کتاب مقاومت در سوریه

مقاومت در سوریه نوشته دکتر اکبری 

مقدمه

اکبری مقاومت سوریه

مقاومت در سوریه مولف : دکتر حسین اکبری

منطقه شامات در طول تاریخ علاوه بر اینکه سرزمین انبیاء بوده بدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی همواره در منازعات منطقه ای مورد توجه بوده است. پس از ظهور اسلام و پیوستن سوریه به جهان اسلام این کشور نقش مهمی در منازعات و جغرافیای جهان اسلام داشته است ۹۰ سال مرکزحاکمیت خلافت امویان بوده و مهمتر اینکه پس از اشغال فلسطین از نادرکشورهای اسلامی معارض رژیم صهیونیستی است که نه تنها هیچگاه از مبارزه با رژیم صهیونیستی دست نکشیده و درتمام جنگ های اعراب و اسرائیل نقش داشته بلکه در طول تاریخ خود همواره با  مقاومت فلسطین و مخالفین رژیم صهیونیستی همپیمان بوده است. تولد انقلاب اسلامی و اعلام مخالفت امام (ره) با  دو بلوک شرق وغرب و موضع گیری علیه رژیم غاصب صهیونیستی در دفاع از ملت فلسطین مواضع مشترک بین دو کشور را بهم نزدیک کرد. حمایت انقلاب اسلامی از مبارزات ملت فلسطین وکمک به حرکت های اسلامی در لبنان ، شکل گیری حزب الله در لبنان و حمایت از مبارزات آنها علیه اسرائیل روابط ایران وسوریه را بیش از گذشته تقویت نمود بویژه اینکه سوریه تنها کشور عربی بود که در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از کشور ایران حمایت کرد و توطئه استکبار در عربی –  عجمی کردن جنگ را خنثی کرد. در نتیجه مقاومت علیه ظلم و دفاع از مظلوم  به عنوان فصل مشترک برای توسعه روابط میان ایران و سوریه قرار گرفت و موجب شد روابط به سطح راهبردی ارتقاء یابد. حمایت سوریه از حزب الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی و ایستادگی سوریه  در جبهه مقاومت در مقابل وعده های تشویقی غرب روابط دو کشور ایران وسوریه را مستحکم تر کرد.

غربی ها در جهت تامین منافع رژیم غاصب صهیونیستی تقریبا با تمام کشورهای عربی معامله کردند و نه تنها خطر آنها را علیه رژیم صهیونیستی خنثی کردند بلکه برخی از آنها را  به همپیمانی پنهان با رژیم صهیونیستی وادار کردند .برخی از آنها با افتتاح سفارت رسمی روابط عادی خود را با رژیم صهیونیستی از سر گرفتند وتنها کشور سوریه بود که علی رغم اینکه نسبت به دیگر کشور های عربی با فقر اقتصادی مواجه بود وعده های بسیار جذاب غربی ها را نادیده گرفت. بارها آمریکا یی ها به سوریه پیشنهاد کردند در مقابل امتیازاتی از حمایت مقاومت دست بردارد . به عنوان مثال در سال۲۰۰۴ به سوری ها پیشنهاد شد یا باید از لبنان خارج شوند ویا اینکه در خلع سلاح حزب الله وتوطین کمک کند. در صورت کمک می تواند برای همیشه درلبنان بماند. با اینکه سوریه با حضور درلبنان علاوه بر در آمد اقتصادی عملا بر لبنان نیز حکومت می کرد اما در مارس ۲۰۰۵، بشار اسد به عربستان سفر کرد و با ولی عهد وقت عربستان امیر عبدالله دیدار نمود. و پس از بازگشت به دمشق در مجلس ملی سوریه تصمیمش برای عقب نشینی ارتش سوریه از لبنان را اعلام نمود. ارتش سوریه از زمان جنگ های داخلی لبنان در دهه ۷۰ م. و به درخواست مستقیم برخی مقامات رسمی لبنان و برخی طرف های سیاسی لبنانی، برای جلوگیری از گسترش و یا شروع مجدد جنگ در لبنان حضور یافته بودندعلت خروج سوریه از لبنان به دوبند قطعنامه ۱۵۵۹  بر می گشت که: مشکل اول در بند مربوط به مقاومت “یعنی خلع سلاح حزب الله” و دوم در بند مخفی قطعنامه یعنی “توطین” نهفته بود. توطین یعنی آنکه آوارگان فلسطینی حق بازگشت به فلسطین نداشته باشند و در همان جاهایی که هم اکنون آواره اند یعنی لبنان و اردن و سوریه بمانند و آنجا وطن همیشگی آنها به حساب آید به همین دلیل سوریه خروج از لبنان را ترجیح داد. بنابراین پس از آغاز بحران در سوریه ودخالت نظامی خارجی در کشور سوریه و بنابر درخواست رسمی دولت قانونی سوریه ایران با علم به اینکه سوریه در جبهه مقاومت ماندگار است به کمک این کشور شتافت و از سوریه در جبهه ضد اسرائیلی و مقاومت حمایت کرد. آیت الله خامنه‌ای در مورد اعتراضات سوریه در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث اعلام کرد: امروز آمریکا برای شبیه‌سازی کاری که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبی و امثال این‌ها انجام گرفته‌است، متوجه شده‌است که سوریه را که در خط مقاومت است دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجائی که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمی است؛ آنجائی که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافی است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگری را حفظ خواهیم کرد.

در میانه بحران و با روی کار آمدن ملک سلمان سعودی ها اعتراف کردند ورود آنها  به بحران سوریه در زمان ملک عبدالله اشتباه بوده و برای عقب نشینی از سوریه به بشار اسد رسما پیشنهاد کردند در صورتیکه بپذیرد روابط خود را با ایران وحزب الله قطع کند سعودی حاضراست ضمن پرداخت تمام هزینه بازسازی جنگ درسوریه ، ابقاء خاندان اسد در حکومت را برای همیشه تضمین کند. بشار اسد با اینکه در بحران عمیق جنگ و فقر اقتصادی قرار داشت و بقای حکومتش تضمین می شد با این حال این پیشنهاد را رد کرد پیشنهادی که با نظر و تائید آمریکایی ها و غرب همراه بود. البته سعودیها این پیشنهاد را به پوتین هم داده بودند که برای خروج ایران از سوریه وارد عمل شود که پوتین نیز نپذیرفته بود. ایستادگی سوریه در جبهه مقاومت تحلیل ایران در مورد ماندگاری سوریه را در جبهه مقاومت تائید کرد.

البته نباید فراموش کرد که ایران چرا و در چه شرایطی وارد بحران سوریه شد. اگرچه در بحران سوریه برخی مطالبات مردمی ممکن بود برحق باشد ولی پیوستن معارضین مردمی به توطئه های نظام سلطه که بیش از همه منافع رژیم صهیونیستی در آن نهفته بود و از طرفی بلافاصله اعتراضات داخلی به جنگ نظامی منجر شد دولت سوریه را قبل از اینکه به مطالبات مردمی توجه دهد مجبور کرد توان خود را به تهدید و جنگ خارجی متمرکز کند در نتیجه مطالبات مردمی در این بحران به فراموشی سپرده بود که از سال ۲۰۱۷ در قالب توافقات سیاسی به آن پرداخته شد پس علت چرایی ورود ایران به بحران سوریه دفاع از ملت سوریه در جبهه مقاومت بود ، ولی شرایط ورود ایران به بحران سوریه بسیار مهم است زیرا زمانیکه درکوتاه ترین زمان بیش از ۸۵ درصد کشور سوریه با حمایت خارجی توسط معارضین اشغال شد. تمام تحلیلگران سیاسی و نظامی مطمئن بودند که حکومت سوریه حد اکثر تا دو ماه دیگر سقوط خواهد کرد. در این شرایط تنها رهبری انقلاب بر خلاف نظر برخی تحلیل گران سیاسی و نظامی معتقد بودند که باید ازمردم سوریه و بشاراسد دفاع کرد . در حالی که  اصولا ورود به صحنه پر ریسک که امید پیروزی در آن بسیار اندک است کمتر از سوی رهبران بزرگ پذیرفته می شود.

آنهم صحنه ای که در یک سوی آن تمام قدرت های منطقه ای و جهانی علیه سوریه وارد عمل شدند و سوریه بدون حمایت خارجی از درون کشور و برون مورد حمله نظامی واقع شده و در این صحنه  تنها و تنهاست و بیش از ۸۵ درصد کشورش در اشغال مخالفین است. ورود ایران به این صحنه چون دیگر صحنه های بحران مانند بوسنی ، عراق ، افغانستان ، لبنان ، یمن ، و… توانست موجب بقای سوریه و شکست تمام قدرت های خارجی گردد به تعبیری مقاومت در سوریه توانست برای نخستین بار با تشکیل قدرت بسیج بین المللی از ملیت های مختلف در یک جنگ جهانی نابرابر پیروز شود . جنگی که تحت فرماندهی نظام سلطه جهانی؛ پیشرفته ترین تکنولوژی تسلیحاتی ، تمام حمایت های جهانی، تمام توان کشورهای منطقه و همسایه و مهمتراز آن کلیه جریانات مسلحین معارض و تکفیری با نهایت خشونت جنگی که تعداد آنها به بیش از دهها گروه  می رسید را دراختیار داشت و امیدوار بودند درحداقل زمان پیروزی را رقم بزنند که در نهایت ناگزیر شدند در مقابل جبهه مقاومت تن به شکست بدهند .

جمهوری عربی سوریه:

 کشوری در جنوب غرب آسیا با مساحت ۱۸۵۱۸۰ کیلومتر مربع وجمعیت ۲۲ میلیون نفر  در کنار سواحل شرقی دریای مدیترانه است. از سمت شمال با ترکیه، از شرق با عراق، از غرب با لبنان و از جنوب غربی با اسرائیل و از غرب با دریای مدیترانه و از جنوب با اردن و فلسطین همسایه است. دمشق پایتخت سوریه و حلب بزرگترین شهر آن است. موقعیت سوریه در غرب آسیا و ساحل شرقی مدیترانه در طول تاریخ جایگاهی استراتژیک به این کشور بخشیده‌است. این کشور در گذشته شام نامیده می‌شد. نام کنونی سوریه را فرانسویان پس از فروپاشی عثمانی و مستعمره نمودن این کشور از روی تاریخ کهن این بخش از جهان و آشوریان  باستانی بر این سرزمین نهادند .(روحانی، جلد۱، ۱۳۸۸) از نظر مذهبی حدود  ۷۴ درصد جمعیت سوریه را مسلمانان سنی، ۱۳٪ علویان، شیعیان دوازده‌امامی و اسماعیلیان، ۱۰ درصد مسیحی و ۲ درصد دروزی تشکیل می‌دهند. از نظر قومیتی هم اعراب بیش از ۹۰ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند در حالیکه کردها حدود ۹ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند. ترک‌ها، چرکس‌ها و یهودیان مجموعاً کمتر از ۱ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند.  تنها  حدود یک یا دو درصد جمعیت مسلمانان سوریه شیعه  امامیه هستند که بیشتر در شهرهای دمشق، بصری و اطراف شهرهای حمص و حلب سکونت دارند. بیش از  ۱۲درصد جمعیت مسلمان سوریه را علوی‌ها تشکیل می‌دهند که رئیس‌جمهور سابق و فعلی سوریه نیز از علوی‌های این کشور به شمار می‌روند (فرجی، ۱۳۷۸: ۵-۱۰). پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و درست زمانی که دیگر کشورهای اسلامی سیاست دوگانه‌ای در قبال انقلاب ایران اتخاذ کرده و از ترس تأثیر انقلاب اسلامی ایران به سرزمین‌هایشان به تکاپو افتاده بودند، سوریه از معدود کشورهای اسلامی بود که نه تنها دولت جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت، بلکه انقلاب اسلامی را مورد حمایت قرار داد. همان ابتدا و به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، حافظ اسد، رئیس‌جمهور سابق سوریه، طی پیامی به مقامات ایران، این پیروزی را تبریک گفت و این انقلاب را به عنوان ضربه مهلکی بر امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم قلمداد کرد. به این ترتیب، از همان ابتدای انقلاب، روابط سیاسی دوستانه‌ای بین ایران و سوریه آغاز شد. حمایت ایران و سوریه از مقاومت و مبارزان لبنانی و فلسطینی در برابر اشغال‏گران صهیونیست و جبهه‌گیری واحد دو دولت در مبارزه با صهیونیسم و مخالفت در برابر گسترش فعالیت نظامی آمریکا در خلیج فارس و ایجاد پایگاه‌هایی در این منطقه و همچنین نیاز اقتصادی طرفین، به تعمیق روابط دو کشور منجر شد. از اواسط سال ۱۹۷۹ گرمی روابط میان ایران و سوریه کاملاً محسوس بود. حافظ اسد به طور علنی از انقلاب اسلامی ایران تمجید کرد در آن زمان، مقامات سوری در برابر بعضی از کشورهای عرب توضیح دادند که داوطلبان ایرانی از طریق سوریه به لبنان می‌روندکه با اسرائیل بجنگند. و دمشق به صورت یک نقطه توقف‏گاه میان نیروهای به پا خاسته مقاومت در لبنان در آمده بود (محمدی، ۱۳۹۰ :۲۰۷-۲۱۰).

در حقیقت، سوریه به دلیل موقعیت جغرافیایی و اشغالِ بخشی از سرزمینش توسط اسرائیل به طور طبیعی در جبهه مقاومت قرار داشت و هر قدرتی که علیه صهیونیسم موضع‌گیری می‌کرد، مورد حمایت سوریه واقع می‌شد. انقلاب اسلامی ایران با شعار ضد آمریکا و اسرائیل وارد جبهه مقاومت شد و همراه کردن مبارزان لبنانی، این جبهه را بیش از همیشه تقویت کرد. بنابراین، نیاز جبهه مقاومت و شعارهای مشترک سلطه‌ستیزی، روابط سوریه و ایران و مبارزان لبنانی وفلسطینی را استحکام بخشید و اتحاد جبهه مقاومت موجب شد که غرب نتواند در زمان مورد نظر به نتیجه برسد. دولت سوریه طی شش سال مقاومت متوالی با اتکا به اندیشه سلطه‌ستیزی، توانست در منظومه جبهه مقاومت و با تکیه بر مردم خود مقاومت کند.         ( ارتباط میدانی نگارنده در دهه گذشته).

