رسمی حزب الله، متن نامه سرگشاده را قرائت نمود. این نامه سرگشاده که در واقع کتابچه ای ۴۸ صفحه ای بود، ضمن بیان هویت حزب الله، دیدگاه های مختلف این حزب نسبت به مسائل گوناگون داخلی، منطقه ای و جهانی را توضیح می داد. این نامه سرگشاده در واقع ما نیفست سیاسی حزب الله به شمار می آمد . صدور این نامه در حقیقت بیانگر دستاوردهای بزرگ حزب الله در اخراج کامل نیروهای چند ملیتی از لبنان و مجبور ساختن اسرائیل به عقب نشینی یک جانبه و گسترده از بخش های عمده ای از جنوب لبنان بود.

تا قبل از صدور نامه سرگشاده حزب الله، اطلاع زیادی از این گروه در صحنه داخلی لبنان وجود نداشت و تنها حرکتی که حزب الله تا قبل از صدور نامه سرگشاده خود به آن اقدام نمود، همان اعلام ظهور و موجودیت مقاومت اسلامی بود. اما پس از اعلام موجودیت، رهبران حزب از بقاع به بیروت آمدند و شورای رهبری حزب در ضاحیه بیروت مستقر گردید. دلیل این جا به جایی این بود که ضاحیه بیروت هم به مناطق جنگی جنوب نزدیکتر بود و هم به مراکز   تصمیم گیری سیاسی در پایتخت.

معرفی یک روحانی به عنوان سخنگوی رسمی حزب الله و استقرار شورای رهبری حزب در ضاحیه، این موضوع را به تدریج واضح و آشکار ساخته که حزب الله تحت رهبری یک شورای روحانی قرار داد. حضور یک شورای متشکل از روحانیون داخل ساختار حزب الله، جایگاه روحانیون شیعه ای را که در سال ۱۹۸۲ حزب الله را پایه گذاری کرده بودند، مشخص ساخت. «در آن مقطع، به استثنای حسین موسوی (ابو هشام) بقیه اعضای شورای رهبری حزب الله، معمم وروحانی بودند. شیخ نعیم، قائم مقام فعلی دبیر کل حزب الله، در خصوص علل فعالیت غیر علنی حزب الله در مراحل اولیه خود می گوید:

حزب الله تا سال ۱۹۸۵ تشکیلات واحد، منسجم و یکپارچه ای نبود که بتواند ابراز وجود نماید، لیکن ما بدون اینکه کسی از کار و فعالیت و یا ارتباط ما با دیگران اطلاعی داشته باشد، به کار و فعالیت خود ادامه می دادیم. ما در آن مرحله نهال نوپا و ناتوانی بودیم، به طوری که اگر اعلام وجود می کردیم، از پای در می آمدیم. این بود که تصمیم گرفتیم در لاک خود فرو رفته و از آن خارج نشویم. لیکن در این مرحله سعی داشتیم تا حرکت خود را تداوم بخشیم، چنان که اگر کسی از ما به قتل برسد، شخصیت دیگری وجود داشته باشد که بتواند راه وی را ادامه دهد. علاوه براین، طبیعت و کیفیت تشکیلات ما محرمانه بودن فعالیت ما را لازم و ضروری می کرد. اما در سال ۱۹۸۵ که نامه سرگشاده خود را منتشر کردیم، تعدادی از شخصیت های خود را در سطح عمومی معرفی کردیم اما تعداد دیگری به حالت محرمانه باقی ماندند.

پس از علنی شدن حزب الله، مقاومت اسلامی علاوه بر استمرار و ارتقای کیفیت مبارزه مسلحانه خود علیه اسرائیل، جای پای سیاسی مناسبی برای خود یافت تا بدینوسیله از دستاورد ایثار رزمندگان خود محروم نشود، حزب الله از حالت صرفا امنیتی و کاملاً محرمانه خارج شد و حالت نیمه محرمانه پیدا کرد، این تغییر وضعیت باعث گردید، که حزب الله و اسلامگرایان آماج حملات تروریستی آمریکا و اسرائیل قرار گیرند، اولین حمله از این نوع، سه هفته بعد از صدور نامه سرگشاده حزب الله اتفاق افتاد،

در پایان این معرفی لازم به توضیح است، که شیخ راغب حرب شهید بزرگواری بود که جزو اولین موسسین و اولین دبیر کل حزب الله شناخته شد و پس از چندی به شهادت رسید، پس از آن شهید حجه الاسلام سید عباس موسوی به سمت دبیر کل حزب الله شناخته شد. که او نیز همراه همسر و فرزندش در حمله ناجوامردانه تروریستی رژیم اشغالگر قدس به شهادت رسید.

و هم اکنون جناب حجه الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله سمت دبیر کلی  حزب الله لبنان را به عهده دارد، حزب الله در راه آزادی و رسیدن به اعتلای شیعه و لبنان شهدای بی شماری را نثار نموده  http://www.hizbollah.org

 

تاریخچه و عملکرد حزب الله لبنان و نقش انقلاب اسلامی ایران

جنبش انقلابی حزب الله لبنان، یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین گروه های اسلام گرا، در دهه هشتاد میلادی در جهان عرب ظهور یافت. در شرایطی که لبنان در آتش جنگ داخلی می سوخت، ارتش اسرائیل در ژوئن ۱۹۸۲، تهاجم گسترده ای را به لبنان آغاز کرده و نیمی از خاک این کشور را به اشغال خود در آورد. در واقع شکست گروه های فلسطینی و احزاب چپ لبنان در مقابله با این تهاجم، شکست نظریه های ملی گرایی عربی و ایدئولوژی های چپ (کمونیسم، بعث، ناصریسم و…) را در پی داشت و زمینه را برای ظهور حزب الله لبنان به عنوان تنها گزینه، برای مقابله با این تجاوزات فراهم ساخت.

