کتاب مقاومت در پاکستان از مجموعه کتابهای دکتر حسین اکبری

 سایت گفتمان مقاومت: در این کتاب دکتر حسین اکبری با توجه به اینکه پاکستان در گذشته جزئی از هند بوده است  به وضعیت تشیع در پاکستان می پردازد.

مقدمه: 

 نقشهسیاسی پاکستان: پاکستان از پنج ایالت، یک منطقه خودمختار قبایلی، یک منطقه فدرال پایتخت (اسلام‌آباد) و دو منطقه مربوط به جامو و کشمیر تشکیل شده‌است.

کتاب مقاومت در پاکستان از دکتر حسین اکبری

کتاب مقاومت در پاکستان از دکتر حسین اکبری

منطقه زرد رنگ (شماره ۱) ایالت بلوچستان به مرکزیت کویته

منطقه بنفش رنگ (شماره ۲) ایالت خیبر پختونخوا به مرکزیت پیشاور (NWFP)

منطقه آبی رنگ (شماره ۳) ایالت پنجاب به مرکزیت لاهور

منطقه سرخ رنگ (شماره ۴) ایالت سند به مرکزیت بندر کراچی

منطقه سفید رنگ (شماره ۵) منطقه فدرال پایتخت ناحیه پایتختی اسلام‌آباد (IST)

منطقه سبز رنگ (شماره ۶) منطقه خودمختار قبایلی

منطقه فیروزه‌ای رنگ (شماره ۷) منطقه کشمیر پاکستان (جامو و کشمیر آزاد) به مرکزیت مظفرآباد (AJK)

منطقه سیاه رنگ (شماره ۸) ایالت گلگت بلتستان به مرکزیت گلگت

ایالت بلوچستان و ایالت خیبر پختونخوا (سرحد شمال غربی)، خود نیز دارای مناطق خودمختار قبایلی هستند که آن‌ها را (Provincially Administered Tribal Areas) ( (PATA گویند.( ویکی‌پدیای انگلیسی، ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹)

 

پاکستان درگذشته جزیی از هند بود. قدمت انسان در شبه قاره هند به دویست تا چهارصد هزار سال می‌رسد. سپیده دم تاریخ : اولین تمدن بزرگ به معنای واقعی آن، تمدن حوزه رود سند با قدمت نزدیک به سه هزار سال است که به تمدن دره سند معروف است که وسیعترین گستره تمدنی زمان خود بوده و با تمدن شهر سوخته در ایران همزمان است و مراودات نزدیک داشته‌است و تقریباً پس از ورود آریائی‌ها بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد، هر دو از بین رفته‌اند. ورود آریائیها به هند در فرهنگ دین و ادبیات و سیستم اجتماعی این سرزمین نقش بسیار مهمی داشته‌است که از آن جمله می‌توان به شکل‌گیری سانسکریت اولیه، تدوین متون مقدس هندوئی و سیستم طبقاتی جامعه هند اشاره نمود. در دوره هخامنشی، قلمرو سلطنت داریوش کبیر تا پنجاب گسترش یافت و صنعت‌گران، پیشه وران و بازرگانان از هند به ایران و بالعکس رفت‌وآمد داشتند. و حتی در برخی از جنگ‌های میان ایران و یونان باستان لشکریان هندی بخشی از سپاه هخامنشی را تشکیل می‌دادند. در دوره اشکانیان نیز، مهرداد اول نواحی پنجاب را ضمیمه قلمرو پادشاهی خود کرد. اسکندر بین سال‌های ۳۲۷ تا ۳۲۶ پیش از میلاد به هندوستان حمله کرد ولی ناکام ماند. (جلالی نائینی،۱۳۷۵: ۱۷ )

دوران هندویی:  اولین دوران امپراتوری هند با حکومت سلسله موریا بین سالهای ۳۲۶ تا ۲۰۰ قبل از میلاد شکل گرفت. قدرتمندترین حاکم تاریخ هند تا قبل از گورکانیان، آشوکای بزرگ نام دارد که سومین شاه این سلسله‌است. وی در تمام جنبه‌های هنری و اجتماعی و سیستم اداری از هخامنشیان ایران الهام گرفت. آثار بسیار مهم حجاری این دوره مانند پیکره چهار شیر (نماد ملی هند) بسیار تحت تاثیر حجاری تخت جمشید است. دومین سلسله قدرتمند به نام گوپتا از سال ۳۲۰ تا ۵۵۰ میلادی در شمال هند حاکمیت داشته و برخلاف موریاها، حکومت بر مبنای ایجاد حاکمان محلی را برحکومت مرکزی ترجیح می‌داده‌است. در این دوران که به تاریخ کلاسیک هندوئی شناخته می‌شود، این آئین شکل متحدتری گرفت و اولین معابد هندوئی به سبک حاضر در این دوران تاسیس شد. پس از گوپتاها تا قرن سیزده میلادی حکومتهای زیادی در شمال هند با درگیری، شکست و پیروزی یکی پس از دیگری برروی کار آمدند. باتوجه به عدم قدرتمندی این حکومتها، جنوب هند امنیت وآرامش بیشتری نسبت به شمال داشت و سرگرم تعامل و تجارت با اعراب مسلمان و منطقه جنوب آسیا بود و نقش مهمی در روابط خاورمیانه با خاور دور ایفا می‌کرد. (جلالی نائینی،۱۳۷۵: ۱۷ )

دوران فرمانروایی مسلمانان: اولین تماس اسلام با آسیای جنوبی، سال ۷۱۱ م.  است که مسلمانان تا کناره رود سند که هم اکنون در پاکستان است پیش آمدند. اما فتح هندوستان و نفوذ گستره اسلام در آن سرزمین در دوره غزنویان آغاز شد. در اواخر قرن ۱۰م. سبکتکین سردودمان این سلسله نخستین جنگجوی مسلمان بود که کابل و بخشی از قلمرو  راجگان در پنجاب را به تصرف خود درآورد. در سال ۱۰۰۵م. سلطان محمود غزنوی به هندوستان تاخت و تا پایان عمرش ۱۰۲۷م. بالغ بر ۱۵ تا۱۷ بار به شمال هند حمله کرد. او پس از هر حمله به پایتختش غزنه بازمی‌گشت و نخواست یا نتوانست حکومتی پایدار در این منطقه بنا نهد. مهمترین رویداد این دوران سفر ابوریحان بیرونی به هند بود که حاصل آن اثر باارزش “ماللهند” است. تا قرن ۱۳ تاخت و تازهای زیادی به هند صورت می‌گرفت، اما چندان ماندگار نبودند، تا اینکه در این زمان مسلمانان شهر دهلی را تصرف کردند و اولین حکومت مسلمانان، به نام دوران سلطنت یا غلامان مسلمان را بنیان گذاشتند و اسلام رسماً بر هند حاکم شد. حمله اولیه تاتار به شمال هندوستان در اواخر قرن چهاردهم یعنی به‌سال ۱۳۹۸م.  صورت گرفت امیر تیمور گورکانی در این سال به هند حمله و تا دهلی پیش تاخت و آن شهر را غارت و سکنه‌اش را قتل‌عام کرد. سپس به موطنش در آسیای مرکزی بازگشت. (Iranica, 26/9 1393)

دوران گورکانیان هند: در سال ۱۵۲۶ «بابر» از نوادگان تیمور بر هند تسلط یافت و سلسله گورکانیان یا امپراتوری مغولی هند را بنیان گذاشت. این سلسله از ۱۵۲۶ میلادی تا ۱۸۵۷ میلادی در بخش بزرگی از شبه قاره هند فرمانروایی کرد. حکمرانان این سلسله به تدریج تمامی شبه قاره را تحت فرمان گرفتند اما پس از مدتی بخش‌هایی از جنوب هند از اختیار آنان خارج شد. این سلسله در نیمه سده ۱۷ میلادی و در زمان شاه جهان بزرگ‌ترین و ثروتمندترین امپراتوری جهان بود. این سلسله آخرین دوران طلایی امپراتوری‌های اسلامی به شمار می‌رود. در سال ۱۷۳۹ میلادی با حمله نادرشاه افشار به هندوستان مقدمات انقراض این امپراتوری فراهم شد و در سال ۱۸۵۷ پس از سال‌ها نبرد سرانجام کمپانی هند شرقی توانست این امپراتوری را منقرض کرده و سرزمین‌های آنرا تصرف کند. به این ترتیب هند که در روزگار اکبرشاه و شاه‌جهان و اورنگ‌زیب سیر تمدن را آغاز کرده بود رو به ضعف نهاد. معروفترین پادشاهان این سلسله که توانستند بر هند سلطنت کنند عبارت بودند از  ۱- بابر (۱۵۳۰- ۱۵۲۶) ۲- همایون (۱۵۵۶- ۱۵۳۰) ۳- اکبرشاه (۱۶۰۵- ۱۵۵۶) ۴- جهانگیر (۱۶۲۷- ۱۶۰۵) ۵- شاه جهان (۱۶۵۸- ۱۶۲۸) ۶- اورنگ زیب (۱۷۰۷- ۱۶۵۹) ۷- بهادر اول (۱۷۱۲- ۱۷۰۷) ۸- جهاندار (۱۷۱۲) ۹- فرخ (۱۷۱۹- ۱۷۱۲) و بالاخره بهادر دوم که آخرین آنها بود. گورکانیان هند (مغولان هند) به سبب دور ماندن از زندگی چادرنشینی و خو کردن به دربارهای باشکوه و حرمسراهای مجلل شجاعت و جنگجویی را که از ویژگی‌های مغولان و تیموریان بود از دست دادند و برای ماندن بر اریکه سلطنت هرگونه امتیازی به استعمارگران خارجی دادند. (جلالی نائینی،۱۳۷۵: ۴۵ )

