کتاب مقاومت در یمن

مقاومت در یمن تاریخ برجسته ای دارد. همراهی آنها با ائمه معصومین علیهم السلام ، حاکمیت ۱۱۰۰ ساله زیدی ها در یمن و حدود ۵ قرن حاکمیت زیدیه در شمال آفریقا در کنار اعتقاد آنها به مبارزه با ظلم،  ملت یمن را با مقاومت مانوس کرده است. تنها حاکمیت دیکتاتوری بعثی ها درجهان عرب توانست برای مدتی حکومت را از دست زیدیه در یمن خارج کندکه البته در همین مدت نیز جریان قومی عربی در جهان عرب ناگزیر شد از علی عبدلله صالح زیدی استفاده کند در حقیقت زیدی ها از  سر سپردگی برخی رهبران و قبایل خودشان ضربه خوردند. شاید به همین دلیل بود که وقتی علی عبدلله صالح از سعودی ها وآمریکا نا امید شد مجبور شد به خانه اجدادی و قبیله ای خود برگردد در نتیجه آمد و با انصار الله ائتلاف کرد ناگفته نماندکه در زمان حاکمیت بعثی ها نیز حوثی ها شش جنگ سخت و طاقت فرسا علیه حکومت دیکتاتوریمن ، سعودی وحامیانش را تجربه کردند و هیچگاه از مقاومت ومبارزه دست بر نداشتند. چنانچه در تاریخ وجود دارد وقتی ارتش ۶۰ هزار نفری مصر برای برکناری امامان زیدی از حکومت،  تحت فرماندهی جمال عبدالناصر برای جنگ وارد یمن شد ، گفته شده که در این جنگ مصری ها بیش از ۴۰تا ۵۰ هزار نفر تلفات داشتند. درمقطع کنونی نیز درحقیقت یمنی ها بیداری اسلامی را از سال ۲۰۰۴ شروع کردند که پیروزی آنها با بیداری اسلامی کشورها در سال ۲۰۱۱ مصادف شد و در نتیجه در کوتاه ترین زمان حکومت دیکتاتور یمن برکنار و نظام جایگزین شکل گرفت. عربستان سعودی که خود را ام القری جهان اسلام وخادم ترین در خدمت آمریکا وهمراه ترین با اسرائیل می داند و همواره امنیت یمن را امنیت داخلی خود تلقی می کرد. در طول حدود سی سال سلطه مطلق بر یمن نه تنها نتوانسته با تهدید وتطمیع یمن را در حوزه امنیتی خود حفظ کند. بلکه نگران پیوستن یمن جدید به جبهه مقاومت است. بنابراین برای رفع این نگرانی با استفاده از تمام قدرت وحمایت های بین المللی و با تشکیل ائتلاف از کشورهای اسلامی جنگ تمام عیار را در روز اول با یکصد فروند هواپیمای بمب افکن علیه یمن آغاز کرد . سعودی ها به تمام هم پیمانان خود وعده داده بودندکه در حداقل زمان پیروز جنگ خواهند شدو هیچگاه فکر نمی کردندجنگ آنها با یمن طولانی شود آنهم در شرایطی که یمنی ها پس از سه سال در جنگ، از برتری زمینی و موشکی برخوردار باشند. در این جنگ که حمایت جبهه مقاومت ازیمن(ایران وحزب الله )را دلیل برتری یمن میدانند نه تنها سعودی ها بلکه کشورهایی مانند؛ امارات ، سودان ، پاکستان ،اسرائیل وآمریکا در حوزه نظامی و کشورهای حوزه خلیج فارس ، اتحادیه عرب ، همپیمانان سعودی، گروه ائتلاف سعودی و سازمان ملل در حوزه سیاسی بحران یمن شکست خوردند.  در مقابل انصارالله در این سه سال نشان دادکه علاوه بر مقاومت درمقابل جنایات سعودی ها که با سکوت و حمایت قدرت های جهانی همراه است دراداره کشور با حداقل امکانات در شرایط بحران بحدی موفق بوده که همچنان حمایت قاطبه مردم یمن را با خود دارد.

                  نقشه جنگ داخلی یمن

سبز: حوثی‌ها و موتمر-  قرمز: دولت منصور هادی – سفید: القاعده و انصارالشریعه – خاکستری سعودی وعمان

بیش از۸۰ درصد تراکم جمعیت یمن در منطقه سبز قرار دارند و بخشی از مردم جنوب هم با انصارالله هستند.

جمهوری عربی یَمَن : کشوری در جنوب غربی آسیا و در جنوب شبه جزیره عربستان واقع در غرب آسیا، و پایتخت آن شهر صنعا است. یمن از شمال  به عربستان سعودی، از جنوب به خلیج عدن، از مغرب ساحل دریای سرخ و از سمت مشرق به سلطنت عمان محدود می‌شود. جمعیت یمن حدوداً ۲۴ میلیون نفر است. زبان رسمی آن عربی و واحد پول آن ریال یمنی است. یمن ۵۲۷٬۹۶۸ کیلومتر مربع گستردگی دارد و دارای دو ساحل مهم است، ساحلی غربی در کرانه دریای سرخ و ساحلی جنوبی در کرانه دریای عرب، همچنین دارای بیش از ۲۰۰ جزیره است که مهم‌ترین آن‌ها جزایر سقطره در دریای عرب است. یمن بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۹۰ به دو کشور جمهوری عربی یمن(یمن شمالی) و جمهوری دمکراتیک یمن (یمن جنوبی) تجزیه شده بود که در این سال با هم متحد شدند و جمهوری یمن بوجود آمد. در سال ۱۹۹۴ جنگ داخلی میان جدایی‌خواهان جنوبی و حکومت مرکزی درگرفت که با پیروزی شمالی‌ها اتحاد پابرجا ماند.

دراین کشورکه بیداری اسلامی از سال ۲۰۰۴ آغاز شده بود  از۱۴ ژانویه سال ۲۰۱۱ شدت گرفت و اعتراضات خیابانی علیه علی عبدالله صالح که در عمل به رئیس‌جمهور مادام‌العمر کشور تبدیل شده بود منجر به برکناری او از قدرت گردید. در فوریه ۲۰۱۲ عبدربه منصور هادی در یک انتخابات تک‌نفره به عنوان رئیس‌جمهور کشور انتخاب شد اما اختلافات سیاسی ادامه یافته و دو گروه انصارالله به رهبری حوثی‌ها و نیز القاعده  با حکومت مرکزی و  با یکدیگر درگیری شدند. حوثی‌ها در سپتامبر ۲۰۱۴ صنعا را تصرف کرده و تشکیل حکومت وحدت ملی را اعلام کردند. منصور هادی و دولت او در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۵ استعفای خود را اعلام کردند اما در ۲۱ فوریه منصور هادی تحت فشار سعودی ها استعفای خود را پس گرفت و عدن را به عنوان پایتخت موقت اعلام کرد. در ۲۶ مارس ۲۰۱۵ ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی حملات هوایی را علیه حوثی‌ها و در حمایت از دولت هادی با نام طوفان قاطعیت آغاز کردند. در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۱۷ علی عبدالله صالح  با این که در ائتلاف با انصار الله بود و پنهانی با امارات و عربستان سعودی همکاری می کرد پس از انجام کودتا علیه انصار الله ، توسط حوثی‌ها کشته شد. با این حال حزب موتمر(حزب صالح) در ائتلاف با انصار الله باقی ماند.

تاریخ یمن: یمن بدلیل دارا بودن موقعیت ژئوپلیتیکی همواره مورد توجه قدرت های بزرگ ومنطقه ای بوده است. این کشور از قدیم ناحیه‌ای آباد و خرم و با نعمات بسیار و دارای جنگل‌ها در نقاط کوهستانی و در نقاط دیگر نخلستان‌ها و باغ‌های میوه گوناگون بوده است. در دوران گذشته و بویژه قبل از کشف نفت در منطقه کشور یمن “عربستان خوشبخت” نامیده می‌شد. در یمن به دلیل بارانهای منظم و زمین‌های زیر کشت ،کشاورزی پر رونق بوده‌است؛ بنابراین جمعیت انبوه در آنجا سکونت یافتند و در نتیجه روستاها و شهرها را پدیدآوردند. گردآمدن مردم بسیار در آن خطّه حاصلخیز صدها سال پیش از میلاد مسیح، دولت‌هایی را بوجود آورد و تمدنی را در آنجا پی افکند. (شهیدی، ۱۳۶۲: ۹)  یمن سابقه تاریخی طولانی دارد و کشوری ریشه‌دار است. شهر مأرب مشهورترین شهر باستانی دنیاست که زمانی پایتخت “بلقیس ملکه سبا”  و دیگر حکمرانان یمنی بوده و به “ارض الجنتین” معروف است. سد قدیمی مارب نیز از بناهای تاریخی یمن است. سد مارب ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، بین دو کوه “بلق الایمن و بلق الایسر” در عهد عبدالشمس موسی بنا شده است. “قصر سلیمان” هم در یمن بوده است. خاورشناس معروف آلمانی موریتز معتقد است که خط حروفی نخستین بار در یمن مشاهده شد و بر خلاف آنچه به نام سامی‌های فینیقی‏ ثبت شده است، مخترعین خط یمنی‌ها بوده‌‏اند و فینیقی‌‏ها بنای کتابت خود را بر بنیان کتابت عربی یمن نهادند. یمن با چنین سابقه تاریخی دارای اهمیتی وافر است. یمن کنونی با تسلط بر تنگه “باب المندب” قادر به کنترل دریای سرخ بوده و حتّی می‌تواند آنجا را با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیک “بریم” ببندد.آنچه در تاریخ وجود دارد یمن از ۱۲۰۰سال قبل از میلاد دارای حکومت بوده است.

دولت معینیان: نخستین دولتی است که پایتخت آن “قرنو “بود و بین سالهای ۱۲۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد بر سرزمین یمن حکومت می‌کردند. سلطه بازرگانی آنان چنان وسعت داشت که از خلیج فارس تا کنار مدیترانه را فرا  می گرفت.

دولت قتبان: نیز در هزاره اول پیش از میلاد تأسیس شد و تا قرن دوم میلادی ادامه یافت و سرانجام توسط سبائیان برچیده شد. باستان شناسان از روی سنگ نوشته‌ها معلوم کرده‌اند که پادشاهان قتبان همچون سبائیان نوعی قدرت روحانی و سیاسی را دارا بودند. دولتی که در حضرموت تأسیس شد و پایتخت آن شبوه بوده و به واسطه برخورداری از تجارت کندر ثروت فراوانی داشته‌است( باقرزاده و اکبرزاده، ۱۳۰۰: ش۲۴)

دولت‌ سبا: سبائیان ۹ قرن بر این منطقه حکومت کردند، قدرت سیاسی و نظامی و بازرگانی آنان توانست به تدریج حکومت های پراکنده جنوب را زیر پوشش حکومت مستقل و گسترده خود درآورد و دامنه سلطه خویش را تا آفریقا توسعه دهد. با گسترش منطقه نفوذ خود راه بازرگانی اقیانوس هند به دریای سرخ و از آنجا به خلیج عقبه و پیرامون آن را در اختیار گرفتند. دوره حکومت سبائیان تا یکصد و پانزده قبل از میلاد(۱۱۵ق م)  تداوم یافت. سرانجام قوم سبا توسط حمیریان منقرض گردید. (الصنعانی، ۱۹۸۴: ۴۲)

دولت حمیریان : که برخی راجع به آن به‌طور مستقل صحبت کردند را می‌توان به دو دوره تقسیم نمود: نخست اینکه پادشاهان دوره اول در آغاز پادشاهان سبا و ذوریدان نام داشتند که عنوانی شامل حکومت قتبیان و حمیر است ولی تدریجاً حکومت به حمیریان منتقل گردید و از این زمان به بعد دوره دوم حکومت آنان آغاز شد. دولت دوم تبابعه نام داشت که پایتخت ایشان شهر ظفار ( در کشور عمان کنونی) از سرزمین یمن بود و چون نام عمومی هر یک از فرمانروایان این سلسله تبع بوده‌است حکومت ایشان را تبابعه می‌گویند. این دولت از (سال ۵۱۵ پیش از میلاد تا ۵۳۱ میلادی) بیش از هزار سال طول کشید و سرانجام توسط حبشیان منقرض شد.( الجرو، ۲۰۰۳: ۲۴۲)

حکومت حبشیان: در زمان حکومتِ انوشيروان بود.که حبشيان در سال ۵۳۱  به سرزمين یَمَن تاخته؛ موطن يمانيان را به ويرانه‌ای مبدل ساختند. شاه يمن (سيف بن ذی‌يَزن) ناگزير از خسرو انوشيروان، پادشاه ايران ياری خواست. انوشيروان نيز گروهی از ايرانيان را برای جنگيدن با حبشيان فرستاد، ايرانيان به سرزمين یمن وارد شدند و پس از قتل‌عام سياه‌پوستان، آن نواحی را تصرف نمودند. از آن زمان حکومت یمن در جنوب جزيرة العرب  تحت الحمایه‌ ساسانيان گرديد و حاکمان و واليان آن، افرادی از مردم ايران بودند.

خسرو انوشیروان: معروف به انوشیروان دادگر ازسال  ۵۳۱- ۵۷۹ حکومت کرددر زمان وی  در رقابت میان ایران و روم، ایران پیروز شد.( آذرنوش ، ۱۳۸۸ :۴۰ )که با چیرگی ایران بر روم ، در سال ۵۹۸۵۹۷ میلادی جنوب عربستان و یمن نیز به‌وسیله شاهان ساسانی (خسرو پرویز) به تصرف ایران درآمد و تا ظهور اسلام تابع حکومت ایران بود. در دوران‌های پیش، نخستین تماسی که یمنی‌ها با خارج یافتند، در شمال عربستان بود و آن هنگامی بود که آشوریان راه بازرگانی یمن را به خطر انداخته بودند. همچنین فتوحات هخامنشی نیز ایشان را دچار خطر کرد. اما این حوادث صدمه‌ای به یمن وارد نکرد و اصولاً روابط یمن و اکثر اعراب جنوب با ایران بیشتر دوستانه بوده و انتشار دین مسیح در آن نواحی این دوستی را استوار کرد. (السید عبدالعزیز، ۱۹۷۸: ۱۲)

– حکومت خسرو پرويز: از  سال ۵۹۰ حکومت را بدست گرفت  واز دست داد مجدد در سال ۵۹۱ تا ۶۲۸  در ایران حکومت کرد . وی سرداری ايرانی به نام “باذان” پسر ساسان، از  جانب شاه ايران خسرو پرویز ، حاکم یمن شد. هنگامی كه اسلام آشكار شد، نبی اكرم دعوت خود را آغاز فرمود. پیامبر (ص) در سال ششم هجری، طی نامه‌ای خسرو پرويز را به اسلام دعوت كرد، اما خسروپرويز نامه‌ حضرت‏ را دريد و برای باذان (حاکم ايرانی یَمَن) نوشت كه محمد را نزد وی بفرستد. باذان نيز دو نفر ايرانی به نام خسرو و بابوَيه را به مدينه فرستاد. هنگامی كه خبر “احضار پيامبر به ايران” به مشركين قريش رسيد، خشنود شده و گمان کردند که محمد ديگر به پايان راهش رسيده است! نمايندگان باذان با حكمی كه در دست داشتند، حضور پيامبر(ص)  رسيده؛ منظور خود را در ميان گذاشتند. حضرت نيز اندک زمانی مهلت خواست. روز بعد كه نمايندگان ايرانی خدمت پیامبر آمدند، حضرت، با خبری که از عالم غیب بدیشان رسید، فرمودند که شيرويه ديشب شكم پدرش خسرو پرويز را دريد و او را هلاک ساخت. اينک شما به يمن بازگرديد و به‏ باذان بگوئيد اسلام اختيار كند. اگر مسلمان شود حكومت يمن همچنان با او خواهد بود. آن دو نفر به‏ يمن بازگشتند و جريان را به باذان گفتند. باذان گفت: ما چندی درنگ می‏‌كنيم، اگر غیبگویی محمد درست بود، معلوم است كه وی پيامبر است. چند مدتی از این ماجرا گذشت كه پيكی از تيسفون پایتخت ساسانیان رسيد و نامه‌ای از طرف شيرويه برای باذان آورد، باذان از قضيه‌ی کشته شدن خسروپرویز به طور رسمی مطلع و از صحت غیبگویی پیامبر(ص)  شگفت‌زده گردید. شيرويه در نامه‌ی خود به باذان دستور داد که محمد را آزاد بگذارد و به هیچ‌وجه او را نرنجاند. در اين‏ هنگام، باذان به همراهی جمعی از ايرانيان یَمَن كه آنها را “ابناء و احرار” می‏‌گفتند مسلمان شدند و اينان جزء نخستين ايرانيانی بودند، كه وارد شريعت مقدس اسلام گرديدند. حضرت محمد(ص) باذان را همچنان بر حكومت يمن ابقا كردند.