شرایط پیدایش حزب

با شروع فعالیت های بعضی روحانیون بازگشته از حوزه علمی دینی نجف اشرف به لبنان، نقطه های آغازین حرکت فعال علمای دینی در دهه ۱۹۶۰ شکل گرفت. برگزاری جلسات درس و سخنرانی، گفت و شنودهای فرهنگی، پرسش ها و… توجه مردم را در برداشت و درک تازه ای از نقش اسلام در زندگی بر انگیخت. در آغاز راه، این فعالیت ها گسترده نبود و شیوه امامت جماعت در مساجد و ارائه دروس دینی را در روستاها و محیط پیرامون آنها برگزیده بود. به تدریج برگزاری فعالیت های فرهنگی در سراسر خاک لبنان و البته در دایره ای محدود مد نظر قرار گرفت. گروهی از جوانان در چارچوب ضرورت توجه جدی به شناخت اسلام، به این علمای دینی روی آوردند و عامه مردم نیز به آنان پیوستند. حضور جوانان دانشگاهی و زنان نیز اندک بود. این مرحله نشانگر حیات جنینی جریان اسلام گرا و بر داشتن گام های نخستین در تحقق حرکتی محدود و جدید بود. با گذشت زمان، همه نگاه ها به سه تن از عالمان پر تلاش که دارای بینش فکری تکامل یافته و توان فرهنگی درخور توجه بودند و شیوه های خاصی در عرصه تحرکات اسلامی داشتند، معطوف شد. این عالمان عبارت بودند از امام موسی صدر که در قم هم تحصیل کرده بود. وی فعالیت هایی در شهر صور در چارچوب جمعیت احسان و نیکی آغاز کرد، وی شخصیتی جذاب داشت که قادر به جلب افکار عمومی بود و منطق استوارش او را از دیگران متمایز می ساخت. زود هنگام به حرکت سیاسی و اجتماعی اهتمام ورزید و تماس های زیادی بر قرار کرد که این اقدامات در سال ۱۹۶۷ به ایجاد مجلس اعلای شیعیان، به عنوان نهادی دینی رسمی انجامید، پس از آن، وی جنبش محرومان را به صورت جنبشی سیاسی و اجتماعی بنیاد نهاد. و گردانهای مقاومت لبنان یا امل را به عنوان بازوی نظامی جنبش، با هدف مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل تأسیس کرد.

آیت الله شیخ محمد مهدی شمس الدین نیز از جمله شخصیت های مذهبی بود که با شروع فعالیت خود در منطقه شرقی بیروت، دردکوانه و پس از انتقال به منطقه شیاح در حومه جنوبی بیروت، ریاست جمعیت خیریه فرهنگی را بر عهده گرفت و پس از آن، به عنوان نایب رئیس مجلس اسلامی اعلای شیعیان انتخاب شد. دیدگاه شمس الدین در دعوت به نبرد با اسرائیل و آزاد سازی سرزمین های اشغال شده، بسیار روشن و صریح بود.از شخصیت های مذهبی دیگر که در برپایی و ایجاد زمینه های تشکیل حزب الله لبنان نقش مؤثر و مثبتی داشت، آیت الله سید محمد حسین فضل الله بود که فعالیتش را در نبعه در منطقه شرقی بیروت آغاز و جمعیت خانواده برادری را تأسیس کرد. فعالیت های سیاسی وی پس از تجاوز اسرائیل به خاک لبنان در اظهارات و خطبه هایش تجلی یافت و مورد توجه جدی قرار گرفت.

در نخستین سال های تأسیس حزب الله، نام آیت الله سید محمد حسین فضل الله ارتباطی عمیق با نام حزب یافت. در هنگام تأسیس حزب، کسانی که از گروه های اسلامی مختلف به آن ملحق شدند، علامه فضل الله را الگویی می شمردند که تجلی بخش باورهای آنان بود و او را دارای دیدگاه اسلامی آگاهانه و پویا، به ویژه در جانبداری از رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (قدس سره) می دانستند. ایشان رویکردهای حزب را که با دیدگاهش هماهنگی داشت، مورد حمایت و تأیید قرار می داد. در اوج تحولات مستمر آن روز، رسانه های بیگانه و داخلی و اغلب نیروهای سیاسی، علامه فضل الله را هدایت گر گروه های اسلامی فعال در صحنه، و رهبر معنوی حزب الله معرفی می کردند.

اسلام گرایان لبنان، میان جنبش امل، کمیته های اسلامی، حزب دعوه و افراد مستقل تقسیم شده بودند و منابع فرهنگی آنان، از عالمان سه گانه یاد شده، یا برخی آنان و نیز عموم فعالیت های روحانیون و علمای دینی متأثر بود. از آنجا که فعالیت سیاسی در انحصار جنبش امل بود، بعضی افراد یا از سر اعتقاد کامل به آن، یا برای گذر از یک مرحله و انتظار مرحله ای دیگر، فعالیت در آن جنبش را برگزیدند. گروهی دیگر در کمیته های اسلامی شرکت کردند که به صورت کمیته های محلی جوانان ایجاد شده بودند و اتحادیه دانشجویان مسلمان لبنان که به موضوعات دانشجویی، برگزاری سخنرانی ها و دوره های فرهنگی برای جوانان اقدام می کرد، همگام و همنوا با کمیته های اسلامی فعالیت می کرد.

در چنین فضایی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال ۱۹۷۹ به پیروزی رسید و همه مؤمنان به اسلام را به خود جذب کرد. کسانی که بعدها به نام کمیته های حامی انقلاب اسلامی ایران، تظاهراتِ حمایت و تأیید راه انداخته، همیاری خود را نسبت به انقلاب ابراز داشتند و عطش همگامی با انقلاب اسلامی، همه نیازهای ابتدایی و اساسی حرکت و پویایی سیاسی کشوری مانند لبنان را تحت الشعاع قرار داد، چرا که فعالیت های اسلامی جاری، به شیوه ای که پیش از انقلاب اسلامی ایران جریان داشت، دیگر پاسخ گو نبود. هم زمان با این اقدامات بود که تجاوز رژیم اشغالگر به لبنان آغاز شد و از آنجا که هیچ تشکیلات حزبی اسلامی، برای رویارویی با متجاوزان اسرائیلی وجود نداشت، توجه به ضرورت ایجاد تشکیلات اسلامی واحد، قوت یافت تا سه هدف اصلی را محور کار خود قرار دهد:

۱- اسلام به عنوان شیوه کامل، فراگیر و شایسته برای زندگی بهتر و پایه فکری، عقیدتی، ایمانی و عملی که تشکیلات مورد نظر بر اساس آن ایجاد شود.

۲- مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل، به عنوان خطرجاری و آینده که به دلیل آثاری که بر لبنان و منطقه می گذارد، باید در اولویت های رویارویی قرار گیرد و نیازمند ایجاد ساختار جهادی ـ مبارزاتی و به کارگیری همه امکانات لازم برای انجام مأموریت و وظایف آن است.

۳- رهبری شرعی ولی فقیه، که خطوط کلی فعالیت ها را برای امت ترسیم می کند و امر و نهی او نافذ و حاکم است.

برای تحقق چنین اهدافی، نمایندگان گروه های اصلی اسلامی، مطالعه دیدگاه های مختلفی را در زمینه ارزیابی و نگرش خود نسبت به نحوه فعالیت های اسلامی در لبنان پیگیری کردند و پس از تدوین طرح نهایی، نه نفر را نمایندگان خود برگزیدند. تجمع علمای بقاع، کمیته های اسلامی و جنبش امل اسلامی هر یک سه نماینده در این جمع داشتند. این گروه طرح نهایی خود را که به «سند۹» معروف شد و متضمن اهداف یاد شده بود، به امام خمینی (ره) تقدیم کردند که مورد موافقت ایشان قرار گرفت و در نتیجه با نظر موافق ولی فقیه، مشروعیت یافت.