دوران نفوذ و تسلط اروپایی:  دوره استعمار انگلستان در هند حدود یک قرن ونیم از ۱۸۰۰ تا ۱۹۴۷ م. طول کشید. نفوذ و تسلط انگلستان در دو مرحله جلوه‌گر شد نخست از طریق تلاش کمپانی هند شرقی در به دست آوردن اجازه فعالیت‌های بازرگانی و اخذ امتیازات از حکمرانان محلی یا مرکزی که به تصرف سرزمین هند بجز پنجاب، سند و کشمیر و سقوط گورکانیان انجامید و سپس جایگزین شدن دولت انگلستان و اعلام انضمام رسمی هندوستان به مستعمرات و متصرفات بریتانیا در سال ۱۵۱۰ م. پرتغالیها به عنوان اولین مهاجمان اروپایی بر “جاوه” دست یافتند و در گوا مستقر شدند. هنگامی که طوایف “مراتی و سیک” علیه حکومت پادشاهان گورکانی قیام کردند، بریتانیایی‌ها و فرانسوی‌ها در قرن ۱۸ مناطقی برای خود از هند جدا کردند، پس از پیروزی “روبرت کلایف بر دیلکس” افسر فرانسوی، افراد بریتانیایی در هند بیشتر شدند. و وارن هستینگز فرمانروای بریتانیایی بنیاد حکومت بریتانیای کبیر را در هند استوار گردانید. دولت بریتانیا بر اثر شورش‌های سال ۱۸۵۷ م. در هند، کمپانی هند شرقی بریتانیا را که گرداننده هند بود منحل کرد و به این سرزمین خودمختاری داده شد. در سال ۱۸۷۷م. ملکه ویکتوریا امپراتور بریتانیا به هند دعوت شد. در آن دوران نماینده مخصوص ملکه که از طرف حکومت بریتانیا تعیین می‌شد، بر هند فرمانروایی می‌کرد، و یک هیأت (اجرائی) مرکب از افراد عالی‌رتبه دولت بریتانیا او را راهنمائی می‌کردند. به تدریج عده‌ای از رهبران هندی در سال ۱۸۸۴ دستجات و سازمانهای ملی را تشکیل دادند که هدف اصلی آنان رسیدن به استقلال تام بود. در سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۵، دولت بریتانیا ناچار شد که اداره بعضی از امور کشور را به مردم هند واگذار نماید. در این هنگام بود که رهبر بزرگ جنبش استقلال هند، ماهاتما گاندی قیام کرد و علیه استبداد بریتانیا به مبارزه پرداخت، اگرچه “گاندی” با یارانش چند مرتبه زندانی شد ولی باز به مبارزات خود ادامه داد تا در سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ دولت بریتانیا زعمای هند را به کنفرانس میزگرد دعوت نمود، لکن از مذاکرات آن کنفرانس نتیجه به دست نیامد. در آغاز جنگ دوم جهانی فرمانروایان بریتانیا در هند حکومت نظامی اعلام کردند و در حدود دو میلیون هندی را به سربازی دعوت نمودند و آنها را به جبهه جنگ فرستادند. پس از تجاوز ارتش ژاپن در سال ۱۹۴۲ به کشورهای سیام ومالایا و برمه، اختلاف شدیدی در بین سران هند و سران مسلمانان هند که رهبر آنها محمدعلی جناح بود بوجود آمد. قصد مسلمانان این بود که کشوری مرکب از مناطق مسلمان هند تشکیل دهند. در آن هنگام که حزب کارگر (بریتانیا) حکومت را به دست گرفت و هیأت وزیران خود را تشکیل داد، حکومت بریتانیا قوانینی وضع نمود که به‌موجب آن به هند و سیلان و پاکستان استقلال داده شد. در ماه اوت ۱۹۴۷ م. آخرین سرباز بریتانیایی خاک هند را ترک گفت، و در تاریخ ژانویه ۱۹۵۰ هند حکومت جمهوری مستقل خود را اعلام نمود و به عضویت اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا درآمد.

دوران پس از استقلال :  هند در تاریخ ۱۹۵۲ برنامه‌های پنجساله خود را برای عمران و آبادانی شروع کرد، ولی روابط آن کشور با همسایه خود پاکستان بر سر مسئله کشمیر رو به وخامت نهاد و همچنین با کشور چین در مسائل مرزی اختلاف نظر پیدا کرد. البته پس از آنکه چین در تاریخ ۱۹۵۹ بر تبت مستولی شد و تجاوزات مرزی خود را به خاک هند آغاز کرد، ناحیه ماکماهون خط مرزی بین چین و هند شد. در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۶۱ م. هند همسایه خود را به تجاوزهای پیاپی به پادگانهای نظامی متهم ساخت و در تاریخ ۱۸ دسامبر ۱۹۶۱ نیروهای هند مستعمرات پرتغال را که شامل “داماو” و”جوا” و “دیو” واقع در ساحل غربی بود، به تصرف درآوردند. سپس در تاریخ اکتبر ۱۹۶۲ نیروهای چین به مرکز “لونجو” حمله کردند و مناطق شمال شرقی هند را اشغال نمودند و با نیروهای هند به زد و خورد پرداختند. نیروهای هند در این جنگ آسیب دیدند، و چون در برابر سربازان چین تاب نیاوردند عقب‌نشینی کردند و منطقه لاداخ واقع در شمال شرقی و قسمت‌های دیگر مرزی تبت در نواحی شمال شرقی به تصرف نیروهای چین درآمد، و سربازان هند به‌طرف “نامکاشو” واقع در جنوب “ماکماهون” عقب نشستند. و همچنین پادگانهای دیگری در نزدیک مرزکشمیر را تخلیه نمودند. ارتش هند بار دیگر به پیشروی خود ادامه داد و سه مرکز مهم دیگر را در نوار مرزی اشغال نمود. در نوامبر ۱۹۶۲ کریشنامنون که وزیر جنگ هند بود از منصب خود استعفا کرد، و جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر وقت شخصاً پست وزارت جنگ را به عهده گرفت. در هفتم نوامبر نیروهای چین مجدداً به اراضی هند تجاوز نمودند. در این هنگام بود که حکومت هند از کشورهای بریتانیا و ایالات متحده آمریکا و کانادا تقاضای کمک کرد که مقدار لازمی اسلحه و هواپیمای جدید به آن کشور بدهند. دولتهای مذکور درخواست هند را پذیرفتند. در ۱۶ نوامبر دولتچین حملات نظامی را دوباره به مرزهای هند آغاز کرد و خط دفاعی هند را در جبهه شرقی کوههای “هیمالایا” منهدم ساخت. و در ۱۹ نوامبر سربازان چین در طول ۳۵ کیلومتر به داخل خاک هند در امتداد رودخانه “لوهیت” به‌طرف دشتهای “آسام” پیشروی کردند. در بیستم نوامبر دولت چین قرارداد آتش‌بس را در سرتاسر مرزهای هند و چین اعلام کرد و تعهد کرد که نیروهای خود را تا اول دسامبر به داخل خاک چین در بیست‌کیلومتری خط مرزی که قبلاً آن را اشغال کرده بود. (Iranica, 26/9 1393) پادشاهی هندویونانی که توسط دمتریوس اول باختری تأسیس شد، شامل گاندهارا و ناحیه منطقه پنجاب از ۱۸۴ قبل از میلاد می‌شد و در زمان حکومت مناندر اول که با پیشرفت‌های تجاری و فرهنگی دوره یونانی–بودائیسم همراه بود را بنا نهاد و به بیشترین رشد و پیشرفت خود رسید. شهر تاکسیلا مرکز مهم آموزشی در دوران باستانی شد. بقایای شهر که در غرب اسلام‌آباد واقع هستند، یکی از مکان‌های باستان‌شناسی عمده کشور است. کشور کنونی پاکستان در زمان سلسه هخامنشیان ، اشکانیان، صفویان،  افشاریان جزو خاک ایران بوده همچنین در زمان سلسله‌های سامانیان و قاجار بخشهایی از آن جزو ایران بود. در سال ۷۱۲ میلادی، فرمانده عرب به نام محمد بن قاسم، سند و مولتان در جنوب منطقه پنجاب (پاکستان) را فتح کرد. در طول این دوره مروجان دینی صوفی نقش محوری را در تغییر دین اکثریت جمعیت منطقه به اسلام ایفا نمودند. این تحولات مرحله‌ای را برای حاکمیت چندین امپراتوری مسلمان در منطقه ایجاد کرد و بنای حکومتهای بعدی مسلمانان را که شامل حکومت غزنویان، پادشاهی غوریان، سلطنت دهلی و حکومت گورکانیان هند می‌شدند گذاشت. انحطاط تدریجی حکومت مغول در اوایل سده هیجدهم موقعیت‌هایی را برای جمعیت افغانستان،بلوچها و سیکها برای اعمال قدرت و کنترل خود بر نواحی گسترده‌ای را فراهم نهاد تا زمانی که کمپانی هند شرقی بریتانیا سلطه خود را بر جنوب آسیا گسترانید. جنگ استقلال هند در ۱۲۳۶ هجری خورشیدی ۱۸۵۷ آخرین نبرد مسلحانه منطقه برضد راج بریتانیا بود و زمینه‌های نبرد آزادی خواهانه غیرمسلحانه که توسط مجلس ملی هند رهبری می‌شد را بنا نهاد. با این وجود لیگ مسلمانان هند در نیمه دوم دهه ۱۹۳۰ در میان ارسی از نادیده گرفتن مسلمانان در سیاست به محبوبیت رسید در ۲۹ دسامبر ۱۹۳۰ خطابه مربوط به ریاست جمهوری علامه اقبال لاهوری خواهان ایجاد یک کشور مسلمان مجزا در شمال غربی و آسیای جنوب شرقی شد. محمدعلی جناح تئوری دو ملت را حمایت کرد و لیگ مسلمانان را به سوی پذیرش “قطعنامه لاهور” مربوط به ۱۹۴۰ هدایت کرد که سرانجام به ایجاد کشور پاکستان انجامید.

نگاهی به‌وضعیت شیعیان هند؛

بر اساس آمار موجود در سایت جمعیت مسلمانان کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۱۴ میلادی، مسلمانان ۲۰ درصد از جمعیت یک میلیارد و ۲۷۸ میلیون نفری هند را تشکیل می دهند و در سال ۲۰۱۱ اعلام شده بود که ۱۷۲ میلیون نفر از جمعیت هند را مسلمانان تشکیل می دهند. در ویکی پدیا آمده که اسلام برای اولین بار در قرن هفتم میلادی وارد هند شد و سپس در قرن ۱۱ میلادی به ایالت گجرات[۱] رسید. در قرن اول هجری، اسلام به هند راه یافت. شنسب جد غوریان که فاتح شمال هند بود به دست حضرت علی بن ابی طالب اسلام آورد و با امام پیمان وفاداری بست و از ایشان مقررات و دستورالعمل هایی را گرفت. در مراسم تاج گذاری حاکم جدید، میثاقی که توسط حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نوشته شده بود، به زمامدار جدید تحویل داده شد و او نیز متعهد شد که به شرایط و مفاد آن عمل کند. آنان مریدان حضرت علی بودند و عشق آن حضرت و اهل بیت پیامبر عمیقا در عقایدشان ریشه دوانده بود.» (اطهر رضوی، ۱۳۷۶: ۲۹) محمد قاسم فرشته، مورّخ معروف هندی، نیز در کتاب خود می نویسد که شنسب و قبیله او همیشه بر دوستی و طرف داری خاندان اهل بیت باقی ماندند. سلسله “شنسبانی” در جریان قیام ابومسلم، که منجر به سقوط اموی ها گردید، از قیام ابومسلم حمایت کرد. (فرشته،  ۱۳۸۷ : ۳۱۲) پس از آن بازرگانان مسلمان و نیروهای نظامی در تبلیغ اسلام در هند نقش داشتند. در ابتدای قرن یازدهم میلادی، محمود غزنوی، تحت عنوان جهاد اسلامی و نبرد با بت پرستی و بی دینی به سرزمین هند یورش برد و بخش بزرگی از هند را فتح کرد. در زمان پادشاهان غزنوی، گروهی از دانشمندان ایرانی از جمله ابوریحان بیرونی به هند رفتند. در دوران حکومت مسلمانان در هند، با این که آزادی وجود داشت، خیلی ها مسلمان شدند و تا قرن ها زبان فارسی، زبان رسمی کشور بزرگ هندوستان بود تا این که بعدها با توطئه های استعمارگران انگلیسی، هندوستان مستعمره انگلیس شد.