ظهور اسلام : سال هفتم هجری (۵۸۵ میلادی) اسلام وارد یمن شد و باذان سردار ایرانی از اين‏ تاريخ از طرف نبی اكرم بر يمن حكومت می‏‌كرد و به ترويج و تبليغ اسلام‏ پرداخت و مخالفين و معاندين را سر جای خود نشانيد. منابع متعدد و معتبر تاریخی این حکایت را با قاطعیت بیان کرده‌‌اند(طبری ،۱۳۷۵، ج‏۳ :۱۱۴۲-۱۱۴۴  ) بلعمی وزیر دربار سامانیان می‌نویسد که باذان پسر ساسان پس از اینکه مسلمان شد، همه‌ی اهل یَمَن را نیز به اسلام فراخواند و بخشی از اهل یَمَن به واسطه‌ این مرد ایرانی، مسلمان شدند. پیامبر (ص) از شنیدن این خبر شاد گشته و برای باذان دعای خیر نمود.(بلعمی،۱۳۷۸: ۸۲۶-۸۲۵)  بابويه پس از بازگشت از مدینه، به باذان گفت: هرگز با كسى پرابهت‌تر و با عظمت‌تر از محمد سخن نكرده بودم! باذان گفت: نگهبان داشت؟ بابویه پاسخ داد: نه…(طبری ،۱۳۷۵، ج‏۳ :۱۱۴۲-۱۱۴۴  ) پس از مرگ باذان فرزندش شهر بن باذان از طرف پیامبر(ص)  به جای پدرش به حکومت منصوب شد و همانند روش پدرش به ترویج اسلام و مبارزه با مخالفین و معاندین پرداخت.
جریان ادعای نبوت کردن أسود عنسی: پس از مراجعت نبی اکرم از حجة الوداع (آخرین حج ایشان)، “اسود عنسی” که شنید پیامبر (ص) کسالت دارند و پنداشت که نبی اکرم از این ناخوشی رهائی پیدا نخواهد کرد، در یمن ادعای نبوت کرده و گروهی کثیری از اعراب یمن پیرامون وی جمع شدند. ارتداد وی نخستین ارتداد تاریخ اسلام محسوب می شود. عنسی با قبایل عرب به صنعا (پایتخت یمن) حمله کرده و شهر بن باذان حاکم یمن که برای دفع فتنه به جنگ با او پرداخته بود در این جنگ کشته شد و او نخستین فرد ایرانی بود که در راه اسلام به شهادت رسید. اسود عنسی پس از کشتن شهر بن باذان ، زن وی را به همسری انتخاب کرد و بر همه یمن تا حضرموت، بحرین، احساء و بیابان های بین نجد و طائف تسلط پیدا کرد و همه قبایل یمن را مطیع خود ساخت و تنها تنی چند از اعراب تسلیم او نشده و به طرف مدینه  گریختند. پس از شنیدن خبر ارتداد أسود عنسی، پیامبر اکرم (ص) برای فیروز و داودیه که بعد از مرگ شهر بن باذان ریاست ایرانی ها را در دست داشتند، نامه نوشت که آشکار و پنهان بر علیه اسود بجنگند. پیامبر(ص)  به دیگر جماعات نامه نوشته و فرمان دادند که از فیروز و داودیه پشتیبانی کنند. ایرانیان به همراه “آزاد”  زن شهر بن باذان که در تصرف أسود بود، توانستند با کشیدن نقشه وارد اطاق أسود شده و او را به قتل برسانند. قتل او به دست فیروز انجام شد. اصحاب أسود پس از کشته شدن وی به بیابان های بین صفا و نجران پناه بردند و از مداخله در امور ممنوع شدند و دوباره اوضاع و احوال یمن به حالت عادی قبل از ارتداد بازگشت. خبر کشته شدن أسود به سرعت به اطلاع مسلمانان رسید.عبدالله بن عمر روایت می کند که در شبی که أسود کذاب کشته شد، از طریق وحی خبر کشته شدن وی به اطلاع نبی اکرم (ص) رسید و حضرت فرمودند: عنسی کشته شد و قتل وی به دست مبارک که از یک خانواده مبارک می باشد واقع گردیده است. مسلمانان از حضرت رسول پرسیدند: کدام مرد وی را کشت؟ فرمود: فیروز.
مرتد شدن قیس بن عبد یغوث در یمن: قیس بن عبد یغوث که با فیروز و سایر ایرانیان مقیم یمن با أسود کذاب مبارزه می کردند، پس از درگذشت حضرت رسول (ص)، مرتد شده و با فیروز به جنگ پرداخت. قیس با حیله و مکر و نقشه های شیطانی فیروز را مستأصل کرد و بار دیگر اوضاع یمن بخصوص اوضاع مسلمانان ایرانی پریشان شد. ابوبکر که تازه به خلافت رسید به چند نفر نامه نوشت که از فیروز و مسلمانان ایرانی که موجب هلاکت أسود کذاب شدند پشتیبانی کنند. قیس برای مقابله با مسلمانان برای اصحاب أسود که در کوه ها پراکنده بودند نامه نوشت و در اثر این دعوت جماعتی از اصحاب أسود عنسی در صنعا اجتماع نمودند و خود را برای جنگ با ایرانیان آماده کردند. در این حین رؤسای قبایل عرب از یاری فیروز و ایرانیان مسلمان دست برداشتند و دوباره راه أسود کذاب را پیش گرفتند. قیس دستور اخراج همه ایرانیان را از یمن داد. هنگامی که فیروز از این جریان اطلاع پیدا کرد تصمیم گرفت که با قیس بن عبد یغوث جنگ کند. برای این منظور فیروز برای چند قبیله از اعراب نوشت که وی را در جنگ با مرتدین یاری کنند. قبایل عک و عقیل متفقا مردان خود را به یاری فیروز فرستادند و همگان بر مرتدین که در رأس آنها قیس قرار داشت حمله کردند و در نتیجه قیس بن عبد یغوث شکست خورد و از میدان جنگ فرار کرد و یاران أسود عنسی نیز از هم پاشیدند. وی را دستگیر کرده و به مدینه آوردند ولی خلیفه اول او را عفو کرد و او تبرئه شد ولی همه می دانستند که قیس مرتد شده و نیز دستش به قتل آلوده است. پس به طور کلی ایرانیان مقیم یمن اولین گروه ایرانی بودند که قبل از ورود اسلام به سرزمین ایران، در یمن اسلام آورده و در زمره مبلغان اسلام درآمدند.روایات بسیاری از پیامبر عظیم الشان اسلام در مورد یمن ذکر شده که:  امیر المؤمنین (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می کند که فرمود: مَنْ أَحَبَّ أَهْلَ‏ الْيَمَنِ‏ فَقَدْ أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَبْغَضَهُمْ فَقَدْ أَبْغَضَنِي‏ یعنی هر که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است. (بحار الانوار، ۱۹۸۳،  ج ۳۴، : ۳۳۳) .كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲: ۵۴۱/ كنز الفوائد، ج‏۲، :۱۵۴) ابن عباس روایت می کند که هر گاه پیامبر (ص) با جمعی یمنی برخورد می کردند، می فرمودند: مرحبا برهط شعيب و احبار موسى. آفرین بر خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی. (بحار الأنوار، ۱۹۸۳،  ج‏۵۷، :۲۲۲ ؛ الأصول الستة عشر : ۲۵۱ ) از روایت چنین بر می آید که خویشاوندان شعیب که نزد قوم شعیب عزیز و محترم بودند و نیز دانشمندان شایسته پیرو موسی علیه السلام یمنی و یا یمنی الاصل بوده اند.  پیامبر اکرم (ص) در باره مردم یمن فرمودند: أهل‏ اليمن‏ أرقَّ قلوباً وألينَ أفئدة و أبخع طاعة: یعنی مردم یمن رقیق القلب ترین و نرم دل ترین و مطیع ترین مردمند. (ملا صالح مازندراني، ۱۳۸۲: ۲۸۱)در كتاب جعفر بن محمّد بن شريح آمده است: روزی رسول خدا (ص)از اسب‌ها در نزد عيينة بن حصين بن حذيفه بدر سان ديد. رسول خدا به او گفت: من اسب‏‌شناس‏‌ترم از تو. عيينة گفت: من مرد شناس‌ترم از تو. پيغمبر(ص)  فرمود: چطور؟ گفت: بهترین مردان آنانند كه تيغ بر دوش نهند و نيزه‏‌ها را بر شانه اسب‌هاشان گذارند و اینان مردم نجدند. پيغمبر(ص)  فرمود: كذبت ان خير الرجال اهل‏ اليمن‏ و الايمان يمان و انا يمانى و اكثر قبائل دخول الجنة يوم القيمة مذحج – یعنی: دروغ گفتى، بهترين مردان مردم يمن باشند؛ ايمان يمانى (یمانی منسوب به یمن و عبارتی دیگر از یمنی است) است و من هم يماني‌ام و بيشترین تيره‏اى كه روز قيامت به بهشت روند مذحج (قبیله ای یمنی که هانی ابن عروه  از آن قبیله بود) باشند. (بحار الأنوار،۱۹۸۳،  ج‏۵۷ : ۲۳۳ ؛ الأصول الستة عشر  : ۸۱ (

یمن در عصر پیامبر(ص):

پیامبر(ص) قبل از حضرت علی(ع)، خالد بن ولید و معاذ بن جبل را به یمن فرستاده بودند اما این دو طی شش ماه موفق نشدند مردم را به اسلام جذب کنند ؛ لذا پیامبر(ص) علی بن ابی طالب(ع) را  در سال هشتم هجری  پس از فتح مکه به یمن فرستاد. یمن تنها کشوری است که مردمانش بدون جنگ و خونریزی و با رسیدن حضرت علی(ع) به عنوان فرستاده ویژه پیامبر اکرم(ص) به اسلام گرویدند. البته قبل از آن، باذان حاکم ایرانی یمن و بسیاری از ابناء (ایرانیان ساکن یمن) در ماجرای نامه نوشتن پیامبر (ص) به خسرو پرویز، اسلام آورده بودند. (طبری،۱۳۷۵،  ج۲: ۲۵۵-۲۵۷؛ ابن هشام، ج۱: ۷۱-۷۲؛) امام علی (ع) افراد قبیله “همدان” را که از بزرگ‌ترین قبایل یمن بودند، برای شنیدن نامه پیامبر اکرم(ص) دعوت نمود. عظمت گفتار پیامبر(ص) آنچنان قبیله همدان را تحت تأثیر قرار داد که همه آنها در مدّت یک روز اسلام آوردند.( طبری، ۱۳۷۵ ، ج ۴ :۱۲۶۲) پس از همدان، قبایل مذحج و نخع نیز به دست حضرت علی (ع) اسلام آوردند. پس از ورود حضرت علی(ع) به یمن، اوّلین کسی که به واسطه آن حضرت اسلام آورد، زنی به نام‌ ام‌سعید برزخیه است. این زن منزل خود را به صورت مسجد در آورد و آن را “مسجد علی” نامید که اکنون نیز مشهور و پابرجاست. بزرگان اسلام که در زمان پیامبر(ص) از یمن بودند :  اویس قرنی ، مالک اشتر،  حجر ابن عدی ،  عمرو بن حَمَق خزاعی  ،  هانی ابن عروه  ، کمیل ابن زیاد  ،  عماریاسر  ،  مقداد بن اسود کندی  و…

در عصر خلفا: دوستی میان یمنی‌ها و حضرت علی (ع) به حدی بود که از تعداد ۲۳ نفری که هستۀ اولیۀ تشیع بعد از ماجرای سقفیه را تشکیل دادند، ده نفر از انصار یمنی بودند. در گزارش دیگری آمده است که وقتی زیاد بن لَبید أنصاری، نمایندۀ خلیفه در “حضر موت” بود، حارث بن معاویه تمیمی، حارثه بن سُراقه کندی، اشعث بن قیس کندی از سران قبایل یمنی به او گفتند: ما از اهل بیت پیامبر (ع) اطاعت خواهیم کرد، چرا شما آنان را از خلافت باز داشتید بعد از شکل گیری دوران خلافت، متصرفات اسلامی گسترش یافت و به منظور حمایت‌های ستادی و پشتیبانی از ارتش مسلمانان، به فرمان خلیفۀ دوم شهرهای نظامی کوفه و بصره (در سال ۱۶ ه‍.ق.) ایجاد شدند و برخی از قبایل یمنی برای سکونت به این مناطق کوچ کردند و بعد از مدتی چهره اجتماعی شهر به نفع یمنی‌ها تغییر پیدا کرد. “طایفه همدان” جزو گروه‌هایی بودند که در کوفه ساکن شده و در تحولات سیاسی جهان اسلام در قرن نخست نقش مهمی را ایفا کردند.  (محمد جعفری، ۱۹۷۹ : ۱۰۶)

در عصر امام علی(ع): زمانی که بحث خلافت علی بن ابی طالب (ع) مطرح شد، به رغم مخالفت‌های آن حضرت، قبایل یمنی بیش از دیگران در ترغیب حضرت امیر (علیه‌السلام) برای پذیرش مسئله خلافت نقش داشتند و بنابر نقل، اولین کسی که با امام علی (ع) بیعت کرد، مالک اشتر بود. از جمله اقدامات اولیه حضرت علی (ع) در اوایل خلافت، انتخاب والیانی برای سرزمین‌های اسلامی بود. ایشان عبیدالله بن عباس را برای منطقه یمن انتخاب کرده و او را روانه این منطقه کردند. زمانی که امام علی (ع) زمامداری امور را به عهده گرفت، از همان ابتدا کارشکنی هم‌پیمانان گذشته شروع شد و واقعه جمل پیش آمد. در جریان واقعه جمل، نیروهای یمنی سپاه امیرمؤمنان (ع) بسیار فعالانه در جنگ شرکت داشتند و از جمله عوامل اصلی پیروزی امام در جنگ بودند. در نبرد صفین نیز برخی از چهره‌های سیاسی یمنی تلاشی بسزا از خود نشان دادند که از جمله آنان، مالک اشتر، عُدَی طایی، زُحَرْ بن قیس و هانی بن عُروه بودند. از دیگر قبایل یمنی که در ماجرای صفین حضور داشتند، بَنو أحمس از تیرۀ بُجیله بن اَنمار بن نزار بودند که گفته می شود در “پیکار صفین” هفتصد نفر از این طایفه در این نبرد حاضر بودند. (نصر بن مزاحم، ۱۳۶۷ :۱۰۱) وفاداری یمنی‌ها به حضرت علی (ع) سبب شد که معاویه در صدد انتقام گرفتن از آنان بر آید. وی “بسر بن ارطاة”  را به یمن فرستاد و او پس از ورود به یمن مرتکب جنایات زیادی شد؛ سی هزار نفر را کشت؛ گروهی را در آتش سوزاند و زنان حمدان را اسیر کرده، در بازار به فروش رساند. (مظفر، ۱۳۸۹:  ۲۰۸)وقتی اخبار جنایات این شخص به حضرت علی(ع) رسید، وی را نفرین کرد و فرمود، خدایا، این آیین و عقل و خودسری را از او بگیر. بسربن ارطاه دچار وسواس شده و دیوانه شد و در همین حال مرد. (تاریخ طبری، ۱۳۷۵، ج ۶، حوادث سال چهل: ۸۱ـ۸۰)

دوران معاویه: معاویه وقتی به حکومت رسید میزان تقابلش با شیعیان افزایش یافت و در این میان شیعیان یمنی بسیار آزار دیدند. حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی دو نفر از برجستگان شیعه بودند که در دوران معاویه به شهادت رسیدند. این دو و بویژه حجر علیه تعدیات معاویه افشاگری می‌کردند و همین امر سبب شد که معاویه آنان را به شهادت برساند. جنبش حجر بن عدی را باید جدی‌ترین حرکت شیعی بعد از صلح امام حسن (ع) تا قیام امام حسین (ع) دانست. این حرکت چنان باعث دغدغۀ خاطر و نگرانی امویان شد که تمام امکانات خود را برای سرکوب آن بسیج کردند و حتی برای توجیه قتل وی، بزرگان کوفه را به گواهی طبیده و او را عنصری خارجی معرفی کردند.