 تاریخچه سوریه:

سوریه کنونی که در گذشته همراه با کشورهای اردن، لبنان، فلسطین، بخشی از سرزمین شام محسوب می‌شد، سابقه‌ای طولانی در تاریخ دارد که مورخان، این قدمت را به حدود پنج هزار سال پیش ‍ می‌رسانند. از آنجا که این سرزمین در طول مدت یاد شده، از فرهنگ و تمدن درخشانی برخوردار بوده، آثار و نشانه‌هایی از این تمدن بر جای گذاشته‌است. قبل از تسلط مسلمانان بر این کشور، اقوام مختلفی از جمله: اقوام سامی ، آموری ، آرامی ، مصری ، آشوری، بابلی، یونانی، رومی و ایرانی که هر از چند گاهی این کشور را سکونت گاه خویش نموده یا آن را در معرض تاخت و تاز قرار داده‌اند، نشانه‌هایی از تمدن خاص خویش را برای روزگاران بعدی به یادگار گذاشته‌اند.

در هزاره سوم پیش از میلاد قوم سامی، آموری در این سرزمین ساکن و حکومتی در آن تشکیل دادند که تا سال قبل از میلاد دوام آورد. در اواخر قرن یازدهم قبل از میلاد، قوم دیگری به نام آرامی در این کشور مستقر شدند. در سال میلادی، پس از تجزیه دولت روم شرقی و غربی، این کشور جزو قلمرو شاهنشاهی روم شرقی (بیزانس) قرارگرفت. با کاهش تدریج استیلای بیزانس بر سوریه ، در قرن اول هجری (هفتم میلادی)، در زمان خلافت ابوبکر، خالد بن ولید، مأمور تصرف آن گردید. با تصرف شام در سال شانزده هجری به وسیله سپاه اسلام، فرهنگ اسلام بر تمدن‌های چندین سده اقوام مذکور غلبه یافت.

در سده‌های پنجم و ششم هجری که با جنگهای صلیبی همراه بود، حکام مقتدری در این کشور بر تخت سلطنت نشسته و پرچم نبرد اسلامی علیه صلیبی‌ها و رومیان را برافراشتند. کسانی چون شهید نور الدین محمود زنگی،  صلاح‌الدین ایوبی کرد ، ملک عادل ایوبی، ملک ظاهر بیبرس البندقداری، سیف الدوله حمدانی و… که نه تنها امور جنگی و نظامی را در راس اقدامات خود قرار داده و به ایجاد پایگاه‌های نظامی، ساخت قلعه‌ها، حفر خندق‌ها و… پرداختند که امروزه وجود صدها اثر تاریخی از آن دوران بیانگر این مدعاست. در سده‌های بعدی، ممالیک و سرانجام ترکان عثمانی پس از استیلا بر این سرزمین، سیاست پیشگامان خود را تداوم بخشیده و ضمن حفاظت و بازسازی آن آثار اسلامی، به احداث بناهای دیگری نیز پرداختند.

دوران معاصر :

سوریه در سال ۱۷۹۹ میلادی با فتح مصر توسط ناپلئون بناپارت به اشغال فرانسه درآمد. با استقلال نسبی مصر، سوریه نیز دوباره به عثمانی واگذار گردید. آزار مسیحیان و سرکوبی شورشهای آنان در این شهر، راه مداخله بیش از پیش دولتهای اروپایی را به این کشور باز کرد. سرانجام در سال ۱۸۶۰ میلادی، فرانسه به‌عنوان کمک به سلطان عثمانی در اداره سوریه، نیروهای نظامی خود را در بیروت (که آن زمان جزو سوریه بود) پیاده کرد. با ورود دولت عثمانی به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ م، ملی‌گرایان عرب، زمینه را برای اجرای اهداف استقلال‌طلبانه خود مساعد دیده و شروع به فعالیت کردند. در همین زمانها نیز زمینه برای ایجاد یک دولت یهودی در اسرائیل کنونی آغاز شده بود. در پایان جنگ جهانی اول و شکست عثمانی، امیر فیصل بن حسین (که بعدها پادشاه عراق شد) از سوی کنگره مردم سوریه که نخستین مجلس سوریه کنونی بود فیصل در ۱۹۲۰ پادشاهی عربی سوری با پادشاهی فصیل اول اعلام شد. از آنجایی که  بصورت پنهانی در توافقنامه سایکس پیکو  در سال ۱۹۱۶سوریه تحت سلطه فرانسه تقسیم شده بود متفقین این پادشاهی را به رسمیت نشناختند و در سال ۱۹۲۰، نیروهای فرانسه پس از نبرد میسلون، این کشور را به تصرف خود درآوردند و سوریه و لبنان با رأی جامعه ملل، تحت قیمومیت فرانسه قرار گرفتند. در سال ۱۹۲۶ لبنان از سوریه تجزیه و کشوری جداگانه شد. پس از مذاکرات طولانی در سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۳۲ توافق‌هایی برای تأسیس سوریه خودمختار به‌عمل آمد.

با سقوط فرانسه به دست آلمان در جنگ جهانی دوم سوریه تحت قیمومیت دولت فرانسه آزاد یا ویشی درآمد. در سال ۱۹۴۱م نیروهای انگلیس و فرانسه آزاد، سوریه را اشغال کردند. در همین سال سوریه استقلال خود را اعلام کرد و ژنرال کاترو، فرمانده نیروهای فرانسه آزاد استقلال و سپس تأسیس جمهوری سوریه را در شانزدهم سپتامبر ۱۹۴۱م اعلام کرد و تاج‌الدین الحسنی رئیس‌جمهور شد. با این وجود استقلال سوریه عملاً در سال ۱۹۴۶ محقق شد.

در سال ۱۹۶۷ پس از جنگ با اسرائیل، قسمتی از خاک سوریه – از جمله ارتفاعات جولان و بخشی از قنیطره – به تصرف اسرائیل درآمد. سرانجام در سال ۱۹۷۰ ارتشبد حافظ اسد با کودتایی قدرت را به دست گرفت و به ریاست جمهوری انتخاب شد. در سال ۱۹۷۳م سوریه دوباره در جنگ اعراب و اسرائیل شرکت کرد و خسارات زیادی بر اسرائیل وارد آورد. در سال ۱۹۸۲ سوریه به‌دنبال هجوم صهیونیستها به جنوب آن تا حدی درگیر نبرد لبنان بود. (روحانی، جلد۱، ۱۳۸۸)

پایتخت:

دمشق پایتخت سوریه است و این شهر را دروازه تاریخ می‌نامند و معروف است که این شهر که از کهن‌ترین شهرهای جهان می‌باشد، از ۸ تا ۱۰ هزار سال قبل از میلاد پیوسته محل سکونت انسان بوده‌است. و به این دلیل آن را اولین پایتخت دنیا می‌نامند. دمشق شاهد پیدایش و گسترش کهن‌ترین تمدن‌های بشری‌است که در مشرق زمین به پا خاسته‌اند. این شهر در دوره‌های مختلفی پایتخت و مرکز حکومت سلسله‌ها و امپراطوری‌های مختلف بوده و پس از آنکه در سال ۶۳۶ میلادی پایتخت جهان اسلام شد، به مهم‌ترین شهر جهان اسلام مبدل شد و در مدت کوتاهی، پس از آن‌که مرکز خلافت امویان شد به اوج قدرت خود رسید. امویان که امپراطوریشان در حد فاصل سال‌های ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی، از کوه‌های پیرنه در اروپا تا آسیای میانه و مرزهای چین گسترش یافت بزرگترین دولت اسلامی را ساختند. دمشق در تمام دوران‌ها جایگاهی ویژه داشته‌است زیرا در طول هزاران سال پایتخت و مرکز حکومت پادشاهان و امپراطوری‌های بزرگی بوده و در آن فرهنگ، هنر، ادبیات و دست‌آوردهای ملت‌های زیادی، شکل گرفت ومردان و زنان پرآوازه‌ای از تاریخ نگاران، دانشمندان، اندیشمندان، شاعران، ستاره‌شناسان، بزرگان دینی و پیامبران بسیاری از این خطه برخاستند و در مسیر گسترش و پیشرفت فرهنگ، دانش و دانایی و تبلیغ ادیان مختلف تلاش‌های فراوانی کردند

تمدن‌های کهن سوریه

ابلا

إبلا : ابلا (عُبیل) شهری تاریخی و کهن در سوریه ‌است که گفته می‌شود مربوط به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌باشد. ظهور و پیشرفت این شهر در شمال غرب سوریه از طریق تجارت باسومریان و اکدی‌ها میسر شد و سپس گستره آن از شمال به آنتالیا و از جنوب به صحرای سینا واز شرق به جلگه فرات و از غرب به ساحل میانی (مدیترانه) می رسید. این شهر توسط گروهی باستان‌شناس ایتالیایی به سرپرستی پائولو ماتتیه، هنگامی که در حال حفاری تپه مردوخ بودند، کشف شد. تپه مردوخ در نزدیکی شهر سراقب از استان ادلب سوریه و در مسافتی نزدیک به ۵۵ کیلومتری شهر حلب واقع شده‌است. تمدن ابلا توسط سارکون (یا سارگن) پادشاه اکد در سال ۲۲۶۰ قبل از میلاد  به پایان رسید اما اموریها بعد از قرن‌ها این شهر را بازسازی کردند واین شهر در هزاره دوم قبل از میلاد بار دیگر نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت وتا زمان هیتی‌ها پابرجا باقی‌ماند. در کشور ابلا اولین شاخه زیتون در ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد کشف شد وبه این دلیل سوریه را اولین وطن زیتون می‌نامند.( شامی،۱۹۹۳: ۶۷)

 

 

 

 

ماری

ماری :  ماری از تمدن‌های کهن سوریه‌است که در هزاره سوم قبل از میلاد شکوفا شد و تاریخ نگاران از آن به عنوان تمدنی که با قوانین پیشرفته و مترقی خود در سال‌های ۲۹۰۰ قبل از میلاد باعث شکوفایی سوریه آن زمان شد، نام می‌برند. سیستم حکومتی آن بر پایه مشارکت مردم بر اساس سیاست گذاری‌های پادشاه بنا نهاده شده بود و حکومت ماری حضوری پررنگ در مناطق ساحلی رود فرات در سوریه داشت. شهر ماری که پایتخت تمدن ماری بود در فعالیت‌های تجاری آن زمان در امتداد رود فرات، از اهمیت فراوانی برخوردار بود. گفته می‌شود نقشه جغرافیایی متغیر آن زمان، تأثیر فراوانی در تشکیل شهرهای کوچک و بزرگ درامتداد ساحل مدیترانه به سمت داخل سوریه و سرزمین‌های مجاور میانرودان داشته‌است. شهر ماری بندری برروی رودخانه فرات بود که به امکانات کشتیرانی در رودخانه‌ها و اسکله‌های مخصوص پهلوگیری کشتی‌های تجاری مجهز بود. ماری به دلیل واقع شدن در میانه این دو منطقه به‌خوبی نقش واسطه را ایفا نموده که این خود منجر به شکوفایی پایتخت تمدن ماری (شهر ماری) گردید و باعث توجه همسایگان به آن‌جا شد.

اوگاریت: اوگاریت. تمدنی کهن است که تپه‌های بازمانده از آن، در منطقه رأس شمرا در ۱۲ کیلومتری شمال شهر لاذقیه سوریه در ساحل دریای مدیترانه واقع شده‌اند. در این تپه‌ها آثار کهن‌ترین الفبای تاریخ به دست آمده‌است حفاری‌های باستان‌شناسی در منطقه رأس شمرا که تمدن اوگاریت در آن کشف شده نشان می‌دهد بقایای بیش از ۲۰ دوره تمدنی دیگر در آن منطقه قابل ردگیری‌است. قدمت منطقه رأس شمرا به بیش از ۷۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد که در هزاره دوم قبل از میلاد با گسترش شهرنشینی، تمدن اوگاریت در آن منطقه به وجود آمد. پیش از آن‌که اوگاریت بصورت اتفاقی در سال ۱۹۲۸ میلادی کشف شود نام این تمدن در نوشته‌های تمدن ماری ذکر شده بود وبه سفر یکی از پادشاهان ماری به‌نام” زمیری‌لیم” در سال ۱۷۶۵ قبل از میلاد و دیدار او از اوگاریت اشاره شده‌است. از دیگر اسنادی که در آن از اوگاریت نام برده شده می‌توان به طوماری که در اسناد تمدن ماری یافت شده و در آن پادشاه اوگاریت نامه‌ای خطاب به پادشاه سلسله یمحاض که به پایتخت این سلسله، حلب ارسال شده، اشاره کرد که در آن خواستار اجازه دیدار پادشاه اوگاریت از کاخ شاه ماری، که آوازه آن در همه جا پیچیده بود، شده‌است. همچنین نام اوگاریت در برخی نوشته‌های مربوط به هیتی‌ها که در آناتولی ترکیه و سوریه و نامه‌های تپه‌های العمارنة مصر به دست آمده‌است ذکر شده‌است. حفاری‌ها نشان از آن دارد که پایتخت اوگاریت، شهری به همین نام و به مساحت ۵۴۲۵ کیلومترمربع، در دو قرن پانزدهم و شانزدهم قبل از میلاد بوده‌است.