پس از آن، گروه های اسلامی موافق سند یاد شده، تصمیم به انحلال ساختارهای تشکیلاتی موجود خود گرفتند و تشکل واحد و جدید را ایجاد کردند که بعدها حزب الله نام گرفت. پس از انجام مشورت هایی کادر رهبری مؤسس حزب انتخاب و گام های نخستین برای استفاده از توان های شخصی ـ و نه تشکیلاتی ـ افراد مختلف آغاز شد. نظامنامه و مقررات داخلی مربوط به عضویت تدوین شد و تلاش فعالانه ای از طریق علمای دینی، برای بسیج مردم و فراخوان آنان به سوی آموزش نظامی و مقاومت در برابر اشغالگری رژیم اسرائیل، در چارچوب یک برنامه اسلامی مرتبط با رهبری ولی فقیه صورت گرفت.

این رویداد با همبستگی ایران اسلامی با لبنان و سوریه هم زمان شد. امام خمینی (ره) به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستور داد که در رویارویی با اسرائیل غاصب، از راه آموزش نظامی و فراهم آوردن زمینه های لازم به حمایت حزب الله بشتابد.

تشکیلات حزب الله

الف. تشکل حزب الله یا امت حزب الله

بحث و بررسی درباره چارچوب عملی تحقق اهدافی که کمیته نه نفره بنیانگذاران ارائه دادند و امام خمینی (ره) آن را تأیید کرد، آغاز شد. بحث های گسترده ای در حوزه های رهبری حزب، ساختار تشکیلاتی و شکل سازماندهی که می تواند اهداف را به گونه ای بهتر تحقق بخشد، صورت گرفت. این بحث ها در مورد شکلی که حزب باید داشته باشد و اینکه چگونه میان مزایای تحزب و فعالیت توده ای و مردمی می توان تلفیقی کرد، متمرکز شد. سرانجام، این گفت و گوها با انتخاب یک گزینه به پایان رسید و تشکیلات هرمی شکل به عنوان الگوی حزب قرار گرفت و ضابطه ها و مقرراتی منظور و در نتیجه الگوی زیر حاصل شد:

۱- هر کس بطور کامل موافق اهداف حزب باشد، پایبندی به تصمیمات تشکیلاتی آن را بپذیرد، زمان لازم را برای انجام وظایف خود در اختیار حزب بگذارد، از عهده انجام وظایف خود برآید و مؤمن باشد، می تواند عضویت حزب را در جایگاه های مختلف و در چارچوب تشکیلات مستقیم آن بپذیرد.

۲- مراعات وظایف حزبی مورد نظر و در رأس آن فعالیت های مقاومت و ایجاد تشکیلات مناسب که شرح وظایف و حدود مسئولیت ها و اختیارات را برای انجام فعالانه وظایف لحاظ و هماهنگی بین واحدهای حزب را تسهیل می کند.

۳- ایجاد بسیج عمومی برای علاقمندان خواهان پیوستن به حزب.

۴- ایجاد جمعیت های زنان با انجام فعالیت های متنوع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی.

۵- ایجاد مؤسسات و جمعیت پیشاهنگان امام مهدی (عج).

۶- مشارکت در بر پایی تجمعات و هیأت های مختلف.

۷- همکاری با عالمان، جمعیت ها و مؤسساتی که از لحاظ تأسیس و آیین نامه های داخلی، اگر چه دارای استقلال خاص خود هستند ؛ اما در چارچوب های کلی با اهداف حزب الله هماهنگی دارند.

۸- تلقی همه شرکت کنندگان و حاضران در فعالیت ها و مسایل مورد توجه حزب الله و نیز تأکید کنندگان اندیشه های آن، به عنوان هواداران حزب الله.

این شیوه تشکیلاتی موجب جذب اقشار مختلف معتقدان به اهداف حزب شد و به لحاظ تفاوت های غیر مضر در ویژگی های خاص هر قشر، از غلتیدن در آفت ایجاد تشکیلات بسته و منع دیگران از تعامل با حزب جلوگیری شد. با این همه حزب الله همچنان نیازمند ادامه جست و جو و بررسی هر روشی است که دایره استفاده از دوستداران و تأیید کنندگان حزب و نیز حوزه جذب و فراگیری مردمی و استفاده همه نیروها را گسترش دهد و از سوی دیگر تعصبات حزبی که نتیجه طبیعی یک تشکل است، از بین برود.

بر این اساس، دیگر مشکلی در زمینه نام گذاری باقی نماند، چرا که نام تشکل تغییر در واقعیت عملی آن ایجاد نمی کرد؛ لذا تصمیم به انتخاب نام حزب الله گرفته شد، حزبی که می کوشد، همه اقشار امت را بر اساس جزئیات یاد شده، به سوی خود جذب کند و همواره این آمادگی را برای انجام اصلاحات و تعدیل تشکیلاتی درون سازمانی، همگام با مسائل نوین و نیازهای حزب در توسعه جایگاه و وظایف خود داشته باشد.

 

 

شورا و ساختار تشکیلاتی حزب الله

الگوی رهبری جمعی به جای رهبری فردی، برای حزب انتخاب شد. کادر رهبری شورا نام گرفت و تعداد اعضای آن که انتخاب آنها پس از مشورت با فعالان اصلی حزب صورت می گیرد، در دوره های مختلف متفاوت بود. با پیشرفت فعالیت ها، نیاز به اصلاح ساختار تشکیلاتی شورا و روش انتخاب اعضای آن احساس شد؛ از این رو در آیین نامه داخلی که بعدها تصویب شد، تعداد اعضای شورا نه نفر تعیین شد که برای یکسال، از سوی کادرهای اصلی که در جایگاه مسئول بخش یا بالاتر از آن هستند، انتخاب می شوند. شورا نیز دبیرکل را از میان اعضای خود انتخاب می کند و سایر وظایف در بقیه اعضا، بر اساس اختیارات ذکر شده در آیین نامه داخلی تقسیم می شود. نخستین شورای منتخب که به لحاظ ترتیب زمانی، چهارمین شورای حزب بود، شیخ صبحی طفیلی را در پنجم نوامبر ۱۹۸۹ به عنوان دبیر کل برگزید و در پایان دوره، به دلیل عدم امکان تشکیل کنگره انتخاباتی که ناشی از محاصره اقلیم التفاح، در جریان حوادث درگیری های امل و حزب الله بود، به مدت شش ماه دیگر تمدید شد.