دوران امام حسین(ع): در دوران امام حسین (ع) نیز هنگامی که کوفیان برای دعوت از امام اعلام آمادگی کردند و سیل پیام‌ها به سوی امام سوم روانه شد، بسیاری از یمنیان در شمار دعوت کنندگان امام بودند. زمانی که امام قصد رفتن به کوفه را داشت، عبدالله بن عباس از روی نصیحت از امام حسین (ع) خواست تا به جای کوفه، یمن را برای سکونت انتخاب کند؛ چون در این سرزمین شیعیانی بودند که دل در گرو محبت اهل بیت داشتند.( ابوحنیفه دینوری، ۱۳۷۱ : ۲۹۱) حماسۀ عاشورا جلوۀ دیگری از عرصه گردانی یمنیان بود. چنانچه در منابع آمده است از مجموع شهدای این رخداد خونین ۳۴ نفر از یمنیان بودند. (منتظر قائم ، ۱۳۸۰ : ۲۰۰) بعد از واقعه عاشورا، گروهی از شیعیان از اینکه در دفاع از امام حسین (ع) کوتاهی کرده بودند، از رفتار خود پشیمان شده و برای اینکه گذشته را جبران کنند هسته‌های مقاومت علیه سلطه اموی را ایجاد کردند. از جمله این تحرکات، اقدام نظامی گروه توابین بود که به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی، حرکت اعتراضی خود را آغاز کردند. عناصر اصلی و فردی این نهضت شیعی را یمنی‌ها تشکیل می‌دادند و بعدها جان خود را برای عقیده‌شان در دفاع از اهل بیت فدا کردند.( محمد جعفری ، ۱۹۷۹ :۲۷۲)

دوران اموی: اواخر دوره بنی امیه که دعوت عباسیان آشکار شد، با توجه به قرابت و خویشاوندی “طالبیون” و “بنی عباس” شیعیان از عباسیان حمایت کردند و از این رو در سال ۱۲۹ ه‍.ق. ابوحمزه و عبدالله بن یحیی که ملقب به طالب الحق بود، بی‌آنکه کسی آنها را از احوال ابومسلم خراسانی آگاه کند، در یمن دستارهای سیاه بر سر بسته، جامه‌های سیاه پوشیده و پرچم‌های سیاه برافراشتند و مخالفت خود را با مروان حمار اموی اعلام کردند. آنها “صنعا” را به تصرف خود درآورند. طالب الحق مقر خود را در صنعا مستحکم کرد و ابوحمزه به مکه رفت و موفق شد، والی مکه را از آن شهر بیرون کند. او بعد از مدتی مدینه را نیز به تصرف خود درآورد. البته اقدامات او با واکنش سخت مروانیان رو به رو شد و سپاهیان او در جنگی سخت در حوالی مدینه از لشکریان اموی شکست خوردند و ابوحمزه نیز کشته شد. بعد از پایان کار ابوحمزه، امویان به سوی صنعا لشکر کشیدند و طالب الحق را به قتل رسانده و مجدداً صنعا را به متصرفات اموی بر گردانند.( خواندمیر، ۱۳۸۰ ،ج۲ :۱۹۷)

دوران عباسی: یمن در قرن نخست پیدایش حکومت عباسی تحت حاکمیت عباسیان بود تا این که هادی یحیی بن حسین بن قاسم رسّی، متولد ۲۴۵ ق، در سال ۲۸۰ ق در یمن پایه‎گذار حکومتی مستقل به نام شیعیان زیدیه شد. از آن پس تا دوران معاصر، یمن و به‌ویژه بخشهای شمالی آن به پایگاه سنتی زیدیه تبدیل شد و امامان و شخصیت‌ها و جریانات فکری بسیاری در آن منطقه ظهور کردند.

حکومت زیدیه: حکومت زیدیه هرچند فراز و فرودهایی داشت و‌گاه از دست حاکمان زیدی حکومت خارج می‌شد با این حال زیدیان توانستند در یمن حدود ۱۲ قرن  تا تاریخ ۱۹۶۲میلادی قدرت را در اختیار داشته باشند. (زحیف ، ۲۰۰۲: ج۲)

وقایع مهم یمن:

۱۷۵۰  میلادی  یمن جزو قلمرو دولت عثمانی درآمد هنگام سلطه عثمانی زیدی ها بر یمن حکومت می کردند.. با سقوط امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول یمن به سرپرستی بریتانیا درآمد و در سال ۱۹۲۲ به استقلال از انگلیس دست یافت. در گذشته حکومت یمن در دست امام یمن بود که شخصاً کشور را اداره می‌کرد.

۱۹۱۸- امپراتوری عثمانی در یمن فرو پاشید و شمال یمن اعلام استقلال کرد. حکومت بر شمال یمن به دست امام یحیی افتاد.

 ۱۹۳۴ –  کشور یمن که همچون دیگر کشورهای اسلامی بعد از جنگ جهانی اول بر اساس تقسیم بندی سایکس پیکو  تحت سلطه انگلیس قرار گرفته بود احمد بن یحیی امام یمن با انعقاد قراردادی با انگلستان در سال ۱۹۳۴ استقلال یمن را اعلام کرد.( زاهیه، ۱۹۷۷: ۴۹)

۱۹۴۶– محاصرة باب‌المندب از سوی نیروهای ارتش مصر در جنگ ۵ روزة سال ۱۹۴۶ یك تجربة تاریخی  تلخ برای رژیم اشغال‏گرِ قدس بود، فلذا همواره امنیت یمن برای آن رژیم اهمیت حیاتی دارد.

۱۹۴۸- امام یحیی از سوی مخالفان ترور شد اما فرزند او “احمد بن یحیی” در مقابل مخالفان پدر قرار گرفت و راه پدر را ادامه داد. احمد در مبارزه با مخالفان موفق عمل کرد و قدرت را در دست گرفت.

۱۹۶۲- در سال ۱۹۶۲ عبدالناصر با استقرار ۶۰٬۰۰۰ نیروی مصری در یمن، حکومت را از زیدی‌ها گرفت و به بعثی‏های قومی سپرد. پیش از آن، امامان شیعه در یمن نزدیک به ۱۲۰۰ سال حکومت کرده بودند. در این سال، بعد از مرگ امام احمد بدر زیدی، حکومت عربی امامان زیدی در سال ۱۹۶۲ و با کودتایی که صورت گرفت، سقوط کرد و حکومت جمهوری اعلام شد  همزمان با مرگ امام احمد، فرزند او برای جانشینی وارد عرصه سیاسی کشور شد، اما در همین بحبوحه انتقال قدرت، ارتش یمن ( هم زمان با روی کار آمدن بعثی ها در کشورهای عربی ) تصمیم به ایجاد یک حکومت نظامی گرفت و با حمایت خارجی بلافاصله حکومت یمن به دست افسران ارتش افتاد و جمهوری عربی یمن تشکیل شد. همزمان با تشکیل جمهوری در یمن، جنگ داخلی میان سلطنت‌طلبان در کشور آغاز شد. جنگ داخلی که حاصل حمایت‌های محسوس کشورهایی چون عربستان سعودی و جمهوری‌خواهان مصر بود. در یمن شمالی جمهوری‌خواهان انقلاب کردند و از ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۸ جنگ داخلی خونینی درگرفت. عربستان از سال ۱۹۶۲ با استفاده از بحران بوجود آمده وبا بهره گیری از دیپلماسی مالی در یمن تبلیغ وهابیت را  برای تثبیت حاکمیت خود شروع کرد.

۱۹۶۳- آغاز انقلاب و درگیری در یمن جنوبی در مقابل دولت‌های خارجی. هدف اصلی انقلاب‌های مردمی در این منطقه قرار گرفتن در مقابل استعمار بریتانیا بود. درسال ۱۹۶۷ پس از خونریزی بسیار و جنگ داخلی بین دو جنبش آزادی‌خواه رقیب، یمن جنوبی تا مرز استقلال پیش رفت.

۱۹۶۸- یمن جنوبی اعلام استقلال کرد.

۱۹۷۸علی عبدالله صالح با انجام کودتا به عنوان رئیس‌جمهور یمن شمالی و از سال ۱۹۹۰ به عنوان رئیس‌جمهور یمن متحد قدرت را در این کشور بدست گرفت. وی درسال ۲۰۱۲ با اعتراضات گسترده مردمی که به انقلاب یمن معروف شد ناگزیر از قدرت کناره‌گیری کرد.

۱۹۹۰- اتحاد دو یمن. فرو‏پاشی رژیم‌های کمونیست در اروپای شرقی و قطع کمک‌‏های فراوان شوروی (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰) سقوط اقتصاد ضعیف یمن جنوبی را تسریع کرد و در مه ۱۹۹۰، دو کشور متحد شدند و علی عبدالله صالح رییس جمهور یمن متحد شد.

۱۹۹۴-  جنگ داخلی در یمن آغاز شد. یمن تا قبل از سال ۱۹۹۰ میلادی متشکل از دو کشور مجزا به نام‌های جمهوری عربی یمن (یمن شمالی) و جمهوری دموکراتیک یمن (یمن جنوبی) بود. در سال ۱۹۹۰ طی پیمانی این دو کشور با هم متحد شدند و جمهوری یمن بوجود آمد، اما در سال ۱۹۹۴ جنگ خونینی بین دو طرف رخ داد که سرانجام شمالی‌ها بر جنوبی‌ها چیره شدند و اتحاد پابرجا ماند

۲۰۰۰- دولت یمن به یکباره دچار تحول سیاسی شد. بر اساس متمم قانون اساسی تصویب شده در تابستان سال ۲۰۰۰، ریاست جمهوری در یمن به مدت ۲ سال تمدید شد، در نتیجه انتخابات آینده ریاست جمهوری این کشور به سال ۲۰۰۶ موکول شد. این اصلاحات به مجلس این کشور هم نفوذ کرد و دوره انتخابات پارلمانی یمن نیز ۶ ساله شد.

۲۰۰۴- قیام صعده در یمن، بحران داخلی در یمن از سال ۲۰۰۴ با موضع گیری شیعیان زیدی یمن علیه آمریکا و اسرائیل آغاز شد و طی آن بسیاری از شیعیان یمن کشته شدند.

۲۰۱۱- علی عبدالله صالح پس از ۳۴ سال ریاست جمهوری بدنبال شورش و طغیان مردمی برای کناره‌گیری از قدرت، به بهانه درمان جراحات وارد شده بر او در درگیری با مخالفان به عربستان رفت. مقامات حکومتی یمن بلافاصله پس از خروج رئیس جمهوری از کشور اعلام کردند که عبدالله صالح که بر اثر انفجار در کاخ ریاست‌جمهوری دچار جراحاتی شده بود، برای درمان کشور را به قصد عربستان سعودی ترک کرده است و پس از درمان به یمن باز خواهد گشت. علی عبدالله صالح در جریان حمله‌ای که روز ۳ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، به مسجد مجتمع ریاست جمهوری یمن انجام شد، دچار سوختگی و جراحت شد.

۲۰۱۲- پس از انقلاب یمن قدرت حکومت مرکزی تا حد زیادی از دست رفته و بیشتر نقاط کشور خارج از کنترل دولت بود. حوثی‌ها که یک گروه شیعه زیدی هستند و مرکز آن‌ها در ولایت صعده در شمال کشور است قویترین این گروه‌ها بودند که تا کنون صنعا پایتخت و بزرگترین شهر کشور وشمال یمن را در کنترل خود گرفتند  انصارالشریعه که شاخه‌ای از القاعده است نیز دیگر گروه قدرتمند این کشور است که بیشتر در جنوب مستقرند.

۲۰۱۷- علی عبدالله صالح پس از اینکه مورد بی مهری سعودی واقع شد از آنجایی که بدلیل دارا بودن قبیله بزرگ  همچنان یک بازیگر تأثیرگذار در صحنه سیاست این کشور بود در مارس ۲۰۱۵ با حوثی‌ها وارد ائتلاف شد.  تلاش مجددسعودی ها برای جذب علی عبدلله صالح پس از ناکامی در جنگ طولانی با انصار الله از یک سو و قدرت طلبی علی عبدلله صالح از سوی دیگر علی رغم اینکه وی رسما به عنوان رئیس حزب کنگره در ائتلاف با انصار الله بود ، روابط پنهانی بین امارات – سعودی  و صالح را برای انجام کودتا علیه انصار الله ایجاد کرد که پس از انجام کودتا در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۱۷  توسط علی عبدلله صالح با حمایت امارات و سعودی علیه انصار الله ، صالح  توسط حوثی‌ها کشته شد. ولی حزب موتمر به ائتلاف با انصار الله ادامه داد.

اقتصاد یمن:

تولید ناخالص داخلی یمن در سال ۲۰۱۳ بیش از ۶۱ میلیارد دلار و درآمد سرانه حدود ۲۵۰۰ دلار بوده‌است. خدمات مهمترین بخش اقتصاد کشور است که ۶۱ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص می‌دهد و صنعت با ۳۱ و کشاورزی با ۷٫۷ درصد پس از آن قرار می‌گیرند. تولیدات نفتی ۶۳ درصد درآمدهای دولت را تشکیل می‌دهد. کشاورزی در گذشته اهمیت بیشتری داشت و ۱۸ تا ۲۷ درصد تولید کشور را شامل می‌شد. محصولات کشاورزی کشورشامل؛ غلات، میوه ،سبزیجات، قات، قهوه، پنبه، لبنیات، ماهی، دام گوسفند، بز، گاو ، شتر و ماکیان می‌شود. سورگوم (ذرت خوشه‌ای) کشت اصلی کشور و انبه مهمترین میوه کشور است. یکی از معضلات کشور ، کشت قات یک گیاه مخدر است که جویدن آن اثر محرک دارد. حدود ۴۰ درصد کل آب حوزه آبخیز صنعا به کشت این گیاه اختصاص پیدا می‌کند که موجب خشک شدن کشتزارها و بالارفتن قیمت مواد غذایی شده‌است. بخش صنعت کشور نیز شامل تولید و پالایش نفت، صنایع غذایی، صنایع دستی، کارگاه‌های کوچک نساجی و چرم، تولید آلومینیوم، تعمیر کشتی، و تولید گاز طبیعی می‌شود. نرخ بیکاری در  در یمن درسال ۲۰۱۳ به ۳۵ درصد رسیده بود.

مردم یمن :

جمعیت یمن در سال ۲۰۱۴ حدود ۲۴ میلیون نفر بوده‌است. بیش از ۹۹ درصد آن‌ها مسلمان هستند که سنی‌ها اغلب شافعی با اقلیتی از مالکی و حنبلی و شیعیان اکثراً زیدی با اقلیت اسماعیلی و دوازده‌امامی هستند. بهائیان، یهودیان، هندوها و مسیحیان هم حدود نیم درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. رشد جمعیت کشور بالاست و نرخ باروری ۴٫۴۵ فرزند برای هر زن است. جمعیت صنعا پایتخت کشور در سال ۱۹۷۸ فقط ۵۵ هزار نفر بود اما اکنون از ۲ میلیون نفر فراتر رفته‌است. سنی‌ها بیشتر در جنوب و جنوب شرق، شیعه‌های زیدی عمدتاً در شمال و شمال غرب و اسماعیلی‌ها بیشتر در مراکز اصلی نظیر صنعا و مأرب زندگی می‌کنند. بر اساس قانون اساسی اسلام دین رسمی کشور و مبنای همه قوانین است. قانون اساسی اجازه برگزاری مراسم آئینی را به اقلیت‌های دینی داده‌است اما خروج از دین اسلام ممنوع است. اکثر یمنی‌ها عرب هستند اقوام آفریقایی ، جنوب آسیایی‌ و اروپایی‌ها هم اقلیت‌های قومی کشور را تشکیل می‌دهند. یمن کشوری عمدتاً قبیله‌ای است و در بخش‌های کوهستانی شمال کشور حدود ۴۰۰ قبیله زیدی وجود دارند. (المقحفی، ۱۹۸۵: ۶۸) یهودیان یمن هم در گذشته جمعیت قابل توجهی داشتند اما بیشتر آن‌ها در قرن بیستم به اسرائیل مهاجرت کردند. حدود یکصد هزار هندی‌تبار هم در جنوب کشور زندگی می‌کنند.