سوریه در گذر تاریخ وتمدن :  (لبیب، ۱۹۹۰، ۸۶)

تمدن‌های قدیم سوریه و جزیره  ۵۵۰۰ ق. م – ۳۰۰۰ ق. م                   رومیان                             ۶۳ ق. م- ۶۳۶ م

سومریان (سرتاسر سوریه)         ۲۱۳۰—۱۲۵۰ ق. م                         امویان                              ۶۶۱–۷۵۰ م

اکدی‌ها (شرق و شمال)           ۲۲۵۰–۲۲۰۰ ق. م                           عباسیان                         ۷۵۰م-۱۲۵۸م

اموریها                               ۲۲۰۰–۱۸۸۰ ق. م                            ایوبیان                             ۷۵۰–۱۲۵۸ م

بابلی‌ها (شرق سوریه)            ۳۵۰۰ ق. م – ۲۶۵۰ ق. م                     ممالیک                           ۱۲۶۰ ۱۵۱۷ م

آرامیها                              ۱۸۰۰–۷۹۵ ق. م                               امپراتوری عثمانی              ۱۵۱۶–۱۹۱۸ م

آشوری‌ها (از شرق سوریه)      ۱۰۵۰–۶۰۰ ق. م                               انگلیس و فرانسه                ۱۹۱۸–۱۹۲۰ م

ایرانی‌ها                            ۵۵۰–۳۳۲ ق. م                                    ملک فیصل                     ۱۹۲۰–۱۹۲۱ م

یونانی‌ها                              ۳۳۲–۶۳ ق. م                                 استعمار فرانسه                ۱۹۲۰ ۱۹۴۶م

ساسانی (عهد خسرو پرویز)    ۶۰۲ –۶۲۹ م                                        استقلال سوریة                   ۱۹۴۶

خلفای راشدین                    ۶۳۲–۶۶۱ م

 جغرافیای سوریه

آب و هوای سوریه در کناره‌ها و نواحی جنوب غربی معتدل و مرطوب (مدیترانه‌ای)و در سایر نقاط گرم و خشک است. مرتفع‌ترین نقطه آن قله جبل شیخ با ۲۸۱۴ متر ارتفاع است.

رودخانه‌ها: سوریه در مقایسه با سایر کشورهای عربی، تعداد قابل توجهی رودخانه دارد که می‌توان دلیل آن را در فراوانی و تنوع زمین‌چهره ها نسبت داد. رود فرات مهمترین رود سوریه به‌شمار می‌رود که از ترکیه وارد منطقه شمالی این کشور شده و در مسیر شرق از منطقه الجزیرة السوریه (الجزیرة الفراتیة) می‌گذرد و قبل از ترک سوریه استان‌های الرقة و دیرالزور را سیراب می‌کند. از نظر دولت رود فرات نقش اساسی در تأمین نیروی برق مورد نیاز کشور و آبیاری زمین‌های کشاورزی منطقه فرات را برعهده دارد به همین دلیل سدهای فراوانی در مسیر این رود بنا شده‌اند که مهمترین آن‌ها سد فرات نام دارد. دریاچه تشکیل شده پشت این سد را دریاچه اسد می‌نامند.

مهمترین رودخانه‌های سوریه عبارتنداز: فرات به‌طول ۶۷۵ کیلومتر، العاصی (بردی، رودخانه الیرموک) به‌طول ۴۷ کیلومتر، الخابور به‌طول ۴۶۰ کیلومتر، جغجغ به‌طول ۱۰۰ کیلومتر، البلیخ به‌طول ۱۰۵ کیلومتر، رودبزرگ شمالی به‌طول ۵۶ کیلومتر، الاعوج به‌طول ۶۶ کیلومتر، رود بزرگ جنوبی به‌طول ۵۰ کیلومتر، عفرین به‌طول ۸۵ کیلومتر، ساجور به‌طول ۴۸ کیلومتر، السیرانی به‌طول ۱۵ کیلومتر، بانیاس به‌طول ۱ کیلومتر، دجله به‌طول نزدیک به ۵۰ کیلومتر و همچنین رودخانه‌های قویق و العروس و… طول‌های ذکر شده برای رودخانه‌ها، طول آن‌ها در خاک کشور سوریه‌است و قبل و بعد از آن محاسبه نشده‌است.

دریاچه‌ها: سوریه دارای چندین دریاچه‌است ؛ بحیرة الاسد که بزرگترین و مهمترین دریاچه سوریه‌است برروی رودخانه فرات و درپشت سد فرات در استان الرقة ایجاد شده‌است.سایر دریاچه‌های سوریه عبارتنداز:  دریاچه قطنیة برروی رودخانه العاصی، دریاچه‌های المزیریب و البعث و ۱۷ نیسان بر رودی رودخانه عفرین، دریاچه ۶ تشرین برروی رود بزرگ شمالی، دریاچه الطیبة در شهر درعا، دریاچه‌های الخاتونیة و مسعدة و بلوران و دریاچه‌های هفت‌گانه در لاذقیه و دریاچه‌های زرزر و الرستن و…

کوه‌ها: به دلیل طبیعت کوهستانی سوریه، کوه‌ها و رشته کوه‌های زیادی در این کشور وجود دارند. از این رشته کوه‌ها می‌توان به کوه‌های ساحلی سوریه (به عربی: جبال الساحل السوری) که به نام جبل العلوین هم مشهورند، اشاره نمود همچنین جبل القلمون، جبل عبدالعزیز، جبل سیس، رشته کوه‌های تدمر (به عربی:سلسلة الجبال التدمریة)، جبل الحرمون (جبل الشیخ) که ارتفاع آن به ۲۸۱۴ متر از سطح دریا می‌رسد، جبل الدروز، جبل العرب، که ارتفاع بلندترین قله آن به ۱۸۰۳ متر از سطح دریا می‌رسد، جبل سمعان، جبل الحلو، جبل سمارة و جبل قاسیون از آن جمله‌اند

فلات‌ها : تنوع و فراوانی زمین‌چهره‌ها در امتداد کوه‌ها و دره‌ها و جلگه‌ها تعدادی فلات مکمل رشته کوه‌ها، در شمال و شرق و جنوب سوریه به وجود آورده‌است که از آن‌ها می‌توان به فلات آتش‌فشانی حوران، فلات جولان

(بلندی‌های جولان)، فلات ساحل و فلات حلب که پهنه وسیعی از شمال سوریه را دربر می‌گیرد، اشاره کرد.

اقتصاد  سوریه:

طبیعت متنوع سوریه، با دارا بودن کوه‌ها، دره‌ها، بیابان‌ها، رودخانه و دسترسی به آب‌های آزاد تأثیر شگرفی بر صنایع و کشاورزی این کشور گذارده‌است. اقتصاد سوریه بر سه‌پایه صنایع، کشاورزی و تجارت بنا شده‌است ، لازم است صنعت نفت و گاز و همچنین صنعت گردشگری نیز به آن اضافه شود. اقتصاد سوریه در دهه نود با بحران‌های فراوانی مواجه شد که می‌توانست آینده این کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد که توانست از آن عبور کند. بانک جهانی در گزارشی به عنوان ‘ خسارت‌های جنگ؛ آثار اقتصادی و اجتماعی درگیری در سوریه’ اعلام کرد: جنگ مداوم از سال ۲۰۱۱  تا۲۰۱۶ خسارتی بالغ بر ۲۲۶ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی یعنی چهار برابر تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۱۰ داشته‌است. براساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر، از آغاز جنگ سوریه تاکنون زیرساخت‌های زیادی در این کشور ویران و بیش از ۴۶۰ هزارتن کشته و بیش از نیمی از ساکنان داخلی و خارجی آن آواره شده‌اند اما بانک جهانی می‌گوید خسارت‌ها بیش از این است. حافظ غانم معاون رئیس بانک جهانی در امور خاورمیانه و شمال آفریقا گفت: جنگ در سوریه بافت اجتماعی و اقتصادی کشور را از بین برده‌است. وی افزود: جنگ علاوه بر شمار زیاد قربانیان، سازمان‌ها و نهادهایی را که جامعه برای انجام وظایف به آنها نیاز دارند از بین برده‌است و بازسازی آنها با چالشی بزرگ‌تر از بازسازی زیر ساخت‌ها مواجه خواهد بود زیرا این چالش با تداوم جنگ بزرگ‌تر می‌شود. سوریه از مارس (اسفند) ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ به دلیل ورود تروریست‌های خارجی به این کشور با بحران مواجه بود.

کشاورزی: کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد سوریه محسوب می‌شود. بر اساس گزارش سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد : ۴۶ درصد از مردم سوریه  به دلیل طبیعت متنوع و گسترده سوریه از جمله زمین‌های ساحلی و حاصل‌خیز که منجر به ایجاد بخش‌های مختلف کشاورزی شده‌است برای زندگی وابسته به کشاورزی هستند. که این بخش یکی از مهم‌ترین ستون‌های توسعه اقتصادی سوریه به‌شمار می آید.  میوه و دانه‌های خوراکی علی‌الخصوص گندم که در شمال شرقی سوریه و در شهرهای حسکه و قامیشلی کشت می‌شوند، از مهم‌ترین محصولات کشاورزی این کشور می‌باشند. این دو شهر به همراه مناطقی از جنوب سوریه و منطقه فرات دارای جایگاه اول از نظر کیفیت و حجم تولید گندم را دارا می‌باشند. در تولید پنبه نیز سوریه جایگاهی در خور توجهی دارد. این کشور تنها کشور عربی صادرکننده پنبه به کشورهای عربی و سایر کشورهای جهان می‌باشد و پنبه این کشور از مرغوب‌ترین پنبه‌های جهان محسوب می‌شود. در رده‌بندی جهانی نیز سوریه دارای رتبه دهم دنیا در کشت وتولید و رتبه ششم دنیا در صادرات این محصول می‌باشد.

نفت و گاز و فلزات: از دیگر ستون‌های اقتصاد سوریه می‌توان به نفت اشاره نمود. این کشور سالانه ۳۳۳ هزار بشکه به ارزش تقریبی ۳ میلیارد یورو استخراج و از طریق خط لوله به حمص ارسال می‌کند از این مقدار ۱۸۹ هزار بشکه پالایش و مابقی از طریق بنادر سوریه در دریای مدیترانه صادر می‌شود. این کشور به دارا بودن نوع خاصی از نفت سبک. وهمچنین استخراج فسفات معروف است. از دیگر صنایعی که برای آن آینده‌ای روشن پیش بینی می‌شود، گاز طبیعی‌است که چندی پیش میدان‌های گازی عظیمی در مناطق مختلف و علی‌الخصوص در نزدیکی شهر دیرالزور کشف شد واین می‌تواند به شکوفایی هرچه بیشتر اقتصاد سوریه کمک کند همچنین عملیات اکتشافی نشان از کشف میدان جدیدی از نفت سبک در شهر لاذقیه دارد.

صنعت: صنعت بخش مهمی از اقتصاد سوریه را تشکیل می‌دهد. از این صنایع می‌توان نساجی و انواع صنایع غذایی علی‌الخصوص شیرینی پزی اشاره کرد. سوریه پیشگام کشورهای عربی از نظر صنایع است، زیرا صنایع مدرن روز به روز در شهرهای مختلف سوریه رو به گسترش بوده و صنایع تبدیلی و مهندسی و ساخت لوازم الکتریکی خانگی مانند یخچال، اجاق گاز، ماشین لباس‌شویی، جارو برقی، مایکروفر وهمچنین دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلویزیون، سیستم‌های صوتی، تلفن، گیرنده‌های ماهواره‌ای (رسیور) و صنایع شیمیایی مانند تولید مواد شوینده و صنایع تولید کابل‌های فشار قوی و فشار متوسط و صنایع ماشین‌سازی و تراکتورسازی ساخت تجهیزات کشاورزی و راه‌سازی و صنایع پوشاک و کاغذسازی از آن جمله‌اند. که  این صنایع در جنگ اخیر دچار آسیب جدی شدند.

حمل و نقل دریایی : سوریه از طریق بنادر خود بر دریای مدیترانه سالانه میلیون‌ها دلار از این طریق کسب می‌کند. مهم‌ترین بنادر سوریه عبارتند از: بندر لاذقیه ، بندر جبله ، بندر طرطوس ، بندر ارواد ، بندر بانیاس.

تقسیمات کشوری و جمعیت سوریه: کشور سوریه دارای چهارده استان است. جمعیت استان ها عبارتند از : دمشق ۱٫۷۱۱هزار ، ریف دمشق ۲٫۸۳۶هزار، حلب ۴٫۳۹۳هزار، حماء ۲٫۰۵۲هزار ، حمص۱٫۸۰۳هزار ، لاذقیه ۱٫۰۰۰هزار ، طرطوس ۸۰۰ هزار،دیرالزور ۱٫۲۳۹هزار ، حسکه ۱٫۵۱۲هزار ، ادلب ۱٫۵۰۰هزار ،  درعا ۱٫۰۲۷هزار ، رقه۹۲۱هزار، سویدا۷۷۰هزار ،  قنیطره ۹۰هزار ، (الیاس،۲۰۰۷: ۲۶) استان ختای که اکنون جزو خاک ترکیه است در نقشه‌های منتشر شده توسط دولت سوریه هنوز جزو خاک سوریه به‌شمار می‌رود. حدود ۸۰ درصد مساحت استان قنیطره از هنگام جنگ شش روزه تا کنون در تصرف اسرائیل است. این کشور متشکل از گروه‌های نژادی و قومیت‌های گوناگون است که بر اساس اعلام بانک جهانی در سال ۲۰۰۸ در این کشور عرب‌ها ۹۰٫۳ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و سایر اقلیت‌های قومی از جمله کردها، ترک‌ها و ارمنی‌ها ۹٫۷ درصد باقی‌مانده جمعیت را تشکیل می‌دهند. تراکم جمعیتی در سوریه از میانگین جهانی بیشتر است.  بیش از ۱۸ میلیون سوری در سایر کشورها خصوصاً کشورهای اروپایی، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و استرالیا زندگی می‌کنند. جمعیت شهرنشین سوریه در سال ۲۰۰۶ میلادی برابر با ۵۳ درصد از کل جمعیت سوریه تخمین زده شده‌است. سوریه همچنین پذیرای گروه‌های زیادی از پناه‌جویان، در طی یک قرن اخیر بوده‌است که از این میان می‌توان به پناه‌جویان فلسطینی بعد از جنگ ۱۹۴۸و پناه‌جویان لبنانی بعد از جنگ داخلی لبنان اشاره کرد. پناه‌جویان فلسطینی خود به تنهایی نزدیک به ۴۵۰هزار نفر جمعیت دارند که در چند اردوگاه زندگی می‌کنند. مهمترین این اردوگاه‌ها، اردوگاه یرموک نام دارد. به این رقم باید ۱٫۵۰۰ هزار نفر پناه‌جوی عراقی را نیز افزود که پس از اشغال عراق توسط آمریکا ناچار به جلای وطن شدند.