پس از آن، اجرای پاره ای اصلاحات تشکیلاتی تصویب شد. تعداد اعضای شورا به هفت نفر تقلیل یافت تا با توزیع وظایف مشخص شده، هماهنگ باشد و مدت ماموریت شورا به دو سال افزایش یافت و سمت جانشین دبیرکل نیز ایجاد شد. در مه ۱۹۹۱، شورا شهید سید عباس موسوی را دبیر کل معرفی کرد که او نیز در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲ به فیض شهادت نایل آمد و پس از آن سید حسن نصر الله در نیمه مه ۱۹۹۱ به سمت دبیر کلی حزب الله لبنان انتخاب شد و در دوره های پیاپی پس از آن تا دوره انتخابی هفتم (دوره جاری)دبیرکلی او تجدید شد. در این مدت، دو اصلاح در نظام شورا صورت گرفت. مأموریت شورا به سه سال افزایش یافت و انحصار انتخاب دبیر کل به دو دوره متوالی برداشته شد و به دبیر کل حق نامزدی و انتخاب شدن برای دوره های متوالی داده شد.

از نظر ساختار تشکیلاتی عمومی نیز، اصلاحات متعددی صورت گرفت تا هماهنگ با نیازهای حزب الله باشد. در نتیجه این تعدیل ها، پنج شورای جهادی، سیاسی، اجرایی، فعالیت های پارلمانی و قضایی به وجود آمده که ریاست هر یک را یکی از اعضای شورا بر عهده دارد و هر شورا دارای وظایف خاص خود است.

– مقاومت اسلامی

تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک لبنان در سال ۱۹۸۲، به منزله جنگ ششم اعراب  و اسرائیل بود که در واقع آغاز مقاومت اسلامی از سوی حزب الله بود، زیرا علاوه بر لبنان در جنگ های قبلی سرزمین های عربی از جمله فلسطین اشغال شده بود و وظیفه اسلامی برای آزاد سازی آنها مطرح بود و امام خمینی (ره) هم با بیان اینکه «اسرائیل یک غده سرطانی است»، دستور لازم را داده بود. حزب الله این مهم را بر عهده گرفت و عملیات مقاومت اسلامی را بر ضد اسرائیل با امکانات بسیار اندکی که فراهم بود و نیروهای انسانی کم آغاز کرد تا گامی باشد، در راه پایه گذاری  مبارزه همه جانبه در قالب پروژه مقاومت کامل که هدف از آن، رد هر گونه امتیاز دهی ارضی و جلوگیری از سوء استفاده دشمن از ضعف و ناتوانی واقعی فلسطینیان و عرب ها و در نتیجه جلوگیری از تحقق اهداف آن بود؛ از این رو بر اولویت مقاومت تأکید شد که این مسئله به کارگیری همه امکانات و نیروها را نیاز داشت. تجربیات نظامی نیروهای مقاومت تحت حمایت و زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران سریع رشد کرد؛ اگر چه همه امکانات لازم برای مقاومت فراهم شد، اما همواره تلاش بر این بود تا از آنچه فراهم آمده است، به صورت کامل استفاده شود . مقاومت اسلامی همراه ماهیت و عملیات جهادی خود را اقدامی برای آزاد سازی  لبنان و نه یک فرایند سیاسی اعلام کرد.

– عملیات و شیوه های نبرد

مخفی کاری در عمل جهادی، اساس موفقیت در میدان محسوب می شود. عمل غافلگیری، بیشترین اهداف را با کمترین خسارت ها به بار می آورد. دشمن با انجام عملیات شناسایی و فعالیت های اطلاعاتی، در پی کشف موقعیت هایی است که احتمالا از سوی آنها مورد هدف قرار خواهد گرفت و شناسایی کسانی که عملیاتی علیه آن انجام خواهد داد و در این زمینه از شناسایی هوایی، ابزارهای مختلف کنترل نظامی، برای دریافت نشانه هایی که نشان آمادگی برای حملات است، استفاده می کند. بنابراین، مخفی کاری به منظور شکست اقدامات اطلاعاتی و شناسایی های میدانی دشمن، نه تنها ضروری، بلکه واجب است.

همچنین حزب الله، ابزارهای جنگی را طوری انتخاب کرده و می کند که سهولت حمل و نقل و اخفای آنها تأمین شود؛ از این رو، هیچگاه نیازی به تانک یا جنگ افزارهای سنگین و ثابت نبوده است، چرا که این ابزارها در معرض بمباران هوایی قرار می گیرد و در نتیجه حزب الله تدابیر عملی خود را برای پایه ریزی مقاومت، به گونه ای متفاوت با ارتش های منظم اتخاذ کرد.

مقاومت اسلامی از طریق گروه های مخفی در میدان نبرد عمل می کند و این موجب انعطاف پذیری در تحرک می شود و امکان می دهد که افراد ضمن زندگی طبیعی خود در روستاها و شهرهای دور و نزدیک، به سادگی بتوانند به میدان نبرد باز گردند ؛ بی آنکه نیازی به حضور آشکار نظامی باشد. همچنین انجام عملیات پیاپی، کیفی بودن و تداوم آنها، تحقق اهداف دیگری را تسهیل کرد که عبارت است از:

ـ رعب افکنی در صفوف دشمن و قرار دادن آن در حالت آماده باش دایم که به فرسایش توان نظامی دشمن منجر شده است.

ـ ترساندن سربازان دشمن از مرگ که با انجام عملیات احتمالی مقاومت، همواره در کمین آنهاست و این موجب تزلزل روحیه و کاهش کارایی عملی آنها شده است.

ـ آزاد سازی سرزمین، به عنوان هدف اصلی و نهایی که بارها در عقب نشینی اجباری دشمن صورت گرفته است.

ـ باز داشتن رژیم اشغالگر صهیونیستی از تحقق اهداف توسعه طلبانه بیشتر، همانطوری که در درگیری اخیر میان رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان شاهد آن بودیم.

مواضع سیاسی حزب الله در دهه هشتاد و نود میلادی

مواضع سیاسی حزب الله در دهه هشتاد میلادی، به علت خشونت بیش از حد اسرائیل و حمایت صریح قدرت های خارجی از آن، ابعاد بسیج مردمی و نظامی را در بر می گرفت، روش های قهرآمیز را شامل می شد، به طوری که هر گونه شکلی از اشکال رفتار سیاسی مستقل از جنگ با اسرائیل را مردود می دانست. به همین دلیل علیرغم تغییرات متعددی که این جنگ به خود دید و منجر به منحصر شدن اشغال لبنان (در سال ۱۹۸۵) به منطقه کوچکی در مناطق مرزی جنوب این کشور شد، حزب الله همچنان روش های مبارزه جویانه خود را دنبال می کرد. با توجه به استراتژی توسعه طلبانه اسرائیل غاصب، حزب الله تنها هدفی را که دنبال می کرد، به اوج رساندن حالت بسیج مردمی و باقی ماندن در موضع استقامت و مقابله با متجاوز بود؛ تا بدین وسیله، کلیه بازیگران سیاسی در قبال طرح های سیاسی داخلی یا در خصوص جنوب لبنان، احساس آسودگی خاطر یا بی تفاوتی نکنند.