وضعیت بهداشت:

پس از آغاز جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۵ وضعیت بهداشت در این کشور رو به وخامت گذاشت.  وبا  یکی از بیماری‌هایی می‌باشد که باعث مرگ شمار زیادی از یمنی‌ها شده‌است. بر اساس گزارش منتشر شده از سوی صلیب سرخ و همچنین نهاد کمک‌های اضطراری سازمان ملل، تا ۱۳ جولای ۲۰۱۷، حدود۳۲۰هزار نفر از مردم یمن مبتلا به بیماری وبا شدند. این بیماری باعث مرگ ۱۷۰۰ نفر شده‌است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، از ۲۳ استان یمن، در ۲۲ استان گرسنگی و وبا بیداد می‌کند. برنامه واکسیناسیون سازمان ملل نیز به علت مسائل امنیتی اجرا نشده‌است. این در حالی است که بیش از ۵۵ درصد بیمارستان‌های یمن در اثر بمباران‌ها آسیب دیده یا کاملاً ویران شده‌اند. سیستم درمانی و بهداشتی کشور درهم شکسته‌است و آلودگی باعث شیوع بیماری‌هایی همچون وبا می‌شود. بیش از ۳۰ هزار نفر از شاغلان بخش بهداشتی و درمانی یمن بیش از یک سال است که حقوق دریافت نکرده‌اند. پول برای تهیه تلمبه‌های آب، تصفیه فاضلاب، و همچنین برای تعمیر و ساخت بیمارستان‌ها وجود ندارد.( دویچه وله فارسی. ۱۳ جولای ۲۰۱۷). در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۷ کمیته بین‌المللی صلیب سرخ اعلام کرد تعداد بیماران مشکوک به ابتلا به بیماری وبا در یمن به بیش از یک میلیون نفر رسیده‌است. پیش از این برخی از سازمان‌های غیردولتی فعال در یمن نیز این رقم را برای شمار موارد مشکوک به ابتلا به وبا در یمن اعلام کرده بودند. سازمان جهانی بهداشت شمار افرادی را که از روز ۲۷ آوریل ۲۰۱۷ (هفتم اردیبهشت) تا هشتم نوامبر (۱۷ آبان) در یمن مشکوک به ابتلا به بیماری وبا بوده‌اند ۹۱۳۷۴۱ نفر اعلام کرده‌است. این سازمان در همین مدت مرگ ۲۱۹۶ نفر را در این کشور جنگزده بر اثر ابتلا به وبا به ثبت رسانده‌است. این در حالی است که آمار مبتلایان همچنان سیر صعودی در پیش گرفته‌است. سازمان جهانی بهداشت پیش از این هشدار داده بود که در صورت جلوگیری از ارسال کمک‌های بشردوستانه به روند مقابله با وبا  به مردم یمن :ضربه‌ای جدی” وارد خواهد شد. جلوگیری از ارسال کمک بشردوستانه به یمن عامل اصلی قحطی در این کشور محسوب می‌شود. حدود هشت میلیون و ۴۰۰ هزار یمنی در معرض قحطی در این کشور هستند. جنگ در یمن دسترسی بیش از ۸۰ درصد از جمعیت این کشور را به مواد خوراکی، سوخت، آب آشامیدنی و خدمات درمانی مختل کرده‌است. سازمان ملل از بحران انسانی در یمن به عنوان جدی‌ترین بحران بشردوستانه در جهان یاد می‌کند. ( یورو نیوز فارسی، ۲۱ دسامبر ۲۰۱۷)

حکومت یمن و شیعیان:

یمن در جنوبی‌ترین بخش شبه‌جزیره عربستان سعودی واقع است. این منطقه از صدر اسلام از مهم‌ترین مناطق رشد شیعه بوده‌است. پایتخت یمن صنعا است. استان صعده، کوهستانی است و در ۲۴۳ کیلومتری شمال صنعا قرار دارد. بیشتر مردم صعده را شیعیان زیدی تشکیل می‌دهند.

همانطور که اشاره شد ورود تشیع به یمن به سفر امیرمؤمنان علی بن ابی طالب به این سرزمین باز می‏گردد. پیامبر(ص)، حضرت علی را مأمور کرد تا به یمن برود و به وی فرمود :”یا علی لَو هَدااللهُ بِکَ رجلاً خیرٌ لَکَ مِما طَلَعَت علیه الشمس” (اگر خداوند کسی را به واسطه تو هدایت کند، برای تو از آنچه خورشید بر آن می‏تابد، بهتر است). حضرت علی (ع)از این مژده خرسند شد و به سمت یمن حرکت کرد. رسول خدا (ص) حدود ۵ ماه بعد از سفر حضرت علی(ع)رحلت کردند و مسلمانان مکه و مدینه، مهم‏ترین رکن اسلام (ولایت علوی) را کنار نهادند و برخی قبایل دور دست مجدداً به کفر و شرک بازگشتند. اما مسلمانان یمن اگرچه از حوادث اسفبار بعد از رحلت پیامبر(ص)خبر نداشتند، ولی برای همیشه محبت و ولایت امیرالمؤمنین (ع)را شعار و نشانه خود قرار دادند و دو سه سال بعد، به عشق دیدار حضرت علی (ع)راه مدینه را در پیش گرفتند و به دیدار مولای خانه‌نشین رفتند. امیرالمومنین(ع) به دلیل ایثار بسیار زیاد همدانی‏های یمن در جنگ صفین، شعری سرودند که جایگاه آن‏ها را نزد ایشان روشن می‏سازد: ” فلو كنت بوابا على باب جنة، لقلت لهمدان ادخلوا بسلام؛ اگر من دربانِ بهشت باشم، قبيله همدان را گويم كه به سلامت داخل شويد”. اردوگاه حضرت علی (ع) درجنگ صفین در حدود ۲۵ هزار کشته می‏دهد که بخش قابل توجّهی از آن‏ها را همدانی‏ها تشکیل می‏دهند. در جریان جنگ جمل و نبرد صفین، چهره‏های سیاسی یمنی تلاشی بسزا از خود نشان دادند که مالک اشتر نخعی، عدی بن حاتم الطایی، زهیر بن قیس و هانی بن عروه از این افراد بودند. شخصیت‏های محبوبی چون “عمار یاسر” و “اویس قرنی” که از یاران وفادار پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بودند، نیز یمنی تبارند. قبیله مذحج که “هانی بن عروه” شیخ آن بود و نیز قبیله “بنی نخع” که مالک اشتر از آن قبیله بود، پس از همدان مسلمان شده و جزو وفادارترین یاران امام(ع) باقی ماندند. تعدادِ قابل ملاحظه‏ای از یمنی‏ها در شمار طرف‏داران و یاران امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بودند؛ به گونه‏ای که ۳۴ تن از شیعیان اهل یمن در زمره شهدای حماسه عاشورا بودند. عناصر اصلی نهضت توابین بعد از حادثه عاشورا را نیز یمنی‏ها تشکیل می‏دادند که بعدها جان خود را در دفاع از اهل بیت(ع) فدا کردند. بعد از قیام زید بن علی در واکنش به فاجعه عاشورا، یمن یکی از بسترهای استقبال از این قیام می‏شود و فرزندان وی پایه‌گذار برخی حکومت‌های زیدیه در یمن و طبرستان ایران می‏شوند. گرچه زید خود را امام نمی‏دانست، اما قیام برای خون‏خواهی مظلومان واقعه عاشورا موجب شد که پیروانش وی را به عنوان امام پنجم بشناسند. زید مردم را به رضای آل محمّد دعوت می‌کرد و خواستار اصلاح امر امت اسلام بود و می‌خواست در صورت پیروزی، حکومت و خلافت را به صاحب اصلی و واقعی آن، یعنی امام جعفر صادق(ع) برگرداند. قیام زید هم از سوی امام سجاد(ع) و سایر ائمه مذمت نشد و خود زید مورد تأیید و عنایت پدرش امام سجاد(ع) و برادرش حضرت محمد بن علی الباقر(ع) بود.اگرچه آغاز ظهور مذهب زیدی به سال ۲۹۹ قمری بر می گردد که “ابن طباطبا” در کوفه قیام کرد. وی یکی از علویان به نام “ابراهیم بن موس” را به یمن فرستاد. این حرکت شکست خورد، اما مذهب زیدی در یمن باقی ماند و طرف‏دارانِ او به این مکتب پای‏بند ماندند. بنابراین، در گام بعدی بود که حرکت شیعیان زیدی توانست به تشکیل دولت زیدی منجر شود. این رویداد مربوط به سال ۳۸۰ قمری است؛ زمانی که یحیی بن حسین  معروف به الهادی الی الحق  پس از ناکامی در قیام خود ضد دولت عباسی در طبرستان ایران، به همراه حدود ۸۰۰ تن از یارانش از دیلم و طبرستان به‌سوی صعده رهسپار شد. قبایل همدان، خولان و بکیل با وی بیعت کردند و اولین حکومت شیعی در منطقه صعده یمن پایه‌گذاری شد. اکنون امام زیدی، یحیی بن الحسین در جامع الهادی صعده مدفون است و بارگاهش زیارتگاه شیعیان است. یاران ایرانی او نیز در قطعه‏زمینی به نام مقبره طبریون در کنار حرم او آرمیده‌اند. پس از یحیی بن الحسین، امامان زیدی ۱۲ قرن در سرزمین یمن حکومت کردند. مذهب زیدی هادوی منتسب به الهادی به مذهب امامیه اثنی عشری بسیار نزدیک است. زیدی‏ها امامزاده اشرف در شهرستان آستانه اشرفیه در گیلان و امام زاده هاشم در مازندران را از امامان قائم به سیف می‏دانند و از ائمه خود می‏شمارند. رهبر انقلاب در دیدارجمعی از مردم گیلان فرمودند: “از همین منطقه چند هزار مرد شجاع و دلاور، برای یاری فرزندان زیدبن‌علی به یمن رفتند. حکومت علوی یمن، با بازوی دلاور مردان این خطه بر سر کار آمد. زیدی‌ها در یمن هیچ نیرویی نداشتند؛ گیلانی‌ها به آنجا رفتند و حکومت فرزندان زیدبن‌علىِ شهید را سرِ پا کردند. این آغازِ تاریخ اسلامی این منطقه است (سید علی خامنه‌ای،۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۰ ).

 

 

 

جنبش انصار الله یمن :

سید بدرالدین‌الحوثی از فقهای برجسته زیدیه یمن به شمار می‏آید که فرزند بزرگش سید حسین الحوثی، بنیان‏گذار جنبش “انصارالله” در سال‌های دهه ۸۰ در صعده بود که در سال ۲۰۰۴ میلادی در مبارزه با ارتش یمن به شهادت رسید جنبش انصارالله که به جریان حوثی  معروف است وپیشتر “شباب‌المؤمن” نام داشت، جریانی سیاسی و نظامی از شیعیان زیدی یمن است. . نام “حوثی” به رهبرشان شهید حسین بدرالدین حوثی انتساب دارد. انصارالله در کنار ارتش یمن هم‌اکنون بر عمده مناطق یمن تسلط دارد. (Philips,28July,2005)    سید حسین بدرالدین حوثی بنیان‌گذار و رهبر سابق این جنبش در دهه شصت برای آشنایی با اندیشه‌های امام خمینی به قم سفر کرد و به یکی از مریدان وی تبدیل شد. جنبش حوثی، نخستین بار در سال ۱۹۹۰ م. به عنوان جنبش یا سازمانی فکری سیاسی و مسلح ابراز وجود کرد. تا پیش از این، فعالیت اولیه این جنبش، محدود به ارائه آموزش‌های دینی و تربیت و کادرسازی می‌شد. سازمان جوانان مؤمن (الشباب المؤمن) دو مرحله را پشت سر نهاد. مرحله تأسیس و شکل‌گیری که از سال ۱۹۹۰م  و کمی پس از اعلام وحدت دو یمن در برخی از مناطق استان صعده در شمال پایتخت (صنعا) آغاز شد. رفته رفته دامنه فعالیت حوثی‌ها از استان صعده به استان‌ها و شهرستان‌های دیگری کشیده شد که صبغه زیدی بودنشان قوی بود. تا اینکه شمار افراد این مرکز در استان صعده به پانزده هزار تن و بنا به اعلام بیانیه‌ای به نام شیعیان اثناعشری یمنی به هجده هزار تن رسید. مرحله دوم، که مرحله رویارویی مسلحانه یا سازمان‌دهی مسلحانه علنی معروف به جامعه الحوثی است، از سال ۲۰۰۴ م. آغاز شد. از این مقطع زمانی به بعد، جماعت حوثی به گروه‌های شبه‌نظامی تبدیل شدند که دارای بُعد ایدئولوژیک بودند.  بعداز شهادت سید حسین بدرالدین،   سید عبدالملک حوثی برادر کوچک سید حسین پرچم‏دار این حرکت شد. حوثی‌ها، گروه شیعه زیدی در شمال یمن در استان صعده هستند. آنان برای دفاع از حقوق شیعیان ۶ بار با حکومت یمن جنگیده‌اند. الحوثی‌ها به محدود بودن فعالیت‌های دینی، سیاسی و تلاش برای نابودی فرهنگ و باورهای زیدی‌ها از سوی دولت و سیاست‌های محدودکننده دولت در زمینه عمرانی و توسعه در استان صعده و دخالت کشورهای آمریکا، عربستان و اسرائيل در یمن معترض بودند و هم اکنون خواستار تحقق اهداف انقلاب مردمی سال ۲۰۱۱ یمن، حل قضیه جنوبی، حل قضیه صعده و بنای دولتی جدید بر پایه حفظ وحدت و یکپارچگی یمن هستند؛ این‏ها در واقع، از جمله موضوعات و قضایای مورد تأکید از سوی سید عبدالملک الحوثی بود. اختلافات دولت یمن با گروه‌های شیعه  از سال ۲۰۰۲ در شمال این کشور بالا گرفت. در سال ۲۰۰۷ پیمان صلحی میان دو طرف امضا شد که هرگز بدان عمل نشد. سال بعد با میانجی‌گری قطر، دیداری میان نمایندگان دو طرف در دوحه برای انجام مقدمات پیمانی دیگر شکل گرفت. در اوت ۲۰۰۹، علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن اعلام کرد مبارزان شیعه مایل به برقراری آرامش نیستند و بدین ترتیب درگیری‌ها را از سر گرفت. عربستان سعودی و مصر نقش پررنگی در حملات ارتش یمن به شیعیان داشتند. استان صعده به عنوان کانون درگیری‌ها میان عربستان و یمن قرار داشت که موقعیت مبارزان شیعه را حساس کرده‌ بود. یک روزنامه اماراتی تحلیل کرد شعارهایی که مبارزان شیعه سر می‌دهند، یادآور شعارهای ایران است. حسین الحوثی (نخستین رهبر مبارزان) اصول مذهب زیدیه را به‌گونه‌ای تفسیر کرد که توانست قبایل زیدی را متحد کند. این قبایل در حاشیه شمالی یمن زندگی می‌کردند و از جانب سنی‌ها که در سال ۱۹۹۰ با هم متحد شده‌بودند، می‌ترسیدند. آموزه‌های وی سبب جایگزینی نگرشی سیاسی ضد غربی به‌جای عقاید افراطی آنان شد(فردانیوز، ۲۵ آبان ۱۳۸۸)

اعتقادات مردم یمن:

ترکیب جمعیتی یمن بین ۴۵ تا ۵۵ درصد دارای مذهب زیدی‌اند، حدود ۳۰ درصد شافعی، حدود ۱۰ درصد حنبلی، حدود ۶ درصد شیعه، نیم درصد مسیحی و یهودی و ۳ درصد را مذاهب دیگرتشکیل می‌دهند. شافعی‌ها مناسبات بسیار خوبی با زیدیها و شیعیان دارند اما این سه با حنبلی‌ها دارای اصطکاک‌هایی می باشند. زیدی‌ها ازنظرمذهبی حد وسط شیعه و سنی به حساب می‌آیند. پاره‌ای از اعمال عبادی وفقهی آنان به شیعیان و پاره‌ای سنی است. اساساً یمنی ها اسلام خود را مدیون حضرت علی(ع) می دانند، مذهب زیدی، آمیزه‌ای از تشیع با اندیشه‌های معتزلی و اندکی از مذهب حنفی است. مذهب زیدی و شیعه دوازده‌امامی در فقه نزدیک به ۹۰٪ مشترک‌اند. زیدی‌ها به ولایت و عصمت ۵ تن از اهل‌بیت، خلافت علی بن ابی‌طالب، امامت امامان از نسل امام حسین و ظهور قائم و قیام جهانی او و بایستگی یاری به او باور دارند. شیعیان دوازده‌امامی بیشتر آنان در استان صعده و برخی در صنعا زندگی می‌کنند. بخش زیادی از شیعیان دوازده‌امامی از نخبگان، استادان دانشگاه، روحانیون و پزشکان تشکیل شده‌است. ۵ میلیون نفر از جمعیت یمن از سادات هستند که ۹۰درصد آن‌ها سادات حسنی و ۱۰ درصد از سادات حسینی هستند. بیشتر سادات یمن از فرزندان “یحیی الامام الهادی بن الحسین بن القاسم الرسی” از نوادگان حسن بن علی(ع) هستند که برادرش هم در یمن بود. یحیی در سال ۲۶۰ ه‍. ق در زمان حکومت عباسی از مدینه به یمن رفت. پیش از آن همه مردم یمن سنی بودند. پس از ورود وی به یمن شیعیان رشد پیدا کردند. الحوثی‌ها، گروه شیعه زیدی در شمال یمن در استان صعده هستند. که به “بدرالدین الحوثی”  منسوب اند. آنان تاکنون برای گرفتن حقوق شیعیان ۶ بار با حکومت یمن جنگیده‌اند. الحوثی‌ها به محدودبودن فعالیت‌های دینی، سیاسی و تلاش برای نابودی فرهنگ و باورهای زیدی‌ها از سوی دولت و سیاست‌های محدودکننده دولت در زمینه عمرانی و توسعه در استان صعده معترض بودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران شیعیان یمن جهش جمعیتی داشتند. در میان شیعیان اعم از دوازده‌امامی و زیدی از گذشته هماهنگی و اتحاد خاصی حکمفرما بوده است. سازمان وحدت شیعیان جزیره در یمن در راستای وحدت فعالیت می‌کند. زیدی‌ها براین باورند که در هر زمانی حکومت تنها حق سادات از نسل “حسن بن علی” و “حسین بن علی” است و حکومت هر کس جز آنان غصبی است. همچنین پس از پیروزی‌های حزب‌الله لبنان در برابر اسرائیل، تشیع رشد زیادی در یمن داشته‌است. پس از جنگ ۳۳ روزه روحیه بالایی در شیعیان یمن ایجاد شد، تا جایی که برخی از فرزندان علمای شاخص وهابی در شرق یمن به مذهب شیعه گرویدند.