مذهب: پیروان ادیان گوناگونی در سوریه زندگی می‌کنند. اطلاعات جمعیتی سوریه بر اساس نسخه سال ۲۰۰۹ کتاب حقایق جهان سازمان سیا ، از جمعیت ۲۱٫۹۰۶٫۰۰۰نفر حدود ۷۴ درصد مردم سوریه سنی مذهب و ۱۳ درصد شیعه، علوی و اسماعیلی هستند. مسیحیان نیز حدود ۱۰ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند. ۳ درصد باقی‌مانده از پیروان سایر ادیان ماننددروزیها و یزیدیان می‌باشد. البته تعداد بسیار اندکی یهودی نیز در سوریه زندگی می‌کنند. آنچه سوریه را از نظر جمعیت‌شناسی دینی متمایز می‌کند تمرکز گروه‌های دینی در مناطق مختلف جغرافیایی‌است؛ مسیحیان این کشور عمدتاً در دمشق، حلب و شهرک‌هایی در لاذقیه، حمص و درعا و همچنین در حسکه در شمال شرق آن کشور ساکن می‌باشند. جامعه مسیحیان سوریه از بزرگترین جوامع مسیحی منطقه خاورمیانه و یکی از قدیمی‌ترین جوامع مُنسجم مسیحی از لحاظ تاریخی در سراسر دنیاست. اکثریت جامعه مسیحیان سوریه از باورمندان به کلیسای ارتدوکس شرقی محسوب می‌شوند. بیش از ۹۰ درصد علویان سوریه در استان‌های لاذقیه و طرطوس زندگی می‌کنند. بیش از ۸۰ درصد از ساکنان مناطق روستایی استان لاذقیه را علویان تشکیل می‌دهند. سهم دروزیها از ساکنین منطقه جبل العرب در استان سویدا بیش از ۹۰ درصد است. دروزیها اکثریت مطلق را در ۱۲۰ روستای استان سویدا در اختیار دارند. شیعیان جعفری در منطقه‌ای بین حمص و حلب متمرکز شده‌اند و ۱۵ درصد ساکنان استان حماه را تشکیل می‌دهند. اسماعیلی‌ها نیز در منطقه السلمیه در استان حماه سکنی گزیده‌اند، البته بیش از ۱۰هزار نفر اسماعیلی نیز در استان لاذقیه زندگی می‌کنند.

مردم سوریه از نظر قومیتی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند. حدود ۹۰ درصد مردم سوریه از اعراب هستند. ۹ درصد را کردها و یک درصد باقی‌مانده از چرکسها و ارامنه و اقوام دیگر می‌باشند. کردها در استان حسکه اکثریت را دارند و در سایر استان‌ها اکثر جمعیت عرب است. اعراب سنی در چهار استان سوریه اقلیت جمعیت را دارند دراستانهای لاذقیه و طرطوس علویان در اکثریت قرار دارند. در استان سویدا نیز دروزی‌ها اکثریت مطلق را دارند و در استان حسکه اکثریت در اختیارکردهاست.

جاذبه‌های گردشگری و دینی:  بقایای شهر تاریخی پالمیرا: این شهر از زمان روم باستان باقی‌مانده و این شهر در بیابان واقع شده‌است که اصلی‌ترین جاذبه توریستی سوریه به‌شمار می‌آید.

شهر معلولا: این شهر تنها تجمع بشری موجود در جهان است که به زبان آرامی تکلم می‌کنند.

آپامئا: شهر قدیمی روم باستان که خانه حدود نیم میلیون نفر بوده‌است و در قرن دوازدهم بر اثر یک زمین لرزه این شهر خراب می‌شود اما هنوز بقایای این شهر با خیابان‌های طویل آن وجود دارد.

دژ کردان : این قلعه جنگی از زمان روم باستان باقی‌مانده و هنوز تخریب نشده‌است.

بناهای تاریخی: مسجد جامع اموی • بازار شام • باب الساعات.

زیارتگاها : حرم حضرت زینب • حرم حضرت سکینه • حرم حضرت رقیه • مشهد السقط • قبرستان باب الصغیر • مشهد النقطه

امامزادگان: حضرت زینب • حضرت رقیه • ام‌کلثوم • سکینه • عبدالله بن علی بن حسین

وقایع تاریخی: جنگ صفین • اسارت در شام • خرابه شام • خطبه امام سجاد • متن خطبه امام سجاد • خطبه حضرت زینب • قیام توابین

مدفونان

۱- صحابه و تابعان: عمار بن یاسر • بلال حبشی • فضه نوبیه • ابودرداء • اویس قرنی • حجر بن عدی

۲- حاکمان: معاویة بن ابی‌سفیان • یزید بن معاویه • معاویة بن یزید • عبدالملک بن مروان • خالد بن ولید

۳- سایر: بهلول• ابن شهر آشوب • ابن زهره • ابن منیر • ابن تیمیه • سید محسن امین•سهروردی•صلاح الدین ایوبی

ازدواج تابستانی سعودیها در سوریه:

بحران سوریه از سال ۲۰۰۰ میلادی با ورود تعداد زیادی از مؤسسات سعودی، تحت پوشش جمعیت‌های خیریه و انسان دوستانه به این کشور آغاز شد. به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از سایت مشرق، بحران سوریه از سال ۲۰۰۰ میلادی با ورود تعداد زیادی از مؤسسات سعودی، تحت پوشش جمعیت‌های خیریه و انسان دوستانه به این کشور آغاز شد. در آن دوره “بندر بن سلطان” از سران اصلی جریان وهابیت سعودی، به افراد خود دستور داد تا به سوریه سفر کرده و با زنان سوری ازدواج کنند. این افراد که به بهانه ازدواج با دختران سوری وارد سوریه شدند؛ در اصل از جاسوسان سرویس اطلاعاتی عربستان بودند. (خبرگزاری فارس، ۱۰/۱۰/۱۳۹۱) آنها پس از ورود به سوریه در منطقه “خالدیه”، واقع در شهر حمص ساکن شدند، مردم شهر حمص در گذشته از مخالفان حافظ اسد بودند که علیه اسد قیام مسلحانه داشتند و مورد سرکوب حافظ اسد واقع شدند . سعودی ها با استفاده از نیاز اقتصادی سوریه و زمینه اختلافات دولت اسد با مردم حمص مقدمات بحران در سوریه را در این منطقه بنیان نهادند اکثر مردم این منطقه، مسلمانان سنی مذهب و انسان‌های بی‌سواد هستند و زندگی آنها عشیره‌ای است و تعصبات جاهلیت دارند. این خبر وقتی قوت گرفت که سال گذشته سفارت عربستان در دمشق اعلام کرد که ۴۰۰ خانواده از هم پاشیده در نتیجه ازدواج زنان سوری با مردان عربستانی وجود دارد که نتیجه نوعی ازدواج به نام ازدواج تابستانی است که در سال های اخیر رواج یافته است.

ازدواج تابستانی به ازدواجی گفته می شود که در تابستان انجام می شود؛ اما زمان طلاق آن مشخص نیست امری که در میان افراد پولدار و تجاری که بسیار سفر می کنند، رواج دارد. افراد نفوذی عربستان، این مناطق را به پایگاه خود تبدیل و از آنجا به مناطق حاشیه‌ای دمشق رفت و آمد می‌کردند. آنها برای این ازدواج پول‌های بسیار زیادی در اختیار خانواده این دختران قرار دادند؛ و از آنها بچه دار شدند. در این مرحله ماموریت آنها به پایان رسید و به عربستان بازگشتند. بعدها برای بچه‌هایی که از پدران سعودی متولد شده بودند؛ مؤسسه‌ای عربستانی به نام جمعیت “امل” تشکیل شد. این موسسه به پایگاهی ثابت برای فعالیت نفوذی‌های عربستان یا همان دستگاه اطلاعات عربستان تبدیل شد تا جاسوسان عربستانی به بهانه دیدار با بچه‌های خود در سوریه، به صورت مداوم توانایی سفر به این کشور را داشته باشند.

روز شمار بحران سوریه.

در کتاب برنامه دموکراسی برای سوریه به نقل از وزیر دفاع سابق ایتالیا: “Syria Democracy Program” (برنامه دموکراسی برای سوریه) آمده است انقلاب سوریه با کمک سازمان غیر دولتی که از سوی «سی آی ای» حمایت مالی داشت، برنامه ریزی شد و امپریالیسم از تابستان ۲۰۰۱ برنامه‌اش را برای سوریه آغاز کرده بود. در آن زمان هنوز ده سال تا آغاز بحران سوریه مانده بود؛ به معنای دیگر توطئه علیه سوریه پیش از آغاز اتفاقات بیداری اسلامی “انقلاب‌های ۲۰۱۱” برنامه‌ریزی شده است.

مارس ۲۰۱۱ – مردم شهر درعا در اعتراض به اقدام نیروهای امنیتی در بازداشت گروهی از دانش‌آموزان متهم به نوشتن شعارهای ضد دولتی روی دیوارهای مدرسه تظاهرات ‌کردند. روز ۱۵ مارس اعتراض در شهر قدیمی دمشق برپا ‌شد. روز ۱۸ مارس، نیروهای امنیتی به روی معترضان در درعا تیراندازی ‌کردند و چهار تن را، که فعالان آن را نخستین کشته‌های قیام تلقی می‌کنند، به قتل می‌رسانند.

آوریل ۲۰۱۱ – نیروهای امنیتی با تجمع مردمی در حمص، سومین شهر بزرگ سوریه، درگیر شدند. هزاران شرکت کننده در این تجمع سعی داشتند فضایی مانند میدان تحریر در قاهره را ایجاد کنند.

۲۳ مه ۲۰۱۱ میلادی، وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، رئیس‌جمهور بشار اسد و ۹ شخصیت ارشد حکومت سوریه را به فهرست افراد تحریمی این کشور افزودند. اتحادیه اروپا حدود دو هفته پیش در مورد بلوکه کردن دارایی‌ها و ممنوعیت سفر ۱۳ مقام عالی‌رتبه سوری از جمله رئیس‌جمهور بشار اسد، که متهم به دست‌داشتن در کشتار و سرکوب معترضان سوری هستند.

ژوئن ۲۰۱۱ – پلیس و سربازان در جسر الشغور در شمال سوریه به معترضانی که دستور داشتند به آنها تیراندازی کنند، می‌پیوندند، و قیام برای نخستین بار سراسر یک شهر را فرا می‌گیرد. نیروهای ویژه ارتش، تانک‌ها و هلیکوپترها ظرف چند روز کنترل آن شهر را به دست می‌گیرند.

اوت ۲۰۱۱ – باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا خواستار استعفای بشار اسد از ریاست جمهوری سوریه می‌شود و دستور توقیف دارایی‌های دولت سوریه در ایالات متحده را صادر می‌کند.

۱۵ سپتامبر ۲۰۱۱؛ فعالان مخالف دولت، شورای ملی سوریه را تشکیل دادند.
۱۲ نوامبر ۲۰۱۱؛ اتحادیه عرب ، عضویت سوریه در این اتحادیه را به حالت تعلیق در آورد.
۱۹ دسامبر ۲۰۱۱؛ سوریه، طرح صلح اتحادیه عرب را امضا کرد.
۴ فوریه ۲۰۱۲؛ چین و روسیه، قطعنامه شورای امنیت را که از سوی اتحادیه عرب حمایت می‌شد، وتو کردند. در این قطعنامه از بشار اسد خواسته شده بود که از قدرت کناره‌گیری کند.

۲۴ فوریه ۲۰۱۲؛ وزیران خارجه بیش از ۵۰ کشور در تونس گرد هم آمدند. چین و روسیه در این نشست، که به نام نشست «دوستان سوریه» نام گرفت، شرکت نکردند.
۲۸ فوریه ۲۰۱۲؛ بشار اسد قانون اساسی جدید سوریه را ابلاغ کرد و مدعی شد که حدود ۹۰ درصد از شرکت ‌کنندگان در این همه‌پرسی، به این قانون، رای آری داده‌اند. ولی  مخالفان دولت و کشورهای غربی آن را ساختگی  ‌دانستند.

۲۷ مارس ۲۰۱۲؛ سوریه، طرح صلح پیشنهادی سازمان ملل متحد را پذیرفت.

۳۰ مارس ۲۰۱۲  اتحادیه عرب خواستار کناره گیری بشار اسد از قدرت شد. رهبران شرکت کننده در اجلاس عالی اتحادیه عرب خواستار اجرای فوری و کامل طرح صلح کوفی عنان برای پایان دادن به بحران سوریه شدند.
۱۲ آوریل ۲۰۱۲؛ طرح آتش بس سازمان ملل متحد به اجرا گذاشته شد و کمی بعد، چهار تن از ناظران سازمان ملل، نظارت بر اجرای این طرح را آغاز کردند.
۷ مه ۲۰۱۲؛ سوریه اعلام کرد که شمار زیادی از مردم در انتخابات پارلمانی این کشور شرکت کرده‌اند. مخالفان، این انتخابات را ساختگی قلمداد کردند.
۱۰ مه ۲۰۱۲؛ دو انفجار در دمشق، ۵۵ نفر را کشت. کوفی عنان، این انفجار‌ها را محکوم کرد. یک هفته بعد،‌بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، القاعده را مسئول این دو انفجار دانست. وی همچنین شمار کشته‌شدگان ناآرامی‌های سوریه را ۱۰ هزار نفر اعلام کرد.
۲۵ مه ۲۰۱۲؛ دست کم ۱۰۸ نفر، از جمله تعداد زیادی کودک، در شهر حوله کشته شدند. شورای امنیت سازمان ملل متحد این کشتار‌ها را محکوم کرد.
۳ ژوئن ۲۰۱۲؛ بشار اسد در یک سخنرانی در پارلمان، کشتار شهرحوله را محکوم کرد.