مواضع حزب الله در دهه هشتاد، از منطق «بر خورد و غلبه» اشباع شده بود و تصور شکست یا ضرر، برای هر یک از اعضای حزب بسیار مشکل بود، زیرا در آن دوران، راه حلی برای مقابله با رژیم اسرائیل متصور نبود و کلیه تلاش های صلح آمیز، به نوعی از سوی رژیم صهیونیستی به شکست انجامیده بود، به همین دلیل، جنبه نظامی با استناد به دیدگاه عقیدتی و ایمانی به جهاد و شهادت، بر سایر جنبه ها غلبه یافت و حزب الله به موفقیت آمیز بودن راه حل های «میانه» و «دیپلماسی»، با توجه به ماهیت رژیم صهیونیستی و معادلات قدرت در سطح جهانی، هیچ اعتمادی نداشت. بنابراین، مجموعه های نظامی حزب، در موقع درگیری های مسلحانه بسیار سریع تصمیم گیری می کرد و هیچ نوع مصالحه ای را نمی پذیرفت. در این مرحله، عنوان «تکلیف شرعی» بر کلیه فعالیت ها و تصمیم گیری های حزب الله حاکم بود.

با توجه به غلبه مفاهیم و روحیات بیان شده بر مواضع حزب الله لبنان در دهه هشتاد، اتخاذ مواضع رادیکال نسبت به مسائل داخلی، منطقه ای و بین المللی، پی آمد طبیعی آن به شمار می آمد؛ اما در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی، تحولات بین المللی و منطقه ای مهمی در جهان رخ داد؛ تحولاتی که با تحولات مهم داخلی در کشور لبنان همزمان بود. مهم ترین این تحولات عبارت است از:

۱- پایان جنگ ایران و عراق در تیرماه ۱۳۶۷٫

۲- رحلت امام خمینی (ه) در خرداد۱۳۶۸٫

۳- امضای پیمان طائف (منشورآشتی ملی لبنان) در آبان ۱۳۶۸٫

۴- تجاور نظامی عراق به کویت در مرداد ۱۳۶۹٫

۵- احیای مذاکرات اعراب و اسرائیل در کنفرانس مادرید در آبان ۱۳۷۰٫

۶- فروپاشی شوروی در سال ۱۳۷۰٫

مجموعه تحولات مذکور، چهره خاورمیانه را که لبنان نیز بخشی از آن است، دستخوش تغییرات بسیار گسترده ای کرد. جنبش حزب الله لبنان، به عنوان یکی از مهم ترین گروه های شبه نظامی این کشور تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت. بدین ترتیب در عملکردها و مواضع این حزب، در دهه نود میلادی، تغییرات گسترده ای حادث شد. به گونه ای که حزب الله لبنان در پایان دهه نود میلادی و شروع هزاره جدید، چهره ای متفاوت از دهه هشتاد یافت . حزب الله لبنان که از ابتدای تأسیس خود نظام سیاسی لبنان را نظامی غیر مشروع و غیر اسلامی می دانست ، در تابستان ۱۳۷۱ تصمیم مهم و تاریخی خود را در خصوص مشارکت در نظام سیاسی، از طریق شرکت در انتخابات پارلمانی، به اطلاع عموم رساند؛ به گونه ای که این تصمیم از سوی پژوهشگران سیاسی لبنان، اوج بصیرت سیاسی حزب الله، در ارزیابی از واقعیت های اوضاع لبنان، سوریه و منطقه معرفی شد و آن را نشانه دستیابی حزب الله به نوعی عمل گرایی سیاسی و واقع بینی ارزیابی می کردند. در پی این تصمیم، حزب الله لبنان که تا پیش از پیمان طائف، رابطه خصمانه ای با سایر گروه ها و احزاب لبنانی داشت، در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۹۲، با توجه به شرایط جدید و نیازهای حیاتی لبنان، با برخی این گروه ها ائتلاف کرد؛ به طوری که نامزدهای انتخاباتی حزب الله، با نامزدهای جنبش امل، حزب کمونیست، حزب قومی سوری و حزب بعث، در یک فهرست ائتلافی، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. نتیجه تصمیم حضور فعالانه حزب الله لبنان در انتخابات پارلمانی ۱۹۹۲، پیروزی چشمگیر این حزب در انتخابات مذکور و حضور هشت نماینده شیعه و چهار نماینده از سایر طوایف مذهبی لبنان بود که هم پیمان حزب الله بودند. حزب الله همچنین موفقیت های خود را در انتخابات ۱۹۹۶ نیز تکرار کرد و پس از عقب نشینی اسرائیل از خاک لبنان در خرداد سال ۱۳۷۹، به صورت قدرت اول شیعه، در مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۰ شرکت کرد.

ورود حزب الله به نظام سیاسی لبنان و موضوع رعایت قواعد سیاسی، تأثیرات متقابلی بر حزب الله و دولت وقت، به نخست وزیری رفیق حریری داشت. مشارکت حزب الله در مبارزات پارلمانی به پیدایش پدیده نامتعارفی در درون بازی سیاسی منجر شد. حزب الله که برای اولین بار وارد پارلمان شده بود، ناچار بود که برای به رسمیت شناخته شدن از سوی جامعه سیاسی لبنان، مشروعیت بازی سیاسی لبنان را بپذیرد و قواعد آن را رعایت کند. حزب الله خود به این موضوع این گونه اعتراف می کند که « صحنه مبارزه در حال تغییر از یک صحنه نظامی به صحنه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. همچنین اختلاف بین این صحنه ها و قواعد بازی در آنها بسیار زیاد است.

پس از آن، حزب الله با مشارکت در انتخابات شوراهای شهر و روستا در لبنان، در سال ۱۹۹۸ و پیروزی در آن، موفق شد که به قوه مجریه نیز راه یابد، زیرا شهرداری های لبنان تحت اشراف دولت هستند و بخش عمده بودجه آنها از طریق دولت تأمین می گردد. بدین ترتیب دریچه مهمی برای ایجاد رابطه میان حزب الله و دولت ایجاد شد و رهبران حزب، به خوبی این راه قانونی را برای کسب قدرت آزمودند.