علی عبدالله صالح از سال‌های میانی دهه ۲۰۰۰ با ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی قراردادهایی به امضا رساند. پس از آن اعلام کرد حتی با توسل به گزینه نظامی، گروه الحوثی را در صعده سرکوب خواهد کرد. صالح اسماً شیعه زیدی است، اما عملکرد او قرابت با بعثی‌ها و سیاست‌های ضد شیعی بود. وی بدلیل سلطه مالی سعودی و سلطه سیاسی آمریکا در یمن  سیاست‌های خود را ضد زیدی‌ها و حامی جریان وهابیت و سعودی قرار داده بود عبدالله صالح که تحت فشار سعودی جایگاه والایی به عناصر وهابی مانند شیخ الاحمر یا عبدالمجید الزندانی در دوره ۳۱ ساله حکومتش داده بود. وی با اعطای پناهندگی سیاسی به عناصر حزب بعث عراقی پس از جنگ آمریکا و عراق، به “صدام صغیر” مشهوربود . صالح در زمان جنگ ایران و عراق با اعزام سربازان گارد ریاست جمهوری یمن به نبرد با نیروهای ایران به کمک صدام شتافت.  و در سیاست داخلی نیز صالح در جهت دگرگونی جمعیتی شیعیان در شمال این کشور بوده‌است. دولت یمن، به دولت عربستان بسیار نزدیک بود. این امر باعث افزایش فشار بر شیعیان ساکن در استان‌های مرزی یمن با عربستان شده بود

قبایل، تأثیر زیادی در ساختار سیاسی و فرهنگی یمن دارند. خاندان “الاحمر” از خاندان‌های مهم زیدی یمن هستند با اینکه ازجریان اخوان المسلمین هستندولی به وهابی‌های عربستان سعودی بسیار نزدیک‌اند. شیخ “عبدالله الاحمر” که از خویشاوندان “ژنرال صالح” است و شیخ‌الشیوخ قبایل یمن به‌شمار می‌رود رئیس مجلس این کشور و دومین شخص با نفوذ و قدرتمند در عرصه سیاسی کشور بود. از زمانی که اتحاد این دو فرد دستخوش مسایلی شد، حالت دوقطبی در عرصه سیاسی یمن حکمفرما شد. علی محسن الاحمر برادر ناتنی صالح، از دیگر اعضای خاندان الاحمر که نزدیکی زیادی با وهابی‌ها دارد و از شخصیت‌های مهم این کشور است. وی با دستور صالح فرماندهی حملات به استان‌های شیعه‌نشین شمال را عهده‌دار بوده‌است. بسبب علاقه و استفاده‌های پیاپی محسن الاحمر در بکارگیری سلاح‌های کشتار جمعی، به “علی شیمیایی” شهره است. حتی صالح نیز از وی با عنوان “مرد بی‌رحم” یاد می‌کرد و از جانب آمریکا نیز متهم به حمایت از تروریسم بود. یک روزنامه اماراتی تحلیل کرده بود شعارهایی که مبارزان شیعه سر می‌دهند، مانند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل یادآور شعارهای ایران است.

درگیری‌های دولت وشیعیان:

از پیامدهای حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، شکل‌گیری پیمان‌هایی با عنوان ضدتروریستی با رهبری آمریکا در مناطق گوناگون جهان بود. دولت یمن به عنوان یکی از مهمترین هم‌پیمانان آمریکا در خاورمیانه در این طرح قرار گرفت. حضور نیروهای نظامی و جاسوسی آمریکا در یمن و نیز سفرهای مخفیانه برخی هیئت‌های اسرائیلی به صنعا افزایش یافته بود . اعتراض‌های فراوانی به این کار در یمن صورت گرفت.  درگیری بین شیعیان شمال یمن و دولت مرکزی از سال ۲۰۰۴ آغاز شد. دولت، ساکنان این منطقه را به تلاش برای جدایی‌خواهی و احیاء حکومت زیدی ها که در کودتای ۱۹۶۲ سرنگون شده‌بود، متهم می‌کرد. درحالی‌که گروه الحوثی با رد این اتهام می‌گفتند مبارزان و شیعیان این منطقه تنها خواهان برخورداری از حقوق طبیعی خود هستند که دولت مرکزی تحت فشار وهابیان افراطی عربستان از آنان سلب کرده‌است. برخی این موضوع که یمن فقیرترین کشور عرب و از ده کشور فقیر دنیاست را زمینه اصلی برای دخالت کشور عربستان در این درگیری‌ها می‌دانند.( شبکه خبر، ۱۹مهر ۱۳۸۸).

در سال ۱۹۸۶ تشکیلات اتحاد شباب (جوانان) برای آموزش جوانان طایفه زیدیه توسط “صلاح احمد فلیته ” شکل گرفت و از جمله کسانی که به آموزش مبادرت کردند، “مجدالدین المویدی و بدرالدین الحوثی” بودند. بر اثر اتحاد شمال و جنوب یمن در ماه مه سال ۱۹۹۰ و تعدد احزاب، اتحاد الشباب از یک تشکیلات آموزشی به یک گروه سیاسی از طریق تأسیس “حزب‌الحق” که نماینده طایفه زیدیه بود، تبدیل شد. این تشکیلات از سال ۲۰۰۲ فعالیت‌های خود را با شعار؛ الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود، اسلام پیروز است و… به عنوان شعارهای پس از هر نماز رسما آغاز کرد و آن‌ها را نیز تاکنون حفظ کرده است. به گفته برخی منابع، جلوگیری دولت یمن از این شعار‌ها در مساجد زیدیه یکی از دلایل مهمی بود که باعث پیدایش درگیری‌ بین الحوثی‌ها و دولت در سال ۲۰۰۴ شد. شهادت حسین الحوثی به دست دولت صالح در سال ۲۰۰۴ در واقع جرقه آغاز اولین دور از جنگ‌های شش‌گانه یمن شد. این گروه در نتیجه اولین برخورد‌ که با نیروهای دولتی یمن در سال ۲۰۰۴ پیش آمد بیشتر معروف شدند. در جریان درگیری‌های نخستین بین نیروهای دولتی یمن و گروه الحوثی در سال ۲۰۰۴ “حسین الحوثی” که نماینده پارلمان در انتخابات سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۷ بود، رهبری این گروه را بر عهده گرفت و طی درگیری‌ها کشته شد. دولت یمن این گروه را به داشتن گرایشات فکری شیعه اثنی عشری متهم می‌کرد، اما الحوثی‌ها خود را شیعه زیدی و در برخی از مسائل و مناسبت‌ها مانند جشن غدیر و عاشورا خود را با شیعیان اثنی‌عشری همسو می‌دانند.

جنگ اول ارتش یمن ۲۰۰۴:

حسین بدرالدین حوثی، نماینده شیعیان صعده در مجلس و دبیر کل حزب الحق که به تدریس و تفسیر قرآن و نیز برگزاری مراسم مذهبی برای شیعیان صعده می‌پرداخت، در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۲ خواستار تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی شد. وی شعار الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، نفرین بر یهود و پیروز باد اسلام را شعار رسمی شیعیان منطقه اعلام کرد و در مورد قضایای پیش‌آمده از مسلمانان خواستار تمسک به آموزه‌های قرآن و اهل‌بیت شد.  پس از این خواسته حوثی، جمعیت زیادی از مردم یمن از آنها استقبال کردند. جوانان شیعه، گروهی را با نام “الشباب المومن” شکل دادند که مبارزه و مخالفت با آمریکا و اسرائیل و مخالفت با هم‌پیمان‌شدن دولت یمن و آمریکا را دنبال می‌کرد. در نماز جمعه مسجد جامع صنعا، شعارهای حوثی سرداده‌شد. این مسئله موجب نگرانی بزرگی برای دولت صالح بود. پس از آن، اتهام “تروریست” علیه شیعیان بکارگرفته‌شد و دولت یمن تلاش کرد با جلب حمایت آمریکا، معترضان را خاموش کند.  رئیس‌جمهور یمن در این راستا در سال ۲۰۰۴ در نشست سران ۸ کشور صنعتی در آمریکا حضور یافت و تلاش کرد کمک و حمایت این کشورها را به‌دست‌آورد. صالح بلافاصله پس از بازگشت از آمریکا، با دستوری به نیروهای ارتش، حمله سراسری به صعده و به‌ویژه مناطق نشور، آل‌صیفی، ضحیان و مران را شدوع کرد. بلافاصله، جنگنده بمب‌افکن‌های ارتش به پشتیبانی صدها دستگاه تانک و توپ، به این مناطق حمله کردند. بدین ترتیب بود که صبح روز ۱۸ ژوئن، این منطقه سرسبز و خرم کوهستانی با حمله همه‌جانبه نیروهای نظامی و امنیتی، در چند دقیقه به تلی از خاک و آتش و خون تبدیل شد.  دولت یمن در این رابطه سانسور شدید خبری را بکارگرفت و خبرنگاران شبکه‌های تلویزیونی از جمله الجزیره، العربیه و العالم را اخراج کرد و ۳ ماه به بمباران مناطق شیعه‌نشین شمال پرداخت.  حکومت برای دستگیری حسین بدرالدین حوثی ۵۵۰۰۰ دلار جایزه گذاشته بود. که در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۴ ارتش یمن، حسین بدرالدین حوثی و برادرش و ۲۰ نفر از پیروانشان را در مرآن کشتند. پس از آن دولت، پایان جنگ را رسماً اعلام کرد.   سازمان عفو بین‌الملل شمار تلفات غیرنظامیان را تا آن هنگام ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تن برآورد کرد.

جنگ دوم ارتش یمن ۲۰۰۵:

پس از مرگ الحوثی دولت یمن گمان می کرد که بر منطقه و شیعیان صعده مسلط خواهد شد؛ اما پس از این نبردهایی میان حوثی‌ها و ارتش یمن ادامه یافت که “جنگ دوم ارتش یمن” نام گرفت. شهرت روزافزون «حسین الحوثی» میان مردم یمن و دادن لقب “شهید”  به وی، با نشر و گسترش افکار حوثی همراه بود که در سال‌های قبل در قالب کتاب و سخنرانی منتشر کرده‌بود. جمعیتی از استان‌های دیگر به‌ویژه منطقه حیدان برای یاری شیعیان و بازسازی مناطق ویران‌شده صعده، راهی آنجا شدند. در این هنگام ارتش یمن برای زهرچشم‌گرفتن، حملات هوایی و زمینی بسیار انجام داد که در پی آن صدها غیرنظامی کشته و زخمی شدند.  در ۱ آوریل ۲۰۰۵ پس از تلاش انقلابیون برای حمله به یک پایگاه نظامی در شمال نیشور، درگیری‌ها از سر گرفته شد. ۱۰ سرباز و ۶ انقلابی در این درگیری کشته‌شدند. روز بعد درگیری‌ها به نزدیکی استان صعده رسید که در پی آن ۲۰ تن دیگر از شیعیان جان باختند.  این حملات در اواخر ژانویه ۲۰۰۵ آغاز شد که با گسترش عملیات نظامی، از کوه مرآن به شهرستان حیدان رسید. علامه بدرالدین حوثی پدر حسین حوثی، رهبری این نبرد را از طرف شیعیان برعهده گرفت. در همان آغاز جنگ ۲۳ تن از الحوثی‌ها و ۸ تن از نیروهای ارتش کشته‌شدند و نیروهای دولتی ۵۱ تن از مبارزین را دستگیر کردند. بدرالدین الحوثی پس از کشته شدن فرزندش سکونتش در صنعا را رها کرد و به کوهستان‌های سخت‌گذر صعده رفت. وی که فردی فقیه و در یمن از نظر فقهی و علمی بسیار موجه بود، پیشنهاد دولت را برای دریافت حقوق ماهیانه و همراه داشتن ۲۰۰ محافظ برای تردد در کشور نپذیرفت و به نبرد با دولت مرکزی در شمال یمن پرداخت. شهروندان ساکن نشور و حیدان در این جنگ به کوه‌های اطراف پناه بردند.  سپس در ۲۷ مارس ۲۰۰۵، دولت یمن پایان جنگ دوم را اعلام کرد.

فشارها و کشتار پس از جنگ دوم : پس از پایان جنگ دوم با وجود اعتراضات داخلی و بین‌المللی به کشتار شیعیان یمن، مبارزان شیعه مانعی برای تقویت روابط دولت یمن با آمریکا و عربستان سعودی بودند. در این اثنا دولت یمن به تقویت فشارها و محدودیت‌ها بر شیعیان و کشتار آنان روی آورد.  علاوه بر آن سادات نیز هدف حملات نظامی دولت قرار گرفتند و از سوی دولت جلوی برگزاری هرگونه مراسم مذهبی گرفته شد. دکتر عصام العماد از علمای شیعه یمن در این باره می‌گوید: دولت یمن به دستور ژنرال علی عبدالله صالح به مساجد شیعیان حمله کردند، تمام کتاب‌های مقدس از جمله نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه در صعده و صنعا را جمع‌آوری و با کامیون به میدان مرکزی شهر صنعا به نام ساحةالحریة (میدان آزادی) بردند و در برابر چشمان مردم پایتخت به آتش کشیدند. نیروهای نظامی به فرماندهی ژنرال علی محسن الاحمر حملاتی به مناطق شیعه‌نشین داشتند و در این میان سلاح‌های شیمیایی و بمب‌های خوشه‌ای به‌کار بردند. برای بازدارندگی از جنبش شیعیان نظامیان یمنی از جمله پس از سوزاندن پیکرهای برخی رزمندگان شیعه، آنان را با طناب به خودروهای نظامی بستند و پیشاپیش چشم مردم کیلومترها روی خاک کشیدند. وهابی‌های سعودی و بعثی‌های عراقی که بیشتر آنان پس از سقوط بغداد به یمن گریخته بودند، نفوذ چشمگیری بر دولت یمن داشتند که مانع اتخاذ روشی جز حمله نظامی به مناطق شیعیه نشین می‌شدند.

جنگ سوم ۲۰۰۶ :

جنگ سوم در مارس ۲۰۰۶ به رهبری عبدالملک الحوثی برادر کوچک  سید حسین آغاز شد. آغاز این جنگ در دفاع از پایگاه‌های شیعیان زیدی بود که از سوی نیروهای ارتش بدان‌ها تجاوز شده بود. محدوده جغرافیایی آن شامل شهرستان‌های حومه صعده همچون ساقین، المجز و حیدان بود که در ادامه این دامنه گسترش یافت و تا مرکز استان صعده کشیده شد. این جنگ در مقطع انتخابات ریاست جمهوری و شهرداری‌ها در دسامبر ۲۰۰۶ با توافقی میان طرفین متوقف شد. نیروهای دولتی با هدف اعلام آزادی برخی سربازان که به اسارت درآمده بودند به یکی از استحکامات الحوثی‌ها در ارتفاعات هجوم بردند و در ابتدای حمله بیش از ۸۰ نفر از آنان کشته شدند. دولت یمن پاکسازی مناطق شیعه‌نشین در سراسر کشور را هدف خود اعلام کرد و از جمله پایتخت (صنعا)، مأرب، جوف، حجه و دیگر شهرها را تحت حملاتی شدید قرار داد. در این حملات صدها تن از فعالان سیاسی و فرهنگی را دستگیر و روانه زندان کرد و در نتیجه حرکت مردمی سرکوب شد.

جنگ چهارم ۲۰۰۷ :

جنگ چهارم در آوریل ۲۰۰۷ رخ داد. در این جنگ جنبش جوانان مؤمن تمامی استان صعده را به محل عملیات نظامی علیه ارتش یمن تبدیل کرد و در آن به مؤسسات و نهادهای دولتی، امنیتی و نظامی آسیب و خسارات جدی وارد کرد. در این جنگ مانند جنگ‌های پیشین، الحوثی‌ها از عملیات چریکی علیه ارتش یمن استفاده می‌کردند. این جنگ با عقب راندن ارتش یمن از مواضع و استحکامات کوهستانی شیعیان پایان یافت. پس از آن عبدالملک الحوثی برادر حسین بدر الدین به عنوان رهبر محبوب شیعیان زیدی شناخته شد.