۶ ژوئن ۲۰۱۲؛ بشار اسد طی حکمی، ریاض حجاب را مامور کرد تا کابینه جدید دولت سوریه را تشکیل دهد.
۱۲ ژوئن ۲۰۱۲؛ پاسداران صلح سازمان ملل در سوریه اعلام کردند که این کشور به سوی جنگ تمام عیار داخلی پیش می‌رود. چهار روز پس از این خبر، در نتیجه تشدید نا آرامی‌ها، ماموریت ناظران سازمان ملل در آن کشور متوقف شد.
۲۲ ژوئن ۲۰۱۲؛ ارتش سوریه، یک فروند هواپیمای جنگی ترکیه را سرنگون کرد.
۲۶ ژوئن ۲۰۱۲؛ بشار اسد اعلام کرد کشورش در وضعیت جنگی قرار دارد.
۱۱ ژوئیه ۲۰۱۲؛ نواف فارس، سفیر سوریه در عراق، از سمت خود استعفا کرد و به نیروهای مخالف دولت سوریه پیوست.

ژوئیه ۲۰۱۲ – در اثر انفجار بمب در ساختمان اداره امنیت ملی سوریه در دمشق در جریان جلسه رسیدگی به بحران، چهار نفر از جمله وزیر دفاع و یکی از بستگان بشار اسد کشته ‌شدند.

۶ ژوئیه ۲۰۱۲ – کشورهای موسوم به «دوستان سوریه» در پاریس گرد هم آمدند و اعلام کردند که کمک‌های خود به شورشیان سوری مخالف دولت بشار اسد را افزایش می‌دهند.

تابستان ۲۰۱۲ – جنگ به حلب، بزرگترین شهر سوریه کشیده می‌شود.

اوت ۲۰۱۲ – کوفی عنان در پی شکست تلاش‌های بین المللی برای میانجیگری به منظور برقراری آتش بس، از مقام خود به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب کناره گیری می‌کند. باراک اوباما می‌گوید استفاده از تسلیحات شیمیایی در سوریه “خط قرمزی” خواهد بود که نظر او را در مورد اقدام نظامی تغییر خواهد داد.

۱۲ نوامبر ۲۰۱۲ اتحادیه عرب اعلام کرد تا زمانی که سوریه طرح اعراب را برای توقف سرکوب مرگبار مخالفان سیاسی اجرا نکند، هیئت سوری حق حضور در نشستهای اتحادیه عرب را نخواهد داشت.

مارس ۲۰۱۳ – نیروهای شورشی پس از پیشروی در شمال کشور، رقه، شهر شمالی ۵۰۰ هزار نفری در ساحل رود فرات، را تصرف می‌کنند و مخالفان اسد نخستین مرکز پرجمعیت را در کنترل خود می‌گیرند.

مه و ژوئن ۲۰۱۳ – نیروهای دولت بشار اسد با حمایت رزمندگان حزب ‌اﻟله لبنان، شهر استراتژیک قصیر، در نزدیکی مرز لبنان را از شورشیان پس می‌گیرند.

اوت و سپتامبر ۲۰۱۳ – در اثر حمله شیمیایی در مناطقی در حومه دمشق، صدها نفر کشته می‌شوند و باراک اوباما ضمن سرزنش دولت بشار اسد، می‌گوید آمریکا مسئول است که واکنش نشان دهد و تصمیم‌گیری را منوط به رای کنگره می‌گذارد. روسیه به جای آن پیشنهاد می‌کند که سوریه از مواد و تسلیحات شیمیایی پاکسازی شود، و بدین ترتیب از اقدام نظامی در آن کشور جلوگیری می‌کند.

ژانویه ۲۰۱۴ – درگیری در بین گروه‌های شورشی مخالف اسد بالا می‌گیرد و برخی گروه‌های اسلامگرا و جناح‌های معتدل در برابر گروه تکفیری موسوم به “دولت اسلامی در عراق و شام” (داعش) قرار می‌دهد.

فوریه ۲۰۱۴ – دو دور مذاکرات صلح به سرپرستی اخضر ابراهیمی میانجی سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب، در شهر ژنو سوئیس، بدون نتیجه تمام می‌شود.

۱۳ مه ۲۰۱۴ – اخضر ابراهیمی نماینده سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب کناره‌گیری می‌کند، و دومین شکست سازمان ملل و اتحادیه عرب برای پایان دادن به جنگ داخلی سوریه را موجب می‌شود.

۳ ژوئن ۲۰۱۴ – بشار اسد در انتخاباتی که در مناطق تحت کنترل دولت برگزار ‌شد، برای یک دوره هفت ساله دیگر به ریاست جمهوری انتخاب ‌شد؛ گروه‌های اپوزیسیون این انتخابات و نتیجه آن را محکوم ‌کردند.

ژوئن ۲۰۱۴ – گروه داعش بخش‌های بزرگی از شمال و غرب عراق را تصرف کرد، و پس از کنترل حدود یک سوم از خاک دو کشور سوریه و عراق، “خلافت اسلامی” را اعلام کرد.

۱۹ اوت ۲۰۱۴ –داعش ویدیوئی از گردن زدن جیمز فولی روزنامه نگار آمریکایی منتشر ‌کرد. او نخستین پنج شهروند غربی بود که توسط داعش گردن زده شدند.

نیمه سپتامبر ۲۰۱۴ – گروه داعش حمله برای تصرف شهر کردنشین کوبانی در سوریه و نزدیک مرز ترکیه را آغاز کرد.

۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴ – ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا حملات هوایی علیه مواضع داعش در سوریه را آغاز کرد.

ژانویه ۲۰۱۵ – سازمان ملل متحد برآورد می‌کند که دست کم ۲۲۰ هزار نفر در جنگ داخلی سوریه کشته و نزدیک  به یک سوم جمعیت ۲۲ میلیونی کشور سوریه آواره شده‌اند.

۲۶ ژانویه ۲۰۱۴ – با کمک حملات هوایی ، رزمندگان کرد کنترل شهر کوبانی را به دست گرفتند.

۳ فوریه ۲۰۱۵ – داعش ویدئویی از یک خلبان اسیر شده اردنی را، که در داخل یک قفس آهنی زنده به آتش کشیده ‌شد، منتشر کرد.

۲۸ مارس ۲۰۱۵ – شهر ادلب در شمال غربی سوریه به دست گروه النصره افتاد.

۶ مه ۲۰۱۵ – بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به شکست‌های عمده نیروهای ارتش خود اعتراف‌کرد.

۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵ – روسیه حملات هوایی در سوریه را به حمایت از نیروهای بشار اسد آغاز کرد.

۱۴ نوامبر ۲۰۱۵ – هفده کشور در نشستی در وین، پایتخت اتریش، برنامه زمانی برای دوران گذار و انتقال سیاسی در سوریه، شامل تدوین قانون اساسی جدید و نیز برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری ظرف ۱۸ ماه، به تصویب ‌رساندند.

۱۸ دسامبر ۲۰۱۵ – شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ۲۲۵۴ را در تائید “نقشه راه” وین تصویب کرد.

۳ فوریه ۲۰۱۶ – مذاکرات غیرمستقیم سیاسی بین نمایندگان دولت و اپوزیسیون سوریه در شهر ژنو سوئیس با میانجیگری سازمان ملل متحد، به دلیل تهاجم ارتش سوریه به حلب با پشتیبانی هوایی روسیه، چند روز پس از آغازجنگ شکست ‌خورد. [۱]

دسامبر ۲۰۱۶ آتش‌بس سراسری در سوریه اعلام شد. در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خبرگزاری مهراز آزادی کامل شهر حلب توسط ارتش سوریه خبر دادبه دنبال پیروزی ارتش سوریه در حلب، ” لیندسی گراهام” سناتور کارولینای جنوبی آمریکا در سنا، پیروزی بشار اسد در حلب را کابوس آمریکا خواند.( خبرگزاری مهر، ۲۳ آذر: ۱۳۹۵) بعد از آنکه نیروهای ارتش سوریه موفق به تصرف کامل حلب شدند با گروه‌های مخالف وارد مذاکره برای آتش‌بس شدند روسیه گفت که ضامن آتش‌بس خواهد بود این آتش‌بس از اواخر سال ۲۰۱۶ به اجرا درآمد همچنین دولت سوریه اعلام کرد که همه گروه‌های مخالف جزء این آتش‌بس هستند اما گروه‌های مثل داعش و جبهه فتح شام( النصره) را شامل نمی‌شود برخی از کشورها از این آتش‌بس استقبال کردند روسیه نیز اعلام کرد که با گروه‌های تروریستی که شامل آتش‌بس نیستند مقابله خواهد کرد. با وجود بر قراری آتش‌بس مخالفان اقدام به آلوده کردن آب آشامیدنی دمشق کردند که ارتش سوریه در پاسخ به اقدام مخالفان به آنها در وادی بردی حمله کرد و توانست منبع آب را از آن‌ها پس بگیرد و آب دمشق را تصفیه کند همزمان گروه تروریستی جبهه فتح شام (جبهه نصره سابق) آتش‌بس سراسری سوریه را محکوم کرد و آن را زمینه‌ای برای تداوم حکومت سوریه خواند همچنین این گروه افراطی گفت که به جنگ با نیروهای وفادار به بشار اسد ادامه می‌دهد.

آغازجنگ دربحران سوریه  نظامیان جداشده از ارتش سوریه در سال ۲۰۱۱ توسط با حمایت جبهه غربی _ عربی ارتش آزاد سوریه را برای مبارزه با حکومت بشار تشکیل دادند علاوه بر آن جبهه النصره نیزکه قبلاً شاخه رسمی القاعده در سوریه بود. و جبهه اسلامی ائتلافی از چندین گروه اسلام‌گرای سلفی، و داعش که بر بخش‌های شرقی سوریه حکومت می‌کرد و حدود نیمی از خاک این کشور را در کنترل داشت  هم با دولت سوریه و هم با اپوزیسیون سوریه درگیر جنگ شده‌ بود مهمترین گروه‌های اپوزیسیون دولت سوریه بودند که جنگ همه جانبه علیه سوریه شروع کردند. در مقابل حکومت سوریه نیز از پشتیبانی و حضور نیروهای ایران، شبه نظامیان شیعه عراقی و حزب‌الله لبنان و از سال ۲۰۱۵ از حمایت هوایی ارتش روسیه برخوردار بود.  طبق برآورد برآورد دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل تعداد قربانیان جنگ تا سال ۲۰۱۵ بین ۲۲۰ هزار نفر  تا ۳۱۰ هزار نفر  بوده‌است. حدود ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر خانه خود را از دست داده‌اند. از این تعداد ۱٫۷ میلیون نفر به ترکیه، ۱٫۲ میلیون نفر به لبنان، ۶۲۵ هزار نفر به اردن و ۲۴۵ هزار نفر به عراق و تعدادی به دیگر کشورها پناهنده شده‌اند.

به نقل از دیده‌بان حقوق بشر سوریه، شمار قربانیان درگیری‌های این کشور بر اساس مستنداتی که این نهاد در اختیار دارد، تا پایان سال ۲۰۱۳ از مرز ۱۲۵ هزار تن گذشته‌ بود. بر اساس این گزارش، یک سوم قربانیان یاد شده غیرنظامی بوده‌اند. شمار کشته‌شدگان مخالف حکومت سوریه ۲۵ هزار و ۶۹۹ نفر و کشته‌شدگان نظامی و شبه نظامیان حامی حکومت ۴۸ هزار و ۸۸۰ نفر ذکر شده‌است. در گزارش دیده‌بان حقوق بشر سوریه آمده‌است که حدود ۳۰۰۰ نفر از قربانیان قابل شناسایی نبوده‌اند. سرنوشت بیش از ۱۰ هزار تن در زندان‌های حکومت سوریه و همین‌طور ۳ هزار سرباز اسیر نیروهای مخالف حکومت روشن نیست. تخمین زده شده‌است که نزدیک به ۱۹۰ هزار نفر تا پایان ماه اوت ۲۰۱۴ (پایان مرداد ۱۳۹۳) جان خود را از دست داده‌اند.  در ۱۱ مارس ۲۰۱۴ (۲۰ اسفند ۱۳۹۲) یونیسف اعلام کرد در خلال سه سال جنگ در سوریه بیش از ۱۰ هزار کودک جان خود را از دست داده‌اند. بر اساس گزارشی که مرکز حقوق بشر سوریه در سپتامبر ۲۰۱۵ منتشر کرد. اعلام شد که ۵۴۶ روزنامه‌نگار تاکنون در سوریه کشته شده‌اند در مارس ۲۰۱۵، سازمان ملل متحد اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ حدود هفتاد و شش هزار تن در جنگ سوریه کشته شدند و به این ترتیب، آمار تلفات این جنگ چهارساله به بالای دویست و بیست هزار نفر رسید که اکثر آنان نیز ساکن در مناطق درگیری بوده‌اند.( بی‌بی‌سی فارسی، ۲۱ اسفند: ۱۳۹۳)