در مورد جمعیت شیعیان هند آمار دقیقی در دست نیست اما گفته می شود هفتاد درصد مسلمانان هند سنی و پیرو مکتب حنفی اند. لکنهو که به عنوان یکی از بلاد مهم هند به شمار می رود، یگانه مرکز و کانون فعلی شیعه اثنی عشری در هند است. در این شهر، بخش مهمی از آثار شیعه از قبیل مساجد و حسینیه ها دیده می شود.

“محمدباقر رضا”دبير همايش بررسي وضعيت حوزه‌هاي علميه هند در سال ۱۳۸۸ در حاشیه همایش وضعیت حوزه های علمیه هند با اشاره به جمعیت مسلمانان و شیعیان این کشور گفت: جمعيت مسلمانان هند به حدود ۲۰۰ ميليون نفر می رسد كه از اين ميان بالغ بر ۵۰ ميليون نفر را شيعيان تشكيل مي‌دهند. وي افزود: از اين نظر پس از كشور ايران، هند با ۵۰ ميليون شيعه، دومين كشور دارای جمعيت شيعه در جهان است.

در ویکی پدیا آمده که بر اساس گزارش روزنامه های هند همچون تایمز هند، دیلی نیوز و آنالیزیز، جمعیت شیعیان هند بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ بین ۲۵ تا ۳۱ درصد از جمعیت مسلمانان این کشور را که بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر می شوند را شامل می شوند . موسسه انگلیسی لیوفرم در سال ۲۰۱۳ با اعلام آمار شیعیان جهان به ۴۰۰ میلیون نفر، (ربع مسلمانان جهان ) تعداد شیعیان هند را نزدیک به ۷۴ میلیون نفر و تعداد شیعیان پاکستان را بیش از ۴۶ میلیون نفراعلام کرد. مسلمانان هنگام اقتدار خود در هند آثار و بناهای جالبی از خود به یادگار نهاده اند. از نمونه های درخشان معماری اسلامی در هند، بنای عظیم تاج محل است که نمونه ای گویا از عظمت و پیشتازی معماری اسلامی است. این بنا از جذابیت های جهانگردی هند به شمار می آید. در هند، احزاب شیعه، مثل اتحاد المسلمین، انجمن شرعی شیعیان، انجمن شیعه، انجمن علما و واعظین و … فعالیت می کنند. مراکز مختلف فرهنگی و مدارس ویژه شیعیان هم در بخش های مختلف فعالیت دارند.

تاریخ و دوران اقتدار تشیع در هند

تاریخ تشیع در برخی از مناطق شبه قاره هند سابقه‌ای دیرینه دارد. افزون بر حضور جمعیت‌های شیعی، در دوره‌های مختلف تاریخی، حکومت‌های شیعی نیز در این مناطق تشکیل شد. از نظر جغرافیایی می‌توان تاریخ تشیع و جوامع و حکومت‌های شیعی را در دو بخش شمال و جنوب شبه قاره هند مورد بررسی قرار داد. بخش عمده مناطق شیعه نشین در شمال هند که شامل حوزه جغرافیایی دره سند است، امروزه در کشور پاکستان قرار دارد.

تشیع در دکن : واژه دکن که ریشه‌ای سانسکریت دارد، به معنای جنوب است و به بخشی از جنوب شبه قاره هند اطلاق می‌شود. مرزهای جغرافیایی دکن در طول تاریخ تا حدودی متفاوت بوده است اما به طور کلی می‌توان دکن را شامل سرزمین‌های جنوب رشته کوه‌های ویندهیا تا منتها‌الیه جنوب شبه قاره هند دانست.

ریشه‌های تاریخی گسترش تشیع در هندوستان را مهاجرت بسیاری از ایرانیان به این سرزمین، در سال‌های بعد از حمله مغولان به ایران دانسته‌اند. برخی شواهد تاریخی درباره گرایش برخی از شاهان تعلق به تشیع، این ادعا را تقویت می‌کند. با این حال تشیع در سده نهم هجری و در پی افزایش مهاجرت ایرانیان و سادات به دکن، در این منطقه رشد زیادی یافت. همزمان که شیعیان با نفوذ در حکومت‌های محلی دکن نقش سیاسی و اجتماعی بارزی می‌یافتند در ایران پادشاهان صفوی قدرت را در دست گرفتند و تشیع را مذهب رسمی ایران کردند. در سده دهم هجری چند حکومت شیعه در مناطق مختلف دکن تاسیس شد که در برابر حکومت مغولان هند، چشم به حمایت پادشاهان صفوی داشتند و روابط گسترده‌ای با صفویان برقرار کردند. حضور پر رنگ ایرانیان در مناصب مهم این حکومت‌ها و مهاجرت بسیاری از علما و شاعران شیعی ایرانی به این مناطق بسیاری از مظاهر فرهنگ ایرانی و شیعی را در این مناطق رواج داد که همچنان در بناهای به جای مانده از آن روزگار قابل مشاهده است.

بهمنیان: حکومت شاهان بهمنی (۷۴۸-۹۳۲ق.) به دست “حسن کنگو” تاسیس شد. در دوره حکومت بهمن شاهان، مهاجران زیادی از ایران و سادات حجاز به این منطقه مهاجرت کردند و این خود از عوامل رواج تشیع در این مناطق بود. به مهاجران، غریب یا “‌آفاقی‌” گفته می‌شد و افزایش آفاقی‌ها که اغلب مناصب دولتی را در دست داشتند به درگیری‌هایی میان این گروه و مردمان بومی منجر شد.

ایرانیان در سازمان نظامی و سیاسی حکومت بهمنیان نقش عمده‌ای داشتند. بخش بزرگی از سپاه بهمنیان را نیز سادات تشکیل می‌دادند. شاعران و علمای ایرانی نیز در دکن با روی گشوده استقبال می‌شدند و زبان رسمی بهمنیان زبان فارسی بود. با اینکه شاهان بهمنی سنی بودند و مذهب حنفی داشتند، از شیعیان حمایت می کردند.

از میان شاهان بهمنی احمد شاه اول (۸۲۵- ۸۳۸ق.) رسما شیعه شد. پیش از او شاهان بهمنی مریدان خاندان شیخ سراج الدین جنیدی بودند اما او مرید احمد گیسودراز صوفی شیعه شد و از نعمت الله ولی شیعه ایرانی برای سفر به دکن دعوت کرد. با همه این احوال او تشیع را مذهب رسمی قلمرو خود نساخت و در زمان حکومت بهمنیان اکثریت مسلمانان این منطقه سنی بودند. در اواخر پادشاهی بهمنیان، اختلافات آفاقی-دکنی باعث ایجاد درگیری‌هایی شد که به کشتار شیعیان انجامید. از جمله درگیری قلعه چاکِنَه که به کشته شدن ۱۲۰۰ تن از سادات و شیعیان منجر شد. ریشه چنین درگیری‌هایی بیشتر قومی بود تا مذهبی.

نفوذ طریقه نعمت الهی در دکن: مهاجرت مریدان شاه نعمت الله ولی به رواج گرایش‌های شیعی یاری رساند. صوفیان نعمت الهی با اینکه سنی بودند به دوازده امام(ع) مهر می‌ورزیدند و بسیاری از مظاهر تشیع را در آداب و سنن خود رعایت می‌کردند. محمود گاوان وزیر ایرانی شیعه: یکی از مهم‌ترین دوره‌های تشیع در دکن دوره وزارت محمود گاوان (۸۱۳-۸۸۶ق.) وزیر سرشناس و قدرتمند بهمنیان مشهور به صدر جهان است. با اینکه درباره شیعه بودن محمود گاوان تردیدهایی مطرح شده،  ولی درباره علاقه او به دوازده امام و نزدیکی او به‌اندیشه شیعه شواهد زیادی وجود دارد.محمود گاوان در چندین دوره از سلاطین بهمنی وزارت را بر عهده داشت.

عادل‌ شاهیان: رواج تشیع در دوران بهمنیان در پایان پادشاهی آنان، منجر به تشکیل حکومت‌هایی شیعه شد. یکی از این حکومت‌ها پادشاهی عادل شاهیان بود که بنیانگذار آن، یوسف عادلشاه، از دست پرودگان محمود گاوان وزیر شیعی بهمنیان بود. بنابر برخی روایات، یوسف، از شاهزادگان عثمانی است که از بیم کشته شدن به دست سلطان عثمانی به ایران گریخت و سپس در سال ۸۶۴ به همراه خواجه عمادالدین تاجر به دکن رفت. محمود گاوان وزیر بهمنیان یوسف را به عنوان یکی از غلامان دربار بهمنیان پذیرفت و یوسف به سرعت رشد کرد و به مناصب نظامی دست یافت. بعد از مرگ محمود گاوان و سلطان محمد سوم بهمنی که به هرج و مرج در حکومت بهمنیان منجر شد، یوسف با همراه کردن گروهی از سران لشکری، با لقب عادل شاه در بیجاپور علم استقلال برافراشت و تشیع را مذهب رسمی در قلمرو خود اعلام کرد. بعد از مرگ یوسف در سال ۹۱۶ هشت تن از خاندان وی بر قلمرو عادل شاهیان حکم راندند. انقراض حکومت عادل شاهیان به دست اورنگ زیب(۱۰۶۹-۱۱۱۸ق.) بود.