جنگ پنجم ۲۰۰۸ :

این جنگ در فوریه ۲۰۰۸ و با رهبری عبدالمالک حوثی شروع شد. حوثی‌ها  در این جنگ از سلاح‌های متوسط و سنگین علیه ارتش استفاده کردند. دایره عملیاتی این جنگ استان صعده، منطقه بنی حشیش (بخشی از صنعا) و منطقه حرف سفیان (بخشی از استان عمران) بود و نشانگر گسترش دامنه عملیات نظامی و تحول کیفی در عملکرد نظامی حوثی با صنعا بود که باعث ایجاد نگرانی برای مقامات دولتی شد.

توافقنامه دوحه۲۰۰۸ : : ژنرال علی عبدالله صالح در این شرایط میانجیگری قطر را پذیرفت. دو طرف به توافقاتی در این زمینه دست یافتند. بر اساس توافقنامه دوحه که با نظارت امیر قطر جهت برقراری صلح میان حوثی‌ها و دولت یمن به امضا رسید دو طرف متعهد می‌شدند که عملیات نظامی علیه یکدیگر را متوقف کنند. دولت یمن باید حوثی‌ها را مورد بخشش قرار می‌داد و اسیران دوطرف باید آزاد می‌شدند. حوثی‌ها باید سلاح‌هایی را که از نیروهای دولتی به غنیمت گرفته بود به ارتش بازمی‌گرداند. کنترل استان صعده برعهده دولت مرکزی بود و گروه حوثی برای فعالیت خود باید یک حزب سیاسی تشکیل می‌داد. این توافقنامه فقط درباره تبادل اسیران جنبه اجرایی به خود گرفت و دیگر بندهای آن اجرایی نشد. دوطرف درگیر، یکدیگر را به نقض مفاد توافق دوحه متهم می‌کردند. برخی قبول این توافق از جانب دولت یمن را کسب فرصتی برای بازسازی و ترمیم قوای نظامی‌اش می‌دانستند که پس از یک جنگ روانی و تبلیغاتی که هم‌زمان در صنعا و ریاض آغاز شد، زمینه‌ها برای آغازجنگ ششم فراهم گردید. درجریان درگیری‌های سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ میلادی نزدیک به ۴۰۰۰ تن از نیروهای دوطرف کشته و بنا بر گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل متحد بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر آواره شده‌ بودند. به گفته حوثی‌ها، عربستان بیش از ۷۰ بار با جنگنده‌های خود این منطقه را بمباران کرد. دولت یمن اجازه حضور رسانه‌های خبری مستقل در منطقه عملیات در شمال این کشور را نمی‌داد. به گزارش پرس تی وی سازمان‌های حقوق بشر یمن حملات هوایی نیروهای یمن، عربستان و آمریکا علیه ساکنان استان صعده را محکوم کردند و آن را جنایات جنگی دانستند.

جنگ ششم (عملیات زمین سوخته)۲۰۰۹ :

جنگ ششم در اوت ۲۰۰۹ آغاز شد. این جنگ، تمام عیار و گسترده بود و کشتارها و قتل‌عام‌ها، از عصبانیت و

فشارهای روانی فرماندهان ارتش صنعا که در جنگ‌های گذشته شکست خوردن بودند خبر می داد. فلذا جهت تضمین موفقیت  این جنگ با هماهنگی سیاسی، نظامی و امنیتی میان ریاض و صنعا انجام گرفت. برخلاف استفاده ارتش یمن از تجهیزات پیش رفته ، دولت یمن نتوانست خود را به عنوان پیروز این جنگ قلمداد کند.  در نتیجه این شکست کشتار کودکان و زنان شیعی در صعده و روستاهای محروم را پیش گرفت تا بتواندطرف مقابل را با فشار روانی مغلوب کند. بنابراین در این جنگ صدها نفر از مردم و نیروهای نظامی کشته شدند و صدها تن از علما و فعالان سیاسی و فرهنگی به دست نیروهای امنیتی ترور شده  و یا به زندان افتادند. رهبری شیعیان در این جنگ با سید عبدالملک حوثی و سید یحیی، برادران سید حسین بود. سید یحیی از نمایندگان مجلس یمن بود که مجلس نمایندگان مصونیت سیاسی وی را سلب و اینترپل را موظف به بازداشت وی کرده بود. عبدالله عیظه الرزامی فرمانده رزمندگان شیعه از ابتدای جنگ نخست دولت علیه شیعیان، فعالیت‌هایش در سایه بود اما اقتدار وی و نیروهای تحت امرش به حدی بود که مردم یمن از او با عنوان “مالک اشتر زمان” یاد می‌کردند. الرزامی همواره به عنوان دست راست سید عبدالملک عمل می‌کرد. جنگ ششم نشانگر تقویت اقتدار نظامی و عملیاتی شیعان در رویارویی با نیروهای دولتی شد. شیعیان تا نیمه‌های جنگ موفق به انهدام سه فروند هواپیمای جنگنده سوخو، یک فروند بالگرد نظامی و ده‌ها دستگاه از تانک‌های ارتش شده و با ورود به خاک سعودی بیش از ۷۰ پایگاه نظامی عربستان سعودی را در استانهای یمنی اشغال شده (نجران، جیزان و عسیر) اشغال نموده و علاوه بر به غنیمت گرفتن تمامی سلاح‌های متوسط و سنگین موجود در این پایگاه‌ها توانستند تا پایان جنگ ششم این مواقع را در تصرف خود داشته باشند. از ۱۱ اوت ۲۰۰۹ درگیری‌ها بالا گرفت و ششمین جنگ (عملیات زمین سوخته) میان دوطرف آغاز شد. این درگیری با توجه به حمایت آشکار عربستان سعودی از دولت یمن و تحریک مستقیم ژنرال علی عبدالله صالح توسط عربستان برای سرکوب شیعیان یمن حمله  به خاک کشور عربستان سعودی هم کشیده شد و سبب شد ارتش عربستان به مواضع این گروه حمله کند(بی‌بی‌سی فارسی:  ۲۱ آذر ۱۳۸۸.) در این درگیری‌ها حکومت مرکزی یمن و مداخله برخی کشورها (عربستان و آمریکا) در یک طرف و مبارزان حوثی و القاعده و جدایی‌طلبان جنوب این کشور در طرف دیگر بودند. این درگیری‌ها در ۱۲ فوریه ۲۰۱۰ با فرونشستن ناآرامی‌ها و تمایل دوطرف برای مذاکره متوقف شد.

انقلاب یمن، اعتراضات سراسری در یمن مجموعه‌ای از راهپیمایی‌های خیابانی، اعتراضات و نافرمانی‌های مدنی علیه حکومت یمن و رئیس‌جمهور آن، علی عبدالله صالح از ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱، در این کشور آغاز شد و در ۳ فوریه (روز خشم) مخالفین به اوج رسید که با برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز حکومت با مردم معترض روبرو شد. شدیدترین برخورد در ۱۸ مارس (جمعه خونین) بود که ۵۰ کشته و ۲۴۰ مجروح داشت. بدنبال آن افرادی از نیروهای دولتی و نظامی به مخالفین پیوستند و تعدادی از سفرای یمن در کشورهای مختلف برکناری خود را اعلام کردند و یکی از استانها یمن (الصعده) به کنترل مخالفین درآمد.

۲۲ مارس زمزمه درخواست پناهندگی علی عبدالله صالح به عربستان در خبرها بگوش رسید. مخالفان جمعه ۲۵ مارس را (روز سرنوشت) یمن اعلام کردند و علی عبدالله صالح مخالفین را به سرکوب شدید تهدید کرد جمعیت ده هزار نفری در میدان تغییر در روز قبل دست به تظاهرات زدند و خواهان برکناری فوری او شدند.

۴ ژوئن ۲۰۱۱ خبر آنلاین اعلام کرد علی عبدالله صالح پس از مجروح شدن با ۵ مقام بلندپایه  به بهانه معالجه  روانه عربستان شد. مقامات حکومتی یمن بلافاصله پس از خروج رئیس جمهوری از کشور اعلام کردند که عبدالله صالح که بر اثر انفجار در کاخ ریاست‌جمهوری دچار جراحاتی شده بود، برای درمان کشور را به قصد عربستان سعودی ترک کرده است و پس از درمان به یمن باز خواهد گشت. علی عبدالله صالح در جریان حمله‌ای که روز ۳ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، به مسجد مجتمع ریاست جمهوری یمن انجام شد، دچار سوختگی و جراحت شده بود .

در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۲ انقلاب مردم یمن به پیروزی رسید. انقلاب یمن ریشه در شرایط سیاسی -اجتماعی این کشور داشت ، با الگو گرفتن از قیام مردم تونس و مصر وارد مرحله حساس و تأثیرگذاری شد و مردم شعار برکناری ‘علی عبدالله صالح’ را می‌دادند. دولت عبدالله صالح  که طی سال‌های اخیر با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن به دنبال تثبیت وضعیت خود در یمن بود و با بهره‌گیری از حمایت برخی کشورهای خارجی حتی به استقبال بحران‌هایی نظیر نبرد با شیعیان ‘الحوثی’ رفته‌ بود. زمینه انقلاب مردمی را بوجود آورد بر علاوه بر آن ؛ ورود به عرصه درگیری‌های نظامی با گروه‌های مبارز شیعی که طی هفت سال، شش جنگ تمام عیار با رزمندگان الحوثی را به همراه داشت ، رویارویی با انتفاضه مردم سرزمین‌های جنوبی یمن و خطرات ناشی از فعالیت‌های شدید وهابیت در این کشور در کنار نارضایتی شدید مردم از اوضاع سیاسی، اجتماعی و به خصوص اقتصادی مهمترین متغیرهای به وجود آورنده بیداری اسلامی در یمن بود . با افزایش شمار کشته و زخمی شدگان اعتراضات در یمن،  افزایش یافت و حتی تعدادی از نمایندگان پارلمان این کشور از مقام خود استعفا کردند. پس از تظاهرات قضات این کشور در اعتراض به عملکرد دولت و تقاضای تغییر شورای عالی قضایی و استقلال دستگاه قضا از دخالت‌های دولت، شورای علمای یمن نیز با آشکار ساختن اعتراضات خود، تجاوز و تعرض به تظاهر کنندگان یمنی را حرام اعلام کرده‌اند. حتی پیوستن گروه زیادی از زنان یمنی به تجمعات اعتراضی که در این کشور کمتر سابقه داشت، تفاوت این بحران با بحران‌های پیشین را برای عبدالله صالح که به گفته وی دولتی خو کرده با بحران‌ها است، آشکار ساخت.در حقیقت اعتراضات مردم  از۱۴ ژانویه سال ۲۰۱۱ شدت گرفت و تجمع خیابانی علیه علی عبدالله صالح که در عمل به رئیس‌جمهور مادام‌العمر کشور تبدیل شده بود منجر به برکناری او از قدرت گردید. در فوریه ۲۰۱۲ عبدربه منصور هادی در یک انتخابات تک‌نفره به عنوان رئیس‌جمهور کشور انتخاب شد اما اختلافات سیاسی ادامه یافت و دو گروه انصارالله به رهبری حوثی‌ها و نیز القاعده وارد درگیری با حکومت مرکزی و  با یکدیگر شدند. حوثی‌ها در سپتامبر ۲۰۱۴ صنعا را تصرف کرده و با منحل اعلام کردن پارلمان یمن و تشکیل یک شورای ۵ نفره برای ریاست‌جمهوری، تشکیل حکومت وحدت ملی را اعلام و قدرت را در این کشور به دست گرفتند. منصور هادی و دولت او در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۵ استعفای خود را اعلام کردند اما در ۲۱ فوریه منصور هادی تحت فشار سعودی ها استعفای خود را پس گرفت و عدن را به عنوان پایتخت موقت اعلام کرد.

مداخله نظامی یا جنگ هفتم در یمن۲۰۱۵ :

در ۲۵ مارس ۲۰۱۵ میلادی برابر ۶ فروردین ۱۳۹۴ با حمله هوایی ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی به یمن با نامعملیات طوفان قاطعیت عملیة عاصِفة الحزم آغاز شد(Al Arabiya, 25 March 2015). و از ۲ اردیبهشت با نام عملیات احیای امید عملیة إعادة الأمل ادامه یافت. هواپیماهای ۵ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس(عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین) به همراه مراکش، مصر، اردن و سودان در این حمله مشارکت داشتند و سومالی نیز اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود را برای حمله به یمن داده‌ بود (.( Guardian, 1 April 2015 پاکستان نیز برای پیوستن به ائتلاف دعوت شده اما آنها علنا در مجلس پاکستان مخالفت کردند ولی در عمل با ائتلاف سعودی همکاری کردند. این عملیات در پشتیبانی از دولت عبد ربه منصور هادی و بر ضد انصارالله، و حامیان علی عبدالله صالح رئیس‌جمهور پیشین یمن صورت گرفت که صنعا پایتخت یمن و بیشتر مناطق شمال یمن را در اختیار داشتند(یورونیوز، ۲۵ مارس ۲۰۱۵) همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به جز عمان در این عملیات شرکت کرده و از درخواست منصور هادی جهت مبارزه با حوثیان و القاعده و داعش در یمن استقبال کردند. همچنین عربستان سعودی یکی از دلایل اقدام نظامی خود در یمن را دستیابی حوثی‌ها به موشک‌های بالستیک، نیروی هوایی و مسائل امنیتی منطقه‌ای عنوان کرد (فرارو، ۰۶ فروردین ۱۳۹۴.) اتحادیه عرب که تحت سلطه سعودی است پشتیبانی خود را از این عملیات اعلام کرد. همچنین اعضای این اتحادیه در نشست سالانه خود در شرم‌الشیخ بیانیه‌ای صادر کرد و خواستار تشکیل نیروی نظامی مشترک عربی برای دخالت در یمن شدند.  عربستان سعودی در آغاز جنگ با حمله یک ‏صد فروند جنگنده به مواضع پدافندی انصارالله امید وار بود درحداقل زمان  پیروزی را بدست آورد.. سفیر عربستان در آمریکا اعلام کرد که این حمله با مشارکت ۱۰ کشور از جمله پنج کشور حاشیه خلیج فارس صورت می‏پذیرد. سخنگوی نیروهای متجاوز به یمن موسوم به عملیات طوفان قاطع، هدف از حملات در یمن را نابودی انصارالله و بازگرداندن حکومت “منصور هادی” در این کشور ذکر کرد. وی ادامه داد: ما با هم‏پیمانان خود در داخل یمن به طور کامل هماهنگ هستیم تا سیطره انصارالله بر این کشور را از میان برداریم. عبدالملک رهبر جریان الحوثی در سخنانی با اشاره به تجاوز عربستان سعودی و ائتلاف عربی به یمن، تأکید کرد که عربستان با این جنگ امنیت، ثبات و اقتصاد یمن را هدف قرار داده و این حمله جنایتکارانه و ظالمانه هیچ توجیهی ندارد. به گفته الحوثی، آمریکا دستور این حمله را صادر کرده است و رژیم سعودی طلایه‏دارکشورهای متجاوز و جنایتکار است. در واکنش‏های اولیه، نواز شریف نخست‌وزیر پاکستان گفت: هر تهدیدی علیه تمامیت عربستان، با پاسخ جدی پاکستان مواجه می‌شود. رئیس‌جمهور ترکیه با حمایت از تجاوز نظامی عربستان به یمن اعلام کرد: ایران باید از این کشور عقب‌نشینی کند. یک ژنرال آمریکایی تأکید کرد: واشنگتن به همراه متحدانش برای حفظ تنگه باب‌المندب تلاش خواهند کرد. رسانه‌های رژیم صهیونیستی در واکنش به تجاوز عربستان به یمن و بمباران شبانه مردم، با ابراز خوشحالی از این اتفاق، اعلام کردند که خبرهای دخالت نظامی عربستان، خبرهای خوبی است و امیدواریم که علمیات سعودی‌ها موفقیت‌آمیز باشد. شورای اتحادیه علمای یمن برای مبارزه با تجاوز عربستان سعودی و ۹ کشور دیگر به یمن،  اعلام جهاد کرد. شیخ علی خالد الشمری، عضو ارشد شورای اتحاد علمای یمن، اعلام کرد که بعد از تجاوز عربستان به خاک یمن که شهروندان بی‌گناه یمنی را هدف قرار داده است، این شورا فرمان جهاد مقدس برای دفاع از وطن و کشور را صادر کرد. کشورهای عراق، ایران، سوریه، الجزایر، عمان و روسیه و حزب الله لبنان حمله به یمن را محکوم کردند. کشورهای حاشیه خلیج فارس، اتحادیه عرب وکشورهای آمریکا، انگلیس، مصر، سودان، اردن، افغانستان و…  از حملات نظامی عربستان علیه یمن حمایت کردند. عربستان سعودی که در نظر داشت با مشارکت نیروهای ائتلاف عربی حملات زمینی را علیه یمن آغاز کند، به تدریج با مخالفت کشورهای ترکیه، مصر، پاکستان و هم‏پیمانان اروپایی مواجه شد؛ در نتیجه، پایان عملیات طوفان قاطع را اعلام کرد و تحت عنوان دیگری به حملات هوایی خود با شدت بیشتر ادامه داد. سعودی‏ها پس از یکسال  بمباران شدید یمن با نگرانی از حمله زمینی ارتش و مردم یمن در صدد خروج کم هزینه از بحران یمن برآمد. عربستان که به تمامی هم پیمانان خود وعده داده بود طی یک هفته پیروزی خود را در یمن جشن خواهد گرفت عملا اقدامات سعودی در مقابل مقاومت حوثی ها ومردم یمن که  علی رغم فقر حاکم برکشور حمایت از حوثی ها را به رفاه ذلت بار زندگی تحت سلطه عربستان ونظام سلطه ترجیح دادند به انفعال کشیده شد وبه مصداق اینکه “دیوانه سنگی را در چاه انداخته” سعودی وهم پیمانان عربی و اسلامی وحتی غربی آنها که به اعتبار دلارهای سعودی ملت یمن را می کشند  با داشتن حمایت گسترده بین المللی عاجز ازخروج از بحران کنونی شدند. سازمان ملل وسلطه گران ناگزیر تلاش می کنند به نوعی از پیوستن یمن به جبهه مقاومت جلوگیری کنند وعربستان هم پیمان کم تجربه و ناتوان خود را نجات دهند .