بر اساس آمار مرکز مستندسازی نقض حقوق بشر در سوریه، تا آغاز نوامبر ۲۰۱۴، تعداد۱۲۰۰ نفر به دست گروه‌های مسلح (در درجه اول داعش) و ۲۶۰۰ نفر هم بدون هیچ ردی ربوده شده‌اند. (بی‌بی‌سی فارسی، ۲۱ آبان:۱۳۹۳)

جنگ سوریه علاوه بر تلفات انسانی منجر به آوارگی ۹/۵ میلیون نفر (تا آغاز نوامبر ۲۰۱۴) در این کشور شده‌است. بر اساس گزارشی که خبرگزاری رویترز در ۹ اسفند ۱۳۹۲ منتشر کرد، ۳ میلیون پناهنده خاک سوریه را ترک کرده‌اند. این روند، یکی از بزرگ‌ترین مهاجرت‌های اجباری در تاریخ معاصر است.( بی‌بی‌سی فارسی، ۲۲ آبان ۱۳۹۳)

در ۱۱ مارس ۲۰۱۴ یونیسف اعلام کرد که در کشورهای میزبان حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار کودک سوری به عنوان پناهجو در کمپ‌ها زندگی می‌کنند که دسترسی محدودی به آب آشامیدنی، مواد غذایی مغذی و امکانات آموزشی دارند. سازمان ملل گفته‌است تا پایان ماه اوت ۲۰۱۴ (پایان مرداد ۱۳۹۳) بیش از سه میلیون نفر از شهروندان سوریه در اثر جنگ از خانه‌های خود گریخته و بیش از شش میلیون سوری در داخل آن کشور آواره شده‌اند. تعدادی از افراد بی خانمان شده از سوریه خارج شده و در کشورهای همسایه پناه جسته‌اند. بیش از ۱ میلیون شهروند سوری اکنون ساکن لبنان هستند. راه خروج از سوریه برای پناهجویان سختتر شده‌است و بسیاری ناچار هستند که برای خروج به دسته‌های تبهکار مسلح باج دهند. ده‌ها هزار نفر دیگر به اردن و ترکیه پناه برده‌اند. کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان گفته‌است که سوریه اکنون دچار بزرگترین شرایط اضطراری انسانی در دوران معاصر است.  تخمین زده می‌شود که حدود ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در داخل سوریه نیازمند کمک‌های بشردوستانه هستند و از این تعداد، بیش از چهار میلیون نفر در مناطقی زندگی می‌کنند که یا تحت محاصره هستند و یا دسترسی به آنها بسیار دشوار است. ( بی‌بی‌سی فارسی، ۲۲ آبان ۱۳۹۳)

معارضین حکومت سوریه :

شورای ملی سوریه که ائتلاف اصلی مخالفان این کشور است از شورای امنیت سازمان ملل متحد درخواست کرد تا یک منطقه حفاظت شده ایجاد کند. این شورا همچنین شورای امنیت و اتحادیه عرب را ترغیب کرد برای حفاظت از مردم اقدام کنند. شورای ملی سوریه در کشورهای ترکیه، تونس و مصر علیه حکومت بشار اسد و در حمایت از معترضان سوری نشست تشکیل داد.

اخوان المسلمین سوریه : در سومین کنفرانس عمومی اخوان المسلمین مصر در سال ۱۹۳۵م تصمیم گرفته شد دعوت اخوان، در خارج از مصر هم پیگیری شود. بر همین اساس دکتر مصطفی السّباعی، یک سازمان اسلامی را در سال ۱۹۳۵م در شهر حلب سوریه تحت عنوان “شباب محمد” و با الگو برداری از اخوان المسلمین مصر،  پایه گذاری کرد سرانجام سازمان مذکور در سال ۱۹۴۵م رسماً به اخوان المسلمین سوریه تغییر نام داد. اخوان المسلمین سوریه همانند اخوان‌المسلمین مصر، بیشتر از سوی عناصر طبقه متوسط و متوسط پایین جامعه نظیر تجار بازار، روحانیون، معلمان، دارندگان مشاغل حرفه ای و بروکراتها ها حمایت می شد اما بر خلاف مصر، طبقه پایین روستایی ، متوسط و شاخه شهری آن، در اخوان المسلمین سوریه طبقه شهری عناصر مهمی به حساب نمی آمدند.اخوان سوریه عقاید خود را مبنی بر بازگشت به سلف خود با استفاده از اندیشه محمد بن عبدالوهاب ، رشید رضا و بویژه حسن البناء اعلام کرد. اعلام اخوان سوریه در استفاده از اندیشه سلفی محمد بن عبدالوهاب که با اندیشه جریان عمومی اخوان در تضاد است همسویی و بهره گیری از گروههای سلفی در بحران سوریه است.

رهبران (مراقبین عام) در سوریه:

  • دکتر مصطفی السّباعی(۱۹۱۵-۱۹۶۱م)
  • عصّام رضا العطار(۱۹۶۴-۱۹۷۳م)
  • شیخ عبد الفتاح ابوغده(۱۹۷۳-۱۹۷۵م و ۱۹۸۶-۱۹۹۱م)
  • دکتر عدنان سعدالدین(۱۹۷۵-۱۹۸۱م)
  • دکتر حسن هویدی(۱۹۸۱-۱۹۸۵م و ۱۹۹۱-۱۹۹۶م)
  • دکتر علی صدر الدین البیانونی(۱۹۹۶-۲۰۱۰م)
  • مهندس محمد ریاض شقفه(آگوست ۲۰۱۰م تاکنون)

رهبران اخوان در خارج از مصر به احترام بنیانگذاران مصری اخوان که «مرشد عام» معروف بودند عنوان «مراقب عام» را برای خود انتخاب کردند. محمد ریاض شقفه، رهبر تبعیدی اخوان سوریه می‌گوید که اخوان‌المسلمین در پی دگرگونی مسالمت‌آمیز و دموکراتیکی است که به جای حکومت فعلی حکومت تکثرگرا را بنا نهد، حکومتی که اخوان‌المسلمین می‌تواند در آن شعارهای اسلامی خود را در معرض رای آزادانه مردم قرار دهد.

رئوس اقدامات اخوان المسلمین در سوریه :

  1. مقابله با اشغالگری فرانسه در سوریه(هدف از تاسیس اخوان در سوریه)
  2. از میان برداشتن فاصله های موجود بین جهان عرب از راه احیای اسلام.
  3. بازپس گیری فلسطین اشغالی و مبارزه با اسراییل غاصب.
  4. مبارزه با رژیم سکولار بعث حاکم بر سوریه(البته نخستین درگیری میان اخوان المسلمین سوریه و نظام حاکم بر سوریه در دوران حافظ اسد بر سر قانون اساسی بود که اخوانی ها به نادیده گرفنه شدن موازین و عقاید اسلامی در قانون اساسی اعتراض کردند و حافظ اسد مجبور به اصلاحاتی درآن شد.
  5. اعلام جهاد علیه دولت سوریه(۱۹۷۳-۱۹۸۳م).

آشنایی با گروه های مسلح در سوریه

– عمده گروه های مسلح سوریه در چهار قسمت مردمی- القاعده- داعش و جیش الحر پراکنده شده اند. حدود یکصد گروه مسلح مردمی در سوریه تشکیل شده است که هرکدام ۲۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر را در اختیار دارند. سلاح، مهمات و گروه های مردمی توسط تاجران سوری و از طریق کشورهای عربستان- قطر- امارات و ترکیه تأمین می شده است.

– به جز گروه های مسلح مردمی، گروه ها و سازمان های نظامی بزرگی ماند القاعده- داعش- انصار الشریعه و ارتش آزاد به شکل منسجم و سازمان یافته در سوریه راه اندازی شده است. سازمان القاعده با پرچم جبهه النصره در سوره ظاهر شده است و حدود ۹۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ جنگجو که در افغانستان- پاکستان و برخی از کشورهای اروپایی و آسیایی آموزش دیده اند را با خود همراه داشته است. بسیاری از گروه های کوچک مردمی برای استفاده از کمک های مالی و تدارکاتی جبهه النصره به این گروه پیوسته اند.

– جبهه النصره در ۱۱ استان از ۱۶ استان سوریه فعال بود. بخش عمده ای از جنگجویان خارجی که به سوریه می‌آمدند، در این گروه سازماندهی و بسیاری از اقدامات تروریستی و جنایات علیه مردم سوریه توسط این گروه سازماندهی و اجرا  می شد.

– داعش نیز در سال دوم جنگ سوریه، از عراق به این کشور وارد شد.  در ابتدا داعش بین ۱۲۰۰۰  تا ۱۸۰۰۰ جنگجوی آموزش دیده داشت.  داعشی ها در ابتدای ورود به سوریه به عنوان هم پیمان جبهه النصره عمل می کردند لیکن به تدریج با آنها دچار اختلاف نظر و با یکدیگر به درگیری مسلحانه کشیده شدند.  برخی از جنگجویان خارجی نیز در سوریه به این گروه پیوستند.  تخریب، کشتار، انفجار و انواع اقدامات تروریستی در سوریه توسط این گروه طراحی و اجرا می شده است.  النصره در سال ۲۰۱۶ نام خود را به جبهه فتح شام تغییر داد و ظاهرا از القاعده جدا شد همچنین این گروه در اوایل سال ۲۰۱۷ میلادی بعد از اینکه در لیست تروریست ها قرار گرفت ائتلافی به نام تحریر الشام را با همکاری متحدانش پایه گذاری کرد.

– گروه انصار الشریعه نیز از گروه های مسلح است که در لیبی و تونس هم فعال می باشد. این گروه پس از ورود به سوریه با داعش هم پیمان شد و علیه دولت سوریه وارد جنگ شد. انصارالشریعه ۷ تا ۱۰ هزار نفر جنگجو را در داخل و خارج سازماندهی کرده بود.برخی از عملیات های تروریستی مانند انفجارات ، خودروهای بمب گذاری شده ، کشتار مردم و عملیات علیه نظام سوریه و … توسط این گروه اجرا می شده است.

– جبهه اکراد سوریه نیز از گروه های مسلح مردمی سوریه به شمار می آیند. این جبهه ۱۰ الی ۱۵ هزار نیروی رزمنده در اختیار دارد و هدفشان حمایت از کردهای سوریه در جنگ می باشد. اکراد در سوریه با نظام و بشار اسد درگیر نبودند و ارتش سوریه نیز به آنها کمک های تسلیحاتی کرده است. این گروه در منطقه سکونت خود در استانهای حسکه و قامیشلی مستقر بود و درگیری های  نظامی با گروه های مختلف تکفیری مانند داعش- النصره و … داشته است.

– اتباع کشورهای لیبی- الجزایر- تونس- مراکش و سودان نیز به عنوان دومین گروه بزرگ جهادگران خارجی در سوریه  حضور نظامی داشتند. تا کنون اسامی بیش از ۱۶۰۰۰ نفر از آنها در سال ۲۰۱۵ به صورت رسمی منتشر شد. این افراد در سوریه به عضویت یکی از گروه‌های داعش- جبهه‌النصره و جیش‌الاسلام در آمده‌ بودند.

– در حال حاضر بسیاری از این افراد به دلیل پیشروی‌های ارتش، از سوریه خارج شده‌اند. بسیاری از شهروندان اردن و فلسطین که دارای گرایشات سلفی بودند به سوریه اعزام شده‌ بودند.

– در سال ۲۰۱۲ آمریکا تعدادی از اعضا گروهک منافقین را با هدف استفاده به عنوان ستون پنجم و جلوگیری از نفوذ ایران، از مرز عراق به سوریه منتقل کرد. تعداد زیادی از آن ها در حملات ارتش سوریه و هم‌پیمانان آن، کشته شده‌اند. اتحادیه اروپا تعداد کشته‌شدگان منافقین را ۷۵۰ نفر اعلام کرده‌است.

– یک گروه تروریستی عربستانی به نام « عبدالله عزام» پس از ورود به لبنان به بهانه دفاع از مردم سوریه چندین عملیات تروریستی علیه حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران انجام داد. انفجارات ضاحیه و انفجار مقابل سفارت ایران در بیروت از جمله اقدامات تروریستی این گروه می‌باشد. ارتش لبنان در سال ۲۰۱۳ ماجد‌الماجد سرکرده گروه تروریستی عبدالله عزام را در لبنان دستگیر کرد ولی پس از ۴ روز اعلام شد که وی به دلیل نرسیدن داروهای لازمه در زندان فوت کرده‌است. محافل خبری این مرگ را عمدی و برای جلوگیری از دسترسی ایران به اطلاعات وی تحلیل کردند.

ارتش آزاد سوریه: ارتش آزاد سوریه شماری از نظامیان جدا شده از ارتش دولت بشار اسد بودند . سرهنگ ریاض الاسعد، رهبری ارتش آزاد سوریه را به عهده داشت. نیروی موسوم به «ارتش آزاد سوریه» در ماه اوت سال ۲۰۱۱ توسط گروهی از نظامیان فراری و با هدف حمایت از غیرنظامیان در برابر حملات ارتش سوریه و تلاش برای سرنگونی حکومت بشار اسد تشکیل شد. با حمایت اردن وترکیه تشکیل شد.  هم چنین در ژانویه ۲۰۱۲ اعلام شد؛ افسران برجسته جدا شده از ارتش خود را برای تشکیل شورای فرماندهی نظامی آماده می‌کنند. سرهنگ ریاض الاسعد، رهبر ارتش آزاد سوریه و ژنرال مصطفی احمد شیخ از افسران برجسته ارتش سوریه، فرماندهی این شورا را برعهده ‌گرفتند. ارتش آزاد سوریه ژانویه ۲۰۱۲ شهر زَبَدانی در جنوب‌غربی این کشور و در نزدیکی مرز لبنان را به کنترل خود درآورد. این شهر در ۳۰ کیلومتری شمال غربی دمشق قرار دارد.