سیاست مذهبی عادل‌شاهیان : عادل شاه با وجود رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع، برای پرهیز از دشمنی میان شیعه و سنی، بدگویی به خلفا را ممنوع کرد و افرادی را که به طعن اهل سنت می پرداختند مجازات می کرد. عادل‌شاه همچنین اجازه داد تا اهل سنت در مساجد خود به شیوه خود اذان بگویند و با بخشیدن امکانات خاص بدانان از ایشان دلجویی کرد.  با این همه وی دچار دشمنی سنیان دکن به رهبری سلطان محمد بهمنی شد و مدتی مجبور شد مظاهر تشیع را محدود کند.

قطب شاهیان و تاسیس شهر حیدرآباد: یکی از این پادشاهی‌های شیعه‌ دکن که بعد از تجزیه قلمرو بهمنیان تشکیل شد، قطب شاهیان (۹۰۱-۱۰۹۸ق.) بودند. بنیانگذار این سلسله، سلطان قلی، یکی از شاهزادگاه قراقویونلو بود که در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو(۸۸۳-۸۹۶ق.) از خطر خشم سلطان گریخت و در سال ۸۸۳ در حالی که ۱۲ سال داشت همراه با عمویش الله قلی به دکن مهاجرت کرد. وی در آنجا با استقبال و حمایت شاهان بهمنی روبرو شد. سلطان قلی در سال ۹۰۱ هنگامی که به سلطان محمود بهمنی(۸۸۷-۹۲۴ق.) در غلبه بر شورشیانی که در صدد قتلش بودند، یاری رساند و جان سلطان را از سوء قصد رهایی داد، نزد شاه مقامی والا یافت و از سوی وی حاکم منطقه تلنگ و گلگنده و ورنگل شد و لقب قطب الملک یافت. با ضعف بهمنیان، سلطان قلی در سال ۹۱۸ق. مستقل شد و مذهب رسمی قلمروی خود را تشیع اعلام کرد و دستور داد به نام امامان(ع) دوازده‌گانه خطبه خوانده شود و سکه ضرب شود و نیز “حی علی خیر العمل “در اذان ذکر شود. قطب الملک همچنین در خطبه نام شاه اسماعیل صفوی را پیش از نام خود ذکر کرد.

میر محمد مومن استرآبادی: حکومت قطب شاهیان دوره بالندگی شیعیان بود، در این دوران افزون بر شاهان، درباریان نیز از شیعیان بنام بودند که از آن میان می‌توان به مصطفی خان اردستانی نخست وزیر ابراهیم شاه و میر محمد مومن استرآبادی اشاره کرد. میر محمد مومن از سادات استرآبادی بود و از نزدیکان به درباره شاه طهماسب صفوی و آموزگار فرزندان شاه بود. او در زمان سلطان محمد خدابنده از ایران خارج شد و بعد از سفر حج به دکن رفت و در آنجا از سوی محمدقلی قطب شاه به مقام پیشوایی رسید، مقامی که قدرت زیادی در حکومت قطب‌شاهیان داشت.

شهر حیدرآباد: استرآبادی به آبادانی قلمرو قطب شاهیان و افزایش توان اداری و گسترش فرهنگ تشیع در آنجا کمک فراوان کرد. در زمان او شهر حیدرآباد ساخته شد که معماری آن و بنایی که در وسط شهر قرار داشت، برگرفته از معماری شهر مشهد و بارگاه امام رضا(ع) دانسته شده است. این بنا که به چارمنار معروف است و امروزه در استان آندراپردیش هند قرار دارد، همچنان از نمادهای فرهنگ ایرانی و شیعی در دکن به شمار می‌رود. استرآبادی به آیین های شیعی مانند برگزاری اعیاد شیعی رونق داد و به دعوت او بسیاری از علما و ادیبان فارسی زبان از ایران به حیدرآباد نقل مکان کردند.

نظام‌شاهیان: نظام‌شاهیان دیگر حاکمان شیعی بودند که از سال ۸۹۵ تا ۱۰۴۶ ق. در بخشی از دکن به مرکزیت شهرهای جنیر و احمد نگر حکومت می‌کردند. بنیانگذار این سلسله، احمد نظام شاه، نیز مانند موسسان سلسله‌های پیش‌گفته از سوی بهمنیان، حاکم بر شهر جنیر بود و با اعلام استقلال و پیروزی بر سپاه بهمنی در سال ۸۹۵ق. حکومت مستقل نظام‌شاهی را تاسیس کرد. سلطان احمد خود شیعه نبود و نظام شاهیان در زمان جانشین او برهان اول شیعه شدند. در زمان برهان اول شاه طاهر جنیدی که از ایران آمده و نسب به فاطمیان می‌برد، وزیر بود و زمام امور وی را در دست داشت. در سال ۹۴۴ شاه برهان تحت تاثیر تعالیم طاهر جنیدی اعلام تشیع کرد. نظام‌شاهیان بعد از آن، با پادشاهان صفوی ارتباط نزدیکی برقرار کردند.

نواب شیعه اوده در شمال هند: اوده سرزمینی در شمال هندوستان است که در سده هجده میلادی زیر سلطه سلسله‌ای از نواب شیعی قرار داشت. در زمان حکومت نوابان اوده که از سادات موسوی و ایرانی تبار بودند، تشیع در این منطقه به آزادی گسترش یافت. نوابان اوده در این دوران به تقویت شیعیان، ساخت بناهای شیعی و برپایی مراسم شیعیان بود و برگزاری آیین های شیعی بخصوص عزاداری ایام محرم پرداختند. در دوران حکومت آنان علمای شیعی نفوذ زیادی یافتند. در این دوران بناهایی مانند شاه نجف که شبیه حرم امام علی(ع) بود، قصرالعزا مخصوص عزاداری امام حسین(ع)، امامباره آصفی و امامباره چهوتا بنا شد.

لکنهو شهر علمی تشیع: شهر لکنهو که مرکز حکومت نواب اوده بود و امروزه در مرکز ایالت اوتارپرادش قرار دارد، در زمان حکمرانی نوابان اوده، رونق بسیاری گرفت و به یکی از مراکز فرهنگ شیعی تبدیل شد. این شهر، تا زمان تاسیس کشور پاکستان، از مراکز مهم آموزش شیعی بوده و به دلیل وجود مدارس و حوزه‌های علمیه و کتابخانه‌های شیعی با شهر قم یا نجف مقایسه می‌شد.

کشمیر: ایالت کشمیر که پیش از استقلال پاکستان، امیر نشینی تحت نظارت بریتانیا بود یکی از مناطق مهم تشیع در شمال شبه قاره هند است. امروزه بخشی از منطقه شیعه نشین این ایالت، با نام گلگت-بلتستان در کشمیر تحت نظارت پاکستان قرار گرفته است. ایالت جامو و کشمیر که امروزه بخشی از کشور هند به شمار می‌رود نیز شامل شهرهای مهم شیعه نشین است که از آن میان می‌توان به کارگیل و سرینگر اشاره کرد. تاریخ تشیع در این منطقه به سده‌های گذشته و زمان سفر گروه‌هایی از صوفیان و سادات به کشمیر باز می‌گردد. کشمیر همچنین شامل یک حکومت شیعی بود که به حکومت چک ها(۹۶۲- ۹۹۴ق)موسوم است.

کشورپاکستان: در هنگام قیام گاندی علیه استعمار انگلیس، پاکستان به رهبری محمدعلی جناح (از یاران گاندی) پیش از استقلال هند، استقلال خود را بازیافت. پاکستان دارای تمدن آسیایی بوده‌است و یکی از تمدن‌ها بزرگ جهان به حساب می‌آید که پس از میان‌رودان و مصر تمدن دوره سِند (۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ ق.م ) است. کشور کنونی پاکستان در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۴۷ تأسیس شد. اما ناحیه‌ای که دربرمی گیرد تاریخچه گسترده‌ای دارد که با تاریخ هندوستان، اشتراک دارد. این منطقه محل تقاطع راه‌های تجاری تاریخی مانند راه ابریشم بوده‌است و در هزاران سال توسط گروه‌های مختلفی به عنوان سرزمین سکونت به کار برده شد. این گروه‌ها دراویدیها، هندواروپایی ،  مصریها،  سکاها، پارتها، کوشانها، افغان‌ها، ترکتباران، مغولها و اعراب بودند. این منطقه را بیشتر به نام موزه اقوام و نژادها می‌شناسند. مورخ و جغرافی دان دو بلیج مولر هنگامی که گفت: “اگر آنگونه که می‌گویند مصر موهبتی از سوی نیل است، پاکستان نیز موهبتی از سند است.” اهمیت تاریخی این منطقه را آشکار ساخت. نخستین نشانه وجود آدمیان در این منطقه ابزارهای سنگی هستند که در استان منطقه پنجاب از فرهنگ سوان برجای مانده‌اند و مربوط به ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار سال پیش هستند. رود سند (ایندوس) محل فرهنگ‌های باستانی متعددی از قبیل مهرگره (یکی از اولین شهرهای شناخته شده جهانی) و تمدن دره سند در هاراپا و موهنجودارو است. تمدن دره سند در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد دچار انحطاط شد و پس از آن تمدن ودابی پدید آمد که در بیشتر شمال هند و پاکستان گسترده شد.

جغرافیای پاکستان: مساحت پاکستان۸۰۳، ۹۴۰ کیلومتر مربع است حدوداً معادل مجموع پهناوری کشورهای فرانسه و انگلستان است. نواحی شرق آن بر روی فلات هند و نواحی غربی و شمالی بر روی فلات ایران و سرزمین اوراسیا قرار گرفته‌است. ۱۰۴۶ کیلومتر مرز آبی با دریای عمان از طرف جنوب دارد و از سوی غرب با افغانستان۵۲۳ کیلومتر و از طرف شمال شرق با چین ۲۹۱۲ کیلومتر از طرف شرق با هند و ۹۰۹ کیلومتر از طرف جنوب غرب با ایران مرز دارد. در این کشور انواع ویژگی‌های طبیعی از سواحل شنی مردابی و باتلاق‌های دارای حرا در ساحل جنوبی گرفته تا جنگل‌های معتدل و مرطوب حفاظت شده و قلمروهای یخی کوه‌های (هیمالیا) قراقوروم، هندوکش در شمال همگی به چشم می‌خورند. به‌طور تقریبی ۱۰۸ قله با بلندی بیش از ۷۰۰۰ متر وجود دارد که با برف و یخچال پوشیده شده‌اند. پنج کوه در پاکستان ازجمله کی۲ (در بلتستان) و نانگا پاربات بیش از ۸۰۰۰ متر ارتفاع دارند. در قسمتی از کشمیر که توسط هند اداره می‌شود تا نواحی شمالی پاکستان رودخانه سند در طول کشور جریان دارد. هر ساله قسمت‌های شمالی پاکستان شمار زیادی جهانگرد خارجی را به خود جلب می‌کنند. کوهنوردان از سراسر دنیا بلتستان در پاکستان را به عنوان مقصد نهایی خود می‌دانند. در غرب رود سند بیابان‌های خشک و تپه‌ای بلوچستان پاکستان وجود دارند؛ در قسمت شرق هم شن‌های روان بیابان تار وجود دارد. بیشتر نواحی منطقه پنجاب و قسمت‌هایی از سند دشت‌های حاصل‌خیزی هستند که کشاورزی در آنجا از اهمیت زیادی برخوردار است. آب وهوا نیز به همین روال متفاوت است؛ زمستان‌های سرد و تابستان‌های گرم در شمال و آب و هوای معتدل درجنوب که متأثر از اقیانوس هند است. نواحی مرکزی تابستان‌های بسیار گرم دارند و دمای آن‌ها به بیش از ۴۵ درجه سانتی گراد می‌رسد و زمستان‌های سردی که دمای هوا کمتر از دمای انجماد می‌رسد. میزان بارش باران نیز کم است و از ۲۵۰ میلی‌متر و تا ۱۲۵۰ میلی‌متر که بیشتر با دمای موسم غیرقابل اطمینان جنوب غربی در اواخر تابستان همراه هستند در نوسان است. مسئله کمبود آب نیز توسط ساخت سدها بر روی رودخانه‌ها و استفاده از آب چاه‌ها در مناطق خشک‌تر تا حدی حل شده‌است