انقلاب اسلامی ایران و حزب الله لبنان

پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در ۱۱ فوریه ۱۹۷۹م، زلزله ای در منطقه پدید آورد و بر آرایش پیمان های موجود در آن و نیز میزان نفوذ استکبار در منطقه تأثیر فراوانی گذاشت. از نخستین روزهای پیروزی، سفارت اسرائیل در ایران تعطیل و به جای آن سفارت فلسطین ایجادشد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، سفارت امریکا را اشغال و برنامه ها و نقشه های جاسوسی آن را افشا کردند. ایران درهای خود را به روی سازمان ها، احزاب، کشورها و نیروهای مختلف در جهان، برای همکاری در چارچوب سیاست دولت نوپای اسلامی گشود و کنفرانس های متعددی را برای وحدت اسلامی، مسئله فلسطین و… برگزار کرد. روحانیون و گروه های اسلامی در لبنان، این دولت اسلامی را مایه امید و پشتوانه ای برای خود یافتند. حزب الله نیز هنگام تأسیس، تحقق آرمان ها و اهداف خود را از طریق حمایت و تأیید جمهوری اسلامی ایران ممکن یافت و اعزام نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پس از تجاوز اسرائیل غاصب، به منظور آموزش جوانان لبنانی علاقمند به نبرد با اسرائیل، کمک های ارائه شده به لبنان برای حمایت از مقاومت این کشور و مشارکت در تأمین نیازهای اجتماعی موجود، نمونه هایی از این حمایت است. رابطه میان حزب الله و ایران، از هنگام تلاش حزب برای استفاده از این تجربه نوین در منطقه و یافتن حامی و یاوری در رویارویی با اشغالگران شکل گرفت. این رابطه با سرعت و اطمینان رشد کرد و ابعاد مثبت و فراوان آن از لحظه نخست مشخص شد. بخشی از مهم ترین دلایل فراوان بدین شرح است:

۱- ایمان حزب الله و ایران، به نظریه ولایت فقیه و اینکه امام خمینی (ره) ولی و رهبری است که در عصر کنونی، تجلی بخش این نظریه است، تجلی بخش این نظریه است. چنین دیدگاهی به اتفاق نظر در چارچوب رهبری شرعی واحد جهانی انجامیده است.

۲- انتخاب نظام جمهوری اسلامی، به عنوان شیوه حکومت در ایران که هماهنگ با اصول اسلامی مورد اعتقاد حزب الله است ؛ چنین هماهنگی و اتفاق نظری، در عرصه نظری و خطوط کلی وجود دارد و طبیعی است که جزئیات اجرائی تابع ویژگی های موجود در هر یک از دو کشور ایران و لبنان است.

۳- انسجام و هماهنگی سیاسی ناشی از دستاوردهای ایران در مخالفت با سلطه استکبار و تأکید بر استقلاب و حمایت از جنبش های آزادیبخش، به ویژه در مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل غاصب که این همان دیدگاهی است که حزب الله در طرح اولویت مبارزه علیه اشغالگران اسرائیلی و الزمات آن، از قبیل عدم پذیرش نقشه های استکباری بدان معقتد است.

ایران مظهر زنده ای از اجرای اسلام به شمار می آید و هر مسلمان متعهد به اسلام، به پیگیری و تأمل در این تجربه می پردازد. ایران چهره موجود و رایج از اسلام را که ناشی از خطابه های ناآگاهان و توطئه های دشمنان بود، تصحیح کرد و الگویی از انتخاب و گزینش مردمی را به منصه ظهور رساند.

حزب الله نیز تجربه ای برجسته را در مقاومت عرضه کرده و مایه اعجاب و تحسین دولت و ملت ایران قرار گرفته است و این بخشی از آرزوهایی است که ملت های مستضعف، در رویارویی با چالش های بزرگ و مستمر، نسبت به هم دارند.

بدیهی است که در چنین روابطی، علاوه بر دیدگاه ها، اشتراک منافع هم، چه در روابط میان دو کشور یا یک کشور و یک حزب وجود دارد که هر یک از طرفین، در پی تحقق اهداف خود در چارچوب این رابطه خواهند بود و چنانچه این روابط، بر اصل استقلال و پذیرش مسئولیت خود در عرصه عمل هر یک از دو طرف استوار باشد، تضادی به وجود نخواهد آمد.

حال با ذکر این مسائل و مطالب سؤالی که مطرح می باشد آن است که حزب الله لبنان چگونه و تا چه حد از نظام ارزشی و عقیدتی انقلاب اسلامی ایران تأثیر پذیرفت و آموزه های این انقلاب، چه تأثیری بر گرایش حزب الله به مبارزه و مقاومت داشته است؟

پس از تجاوز نظامی اسرائیل در خرداد ماه ۱۳۶۱ و بطلان تمامی طرح های مسالمت جویانه در برخورد با اسرائیل یا همکاری با امریکا، اصل تأیید شده توسط انقلاب اسلامی ایران، یعنی مقاومت و ایستادگی در برابر ظالم، از مقبولیت و اعتبار خاصی برخوردار شد؛ در نتیجه زمینه برای ادغام مجموعه های کوچک اسلام گرای شیعه و تأسیس یک تشکیلات واحد به نام حزب الله لبنان فراهم شد. این تشکیلات اسلام گرای جدید، بیشترین آمادگی را برای پذیرش آموزه ها و ارزش های انقلاب اسلامی از خود نشان داد.

حزب الله حامل همان ایدئوژی بود که انقلاب اسلامی ایران پیام آور آن است؛ یعنی اتکا به توان خود برای سرکوب دشمن. به همین دلیل ایران، حزب الله لبنان را نوک پیکان مبارزه علیه اسرائیل به حساب آورده و حمایت معنوی از آن را در سرلوحه سیاست های خود (بر اساس اصل حمایت از مظلوم) قرار داد. افزون بر این فضای ویژه لبنان و حضور قدرت های مختلف، دولت جمهوری اسلامی ایران را واداشت تا برای حمایت مؤثر از مظلومیت مسلمانان، در عرصه مبارزه لبنان نیز حاضر شود و در امر مهم برخورد با رژیم صهیونیستی، حضوری مؤثر داشته باشد.

جمهوری اسلامی ایران در خصوص حضور خود در لبنان (در سال ۱۳۶۱)، معتقد بود که این حضور نخستین نقطه تماس مستقیم میان انقلاب اسلامی ایران و یک طایفه بزرگ شیعی مذهب در جهان عرب ـ که پس از عراق، به عنوان بزرگ ترین طایفه شیعه در میان کشورهای عربی به شمار می رود ـ خواهد بود. بدین ترتیب از این پس، ایران یک بازیگر رهبر گونه در اداره امور این طایفه خواهد بود و شیعیان لبنان را به عنوان پایگاه و دریچه ای مناسب، در جهت توسعه نفوذ خود در قلب چالش عرب ها و اسرائیل تبدیل خواهد کرد.