کمیته هماهنگی ملی: این کمیته در سپتامبر ۲۰۱۱ و از میان گروه‌های سیاسی مخالف داخل سوریه تشکیل شد. منادی تغییرات مسالمت‌آمیزبود ، مخالف مداخله نظامی و علی‌الظاهر معتقد بود که اعضای حکومت فعلی می‌توانند در دوران گذار نقش مثبتی ایفا کنند. بنا به گفته اعضای این کمیته ، آنان نگران بودند که سرنگونی حکومت موجب آشوب در کشور شود. حسن عبدالعظیم، از شخصیت‌های باسابقه این اپوزیسیون، می‌گوید: ما مداخله خارجی را رد می‌کنیم و به زعم ما خطر دخالت به اندازه استبداد داخلی است. ما هر دوی آن‌ها را مردود می‌دانیم.

شورای ملی سوریه: “دنیس راس” مشاور اسبق باراک اوباما پیشنهاد تشکیل «شورای ملی معارضان سوریه» را داد و گفت : شورایی که به عنوان سخنگوی اول غربی‌ها عمل می‌کند.شورای ملی سوریه از مجموعه گروه‌های متفاوت اپوزیسیون از نیمه دوم ۲۰۱۱ و در ترکیه آغاز به کار کرد . برهان غلیون، رئیس این شورا گفت : ما نیروهای اپوزیسیون را متحد می‌کنیم . شورای ملی سوریه ائتلافی از هفت گروه مخالف حکومت سوریه‌ بود که با هدف ارائه جایگزینی معتبر برای حکومت بشار اسد تشکیل شده بود. اعضای این شورا عبارت بودند از:

  • بیانیه تغییر دموکراتیک دمشق:گروهی برآمده از جنبشی که در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ و به اصطلاح «بهار دمشق» خواهان اصلاحات دموکراتیک وسیع شده و از سوی حکومت سرکوب شده بود.
  • اخوان‌المسلمین.
  • کمیته‌های هماهنگی محلی:جریان‌هایی متشکل از شهروندان عادی که تظاهرات را در اقصی نقاط کشور هدایت می‌کنند.
  • کمیسیون عمومی انقلاب سوریه: ائتلافی از ۴۰ گروه از میان توده‌های مردم.
  • احزاب کرد، رهبران طوایف و چهره‌های مستقل. در ۱ آوریل ۲۰۱۲
  • ستاد مشترک ارتش آزاد نیز یکی دیگر از سازمانهای مسلح سوری به شمار می آید. این ستاد به عنوان شاخه نظامی ائتلاف ملی مخالفان سوریه مطرح شد و کشورهای غربی آن را جانشین ارتش سوریه پس از سقوط بشار اسد تلقی می کردند.

کشورهای شرکت‌کننده در دومین نشت دوستان مردم سوریه (بیش از ۸۰ کشور جهان) این شورا را به عنوان نماینده قانونی مردم سوریه به رسمیت شناختند.(بی‌بی‌سی فارسی، ۱ آوریل ۲۰۱۲)

گروه دوستان سوریه: گروه دوستان سوریه مجموعه‌ای از کشورها و نهادهای بین‌المللی برای پیدا کردن راه حلی برای بحران سوریه، پس از آنکه چین و روسیه قطعنامه مرتبط در مورد سوریه را وتو کردند، خارج از شورای امنیت، توسط نیکلا سارکوزی). ۲۰۱۲  ,Feb, 4 (Sarkozi, رئیس جمهور فرانسه مطرح شد که اولین نشست آن در ۲۴ فوریه ۲۰۱۲ در تونس برگزار شد و جلسه دوم در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۱۲ در شهر استانبول ترکیه انجام پذیرفت .).,۲۰۱۲ ,۱ , April2(Al Jazeera English,

استعداد نام گروه ردیف
۸۰۰-۲۵۰۰ جیش ادلب الحر ۲۲
۵۰۰-۱۲۰۰ فرقه الصفوه ۲۳
۸۰۰-۲۵۰۰ لواء شهداء الاسلام ۲۴
۷۰۰-۱۵۰۰ لواء الابابیل ۲۵
۳۰۰-۱۵۰۰ لواء صغور الرقه ۲۶
۲۰۰-۱۰۰۰ اخباء القوقاز ۲۷
۲۰۰۰۰-۳۵۰۰۰ جبهه اسلامی سوریه (ائتلافی از سیزده گروه مختلف) ۲۸
۵۰۰۰-۹۰۰۰ جیش المهاجرین و الانصار (ویژه چچن و ازبکستان) ۲۹
۲۰۰۰۰-۴۵۰۰۰ جبهه اسلامی آزاد بخش سوریه(ائتلافی) ۳۰
۳۰۰-۱۵۰۰ الویه الفرقان ۳۱
۱۰۰۰-۲۰۰۰ الویه العمری ۳۲
۱۰۰۰-۲۵۰۰ جبهه شوار سوریا ۳۳
۳۰۰-۱۵۰۰ شوار رقه ۳۴
۶۰۰۰-۹۰۰۰ گردان های الفاروق(ائتلافی) ۳۵
۸۰۰۰-۵۰۰۰ گردان احفاء الرسول (ص) (ائتلافی) ۳۶
۸۰۰-۲۰۰۰ جبهه وحدت ملی (ائتلاف مسیحیان و علوی های مخالف) ۳۷
۳۰۰۰-۷۰۰۰ جبهه مستضعفان ۳۸
استعداد نام گروه ردیف
۱۵۰۰-۳۰۰۰ جیش الفتح ۱
۱۰۰۰-۳۰۰۰ جیش الحر ۲
۱۸۰۰۰-۲۵۰۰۰ جیش الاسلام(معروف به ارتش عربستان) ۳
۳۰۰-۱۰۰۰ اخباء الشام ۴
۷۰۰-۲۰۰۰ جیش السنه ۵
۵۰۰-۱۵۰۰ جیش النوره ۶
۷۰۰-۱۸۰۰ جیش الایمان ۷
۳۰۰-۱۵۰۰ جیش العزه ۸
۵۰۰-۲۰۰۰ جیش النصر ۹
۷۰۰-۱۵۰۰ جیش مفاویر النوره ۱۰
۹۰۰-۲۵۰۰ فتح الشام ۱۱
۱۵۰۰-۳۰۰۰ احرار الشام (اخوانی) ۱۲
۷۰۰۰-۱۵۰۰۰ صغور الشام ۱۳
۱۵۰۰-۲۵۰۰ فیلق الشام ۱۴
۱۰۰۰-۲۰۰۰ جیش الاحرار ۱۵
۳۰۰۰-۵۰۰۰ مجاهدین شام ۱۶
۱۰۰۰-۲۰۰۰ فیلق الرحمن(اخوانی) ۱۷
۸۰۰-۲۰۰۰ جنه الاقصی ۱۸
۵۰۰-۱۵۰۰ صغور الفاب ۱۹
۲۰۰۰-۴۰۰۰ کنیه حق ۲۰
۳۰۰-۱۵۰۰ احرار الشرقیه ۲۱

توافق گروه‌های مخالف بشاراسد: دو جریان عمده مخالف دولت بشار اسد؛ کمیته هماهنگی ملی و شورای ملی سوریه ضمن تسریع و تسهیل روند تغییر حکومت، مانع از مداخله نظامی خارجی در کشور ‌شدند. در این سند هردو ی این جریانها بر تقویت و حمایت از «ارتش آزاد سوریه» تأکید کردند. بموجب این توافقنامه پس از سقوط

دولت بشار اسد یک دولت انتقالی تا مرحله انتخابات قدرت را به دست گرفته و کشور را اداره می کرد. عبدالعظم، رهبر “کمیته هماهنگی ملی سوریه” به خبرنگار فرانس پرس گفت: هدف از این اتحاد، یافتن فصل مشترک و حصول توافق بر تغییرات بنیادین برای پس از سقوط حکومت بشار اسد است. “شورای ملی سوریه” مرکب از نزدیک به ۲۳۰ سازمان و چهره سیاسی مخالف دولت بشار اسد بود که در اجلاس استانبول ترکیه تشکیل شد قریب یکصد نفر آن در داخل سوریه بسر می‌بردند که تعداد آنها بیش ازاحزاب و سازمانهای قدیمی مخالف دولت بشار اسد مثل اخوان المسلمین و برخی جریان‌های لیبرال بودند و “کمیته هماهنگی ملی سوریه” که فقط در داخل سوریه فعالیت داشتند و از جنبش خود جوش جوانان فیس بوکی و توئیتری تشکیل شده ‌ که سازماندهی اصلی مبارزات داخل سوریه را دنبال می کردند.

در دسامبر ۲۰۱۱ بزرگترین کنگره مخالفان بشار اسد در تونس تشکیل شد. برهان غلیون پیش از آغاز کنگره با رئیس جمهور وقت تونس، منصف مرزوقی دیدار و گفتگو کرد. هم چنین عبدالله ترکمانی، یکی از سخنگویان شورای ملی سوریه به خبرگزاری آلمان گفت، این شورا از جامعه جهانی می‌خواهد برای حفاظت از جان شهروندان معترض سوری اقدام کند. عبده حسام الدین معاون وزیر نفت دولت بشار اسد، در یک پیام ویدیوئی که شامگاه ۷ مارس ۲۰۱۲ در شبکه یوتیوب منتشر شد اعلام کرد که تصمیم گرفته‌است از عضویت در دولت این کشور کناره گیری کند و به انقلاب ملت سوریه بپیوندد. (Deutsche Welle,17/12/2011 )

موضع القاعده: ایمن الظواهری، رهبر القاعده، از مخالفان بشار اسد در سوریه حمایت کرد. او در پیامی ویدیویی خطاب به مخالفان دولت سوریه گفت که به حمایت کشورهای عرب و غرب تکیه نکنند. او همچنین دولت سوریه را رژیمی سرطانی توصیف کرد که مردم آزاد سوریه را از پا درمی‌آورد.  (رهبر القاعده ،۱۲ فوریه ۲۰۱۲.)

اسامی وآمار گروه های معارض حکومت سوریه دربحران

۳۹                    لواء الامه ( از کشورلیبی)              ۳۰۰۰-۵۰۰۰

۴۰                      کمیته هماهنگی ملی             معارضین داخل حکومت

همه‌پرسی قانون اساسی سوریه ۱۳۹۰: در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۹۰ در سوریه پیش‌نویس قانون اساسی نوین به همه‌پرسی گذاشته شد. قانون اساسی جدید اختیارات حزب بعث سوریه را محدود می‌کند و رئیس‌جمهور بیش از دو دوره حق ریاست ندارد. همه‌پرسی با مشارکت ۵۷٫۴ درصدو موافقت ۸۹٫۴ درصد رای‌دهندگان (برآیند موافقت ۵۱٫۳ درصد واجدان شرایط) رای آورد. عنوان شده‌بود که در پی ناامنی در برخی مناطق  همه مردم نتوانستند در همه‌پرسی شرکت کنند.

دولت انتقالی: به گفته منابع سازمان ملل متحد، قدرت‌های بزرگ غربی، روسیه و چین از طرح پیشنهادی کوفی عنان، نماینده مشترک سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، برای پایان دادن به بحران سیاسی پانزده‌ماهه در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۲، از طریق تشکیل یک دولت انتقالی با شرکت گروه‌ها و شخصیت‌های مختلف حمایت کردند.

در طرح کوفی عنان پیشنهاد شده بود که دولت وحدت ملی با شرکت برخی از مقامات حکومت کنونی و شخصیت‌ها و نمایندگان گروه‌های سیاسی مخالف تشکیل شود و با خاتمه دادن به درگیری مسلحانه، زمینه مشارکت آزاد مردم در تعیین سرنوشت خود را فراهم آورد.  گروه‌های اپوزیسیون سوریه در روز ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۲ در نشستی در قاهره توافق کردند که هیثم المالح، ریاست دولت انتقالی سوریه را به عهده گیرد. هیثم المالح مسئولیت تشکیل دولت در تبعید که مقر آن در قاهره خواهد بود، را به عهده گرفت. المالح در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت: من مسئولیت تشکیل دولت انتقالی را پذیرفتم و برای تشکیل کابینه با همه گروه‌های اپوزیسیون سوریه در خارج و داخل کشور مشورت خواهم کرد. المالح در گفتگو با خبرگزاری فرانسه اضافه کرد: وقتی بشار اسد از قدرت کناره‌گیری کند یا برکنار شود، نباید در وضعیتی نابسامان و بدون هیچ برنامه سیاسی مشخصی باشیم. هدف از تشکیل این دولت در تبعید، آمادگی برای قبول مسئولیت‌ها و هدایت کشور با برنامه‌ریزی قبلی و هزینه‌های کمتر است. (DW.DE  ۳۱٫۰۷٫۲۰۱۲)

تفاوت بحران سوریه و تحولات بیداری اسلامی

در محافل مختلف سیاسی همواره این سؤال مطرح می شود که نا آرامی های سوریه، امتداد بیداری اسلامی در کشورهای عربی است. همانطور که در تونس- مصر- لیبی و یمن از اعتراضات مردمی حمایت می شد، در سوریه نیز می بایست از انقلاب مردم این کشور حمایت شود. چرا از خواسته ها و مطالبات مردمی در چهار کشور تحولات بیداری حمایت شد ولی در سوریه از خواسته های مردم که تغییر نظام سیاسی بود، حمایت نشده است!؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت:  ماهیت حوادث و تحولات بیداری اسلامی در کشورهای تونس- مصر- لیبی و یمن، با ماهیت تحولات و بحران سوریه متفاوت است. مهم ترین تفاوت های جوهری این دو مقوله عبارتند از:

چگونگی شکل گیری تحولات بیداری اسلامی: در چهار کشور مصر، تونس، لیبی و یمن، تحولات بیداری بدون طراحی و صرفاً به صورت خود جوش توسط جوانان مسلمان در این کشورها و به صورت کاملاً مردمی شکل گرفته است و لیکن در سوریه، برای بی ثبات سازی این کشور، یک طرح جامع با مشارکت قدرت های منطقه ای و بین المللی و هم پیمانان نظام سلطه طراحی و اجرا شد.