پاکستان بر اساس آمار تخمینی ۱۳۸۷ (۲۰۰۸)، جمعیتی حدود ۱۷۲٬۸۰۰٬۰۰۰ نفر بود. پاکستان ششمین جمعیت بزرگ جهان را داراست که بیشتر از روسیه و کمتر از برزیل است. به علت نرخ رشد بالای جمعیت پاکستان انتظار می‌رود جمعیت آن در سال ۲۰۲۰ از جمعیت برزیل فراتر رود. اعلام آمار دقیق جمعیت پاکستان نسبتاً مشکل است ،علت آن تفاوت‌های آشکار در دقت در هر سرشماری و عدم هماهنگی بین بررسی‌های گوناگون مربوط به نرخ رشد جمعیت است اما احتمالاً بتوان گفت نرخ رشد جمعیت که در دهه ۱۹۸۰ به اوج خود رسید.  نرخ مرگ و میر حدود ۱۰ در هزار و نرخ رشد طبیعی جمعیت حدود ۰۴/۲ تخمین زده شده. منابع غیردولتی و بین‌المللی گزارش می‌دهند که جمعیت کنونی پاکستان حدود ۱۷۰ تا ۱۹۰ میلیون تخمین نفر زده می‌شود. زبان اردو زبان پاکستانی و زبان مشترک این کشور است، اما انگلیسی زبان رسمی است که در قانون اساسی پاکستان و در تجارت و همچنین طبقه خاص و تحصیل کرده و شهری و بسیاری از دانشگاه‌ها به کار برده می‌شود. زبان پنجابی نیز زبان بیش از ۶۰ میلیون نفر است، اما رسمیتی از سوی کشور ندارد. پاکستانی‌ها از نژادها و گروه‌های قومی متعددی تشکیل یافته‌اند که بیشتر آن‌ها از نوع مردم هندواروپایی هستند و به همین دلیل بسیار متفاوت از افراد بومی ساکن این بخش از شبه قاره هند هستند. اکثریت پاکستانی‌ها به گروه قومی هندوآریایی تعلق دارند. در حالی که تعداد قابل توجهی از نژادهای ایرانی و تعداد کمتری از دراویدیان‌ها نیز به چشم می‌خوردند. این گروه‌های قومی عمده به گروه‌های قومی کوچکتری تقسیم می‌شوند.پنجابی‌ها   ۴۴٫۶۸درصد ، پشتون‌ها ۱۵٫۴۲ درصد ، سندیها ۱۴٫۱ درصد ، زبان سرائیکی ۸٫۳۸ درصد ، مهاجر اردو ۷٫۵۷ درصد ، بلوچها ۳٫۵۷ درصد و سایرین ۶٫۲۸ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. داده‌های سرشماری نشان می‌دهند که ۹۶ درصد جمعیت کشور مسلمان هستند که ۷۶ درصد آن‌ها سنی و ۲۰ درصد آن‌ها شیعه هستند. پاکستان پس از ایران دومین کشور دارای جمعیت شیعه در جهان است. بقیه جمعیت پاکستان را مسیحیت، هندوئیسم، یهودیها، سیکها، زرتشتی‌ها، احمدی‌ها و آنیمیست‌ها (که عمدتاً کالاشهای چیترال هستند)  تشکیل می‌دهند. تعداد کمی بودایی نیر در آمار پاکستان وجود دارند؛ البته این افراد در قسمت لداخ که توسط هند اداره می‌شود و پاکستان ادعای مالکیت آن را دارد زندگی می‌کنند. ساختار جمعیتی پاکستان در سال ۱۹۴۷ با ورود مسلمانان به پاکستان و هندوها و سیک‌ها به هندوستان به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. از سال ۲۰۰۵ به بعد بیش از ۳ میلیون مهاجر (که تقریباً ۸۱ درصد آن‌ها را پشتون‌ها تشکیل می‌دهند) به علت جنگ‌های جاری در افغانستان در پاکستان باقی‌مانده‌اند و براساس کمیسیون عالی مهاجران سازمان ملل، ۸۳ درصد مهاجران هدف خود را اقامت دائم در پاکستان می‌دانند. ۹۶  درصد از جمعیت پاکستان مسلمان هستند (۷۶ درصد سنی و ۲۰ درصد شیعه). به علاوه ۱٫۸۵ درصد هندو، ۱٫۶ درصد مسیحی و ۰٫۰۴ درصد سیک نیز در کشور می‌زیند.

سیاست خارجی : مسلم لیگ، اولین دولت پاکستان را به رهبری محمد علی جناح و لیاقت علی خان تشکیل داد. رهبری سیاست پاکستان به دست مسلم لیگ با ظهور احزاب سیاسی دیگر و با ظهورحزب مردم پاکستان در غرب پاکستان و عوامی لیگ در شرق پاکستان که نهایتاً به ایجاد بنگلادش منجر شد، به میزان زیادی رو به افول گذاشت. اولین قانون اساسی پاکستان در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) توسط  رئیس جمهور اسکندر میرزا  اتخاذ شد، اما در سال ۱۹۵۸ توسط ایوب خان به حال تعلیق درآمد. قانون اساسی مصوب ۱۹۷۳ توسط ضیاءالحق در سال ۱۹۷۷ به تعلیق درآمد و دگربار در سال ۱۹۹۱ به تصویب رسید و این مهم‌ترین سندی است که پایه‌های دولت و حکومت را بنا می‌نهد. پاکستان یک جمهوری فدرال است و اسلام به عنوان دین رسمی کشور محسوب می‌شود. قوه مقننه‌ای متشکل از دو مجلس است که خود شامل سنای پاکستان که شامل ۱۰۰ عضو است و مجمع ملی پاکستان که دارای ۳۴۲ عضو است، می‌شود. رئیس جمهور پاکستان، رئیس دولت و همچنین فرمانده کل نیروهای مسلح است و توسط کالج الکتورال پاکستان انتخاب می‌شود. نخست وزیر معمولاً رهبر بزرگترین حزب در مجمع ملی است. هر ایالت، سیستم حکومتی مشابهی دارد و دارای یک مجمع ایالتی است که مستقیماً انتخاب می‌شود؛ در مجمع ایالتی، رهبر بزرگترین حزب یا ائتلاف به عنوان وزیر انتخاب می‌شود. رؤسای ایالت نیز توسط مجامع ایالتی و به پیشنهاد وزراء انتخاب می‌شوند. ارتش پاکستان نقش مؤثری را در سیاست‌های عمده کشور در طول تاریخ این کشور ایفا کرده‌است؛ پاکستان عضو فعالی از سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی است . پاکستان همچنین یکی از اعضا سازمانهای مهم منطقه‌ای سازمانهای همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک)و سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو) است. پاکستان در گذشته روابط گوناگونی را با آمریکا به خصوص در اوایل دهه ۱۹۵۰ هنگامی که پاکستان مهم‌ترین متحد آسیایی بود رقم زده‌است. پاکستان همچنین عضو سازمان پیمان مرکزی (سنتو) و سازمان پیمان جنوب شرقی آسیا (SEATO) بود. در طول جنگ شوروی علیه افغانستان در دهه ۱۹۸۰ پاکستان یکی از متحدان اصلی آمریکا بود. اما روابط آن‌ها هنگامی که آمریکا به‌خاطر سوءظن‌هایی نسبت به استفاده پاکستان از فعالیت‌های هسته‌ای تحریم‌هایی را بر او اعمال کرد، روبه سردی گذاشت. پس از حملات ۱۱ سپتامبر وجنگ بر سر تروریسم روابط آمریکا و پاکستان به‌ویژه پس از اینکه پاکستان حمایت خود را از رژیم طالبان در کابل ظاهراً متوقف نمود، بهبود یافته‌است.  پاکستان مدتهای زیادی روابط ناآرامی را با همسایه‌اش هند داشته‌است. اختلاف بلندمدت بر سر کشمیر به جنگهای تمام عیاری در جنگ هند – پاکستان در ۱۹۴۷ و جنگ هند و پاکستان در ۱۹۶۵ انجامید. جنگ داخلی در ۱۹۷۱ به جنگ آزادی خواهانه بنگلادش که خودجوش بود و جنگ ۱۹۷۱ هند – پاکستان تبدیل شد. پاکستان برای نشان دادن برابری خود با آزمایش‌های هسته‌ای Pokhran-II هند در سال ۱۹۹۸ آزمایش‌های سلاحهای هسته‌ای را انجام داد و تنها کشور مسلمان دارای سلاح‌های هسته‌ای به‌طور رسمی گردید. روابط این کشور با هند پس از آغاز مذاکرات صلح در ۲۰۰۲ رو به بهبودی است. پاکستان روابط نزدیک اقتصادی نظامی و سیاسی را با جمهوری خلق چین دارا می‌باشد. پاکستان همچنین در نواحی قبیله‌ای که به صورت فدرال اداره می‌شوند و رهبران قبیله‌ای از طالبان حمایت می‌کنند با بی‌ثباتی‌هایی روبه‌رو است. پاکستان برای سرکوبی ناآرامی‌های محلی مجبور به استقرار نیروهای ارتش خود در این نواحی شده‌است. این در حالی است که آتش‌بس اعلام شده بین رهبران قبیله‌ای و دولت پاکستان ثبات لازم را به منطقه بازنگردانده‌است. اضافه بر این، پاکستان مدت زیادی است که در بزرگترین ایالت خود، بلوچستان (پاکستان) دچار بی‌ثباتی است. ارتش برای جنگ با شورشیان در این استان از سال ۱۹۷۳ تا سال ۱۹۷۶ مستقر شد. ثبات اجتماعی پس از اینکه رحیم الدین خان به عنوان مجری حکومت نظامی که آغاز آن در سال ۱۹۷۷ بود منصوب شد. در پاکستان ازسرگرفته شد. پس از صلح و آرامش نسبی در طول دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ برخی از رهبران قبیله‌ای بانفوذ بلوچ بازهم یک جنبش جدایی طلبانه را پس از اینکه پرویز مشرف  به قدرت رسید آغاز کردند. پس از پرویز مشرف ،  آصف علی زرداری از سال ۲۰۰۸ تاسال ۲۰۱۳ رئیس جمهور شد و ممنون حسین از سال ۲۰۱۳ تا کنون ریاست جمهوری پاکستان را بعهده دارد