رهبران و اعضای حزب الله، به این تأثیر انقلاب اسلامی ایران برصحنه سیاسی لبنان، به خصوص بر شیعیان این کشور اذعان دارند و با افتخار از آن یاد می کنند. سید ابراهیم الامین، سخنگوی حزب الله در دهه هشتاد می گوید: «صدور انقلاب به معنای تسلط نظام ایران بر ملت های منطقه خاورمیانه نیست، بلکه به معنای تجدید حیات اسلامی منطقه است، تا آنچه بر این ملت ها مسلط می شود، اسلام باشد».

تأثیر پذیری ظاهری و باطنی حزب الله از ایران، موجب گردید تا در محافل داخلی لبنان و نیز در منطقه و جهان، به این حزب به عنوان یک حزب ایرانی نگریسته شود و همواره این اتهام به حزب الله لبنان وارد گردد که ساخته دست ایرانیان و آلت دست آنان است؛ اما پژوهشگران و تحلیل گران آگاه، ضمن قبول تأثیر پذیری حزب الله از ایران، اتهام فوق را  رد می کنند؛ برای مثال ریچارد نورتون، در این خصوص که زمینه بسیج سیاسی شیعیان لبنان، حتی پیش از ورود ایران نیز مهیا شده بود، چنین می گوید: «این گمان که حضور شیعیان لبنان در صحنه سیاسی لبنان، تنها به واسطه یک ابتکار عمل ایرانی در سال ۱۹۸۲ محقق گردیده، گمان نادرستی است»

تأثیر پذیری حزب الله از آموزه های انقلاب اسلامی، در واقع از جمله عوامل مؤثر در گرایش این حزب به استفاده از الگوی مقاومت و کار برد روش های قهرآمیز بر ضد اسرائیل است، زیرا مهم ترین مسئله در کاربرد این روش ها آن است که استدلال های قوی ایدئولوژیک و عقیدتی، بتواند این گونه اعمال را توجیه کند و وجدان فرد عمل کننده را راضی سازد.

مقاومت لبنان

مقاومت لبنان

مؤلفه های تأثیر پذیری حزب الله از انقلاب ایران

۱- ولایت فقیه و رهبری امام خمینی

اصلی ترین ویژگی حزب الله در مقایسه با گروه های اسلام گرا در جهان عرب، پذیرش نظریه ولایت فقیه و رهبری امام خمینی(ره) است. این ویژگی، بر کلیه ارکان تشکیلاتی و همچنین دیدگاه های حزب الله سیطره داشته و در واقع یکی از دو علت اصلی ادغام مجموعه های کوچک اسلام گرا در لبنان (در سال ۱۹۸۲) و تشکیل حزب الله است. سید حسن نصر الله در خصوص پیروی حزب الله از رهبری امام خمینی (ره) می گوید: از نظر ما، امام خمینی مرجع دینی، امام و رهبر به تمام معنای کلمه است.همان گونه که هر رهبر بزرگ دینی در هر کیشی در جهان این گونه است ؛ اما امام برای ما بیش از این است، ایشان سمبل و نماد انقلاب علیه طاغوت ها، مستکبران و نظام های استبدادی است…، بدین ترتیب امام خمینی (ره) برای ما بیش از یک سمبل دینی مطرح است، این رابطه روحی و معنوی بین ما و امام، حتی قبل از تجاوز نظامی اسرائیل در سال ۱۹۸۲ نیز وجود داشت.

بدین ترتیب، امام خمینی به یگانه مصدر حاکمیت قانونی در حزب الله لبنان تبدیل گردید. به گونه ای که این حزب، کلام امام خمینی را می پذیرفت و به آن عمل می کرد. این گفته حسین موسوی (ابوهشام)، هنگامی که می گوید: «ما در سطح سیاسی، عقیدتی و مذهبی تابع عقاید و نظرات امام خمینی هستیم»، مؤید این مطلب است. به همین دلیل، حزب الله مهم ترین ویژگی خود را در پیوند دادن مردم با ولی فقیه می داند؛ ولی فقیهی که نباید ضرورتا لبنانی باشد، زیرا این جغرافیای اسلام است؛ نه جغرافیای لبنان که مرز و عرصه فعالیت های حزب الله را مشخص می سازد.

۲ محوریت روحانیت در عمل سیاسی

نقشی که روحانیون در ارکان مختلف حزب الله دارند، در هیچ یک از احزاب و سازمان های لبنانی سابقه ندارد. از ابتدای تأسیس حزب الله تا کنون، همواره اکثریت اعضای شورای حزب الله را روحانیون تشکیل می داده اند. سخن گو، دبیر کل و معاون دبیر کل حزب الله، همیشه از روحانیون انتخاب شده اند. اکثر این روحانیون شیعه لبنان که تحصیلات خود را در حوزه علمیه نجف گذرانیده بودند، از روحانیان و علمای ایرانی متأثر شده، با آنان روابط صمیمی داشتند و از این طریق، دو پایه اساسی ایدئولوژی و ساختار تشکیلاتی حزب الله لبنان را به وجود آوردند. اکثرا از شاگردان آیت الله سید محمد باقر صدر و با دیدگاه های سیاسی امام خمینی (ره) آشنا شده بودند. این روحانیون جوان برای طی مدارج عالی علمی به حوزه علمیه نجف رفته بودند؛ اما در پایان دهه هفتاد، مقامات عراقی از بیم تأثیر پذیری شیعیان عراق از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، طلبه های غیر عراقی را از این کشور اخراج کردند. بنابراین، این طلبه های جوان لبنانی به کشورشان بازگشتند و آموزه های اسلام سیاسی و انقلابی را با خود به لبنان بردند. پس از تشکیل نخستین شورای رهبری حزب الله در سال ۳۶۱۱، اعضای این شورا به ایران آمده و با امام خمینی(ره) دیدار کردند و بدین ترتیب، ارتباط رسمی و تشکیلاتی مبتنی بر پیروی از ولایت فقیه، میان حزب الله و ایران برقرار شد.