قطعنامه ۲۲۱۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای بود که در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۱۵ با ۱۴ رای موافق و رای ممتنع روسیه، در رابطه با جنگ داخلی یمن تصویب شد. این قطعنامه ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل تصویب شد و بدون اشاره به عملیات نظامی عربستان در خاک یمن، نیروهای نظامی در یمن را تحریم تسلیحاتی کرد. همچنین این قطعنامه از مشروعیت عبدربه منصور هادی رئیس‌جمهور فراری یمن حمایت کرده است.

واکنش‌های جهانی نسبت به جنگ در یمن

  کشورهای موافق حمله نظامی به یمن:

اسرائیل : روز ۲۹ مارس، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ادعای پشتیبانی ایران از حوثی‌ها را مورد انتقاد قرار داد و اظهار داشت که ” محور ایران- لوزان- یمن برای بشریت بسیار خطرناک است و باید جلوی آن گرفته شود” این گفته در اشاره به مذاکرات هسته‌ای بین ایران و کشورهای ۵+۱ است(Julian, 1 April ۲۰۱۵) علاوه برآن گزارش‌هایی از طرف حوثی‌ها مبنی بر مشارکت مستقیم اسرائیل در یمن وجود دارد(Global Research, 1 April ۲۰۱۵)

فلسطین: دولت خودگردان فلسطین نیز پشتیبانی خود را از ائتلاف عربی اعلام کرد و اظهار داشت که چنین ائتلافی برای مقابله با حماس هم باید شکل بگیرد زیرا حماس در کودتایی در سال ۲۰۰۷ کنترل نوار غزه را به طور غیرقانونی بدست گرفته‌اند(Ali, abunimah, 12 April, 2015)

حماس:  در ۳۰ مارس پشتیبانی خود را  از مداخله نظامی به رهبری عربستان  علیه یمن را اعلام کرد.               .( www.arabnews.com, 725241)

بنگلادش: وزارت امور خارجه بنگلادش در بیانیه‌ای عملیات خشونت‌آمیز حوثی‌ها در یمن را محکوم کرد و پشتیبانی خود را از عملیات به رهبری عربستان سعودی در جهت بازگرداندن قدرت به دولت هادی ابراز داشت. bdnews24.com, 2015-04-01))

کانادا : در ۲۷ مارس، راب نیکلسون وزیر امور خارجه کانادا در بیانیه‌ای رسمی با ابراز نگرانی از وضعیت یمن، اقدامات حوثی‌ها علیه دولت منصور هادی را مایه نا امنی در منقطه دانست و پشتیبانی کشورش را از اقدامات نظامی عربستان سعودی و شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس در دفاع از مرزهای عربستان و در پاسخ به درخواست رئیس‌جمهور یمن اعلام کرد(Nicholson, 2015-03-27 ).

ایالات متحده آمریکا : کاخ سفید اعلام کرد باراک اوباما به نیروهای آمریکایی اجازه داده‌است با پشتیبانی‌های لجستیک و اطلاعاتی از عملیات نظامی عربستان حمایت کنند. (Al-Mujahed, 2015-03-25)

فرانسه : فرانسه این مداخله نظامی را به درخواست رئیس‌جمهور یمن دانست و اعلام کرد که از یمن و منصور هادی پشتیبانی می‌کند (France, 2015 March 26 ).

بریتانیا : بریتانیا از تصمیم عربستان برای مداخله نظامی در یمن در پی درخواست رئیس‌جمهور آن کشور ابراز حمایت کرد و اقدامات حوثی‌ها را بی‌احترامی به فرایندهای سیاسی دانست(Reuters, 2015-03-26 ).

ترکیه : رجب طیب اردوغان اعلام کرد که ترکیه از این مداخله نظامی پشتیبانی خواهد کرد. او همچنین جاه‌طلبی منطقه‌ای ایران هم در عراق و هم در یمن را مورد انتقاد قرار داد(France24, 26 March 2015).

افغانستان : دولت افغانستان در اعلامیه‌ای که توسط دفتر ریاست‌جمهوری این کشور منتشر شد از ایجاد ائتلاف نظامی در مقابله با حوثی‌های یمن پشتیبانی کرد و اعلام کرد که با تمام نیرو در کنار عربستان خواهد ایستاد. در این اعلامیه آمده‌است که این تصمیم پس از مشورت با علما، روحانیون و رهبران سیاسی و جهادی در جلسه شورای امنیت ملی این کشور اتخاذ شده‌است. (تابناک، ۲۰۱۵-۰۴-۰۲) در حالی که مدتی بعد علمای افغانستان مخالفت خود را با تصمیم دولت افغانستان اعلام کردند.

جیبوتی : محمد علی یوسف وزیر امور خارجه جیبوتی گفت که کشورش از مداخله خارجی در یمن پشتیبانی می‌کند. (Richardson, 30, 03, 2015)

کشور های بی‌طرف در حمله نظامی به یمن:

سازمان ملل متحد : فرهان حق، سخنگوی وکیل پارلمان سازمان ملل، گفته‌است که سازمان ملل “به دنبال جزئیات بیشتر است” و اضافه کرد که سازمان ملل اعتقادی به مداخله نظامی بر حل کردن مشکلات یمن ندارد(RT News, 28 March ۲۰۱۵ )

عمان : عمان با وجود آنکه یکی از اعضای شورای همکاری کشورهای خلیج فارس است، تصمیم گرفته‌است که وارد این ائتلاف نشود، اما کمک‌های انسان‌دوستانه به یمن اهدا کند(Times of Oman , 27 March 2015)

اندونزی : وزیر امورات مذهبی اندونزی، حکیم سیف‌الدین، در رابطه با مداخله نظامی ابراز نگرانی کرده و ابراز امیدواری کرده که این مداخله نظامی تا بدتر نشده هر چه زودتر پایان یابد(Antara News, 29 March 2015).

چین : دولت چین  با نگرانی‌های شدیدی از وضعیت حاکم بر یمن خواستار آن شد که طرفین، این مشاجره را با گفتگو حل کنند(Reuters, 26 March 2015 ).

تونس : وزیر امور خارجه تونس، در یک گفتگوی رسانه‌ای از اوضاع یمن ابراز نگرانی کرده و خواستار گفتگو و رایزنی برای حل مشکلات شده‌است(All Africa, 26 March 2015).

ژاپن و الجزایر هم بی‌طرف بوده‌اند.

کشورهای مخالف حمله نظامی به یمن  :

اتحادیه اروپا : اتحادیه اروپا با این مداخله نظامی مخالفت کرد و اظهار داشت که مداخله نظامی این بحران را حل نخواهد کرد. اتحادیه درباره “پیامدهای منطقه‌ای جدی” آن ابراز نگرانی کرد و از قدرت‌های منطقه‌ای خواستار عملکرد مسئولانه شده‌است(Naharnet, 26 March 2015 ).

روسیه : رئیس‌جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، درخواست “توقف سریع فعالیت‌های نظامی” را در یمن کرده ‌است. کرملین همچنین پیشنهاد کرد که تلاش‌هایی برای یافتن راه حل صلح‌آمیز برای مشکلات یمن صورت گیرد(Sharkov, 3 April ۲۰۱۵ ).

عراق : ابراهیم جعفری، وزیر امور خارجه عراق، مخالفت دولت عراق با این مداخله نظامی را در ۲۶ مارس در یکی از دیدارهای سران خلیج فارس اعلام داشت(Prensa Latina, 26 March 2015 ).

ایران : محمد جواد ظریف این مداخله نظامی را “رویدادی خطرناک که باعث بی‌ثبات شدن منطقه می‌شود” توصیف کرد. هرچند که ایران متهم به پشتیبانی از انصارالله شده‌است، اما ایران ادعاهای مربوط به ارسال اسلحه به یمن را “کاملاً ساختگی و کذب محض” دانست. وزیر امور خارجه ایران خواستار توقف هر چه سریع‌تر “تهاجمات نظامی” شد. مطبوعات دولتی ایران این حمله را “تهاجمی با پشتیبانی ایالات متحده” از طرف عربستان و دیگر متحدان منطقه‌ای‌اش توصیف کرده‌اند. ایران این اقدام عربستان را “یک گام خطرناک” از طرف ریاض دانسته و درباره آن هشدار داده‌است که این رزم‌آرایی سعودی‌ها با یک ائتلاف سنی در برابر دشمنان شیعی‌شان ممکن است شرایط برای پایان دادن دشمنی‌های فرقه‌ای که از قبل هم باعث بالاگرفتن منازعات درخاورمیانه شده‌اند را پیچیده‌تر کند. یک مقام ارشد ایرانی اظهار داشته‌است که تهران به مداخله نظامی در یمن فکر نمی‌کند. محمد جواد ظریف در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایرانی عربی‌زبان العالم اظهار داشته‌است ما خواستار توقف بی‌درنگ عملیات نظامی عربستان در یمن هستیم. (The Wall Street Journal, 26 March 2015)

سوریه : وزیر امور خارجه سوریه نگرانی عمیق خود را از اوضاع یمن ابراز داشت. در حالی که سوریه برای استقلال یمن تأکید دارد ، از همه احزاب یمنی خواست که به گفتگو مبادرت ورزند تا  به راه حل سیاسی هماهنگ با خواست مردم یمن دست یابند(Www.oneindia.com, 28 March ۲۰۱۵).

حزب‌الله لبنان و جبهه مردمی آزادی فلسطین: با یورش نظامی به یمن مخالفت کرد.

گزارش جنایت‌های جنگی در یمن:

در ۱۳ آوریل ۲۰۱۳، سازمان دیدبان حقوق بشر نوشت : برخی از حملات هوایی در یمن در تناقض آشکار با قوانین جنگ هستند؛ حملاتی مانند حمله سی مارس به اردوگاه افراد بی‌پناه در مزرق که یک درمانگاه و بازار را هدف گرفت و از بین برد(Human Rights Watch, 13 April  ۲۰۱۵).

دیگر جنایت‌های جنگی که توسط سازمان دیدبان حقوق بشر ناقض قوانین جنگ بیان شده‌اند عبارتند از: حمله به یک کارخانه تولید مواد لبنی که به کشته شدن سی و یک شبه نظامی منجر شد. حمله ای که به نابودی یک انبار بزرگ از کمک‌های انسان دوستانه وابسته به سازمان بین‌المللی اکسفام در صعده انجامید و پیمان منع رفت‌ وآمد که سوخت را دور از دسترس نگه می‌داشت(Human Rights Watch, 16 April 2015).

در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۵، اچ آر پیHRP گزارش داد که حملات هوایی در تناقض آشکار با قوانین جنگ است. این گزارش تأیید می‌کند که نزدیک به ۵۹ نفر (شامل ۱۴ زن و ۳۵ کودک) در شهر صعده بین ۶ آوریل و ۱۱ مه جان خود را از دست داده‌اند. این گزارش همچنین تصریح می‌کند که یورش‌ها به شش خانه غیر نظامی و نیز پنج بازار، حملاتی کاملاً عمدی بوده‌اند(mcclatchydc, 13 July 2015 ).

در فوریه ۲۰۱۶ “عفو بین‌الملل” اعلام کرد که آن‌ها در مورد شرایط و تأثیر بیش از سی حمله هوایی توسط نیروهای متعهد به رهبری عربستان در شهرهای صنعا، حدیده و صعده را بررسی کرده‌اند. آن‌ها اعتقاد دارند که این تعهد و پیمان مبتنی بر حمله عامدانه بر شبه نظامیان به عنوان هدف بوده‌است( Amnesty International , 18 February 2016 ).

در ۲۴ آوریل ۲۰۱۵، سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که حملات هوایی، پنج ناحیه پرتراکم جمعیتی (صعده، صنعا، حدیده، حجه، اب) را هدف گرفته‌اند. این سازمان نگرانی‌هایی در مورد موافقت با حقوق انسانی مردم ابراز داشتند( Amnesty International, 24 April 2016  ).

در مهرماه ۱۳۹۵ پیشنهاد انجام بررسی‌های مستقل بین‌المللی در پیوند با کشتار غیرنظامیان در یمن از سوی هلند برای ارائه به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو مطرح شد. این پیشنهاد، مخالفت انگلیس را به همراه داشت(پرس تی وی، ۲۳ مهر ماه۱۳۹۵ )در ۱۷ مهر ۱۳۹۵ جنگنده‌های سعودی یک گردهمایی در صنعا را هدف قرار دادند. سازمان دیدبان حقوق بشر این حمله را جنایت جنگی خوانده‌است(Human Rights Watch, 13 October  ۲۰۱۶)

همکاری سعودی واسرائیل در جنگ یمن:

رسانه‌ها و منابع یمنی از ابتدا بر پشتیبانی و همکاری غیررسمی اسرائیل با عربستان تأکید داشتند که با سکوت دولت اسرائیل مواجه گردید. در ادامه برخی رسانه‌های غربی نیز گزارش‌هایی حاکی از حمایت تسلیحاتی و حضور نظامیان اسرائیلی در این حملات را منتشر کردند(www.ibtimes.com, 1945400 ). اسرائیل و عربستان پیش از این، همکاری اطلاعاتی با یکدیگر که نقطه مشترک آن دشمنی با ایران است را از سالهای پیش آغاز کرده بودند. رسانه‌های غربی از گفتگوهای بی‌سابقه اسراییل با مقام‌های سعودی علیه ایران نیز خبر داده‌اند که از جمله آن اجازه دادن به نیروی هوایی اسرائیل برای استفاده از فضای عربستان سعودی برای حمله به ایران است(sputniknews.com,2015-05-26 ).  پایگاه خبری- نظامی veterans today در تحلیلی نوشت که تصاویر باقی‌مانده از یک فروند F-16 سرنگون شده توسط نیروهای یمنی نشان می‌دهد که این نوع از ب-۱۶ تا کنون به نیروی هوایی هیچ‌یک از کشورهای عربی فروخته نشده‌است و تنها خریدار این نوع در منطقه خاورمیانه، اسرائیل بوده‌است(www.veteranstoday2015-05-26). سرهنگ صالح محمود از فرماندهان نیروهای نظامی یمنی گفت که بر اثر حمله موشکی انصارالله و ارتش یمن به وسیله موشک‌های اسکاد به پایگاه هوایی خالد ابن ولید ۲۰ افسر اسرائیلی و بیش از ۶۰ افسر سعودی از جمله محمد شعلان از فرماندهان نیروی هوایی عربستان کشته شده‌اند(rt.com/news/263649). در پی خروج دیپلمات‌های عربستانی از یمن و تصرف سفارت این کشور توسط شیعیان حوثی اعلام شد که درسفارت آن کشور در یمن تسلیحات اسرائیلی بدست آمده‌است  (news.antiwar.com, 2015-05-07) . Thomas Victor یک تحلیلگر نظامی در مقاله‌ای نوشت که برخی فیلم‌های منتشر شده از حملات هوایی عربستان به یمن حاکی از آنست که ؛ عربستان با کمک اسرائیل پایگاههای موشکی را بوسیله بمب‌هایMOP  مورد حمله قرار داده‌است. این بمب‌ها در طی یک دهه اخیر بارها در رسانه‌ها به‌عنوان تهدید بالقوه آمریکا و اسرائیل برای مراکز تولید انرژی هسته‌ای ایران، به‌ویژه مرکز فردو که در زیر کوه ساخته شده‌است مطرح شده بود. اسرائیل پی در پی خواستار دریافت این بمب‌ها از آمریکا بود که با موافقت آمریکا مواجه نشد. کارشناسان پیش از این بارها اعلام کرده بودند که حمله احتمالی اسراییل به مراکز تولید انرژی هسته‌ای ایران به دلیل پراکندگی این مراکز، بزرگی ایران و ساخته شدن پایگاه فردو در ژرفای کوه‌ها بدون کاربرد بمب‌های سنگر شکن تقویت شده آمریکایی غیرممکن است. به گفته این تحلیل گر، اسرائیلی‌ها توانسته‌اند جایگزینی برای بمب‌های سنگر شکن ساخت آمریکا پیدا کنند و احتمالاً نخستین آزمایش آنرا با کمک عربستان در حمله به یمن انجام دهند. به گفته این تحلیل گر، اسرائیلی‌ها تانکر یک بوئینگ ۷۴۷ را به بمب سنگر شکن تبدیل کرده‌اند. به اعتقاد وی این آزمایش یک هشدار از سوی اسراییل به ایران ‌است. به جز اسرائیل، عربستان سعودی نیز از درخواست کنندگان اخیر بمب‌های سنگر شکن اسرائیلی بود. یک مقام آمریکایی در سال ۲۰۱۵ گفته بود که آمریکا در حال بررسی احتمال فروش بمب‌های GBU-28 bunker buster bombs به اسرائیل است(osnetdaily.com,2015- 04)   گرچه برخی کارشناسان گفته‌اند حتی در صورت خرید، نیروی هوایی عربستان یا اسرائیل توان حمل این بمب‌های ۳۰ هزار پوندی (حدود ۱۴ تن) را برای حمله به ایران ندارند(www.jewsnews.co.il,2015-04-26)

خسارت های سعودی در جنگ  هزار روزه علیه یمن:

 گزارش پایگاه شبکه الکوثر به نقل از شبکه خبری المسیره، از جمله این خسارت‌ها و تلفات، خسارت‌های اقتصادی و سیاسی و تنش در اوضاع داخلی عربستان به دلیل هزینه‌های زیاد جنگ در یمن است.