 مسلمانان پاکستان : در میان مسلمانان ،  اهل سنّت که اکثرا حنفی هستند اکثریت را دارند. مسلمانان اهل سنّت به سه گرایش مختلف تقسیم شده اند: “دیوبندی” که منسوب به پیروان مدرسه دیوبند هستند که در سال ۱۲۸۳ ق در قصبه ای به همین نام در ایالت اُتارپرادش هند به وسیله مولانا محمد قاسم ناناتوی تأسیس شد. “بریلوی” که منسوب به پیروان احمد رضا خان بریلوی اند که مدرسه ای در شهر بریلی هند بنا کرد و در مقام مخالفت با مکتب دیوبندی برآمد. بریلوی ها معمولاً صوفی مسلک و معتقد به تقدّس اولیا و رهبران مذهبی هستند و زیارت قبور اولیا و شفاعت و یاری طلبیدن از ارواح آنان را در حل مشکلات و برآوردن حاجات خود مؤثر می دانند.( صافی، ۱۳۶۶: ۱۹۴-۱۹۲) گرایش سوم، گرایش اهل حدیث است که گروهی به شدت سنّتی و محافظه کار، شبیه گروه اخباری در میان شیعیان، می باشند. اهل حدیث پاکستان روابط نزدیکی با وهّابیان عربستان دارند و مذهبیان عربستان کمک های زیادی در تأسیس مدارس و تأمین هزینه های آموزشی این گروه کرده اند. پس از اهل سنّت، دومین گروه مذهبی عمده را شیعیان تشکیل می دهند. شیعیان پاکستان به دو گروه دوازده امامی و اسماعیلیه تقسیم می شوند. اکثریت قاطع شیعیان جزو گروه اول هستند، اما تعدادی از فرقه اسماعیلیه نیز در کراچی، گلگت، ملتان و سند زندگی می کنند.

پیشینه تشیّع در پاکستان: بر اساس برخی شواهد تاریخی، تشیّع در نیمه اول قرن یکم هجری به سرزمین شبه قاره هند راه پیدا کرده است. در دوران حکومت حضرت علی (ع) نیروهای عرب از مرزهای سند عبور کردند. بخشی از مردم “جات” ارادتی عمیق به حضرت پیدا کردند، به طوری که به غلو و الوهیت کشیده شدند.( اطهر رضوی،۱۳۷۶: ۲۲۹) شنسب جد غوریان که فاتح شمال هند بود به دست حضرت علی بن ابی طالب اسلام آورد و با امام پیمان وفاداری بست و از ایشان مقررات و دستورالعمل هایی را گرفت. در مراسم تاج گذاری حاکم جدید، میثاقی که توسط حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نوشته شده بود، به زمامدار جدید تحویل داده شد و او نیز متعهد شد که به شرایط و مفاد آن عمل کند. آنان مریدان حضرت علی بودند و عشق آن حضرت و اهل بیت پیامبر عمیقا در عقایدشان ریشه دوانده بود. .( اطهر رضوی،۱۳۷۶: ۲۳۰) محمد قاسم فرشته، مورّخ معروف هندی، نیز در کتاب خود می نویسد که شنسب و قبیله او همیشه بر دوستی و طرف داری خاندان اهل بیت باقی ماندند. ( فرشته ،۱۳۸۷ : ۸۶) سلسله “شنسبانی” در جریان قیام ابومسلم، که منجر به سقوط اموی ها گردید، از قیام ابومسلم حمایت کرد. مردم سند پس از تشرّف به اسلام، روابط خود را با اهل بیت پیامبر (ص) حفظ کردند. به گفته ابن قتیبه، یکی از همسران امام سجّاد علیه السلام به نام حمیدان از اهالی سند بود و زید شهید نیز از فرزندان همسر سندی امام سجّاد علیه السلام بوده است. در عصر امام صادق علیه السلام نیز افراد زبده ای از ناحیه سند نزد امام صادق علیه السلام مشغول فراگیری علوم اسلامی بودند که از آن میان می توان به ابان سندی، خلاد سندی و فرج سندی اشاره نمود. در زمان منصور، خلیفه دوم عباسی، عمرو بن حفص به فرمان داری سند منصوب شد. او یکی از طرفداران جدّی حضرت علی علیه السلام بود و از قیام محمّد “نفس زکیّه” حمایت کرد و برای عبدالله اشتر، فرزند محمّد، که در بصره مشغول جمع آوری سلاح و تجهیزات بود، پول هایی فرستاد تا اسب و شمشیر تهیه کند. پس از جریان شهادت محمّد نفس زکیه، عبدالله اشتر، فرزند وی، به عمرو بن حفص در سند پناهنده شد و عمرو او را نزد یکی از راجه های هندی فرستاد تا از ایشان نگه داری نماید. عبدالله ده سال در سرزمین راجه هندی به تبلیغ آیین تشیّع پرداخت. ( اطهر رضوی،۱۳۷۶: ۲۳۳-۲۳۲)

در قرن سوم و چهارم هجری، تشیّع اسماعیلی در هند گسترش یافت. در سال ۲۷۰ ق / ۸۸۳ م هیثم از طرف ابن جوثب منصور الیمان، داعی اسماعیلی مذهب یمنی، برای تبلیغ به سند فرستاده شد و او این مذهب را در ناحیه سند گسترش داد. در سال ۳۷۳ ق العزیز، خلیفه فاطمیان، سپاهی به فرمان دهی ابن شیبان به سمت ملتان اعزام کرد. او ملتان را تسخیر نمود و به نام خلیفه فاطمی خطبه خواند، اما در سال های ۳۹۹ و ۴۰۰ در پی لشکرکشی سلطان محمود غزنوی به هند، حکومت طرفدار خلیفه فاطمی سرنگون و تعدادی از طرفداران این فرقه به قتل رسیدند. هجوم غزنوی ها درکل نتوانست به حکومت و اقتدار اسماعیلیه در سند پایان بخشد. اسماعیلی ها پس از اندک زمانی دوباره به سازمان دهی خود پرداخته، سلسله حکومت مستقل “سومره” را در سند به وجود آوردند که تا چهار قرن استمرار یافت.( رضوی، ۱۹۹۲ : ۳۳۶) شیعیان به تدریج در سده های بعد، قدرت بیشتری کسب کردند. آن ها در نواحی گوناگون هند، به ویژه شمال آن، حکومت های مستقلی تأسیس نمودند. سلسله حکومت های شیعی” اوده ، بیجاپور وعادل شاهان”  در هند معروفند.

پس از سلطه استعمار انگلیس بر شبه قاره هند در قرن هجدهم، قدرت مسلمانان، به ویژه شیعیان، رو به زوال نهاد. در واقع، دوران سلطه دو قرنه استعمار بر هند، دوران انتقال قدرت از مسلمانان به هندوها بود که تا امروز نیز این وضعیت در سرزمین هند ادامه دارد. در پاکستان، که در سال ۱۹۴۷ استقلال خود را از هند و انگلیس به دست آورد، قدرت دوباره در دست مسلمانان قرار گرفت، اما شیعیان به دلیل در اقلّیت بودن نتوانسته اند نقش سرنوشت سازی در صحنه سیاسی پاکستان ایفا نمایند.  شیعه در پاکستان دومین گروه مذهبی را از لحاظ جمعیت تشکیل می دهد، اما آمار دقیقی از میزان جمعیت آن وجود ندارد. محققان و کارشناسان مسائل پاکستان ارقام بسیار متفاوتی ذکر کرده اند که از ۱۰ تا ۲۵ درصد را در برمی گیرد. در دائرة المعارف مسیحی جهان در سال ۱۹۸۰، جمعیت شیعیان ۵/۱۴ درصد ذکر شده است. دانشنامه جهان اسلام میزان جمعیت شیعیان این کشور را بین ۱۵ تا ۲۰ درصد تخمین زده است. نویسنده دائرة المعارف تشیّع در سال ۱۳۷۳ جمعیت شیعه را ۶/۲۰ درصد ذکر کرده که در مجموع ۰۰۰/۸۸۵/۱۶ نفر از کل جمعیت ۸۳ میلیونی آن کشور را در دو دهه قبل تشکیل می داده اند.( دائرة المعارف تشیّع،۱۳۷۱ : ۳۹۸ ) فرانسوا توال جمعیت شیعی پاکستان را  ۳۰ میلیون نفر تخمین می زند.(توال ، ۱۳۷۹: ۱۴۵) در پاکستان، ارائه آمار دقیق از پیروان مذاهب اسلامی بسیار مشکل است؛ زیرا برخی پیروان مذاهب اسلامی به دلایل مذهبی و یا سیاسی، هویّت مذهبی خود را پنهان نگه می دارند، چنان که عده ای از شیعیان روستایی ایالت سرحد، که در مناطق سنّی نشین هم مرز با افغانستان واقع شده اند و همچنین برخی روستانشینان شیعه مذهب بلوچستان و سند همیشه در تقیّه زندگی می کنند و شیعه بودن خود را مخفی نگه می دارند. مرکز تحقیقات و پژوهش های آمارگیری استراتژیک انگلیس ویژه ادیان و مذاهب و اعتقادت دینی موسوم به “لیوفرم در ویستمنستر” لندن که نزدیک ۲۲۲ دفتر در کشورهای جهان دارد، بر اساس آمار این موسسه در سال ۲۰۱۳ که حاکی از افزایش بیش از پیش تعداد شیعیان جهان است تعداد شیعیان جهان به ۴۰۰ میلیون نفر افزایش پیدا کرده بنابراین شیعیان در حدود یک چهارم جمعیت یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفری مسلمانان جهان را تشکیل می دهند. موسسه لیوفرم که آمار پیروان ادیان و مذاهب را هر ۱۰ سال یک بار منتشر می کند،  لیوفرم در سال ۲۰۱۳، تعداد مسلمانان شیعه در ایران را بیش از ۸۰ میلیون نفر، در هند نزدیک به ۷۴ میلیون نفر، تعداد شیعیان پاکستان را بیش از ۴۶ میلیون نفر، ترکیه ۳۳ میلیون نفر، عراق ۲۶ میلیون نفر، یمن ۱۲ میلیون نفر، افغانستان ۱۰ میلیون نفر، جمهوری آذربایجان ۱۰ میلیون نفر، عربستان سعودی ۵ میلیون نفر، مصر ۳ میلیون نفر، شمال آفریقا ۲ میلیون نفر و در غرب آفریقا بیش از ۲ میلیون نفر اعلام کرده بود.