۳- ادبیات سیاسی و روش های تبلیغاتی

ادبیات سیاسی حزب الله، نشانگر تأثیر پذیری این حزب از انقلاب اسلامی ایران است واژه ها و اصطلاحاتی که در آثار و بیانیه های حزب الله یا شخصیت های این حزب در دهه هشتاد به کار برده می شد، برگرفته از واژه ها و اصطلاحاتی است که انقلاب اسلامی ایران رواج داده است. همچنین، روش ها و ابزارهای تبلیغاتی حزب الله در دهه مذکور، با ابزارهای تبلیغاتی در جامعه ایران مشابهت دارد. فرهنگ شعارهای حزب الله، عاریت گرفته شده از قاموس انقلاب اسلامی ایران است. انتخاب عنوان «حزب الله»، در عین حال که بر گرفته از آیه ۲۲ و ۵۶ سوره مائده (و من یتولی الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون) ؛ (… اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم الغالبون)است، از فرهنگ سیاسی ایران پس از انقلاب نیز نشأت گرفته است. در گفتمان حزب الله، مسائلی از قبیل مسلمانان و ملل ضعیف جهان، تحت عنوان مستضعفان، امریکا و شوروی (سابق) به عنوان استکبار جهانی، اسرائیل غاصب به عنوان غده سرطانی، موضوع وحدت اسلامی برای مقابله با دشمنان خدا و اسلام، آزادی قدس و اینکه راه قدس از کربلا می گذرد، از فرهنگ انقلاب اسلامی و سخنان امام خمینی(ره)به عاریت گرفته شده بود. حتی در دهه هشتاد، نود و آغاز هزارده سوم میلادی، حزب الله در اتخاذ روش ها و ابزارهای تبلیغاتی، به شدت تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران عمل کرده و می کند. نمونه آن را می توان به برگزرای مراسم روز عاشورا و راهپیمایی روز قدس که در حال حاضر جهانی شده، تشییع پیکر شهدا، راهپیمایی ها و سخنرانی ها و استفاده از امکانات ویدئوئی از سوی این حزب، همانند کاربرد نوار کاست در دوران انقلاب اسلامی ایران جهت انتقال پیام ها اشاره کرد.

۴- نمادگرایی شیعه

بهره برداری حزب الله از نماد و سمبل های مذهبی شیعه، برای انتقال پیام های انقلابی و رادیکال، جلوه دیگری از تأثیر پذیری این حزب از انقلاب اسلامی ایران ـ علیرغم تفاوت زبانی و فرهنگی جامعه ایران و لبنان ـ است. استفاده از نمادهایی چون «مسئله عاشورا»، «شهادت امام حسین علیه السلام» و جنگ های پیامبر(ص) و علی(ع) و…، حزب الله را در انتقال پیام های مربوط به جهاد، شهادت، استقامت و تحمل مشکلات و مصائب، توانمندتر می سازد. نمادگرایی و استفاده حزب الله از سمبل های مذهب شیعه، باعث گردید که افراد با پیوست به این حزب، از لبنانی بودن یا عضو یک طایفه محروم بودن در کشوری که از طریق جنگ میان طوایف مختلف و متعدد پاره پاره شده بود، دست بردارند. بدین ترتیب، یک روستایی یا یک جوان فقیر شیعه ساکن حومه جنوبی بیروت، از طریق حزب الله به یک مسلمان انقلابی تبدیل می شد که عضو یک جامعه «دینی ـ سیاسی» گسترده، در پنج قاره جهان و سربازی در یک جنبش جهانی به رهبری امام خمینی(ره) به شمار می آمد. نتایج روابط ایران و حزب الله لبنان، به بخش سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود که در اصول کلی خود، دارای اثبات بوده و با تغییر رؤسای جمهوری اسلامی در ایران تغییری نکرده است.

فرجام سخن

در این موضع شکی نیست که تجاوز گسترده نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان در ژوئن سال ۱۹۸۲ میلادی، علت العلل به وجد آمدن جنبش حزب الله لبنان است ؛ به گونه ای که همه تحلیل گران مسائل لبنان و حزب الله، به این موضوع اعتراف دارند ؛ اما در ورای این مسئله، موضوعات و مسائلی از قبیل روحانیون لبنانی تحصیلکرده نجف، متأثر از افکار و آرا امام خمینی ، به عنوان رهبر یک جنبش انقلابی انقلاب اسلامی ایران و تحولات مربوط به لبنان، خصوصا بی ثباتی سیاسی در لبنان، در اثر جنگ داخلی، ناکارآیی نخبگان در مدیریت بحران و گسترش روز افزون شکاف طبقاتی، عوامل دیگر تولد حزب الله لبنان به صورت فعلی هستند.حزب الله پس از ایجاد رسمی و برای استمرار فعالیت خود، به تعدیل مواضع، پذیرش تکثر گرایی و رعایت قواعد بازی دموکراتیک به عنوان اصولی تازه، در چارچوب اهدافی کلان برای آینده لبنان شود و این حاکی از آن است که تجربه حزب الله لبنان ثابت می کند که جنبش های اسلام گرا ضمن آن که تحت تأثیر ارزش های ایدئولوژیک رفتار می کنند، از خصوصیات و شرایط جامعه خود نیز تأثیر می پذیرند. از این رو حزب الله یک جریان فکری برای اقناع دیگران نبود، بلکه به واقعیتی ریشه دوانده در موجودیت امت تبدیل شد. حزب الله پیشرفتی را در نوع نگاه دیگران به خود حاصل کرد، روابط منطقه ای و بین المللی آن گسترش یافت و اصلاح نسبی در روش برخورد غرب با این حزب رخ داد. همه اینها حاکی و ناشی از عملکرد اظهارات و روابط حکیمانه حزب الله بود و توانسته آن چهره منفی را که در آغاز پیدایش خود ترویج یافته بود ، دگرگون سازد

 

والسلام – اکبری – ۱۳۹۷

“US official urges EU to name Hezbollah ‘terrorists.’ Jerusalem Post. 26 October 2012. 3 Kreiger, Hilary Leila and Benjamin Weinthal.-

“Dutch FM urges EU to place Hezbollah on terror group list.” JTA..-

Prospects for Adding Hezbollah to the EU Terrorist List, September 2007 Muriel Asseraf ,-

(March 25, 2011). “Bahrain complains over Hezbollah comments on protests”Jerusalem Post. Retrieved November 22, ۲۰۱۱٫ – Spangler, Timothy

“Bahrain arrests bombing suspects and blames Hezbollah”.  November 6, 2012. Reuters.-

EGYPT: Cairo calls Hezbollah terrorist organization. LA Times, April 13, 2009

  1. –  «سید «حسن نصرالله» رهبر و الگوی جهان عرب» ‎(فارسی)‎. مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان. بازبینی‌شده در ۲ بهمن ۱۳۸۷
  2. –     «نگاهی به زندگی سید حسن نصرالله» ‎(فارسی)‎. خبرگزاری فارس. بازبینی‌شده در ۱ بهمن ۱۳۸۷.
4/BAEm_-xmzmHe8vXtjDRXClahm6pAHHx2R3U0E6r3tR6GzcMcMHCrIpY