خسارت‌های مالی و جانی: نابودی بیش از ۱۲۰۰ دستگاه تانک و خودروی زرهی، نابودی ۱۲ فروند بالگرد آپاچی و پنج فروند جنگنده اف۱۶ و اف۱۵ و بیش از ۲۰ هواپیمای جاسوسی، هدف قرار دادن ۱۰ کشتی، ناوچه و قایق جنگی، نابودی صدها پایگاه در نجران، جیزان و عسیر، هدف قرار دادن تعداد زیادی از مناطق فرماندهی در نجران، جیزان و عسیر. یورش به ده‌ها پایگاه و سیطره بر آن‌ها.

خسارت‌های اقتصادی کشورهای متجاوز: افزایش تأثیرات منفی بر اقتصاد و ذخایر مالی در کشورهای عضو ائتلاف عربی و تحمیل کردن هزینه‌های سنگین بر آن‌ها.، اختصاص اموال صندوق‌های اصلی برای حمایت مالی از ائتلاف و پوشش دادن هزینه‌های تسلیحاتی.

تأثیرات جنگ یمن بر اقتصاد عربستان

-کاهش بودجه به ۱۵ درصد از تولید محلی رسید.

-کمک‌ها و هدایای میلیاردها دلاری برای حفظ و خرید دوستان و حامیان.

-کاهش میزان ذخایر ارزی از سال ۲۰۱۴ از ۷۳۷ میلیارد دلار به ۴۳۷ میلیارد دلار.

-کاهش بودجه به دلیل کاهش قیمت نفت و کسری بودجه طوری که از ۱۵ درصد هم تجاوز کرد.

-افزایش مالیات‌ها، قیمت‌ها و وخیم شدن وضعیت معیشتی.

-ناکام ماندن تلاش‌ها برای افزایش تنوع منابع درآمدی.

-افزایش میزان هزینه‌های نظامی طوری که در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۸۱ میلیارد دلار رسید و به این ترتیب عربستان به سومین کشور جهان تبدیل شد که بزرگترین میزان بودجه نظامی در جهان را بعد از آمریکا و چین دارد.

-کاهش میانگین رشد در عربستان که صاحب بزرگترین اقتصاد عربی بوده است.

-اجتناب سرمایه‌گذاران خارجی از پروژه‌های بزرگ.

-کاهش گردشگری و افزایش هزینه‌های حمل و نقل و خدمات دیگر.

رخدادهای داخلی عربستان

جنگ علیه یمن ،  عربستان را با اوضاع داخلی سختی روبه‌رو کرد. علاوه بر بعد اقتصادی بر بعد سیاسی کشور نیز تأثیر جدی داشته است. تحولات در اوضاع سیاسی عربستان عبارتند از: برکناری مقرن بن عبدالعزیز از سمت ولیعهدی عربستان در سال ۲۰۱۵، برکناری محمد بن نایف، ولیعهد سابق عربستان، ترور عبدالعزیز بن فهد، ترور منصور بن مقرن و ربوده شدن سه شاهزاده در خارج، بازداشت ۱۱ شاهزاده و ۳۸ مسؤول به اتهام فساد. بازداشت و برکناری بسیاری از علما، روشنفکران و روزنامه‌نگاران. ناجی الزعبی، پژوهشگر نظامی می‌گوید: حجم تسلیحاتی و جنگ‌های عربستان تنها با هدف شتاب این کشور برای عادی‌سازی روابط با دشمن صهیونیستی صورت گرفته است. با این حجم سنگین تسلیحاتی سربازان عربستانی در مرزها پیشرفته‌ترین سلاح‌هایشان را رها کرده و با تانک‌ها از مقابل نیروهای یمنی فرار می‌کردند. این پژوهشگر گفت: با وجود محاصره یمن، یمنی‌ها توانستند قدرت نظامی خود را از داشتن موشک‌های کوتاه‌برد به موشک‌های بالستیک تغییر دهند و آن را به پایتخت‌ کشورهای متجاوز شلیک کرده و پایگاه‌ها و فرودگاه‌ها و ناوها را هدف قرار دهند. این پژوهشگر درباره شکست عربستان در جبهه‌های داخلی و خارجی صحبت کرد و گفت: اگر ارتش و کمیته‌های مردمی یمن به حملات موشکی‌شان ادامه دهند به اقتصاد کشورهای غربی در جهان عرب پایان می‌دهند.

به گزارش الوقت، مراکز ویژه آمارگیری تلفات متجاوزان علیه یمن تاکید کردند که در نیمه نخست سال ۲۰۱۷ یگان‌های ارتش و کمیته‌های مردمی این کشور، هزاران خودروی زرهی نظامی عربستان و امارات و همچنین تجهیزات نظامی دریایی و هوایی متجاوزان را منهدم و صدها نظامی و نیروی وابسته به آنها را کشته و زخمی کرده‌اند.

تلفات انسانی: به گزارش سایت «النجم الثاقب»، یگان تک تیراندازهای ارتش و کمیته های مردمی یمن در جبهه های فرامرزی قریب به ۲۴۷ نظامی سعودی و علاوه بر آن ۴۲۹ مزدور را در دیگر جبهه‌ها از پای درآورده‌اند. خسارت تجهیزات یگان‌های ارتش و کمیته های مردمی متخصص در استفاده از تسلیحات ضد زره نیز قریب به ۱۹ تانک آبرامز، ۸۸ خودروی زرهی و ۷۷۱ وسیله نقلیه نظامی دیگر را منهدم کردند که در مجموع ۸۷۹ خودرو متجاوزان منهدم شده است.

موشک‌های بالستیک و بومی یمن: واحد موشکی ارتش و کمیته های مردمی یمن  در شش ماه گذشته مواضع و پایگاه های عربستان و پادگان های مزدوران آنها در داخل یمن را با موشک هایی با حجم و برد مختلف هدف گرفت. یگان موشکی یمن سه فروند موشک برکان ۲ به ریاض، ۱۸ فروند موشک ام ۲ و یک موشک زلزال ۳ به پایگاه ها و پادگان های مختلف شلیک کرد که در مجموع ۲۲ فروند موشک بالستیک به اهداف مد نظر اصابت کرده که دهها کشته و مجروح در صفوف نیروهای متجاوز و مزدوران آنها برجای گذاشته و خسارات سنگینی به تجهیزات نظامی و انبارهای تسلیحات آنها وارد کرده است. علاوه بر آن موشک‌های کوتاه برد نیز عناصر ارتش سعودی را در فراتر  از مرزها و مزدوران آنها در جبهه‌های داخل را تار و مار کرد. بر اساس آمار موجود، یگان موشکی ارتش و کمیته های مردمی یمن ۹۱ فروند موشک بومی شلیک کرده است که شامل ۲۰ فروند موشک زلزال۱، ۵۸ موشک زلزال ۲، هفت فروند موشک صمود، ۵ فروند موشک از انواع صرخه ۱،۲ و ۳ و همچنین ۲۸ فروند موشک اورگان و ۵۶ فروند موشک گراد و صدها موشک کاتیوشا بوده است.

عملیات‌های نظامی: عملیات های پراکنده رزمندگان ارتش و کمیته‌های مردمی در جبهه‌های داخلی و خارجی یمن در شش ماه گذشته نیز با به آتش کشیدن ۳۱ انبار سلاح و دیگر استحکامات دشمن سعودی همراه بوده است. در گزارش فوق همه آمار و ارقام مربوط به تلفات نیروهای متجاوز سعودی و مزدورانشان در نیمه نخست سال ۲۰۱۷ است و حجم کلی خسارات ائتلاف متجاوزان سعودی و مزدورانشان بسیار سنگین‌تر است.

روابط جمهوري اسلامي ایران و یمن:

در دهه ۱۹۶۰ میلادی شاه مخلوع از جنگجویان یمنی علیه گروه های مارکسیستی حمایت می کرد.  تا پیش از انقلاب اسلامي ،  دو یمن شمالی و جنوبی در سیاست خارجی ایران جایگاه معینی نداشتند. پس از سال ۱۳۵۷ و آغاز جنگ ایران و عراق، یمن شمالی به رهبری علی عبدالله صالح، در کنار کشورهای حوزه خلیج فارس و یمن جنوبی به رهبری علی ناصر محمد در کنار ایران قرار گرفتند. روابط ایران با یمن جنوبی توسعه کافی داشت در حالی که روابط با یمن شمالی تحت تأثیر موضع گیری‌های شورای همکاری خلیج فارس قرار داشت.

پس از جنگ ایران و عراق، روابط دو کشور تعریف مشخصی نداشت. با اتحاد دو یمن در سال ۱۹۹۰ میلادی دوره جدیدی از روابط ایران و یمن شروع شد و کم‌کم رو به بهبود گذاشت. تعداد زیادی موافقتنامه در زمینه‌های گوناگون بین دو کشور به امضاء رسید. علی عبدالله صالح در سال ۲۰۰۰ به تهران سفر نمود و در سال ۲۰۰۳  آقای خاتمی رئیس جمهور وقت ایران به صنعاء سفر کرد . ایران بعد از پیروزی مردم  دربیداری اسلامی روابط خود را با انقلابیون یمن تقویت و از آنها حمایت کرد. روابط حسنه انصار الله با جبهه مقاومت ودر گیری آنها با آمریکا وسعودی ومهمتر از آن استقلال طلبی مردم یمن نقاط اشتراک ایران ومردم یمن است . سعودی ها بیش از اینکه  از دست رفتن یمن ناراحت باشند نگران پیوستن یمن به جبهه مقاومت هستند. به همین دلیل آمریکا واسرائیل و حکام کشورهای عربی غیر دموکراتیک از استقلال و اقتدار یمن مستقل که انگیزه نزدیک شدن به جبهه مقاومت را دارد نگران هستند ودر ائتلاف جمعی تمام تلاش خودرا برای جلوگیری از پیروزی انقلابیون یمن بکار گرفته اند.

 

 

 

 

 

نتیجه گیری :

کشور عربستان سعودی از بنیان براساس وابستگی به آمریکا شکل گرفته وتا پایان خاندان آل سعود راهی جز نوکری آمریکا و اسرائیل را ندارد. خدماتی که سعودی برای آمریکا و غرب انجام داده اندک نیست تولید وحمایت از اسلام آمریکایی در اشکال تکفیری و علمانی ، خدمات مالی وانرژی به آمریکا ، خرید ۵۰ درصد سلاح های مدرن غرب ، تطمیع و استفاده از حاکمان عربی با دیپلماسی نفت ودلار، مقابله با اندیشه ضد آمریکایی در جهان اسلام ، دشمنی با جبهه مقاومت از حماس وحزب الله تا ایران و…، حمایت از منافع اسرائیل در منطقه ، اعمال سلطه با هدایت آمریکا بر؛  شورای همکاری خلیج فارس- اتحادیه عرب – کنفرانس اسلامی –  بنحوی که این سازمان های اسلامی تاکنون نه تنها از اسلام دفاع نکردند بلکه هیچگاه اجازه ندادند از سوی کشورهای اسلامی اقدامی ولو درحد بیانیه در جوامع بین المللی علیه آمریکا واسرائیل صادر شود. صف آرایی و دشمنی گسترده در مقابل اسلام ناب محمدی (ص) ، نمایندگی اسلام بنی امیه در مقابل اسلام اهل البیت (ع) ،  اشغال مکه ومدینه منوره در جلوگیری از اجرایی شدن فلسفه حج برای نجات مسلمانان ،جلوگیری از وحدت جهان اسلام ، تربیت فکری علمای اسلام با اندیشه وهابی برای تخریب چهره اسلام راستین ، مهار کشورهای اسلامی در جهت تامین منافع آمریکا واسرائیل؛ مانند اقدامات سعودی علیه اخوان المسلمین-  دخالت درجنگ های سوریه – عراق- لبنان – بوسنی -کار فکری انحرافی در قفقاز – آسیای میانه – مسلمانان روسیه – چین – هند – مسلمانان مقیم آمریکا  در نهایت یارگیری برای داعش در خدمت آمریکا از جمله خدماتی است که سعودی ها تقدیم دشمنان قسم خوردن اسلام اهل البیت کردند در شرایط جدید سعودی که قرار است آمریکا خاندان آل سلمان را جایگزین آل سعود کنند محمد بن سلمان راهی جز تبعیت محض از آمریکا ندارد البته گاهی آمریکا هم برای حفظ سعودی ناگزیر است به آنها امتیاز بدهد مانند حادثه یمن ،  اوباما بلافاصله حمایت خود را از اقدام نظامی سعودی علیه یمن اعلام کرد. و تا کنون نیز از هیچ گونه کمکی فروگذار نکرده است البته اگر حمله سعودی به یمن  برای آمریکا منافعی نداشته باشد آمریکا حاضر نخواهد شد به سعودی این مقدار  امتیاز بدهد تنگه باب المندب برای آمریکا واسرائیل از اهمیت حیاتی برخوردار است که اگر بدست جبهه مقاومت بی افتد می تواند علیه آنها استفاده شود  . ترامپ در راهبرد کلان خود از سعودی فعلا در حال دوشیدن این کشور است و هنوز شیر این گاو تمام نشده تا ترامپ به فکر ذبح آن باشد. بنابراین هیچ کشوری یافت نمی شود تا بتواند  مانند سعودی این گونه به آمریکا و اسرائیل خدمت کند و اساسا آمریکا نمی توانست بدون سعودی به این فرصت ها دست یابد. اگر چه برای مسلمانان غصه آور است که یک کشور اسلامی تمام ثروت مسلمانان را در خدمت دشمنان مسلمانان به قیمت بقای خاندانش در حکومت هزینه کند. رفتار سعودی تاسف بار است وبیش از آن رفتار بسیاری از کشورهای اسلامی قدرتمند و متول جهان اسلام است که با سعودی همانگ عمل می کنند. در جهان اسلام پیروان اهل البیت در تمام دنیا از سعودی شاکی هستند ، کشورهای عربی شامات اساسا سعودی را بلحاظ فرهنگ اجتماعی قبول ندارند ، کشورهای عربی شمال آفریقا از گذشته فرهنگ و تمدن خود را بالاتر از سعودی می دانستند. مصری ها که همواره الازهر را مرکز دینی جهان اسلام می دانستند ومصر نیز خود را رهبر جهان عرب می پنداشت ، کشورهای اسلامی غیر عرب نیز هیچ وجه اشتراکی با سعودی برای خود نداشتند . واقعا اگر دیپلماسی نفت ودلار سعودی نبود سعودی غیر از این بود؟

 والسلام اکبری ۱۳۹۷

4/BAEm_-xmzmHe8vXtjDRXClahm6pAHHx2R3U0E6r3tR6GzcMcMHCrIpY