توزیع جمعیت : بر خلاف بسیاری از کشورهای اسلامی که شیعیان در آنها از نوعی تمرکز جغرافیایی برخوردارند، در پاکستان بدلیل همزیستی مسالمت آمیز. شیعیان این کشور در تمام شهرها و شهرستان ها پراکنده اند و این پراکندگی حتی در سطح روستاها نیز به چشم می خورد. مهم ترین شهرهایی که شیعیان در آنها سکونت دارند، عبارتند از: کراچی، لاهور، ملتان، راولپندی ، اسلام آباد ، جنگ ، سیالکوت ، حیدرآباد ، پیشاور، پاراچنار، کوهات، اسکردو و کوئته. پنجاب پر جمعیت ترین ایالت این کشور، بیشترین جمعیت شیعه را در خود جای داده است. در لاهور، مرکز پنجاب، قریب نیم میلیون شیعه در سال های آخر دهه ۶۰ شمسی زندگی می کردندکه امروز با توجه به رشد زاد و ولد در آن کشور و همچنین مهاجرت روستاییان به آنجا، ممکن است این تعداد به دو برابر افزایش یافته باشد. شیعیان لاهور عمدتا در محلّه “موچی دروازه و بازار حکیمان” ساکن هستند و عده ای نیز به طور متفرقه در سایر نقاط شهر سکونت گزیده اند.لاهور یک شهر مهم تاریخی و فرهنگی است که نزد شیعیان نیز همین موقعیت را دارا می باشد. در این شهر، گروه ها و انجمن های مذهبی و فرهنگی زیادی مستقرند که برخی در محدوده لاهور و پنجاب مشغول فعالیت می باشند و برخی دیگر در سراسر پاکستان فعالیت می کنند. مهم ترین انجمن ها و گروه های شیعی مستقر در آنجا عبارتند از: “اداره تحفّظ حقوق شیعه ،کنفرانس سراسری شیعیان پاکستان ، وفاق علمای شیعه پاکستان” که این سه گروه در سطح کل شیعیان پاکستان فعالیت دارند ” انجمن رضاکاران حسینی ، حمایت اهل البیت”، انجمن اقامه نماز به نام “معین الصلاة”، انجمن حمایت از امور اموات به نام “معین الاموات” و مؤسسات فرهنگی دیگر مانند “امامیه مشن و معارف اسلام”.(عاملی ،۲۰۰۱ : ۵۴)

یکی دیگر از شهرهای مهم پنجاب، ملتان است که در جنوب غرب لاهور واقع شده است. ملتان شهری بسیار قدیمی است و مرکز برخورد تمدن های بودا، هندوئیسم و اسلام شناخته شده. اسلام در قرن اول هجری، به وسیله محمد بن قاسم در این سرزمین راه یافت و به مرور زمان، تشیّع نیز در آنجا نفوذ کرد. امروز بیش از ۳۰درصد جمعیت این شهر را شیعیان تشکیل می دهند. (عاملی ،۲۰۰۱ : ۳۰۶)آن ها در نواحی جلال پور پیراله، سالار وطن سادات، جک حیدرآباد، قتال پور، خانیوال، دهاری، میلسی، لودهران و تنکسی زندگی می کنند. گفته می شود که قدیمی ترین حسینیه جهان نیز در همین شهر تأسیس گردیده است که تاریخ آن به عصر همایون ازسلاطین مغول برمی گردد. در کراچی مرکز ایالت سند، نیز جمیعت زیادی از شیعیان زندگی می کنند. پس از تقسیم شبه قاره هند، تعداد زیادی از شیعیان هند به این شهر مهاجرت کردند که امروز به نام “خوجه ها” یاد می شوند. خوجه ها قوم ثروتمند و تحصیل کرده ای هستند که در ادارات دولتی نیز نفوذ قابل توجهی دارند. قدیمی ترین محله شیعه نشین کراچی محله “کرادر” است، پس از مهاجرت شیعیان هندی به این شهر، محلّه های ناظم آباد، لیاقت آباد، حیدرآباد، بحش، محمودآباد، بهادرآباد، محلّه محمدعلی، محلّه سادات، سعودآباد، شارع دریغ، ملیر، حسین آباد، محمدآباد، ولانی و بنکلور نیز بر آن افزوده شدند. (عاملی ،۲۰۰۱ : ۳۰۵) امروز تعدادی از شیعیان فارسی زبان قوم هزاره نیز در محلّه “حسین گوت” این شهر زندگی می کنند که ا کثرا از کوئته به آنجا مهاجرت کرده اند. شهر مهم دیگری که تعداد قابل توجهی جمعیت شیعه را در خود جای داده، شهر “کوئته”، مرکز ایالت بلوچستان، است. شیعیان این شهر عمدتا در جنوب شهر (علمدار رود و مری آباد) و شمال غرب آن (بروری و کرانی) تمرکز یافته اند. آن ها از لحاظ قومی، به قومیت های هزاره، قندهاری، پنجابی، گلگتی، بلتی و تبتی تقسیم می شوند، اما اکثریت عمده آن ها را مردم هزاره تشکیل می دهند. هزاره ها به زبان فارسی تکلّم می کنند و از نظر فرهنگی و آداب و رسوم اجتماعی، تفاوت های محسوسی با سایر اقوام دارند. آنان نسبت به باورهای مذهبی، سنّت های اجتماعی خود و حجاب زنان حساسیت فوق العاده ای نشان می دهند. مراسم دینی، به ویژه ایّام محرّم و صفر، با جوش و حرارت زاید الوصفی از سوی آنان برگزار می شود.

یکی از مراسم دینی مهم آنان، برگزاری مراسم نماز جمعه است که به نوبت، به امامت حجج اسلام یعقوبعلی توسّلی و شیخ مهدی نجفی در مسجد جامع شیعیان واقع در مرکز شهر برگزار می شود. در سیزدهم شهریور ماه سال ۱۳۸۲ ش یک حمله تروریستی وحشتناک از سوی افراد وابسته به لشکر جنگوی علیه نمازگزاران در حین ادای نماز صورت گرفت که در اثر آن ۵۱ تن از نمازگزاران شهید وبیش از۷۰نفرزخمی شدند.

در آخرین نقطه های شمال شرقی پاکستان، سرزمین کوهستانی گلگت و بتستان واقع شده که دست کم از قرن هشتم هجری به این طرف، مسکن ثابت شیعیان بوده است. گسترش شیعه به این ناحیه دور دست کوهستانی، به داستان مهاجرت میرسید علی همدانی (۷۱۴ -۷۸۶ ه) با جمعی از یارانش از ایران در دوران سلطه تیمور لنگ برمی گردد. نواحی گلگت و بتستان در پی تلاش های سیدمیر علی همدانی به آیین شیعه رو آوردند که امروز یکی از پایگاه های مستحکم شیعه در پاکستان به شمار می روند. به گفته یکی از نویسندگان، ناحیه گلگت دارای پانصد تا ششصد هزار نفر جمعیت، و ناحیه بتستان نیز دارای پانصدهزار نفر جمعیت است. تقریبا عموم سکنه آن مسلمانند و در بتستان، اکثریت قریب به اتفاق شیعه هستند. در گلگت نیز قبلاً اکثریت با پیروان مذهب شیعه بوده است که در دهه های اخیر تلاش شده تا با اسکان وهّابی ها و افاغنه سنّی مذهب، شیعیان آن را از اکثریت بیندازند. ( محمدی، ۱۳۶۸: ۳۲) در ایالت سرحد نیز شیعیان حضور چشم گیری دارند. گرچه در خود شهر پیشاور، مرکز این ایالت، تعداد شیعیان چندان چشمگیر نیست، اما در برخی مناطق دیگر این ایالت، به ویژه پاراچنار و کوهات، شیعیان حضور نسبتا وسیعی دارند. در پاراچنار، نزدیک به نیمی از جمعیت شهر را شیعیان تشکیل می دهند.      (دانشنامه جهان اسلام، ج ۵، ۱۳۷۹: ۳۶۷) رهبر پیشین شیعیان پاکستان شهید عارف حسین حسینی نیز از همین ناحیه بود. او با فعالیت های اجتماعی، علمی و فرهنگی خود، نقش مهی در رشد فرهنگ شیعی در پاراچنار ایفا کرد. شیعیان پاراچنار به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و سیاسی آن، که در جوار مرز با افغانستان و مناطق قبایل آزاد واقع شده است، همیشه در معرض تهدید و درگیری های مذهبی قرار دارند. مردم این نواحی اکثرا مسلّح می باشند و پس از آغاز جنگ و جهاد در افغانستان، انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین به این مناطق سرازیر شده اند که در درگیری های قومی و مذهبی، مورد استفاده قرار می گیرند. در مناطق قبایلی این ایالت، که دولت بر آن ها کنترل ندارد، هر نوع سلاح و مهمّات جنگی خرید و فروش می شود. در کوهات نیز، که در ۴۰ کیلومتری شهر پیشاور واقع شده است، تعداد قابل توجهی شیعه زندگی می کنند. یکی از قبایل مهم شیعه مذهب این شهر، “بنگش” می باشد که در اعتقادات مذهبی خود، بسیار متعصّب و سرسخت است.

روحانیت و اجتماع: جامعه پاکستان در کل، یک جامعه سنّتی و مذهبی است که مردم آن برای ارزش ها و سنّت های دینی اهمیت فراوانی قایلند. دین و مذهب عنصر اصلی تشکیل دهنده هویّت مردم به شمار می آید. اسلام تنها عنصر مشترک قومیت های گوناگون کشور است که به جامعه چند قومی و چند زبانی کشور روح وحدت و یگانگی می دمد. زمانی که پاکستان به عنوان یک کشور مستقل شکل گرفت، اسلام به عنوان نماد اصلی وحدت در برابر ملت هندو مطرح شد و هم اکنون نیز این نماد مورد احترام دولت و ملت می باشد. در جامعه مذهبی پاکستان، روحانیان از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردارند. روحانیان نه تنها اداره امور مذهبی را در اختیار دارند، بلکه در اداره امور اجتماعی و سیاسی نیز نقش فعّالی ایفا می کنند. در برخی مناطقی که شیعیان تمرکز دارند مانند بلتستان روحانیان در ایفای نقش قضاوت نیز فعّال هستند. در مراسم عقد، پس از خواندن عقد توسط روحانی، ازدواج زوجین به صورت رسمی نزد روحانیان ثبت می شود. حکومت پاکستان این اجازه را به علمای شیعه داده است که در احوالات شخصیه، بر مبنای فقه خود عمل کنند. از این رو، علما برای ثبت ازدواج ها از فرم های رسمی دولتی و مهر رسمی خودشان استفاده می کنند و اسناد آن ها نزد محاکم دولتی کاملاً اعتبار دارد.

در برخی شهرها، روحانیان برای ارائه خدمات رفاهی به اقشار آسیب پذیر جامعه مؤسسات و مراکز خیریه تشکیل داده اند؛ چنان که در کراچی و کوئته و لاهور مواردی از آن را می توان مشاهده کرد. در کوئته، “شهدا ویلفر” از طرف حجة الاسلام محمدجمعه اسلامی و جمعی از افراد خیّر دیگر برای کمک به خانواده شهدا تأسیس شده است. همچنین ایشان یک مرکز کمک به ایتام و خانواده های فقیر را نیز سرپرستی می کند که به مستمندان کمک های نقدی و جنسی ارائه می دهد. در پاکستان، روحانیت یک سازمان مذهبی فراگیری دارد که مرکز آن در لاهور است. “وفاق علمای شیعه پاکستان” بزرگ ترین سازمان مذهبی روحانیان است که ریاست آن را حافظ ریاض حسین، سرپرست مدرسه “جامعة المنتظر” لاهور به عهده دارد. وفاق علما در پنجاب از نفوذ ویژه ای برخوردار است و در تمام مدارس مهم این ایالت دارای شعبه می باشد و در خارج از پنجاب نیز شعبه هایی دارد. وفاق سالانه یک نشست عمومی در سطح پاکستان برگزار می کند که در آن، گزارشی از فعالیت های یک ساله ارائه می دهد و برنامه ریزی برای سال بعد انجام می گیرد. فعالیت این سازمان معمولاً فرهنگی و تبلیغی است، اما گاهی در فعالیت های سیاسی نیز دخالت می کند. در پاکستان، مدارس دینی زیادی وجود دارند. با توجه به این که جمعیت شیعه در تمام شهرها پراکنده اند، مدارس دینی آنان نیز این پراکندگی را حفظ کرده اند؛ مهم ترین آن ها عبارتند از: “جامعة المنتظر” در لاهور، “جامعة اهل البیت” در اسلام آباد، “مدرسه آیت الله حکیم” در راولپندی، مدرسه “مشارع العلوم” در حیدرآباد، مدرسه “امام صادق و دارالعلم جعفری” در کوئته، مدرسه “جعفریه” در پاراچنار، و مدرسه”باب العلوم” در راولپندی. شیعیان علاوه بر عید فطر و قربان، تولّد حضرت پیامبر (ص) و امام علی (ع) را نیز با برگزاری مراسم جشن و سخنرانی گرامی می دارند. در برخی مناطق، نوروز نیز جشن گرفته می شود؛ مانند کوئته و بلتستان، اما این جشن تنها مربوط به اولین روز از ماه فروردین است و این روز، تعطیل رسمی نیست. مهم ترین و باشکوه ترین مراسم شیعیان پاکستان، مراسم عزاداری دهه محرّم و اربعین شهادت امام حسین علیه السلام است. عزاداری دهه محرّم قداست و احترام فوق العاده ای نزد شیعیان دارد. محرّم از نظر شیعیان این کشور صرفا یک تجلیل ساده از نهضت امام حسین علیه السلام نیست، بلکه نمادی از شکوه و اقتدار شیعیان به شمار می رود. این تنها فرصتی است که شیعیان در آن ضمن راه اندازی راهپیمایی های گسترده در سطح شهر، قدرت خود را به طور همه جانبه به نمایش می گذارند و سخنرانان و خطیبان به تبلیغ از مکتب تشیّع در اثبات حقّانیت شیعه می پردازند. به اعتقاد آن ها، مراسم محرّم تأثیر بسزایی در گسترش شیعه در شبه قاره هند داشته است و هر سال تعدادی تحت تأثیر معنویت عزاداران حسینی قرار گرفته و یا از طریق شرکت در مجالس سخنرانی و آگاه شدن از حقایق تاریخی، به شیعه گرایش پیدا می کنند. یکی از مسائل قابل توجه در ارتباط با ایّام محرّم در این کشور، احترام عزاداری امام حسین علیه السلام نزد سنّیان این کشور است. اکثریت قاطع سنّیان این کشور نسبت به عزاداری دهه محرّم احساسی مثبت دارند و تنها عده اندکی تحت تأثیر افکار افراطی، با مراسم شیعیان مخالفت ورزیده و با تهدید و اعمال خشونت، کوشیده اند با آن مبارزه کنند. در تقویم دولت، روز دهم محرّم (عاشورا) تعطیل رسمی اعلام شده و رادیو و تلویزیون دولتی اخبار عزاداری را به خوبی پوشش می دهد و به خطبای مشهور فرصت می دهند تا در شب یازدهم از رادیو و تلویزیون سخنرانی نموده، ذکر مصیبت بخوانند. دولت پاکستان تاکنون به سیاست “تکثّرگرایی مذهبی” و آزادی های مذهبی به نحو شایسته ای احترام گذاشته و در روز عاشورا، با بسیج ده ها هزار نیروی پلیس و ارتش، امنیت مراسم را تأمین کرده است.

شیعه و سیاست: نظام سیاسی کشور و دولت پاکستان یک نظام باز است که تبعیضات مذهبی کم تر در آن اعمال می شوند. شیعیان گرچه در میان اکثریت سنّی، اقلّیت به شمار می روند، اما از نظر سیاسی، از موقعیت خوبی برخوردار بوده اند. گفته می شود که قائد اعظم محمدعلی جناح، بنیانگذار پاکستان، شیعه بوده و همچنین اسکندر میرزا، رئیس جمهور بین سال های ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۸ م، نیز شیعه مذهب بوده است. هرچند در چند دهه اخیر تمام رؤسای جمهور و نخست وزیران این کشور از میان سنّیان انتخاب شده اند، اما شیعیان در سطوح پایین تری در تمام نهادهای دولتی حضور دارند. امروز افسران و ژنرال های زیادی از شیعیان در ارتش مشغول خدمتند و در مجلس سنا و ملّی نیز شیعیان کم و بیش حضور دارند که از آن میان می توان به سناتور حجة الاسلام سیدمحمدجواد هادی روحانی، شیعه مذهب اهل پاراچنار، در حکومت نواز شریف (قبل از ۱۹۹۹) اشاره نمود.

شیعیان تا اوایل دهه ۸۰ میلادی فاقد یک حزب سیاسی مستقل بودند. حضور آن ها در سیاست از طریق عضویت در احزاب “مسلم لیگ و مردم” و یا به صورت آزاد تأمین می شد، اما در سال ۱۹۷۹ شیعیان حزب “نهضت اجرای فقه جعفری”  را در شهر”بکر” تأسیس کردند. مفتی جعفر حسین روحانی، انقلابی خوش نام کشور، ریاست این حزب را به عهده گرفت. او اولین حرکت سیاسی خود را در ژوئیه ۱۹۸۰ با راه اندازی راهپیمایی بزرگی در اسلام آباد با پیروزی به پایان برد.( عارفی،۱۳۸۲: ۱۲۱ ) پس از او شهید عارف حسین حسینی، که در دهم فوریه ۱۹۸۴ به رهبری حزب برگزیده شده بود، روند مشارکت فعّال تر شیعیان در سیاست را تسریع بخشید. او در کنگره حزبی سال ۱۹۸۷ در لاهور، با ایجاد اصلاحات جدّی در «نهضت اجرای فقه جعفریه» آن را به سطح یک حزب رسمی سیاسی ارتقا داد.( عارفی،۱۳۸۲: ۱۲۲ ) شهید حسینی در پنجم اوت ۱۹۸۸ بر اثر یک اقدام تروریستی در پیشاور به شهادت رسید و پس از او حجة الاسلام والمسلمین ساجد علی نقوی معاون اول او به جانشینی او تعیین گردید.

در دوران رهبری ساجد علی نقوی، فعالیت “تحریک جعفریه”  در صحنه سیاسی همچنان ادامه پیدا کرد. شیعیان تحت رهبری تحریک در انتخابات حضور پیدا می کنند و به کاندیداهای حزب رأی می دهند، اگر چه تحریک تاکنون در صحنه مبارزات انتخاباتی چندان موفق نبوده، ولی ائتلاف آن با احزاب سیاسی و یا اسلامی دیگر توانسته است دست کم آنها را از انزوای سیاسی نجات دهد. پس از حادثه ۱۱ سپتامبر امریکا و بسیج جامعه جهانی برای مبارزه با احزاب تندرو اسلامی، گروه های تندرو اسلامی در پاکستان غیر قانونی اعلام شدند که این حکم شامل “تحریک جعفریه”  نیز گردید. بنابراین، شیعیان پاکستان اکنون فاقد یک حزب قانونی فعّال در صحنه سیاسی هستند، اما تشکیلات تحریک و رهبری آن به فعالیت های زیر زمینی خود ادامه می دهد. تحریک  در انتخابات سال ۲۰۰۲ به ائتلاف احزاب اسلامی تحت عنوان “مجلس متحده عمل” پیوست که ائتلاف مزبور در انتخابات موفقیت شایانی به دست آورد و ۴۴درصد آراء را از آن خود کرد. هم اکنون سید ساجد علی نقوی مقام معاونت ریاست ” مجلس متحده عمل” را داراست.

              والسلام  – اکبری – ۱۳۹۷

  [۱]. سادات گجرات که با عنوان میر نیز خوانده می‌شوند با جمعیت تقریبی ۲۵۰۰۰۰ نفر بخشی از سادات جنوب آسیا را تشکیل می‌دهند. جمعیت آنان در هند و پاکستان پراکنده‌است.

4/BAEm_-xmzmHe8vXtjDRXClahm6pAHHx2R3U0E6r3tR6GzcMcMHCrIpY