دخالت قدرت های منطقه ای و بین المللی: در هیچکدام از تحولات بیداری اسلامی در کشورهای مصر، تونس، لیبی و یمن هیچ یک از قدرت های منطقه ای و بین المللی در شورش های مردمی دخالت نداشتند. ولی در سوریه تقریباً همه قدرت های منطقه ای و بین المللی (به جز چین و روسیه) با حمایت وتشویق شورشیان خارجی در بحران سوریه دخالت داشته اند. آمریکا، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب، عربستان، قطر،  ترکیه و امارات عربی از حامیان اصلی مخالفان سوریه بودند.

شعارهای مردمی: شعارهای اساسی مردم در تحولات بیداری اسلامی، شعارهای  اسلامی و ضد  آمریکا و رژیم صهیونیستی بود. ولی در شعارهای  سوریه نه تنها شعاری علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی داده نشد بلکه در حمایت از آنها بود. از جمله وعده معارضه برای افتتاح سفارت اسرائیل در دمشق و حمله به مقاومت و ایران از جمله مطالبی است که آشکارا در تلویزیونهای معارضه و فضاهای مجازی مرتبط با آنها مطرح شد.

اهداف و مطالبات مردمی:  اهداف و مطالبات مردم در تحولات بیداری اسلامی در کشورهای چهارگانه عربی، حذف دیکتاتور و رسیدن به استقلال ملی و رفاه عمومی بود ولیکن در سوریه، هدف از ایجاد بحران تضعیف محور مقاومت- مخالفت با جمهوری اسلامی ایران- تشکیل خلافت اسلامی و عملا تأمین امنیت رژیم صهیونیستی بوده است!؟  در سوریه با اینکه رهبریت حکومت و ارتش در اختیار  اقلیت علوی بود و مخالفین بشار فکر می کردند جریان اکثریت سنی بزودی از حکومت جدا خواهند شد ولی بر خلاف کشورهای تونس ، مصر، یمن و لیبی که عمده رهبران حکومت ومردم از حکومت جدا شدند ولی رهبران دولت ومردم سوریه با بشار اسد ماندند و از حکومت در شرایط سخت دفاع کردند.

حضور جنگجویان خارجی در کشور سوریه:          در تحولات بیداری اسلامی کشورهای عربی (تونس- مصر- لیبی و یمن) اعتراضات فقط توسط مردم همان کشور مطرح و اداره می شد ولی در سوریه ۰۰۰/۶۰ خارجی از ۵۵ کشور جهان حاضر شدند که حدود ۵۰۰۰ نفر از آنها اروپایی بوده اند.این اقدام به معنای اعلام جنگ رسمی به یک کشور مستقل می باشد که در منطقه سابقه نداشته است.

نتیجه: با توجه به واقعیات موجود، یکسان دانستن تحولات بیداری اسلامی در تونس، مصر، لیبی و یمن با بحران سوریه، نوعی کوته نگری و ساده اندیشی به نظر می رسد. اگرچه مردم سوریه مانند سایر کشورهای عربی از کم و کیف آزادی های سیاسی، اجتماعی، و رفاه اقتصادی در رنج بوده اند، لیکن جوهره اعتراضات و نا آرامی ها در سوریه ، با استفاده از مردم در راستای طرح همه جانبه با هدف سقوط نظام بشار اسد که حامی مقاومت و همراه جمهوری اسلامی ایران بود، سازماندهی و اجرا شده بود. انحراف در مسیر تحولات بیداری اسلامی، نجات رژیم های وابسته عربی، تضعیف محور مقاومت و تأمین امنیت رژیم صهیونیستی از جمله اهداف نظام سلطه در بحران سازی و بی ثبات سازی سوریه به شمار می آیند.

 مداخله خارجی در جنگ داخلی سوریه

مواضع ایران:  بر اساس مواد ۱و۲ منشور سازمان ملل متحد، و “اصل ممنوعیت توسل به زور”  (پیمان همگانی برای خودداری از جنگ به عنوان سیاست ملی سال۱۹۲۸ تحت عنوان “پیمان بریان کلوگ”   (Kellog-Briand Pact)  توسل به جنگ جز در دفاع مشروع به عنوان یک حق مستقل ممنوع اعلام شد(Dixon,2013,25)  و بموجب ماده ۱ منشورسازمان ملل “متوقف ساختن هر گونه عمل تجاوز وسایر کارهای ناقض صلح”). می توان مداخلات ایران در سوریه را مطابق دو اصل کاملا منطبق با قواعد حقوق بین الملل مشروع تلقی کرد که نخستین مورد آن، دعوت دولت قانونی این کشور از دولت ایران است ، زیرا دولت اسد با توجه به این که دولت قانونی ومشروع این کشور محسوب می شود از حق دعوت از کشورهای دیگر بر اساس ماده ۲۹ قطعنامه ۳۳۱۴برای مداخله به نفع خود برخوردار است همانطور که نوری مالکی ابتدا از ایران وسپس در آگوست ۲۰۱۴ از آمریکا برای دفاع از عراق در مقابل خطر داعش دعوت کرد ،دوم استناد به “دفاع مشروع جمعی وفردی در برابر بازیگران غیر دولتی”  است، که این امر نیز به دلیل عدم توانایی دولت سوریه در جلوگیری از اقدامات گروه های افراطی و به طور خاص داعش علیه امنیت کشورهای دیگر و همچنین ضرورت و تناسب در میزان عملیات نظامی ایران در کشور سوریه قابل توجیه است. طبق معاهدات بین المللی شرط تناسب به این معنی است که میزان زوری که در راستای دفاع مشروع در برابر متجاوز به کار برده می شود  باید به آن میزان باشد که برای دفع متجاوز یا خاتمه دادن به حمله لازم باشد. امام خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در موضع‌گیری‌ رسمی در برابر جنگ سوریه گفت: موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال سوریه، حمایت از هرگونه اصلاحات به نفع مردم این کشور و مخالفت با دخالت آمریکا و کشورهای دنباله رو آن، در مسائل داخلی سوریه‌است. در ایران موضعگیری‌های متفاوتی نسبت به درگیری‌های سوریه نشان داده شد. برخی از گروه‌ها با صدور بیانیه‌هایی، همراهی خود با «انقلاب مردم سوریه» را نشان دادند و از طرف دیگر جمهوری اسلامی بر پشتیبانی خود از بشار اسد ادامه داد. البته این حمایت‌ها در تغییر سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به حکومت اسد تأثیری نداشت و در نهایت پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران از بشار اسد سبب شد تا نیروی انتظامی ایران همراه با اسماعیل احمدی مقدم و احمدرضا رادان، فرمانده و جانشین فرمانده این نیرو، به اتهام کمک به دولت بشار اسد از سوی دولت آمریکا تحریم شوند. مقامات آمریکایی نیز در روز ۲۳ دی ماه ۱۳۹۰ اعلام کردند که دولت جمهوری اسلامی ایران توسط قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای کمک به حکومت در سوریه، سلاح در اختیار دولت بشار اسد قرار ‌داد. همچنین ایران درخواست میانجیگری میان گروه‌های مخالف و حکومت سوریه را مطرح کرد و فرمول تشکیل حکومتی با چهار وزیر از گروه‌های مخالف در مقابل انصراف از درخواست برکناری بشار اسد را پیشنهاد کرد که با مخالفت اخوان‌المسلمین سوریه مواجه شد. (عطایی، ۲ بهمن:  ۱۳۹۰). شورای ملی سوریه ۱۲ خرداد ۱۳۹۱، اعلام کرد که ایران «میلیاردها دلار پول از طریق بانک‌های لبنان و عراق» به حکومت بشار اسد می‌فرستد.

موضع حماس: اسماعیل هنیه نخست‌وزیر فلسطین و از رهبران ارشد حماس در سخنرانی خود روز جمعه ۲۴ فوریه ۲۰۱۲ در مسجد الازهر قاهره به طور علنی از معترضان و مخالفان حکومت سوریه حمایت کرد؛ و ضمن به کار بردن لفظ نبرد حماسی مردم سوریه برای دموکراسی، آن را در خور ستایش دانست. همزمان با سخنرانی هنیه در قاهره، یکی دیگری از اعضای ارشد حماس صلاح ال برداویل در سخنرانی خود در غزه ضمن حمایت از مخالفان حکومت سوریه اظهار کرد: هیچ عامل سیاسی موجب نادیده گرفتن اتفاقات سوریه نمی‌شود. البته حماس که تحت تاثیر وعده های جریان اخوان قرار گرفته بود با گذشت زمان به عمق ماجرا پی برد و تلاش کرد پس از بازسازی رابطه خود با ایران در روابط خود با سوریه نیز تجدید نظرکند. صبر استراتژیک ایران در مقابل خطای حماس در بحران سوریه فرصت بازنگری را برای حماس ایجاد کرد.

عملکرد ترکیه در بحران سوریه: رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در آوریل ۲۰۱۲ در سخنانی تهدید کرد که اگر سوریه آتش‌بس را نادیده بگیرد، آنکارا خود وارد عمل می‌شود. ترکیه صبورانه منتظر می‌ماند تا ببیند که آیا سوریه به آتش‌بس عمل می‌کند یا نه، اما اگر دمشق آتش‌بس را نادیده بگیرد ما آماده اقدام هستیم.  ترکیه که از مخالفان بشار اسد حمایت می‌کند، خواستار ایجاد یک “دالان بشردوستانه”در خاک سوریه شد که با توجه به مواضع دمشق بدون دخالت نظامی امکان‌پذیر نخواهد بود. رجب طیب اردوغان، با دفاع از تشکیل یک “دالان بشردوستانه” در خاک سوریه در پارلمان این کشور گفته بود: پدر بشار اسد برای اعمالش در این دنیا بازخواست نشد اما پسر او برای این کشتار حساب پس خواهد داد. ترکیه هم چنین سفیر ایران در آنکارا را به دلیل اظهارات مقام‌های ایرانی درباره کنفرانس گروه دوستان سوریه احضار کرد. احمد داوود اغلو وزیر امور خارجه ترکیه در نشستی خبری درپایان کنفرانس گروه دوستان سوریه در استانبول گفت: ه نظام سوریه اجازه سوء استفاده از فرصت‌ها نمی‌دهیم. این آخرین فرصت است که به این نظام داده می‌شود. احمد داوداغلو همچنین وضعیت سوریه را به وضعیت بوسنی تشبیه کرد و گفت: در بوسنی جامعه جهانی بیش از اندازه تعلل کرد. از همین رو بسیاری از مردم کشته شدند. در سوریه جامعه جهانی نباید چنین تعللی از خود نشان دهد. باید بی‌درنگ اقدام کنیم.

  1. ترکیه با اعلام سیاست حذف تنش با کشورهای همسایه به موقعیت های فوق العاده سیاسی و اقتصادی در منطقه نائل می‌شود.
  2. آخرین سفر اردوغان به دمشق و امضاء قراردادهای تجاری و حذف تعرفه های واردات و صادرات میان دو کشور، از روند بسیار خوب همکاری ترکها و سوریه خبر می داد.
  3. با گسترش تحولات بیداری اسلامی وایجاد حکومت اخوانی در مصر، مقامات ترکیه مسیر تنش زدایی خود را به تقابل با حکومت های مخالف تغییر می دهند.
  4. با به قدرت رسیدن اخوان المسلمین در مصر، دولت ترکیه به امید گسترش سیستم حکومتی این کشور در جهان اسلام، به حمایت و تقویت جریان اخوان المسلمین در جهان عرب می پردازد.
  5. با آغاز بحران سوریه و تلاش اخوانی ها برای سقوط بشار اسد، ترکیه نیز در کنار اخوان سوریه قرار گرفته و با حمایت از معارضه علیه نظام سوریه وارد عمل می شود.
  6. ترک ها که بقای بشار اسد در حاکمیت سوریه را بسیار ضعیف می دیدند با بازکردن مرزهای خود و حمایت مالی – تبلیغاتی و لجستیکی از جنگجویان خارجی دامنه بحران را به شدت گسترش می‌دهند.
  7. بیش از ۸۰% جنگجویان –تجهیزات و لجستیک مورد نیاز معارضه (داعش-النصره و گروههای مسلح سوری) از طریق دولت ترکیه تامین می گردد.
  8. با ورود ایران به بحران سوریه و کمک به بشار اسد برای مقابله با گروههای تروریستی، خشم و نگرانی ترکیه از ایران افزایش می‌یابد. مقامات ترک طی سفرهای مختلف به ایران ، و دیدار با مسئولین ایرانی خواهان کنار کشیدن ایران از سوریه می‌شوند.
  9. با سرکوب معارضه و ناکامی طرح های عربی- اروپایی و آمریکایی برای براندازی نظام سوریه به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ و پیروزی قاطع بشار اسد، دولت ترکیه به شدت خسارت دیده و احساس خطر می کند.
  10. حمایت ترکیه از جریان اخوان سوریه علیه رژیم اسد
  11. با مشکلات نسبی حزب عدالت و توسعه (حزب حاکم) در آخرین انتخابات ترکیه ، انتظار می‌رفت سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه تغییر یافته و به توقف یا کاهش حمایت ترکیه از معارضه وارداتی سوریه منجر شود.
  12. سوریه و ترکیه پس از پایان جنگ جهانی دوم در دو مسیر (شرقی و غربی) قرار گرفتند. سوری ها به بلوک شرق و گرایشهای تند ملی گرائی و تفکر لائیک متمایل شدند و ترکها خود را در اندیشه لیبرال دموکراسی غربی تعریف کردند.
  13. روابط خوب ترکها با رژیم صهیونیستی ، با روابط خصمانه سوریه با آن رژیم در تعارض بود و نوعی بی اعتمادی دوجانبه میان آنها ایجاد کرده بود.
  14. سه موضوع اشغال اسکندرون– سهم القدر آب رودخانه فرات و مسئله کردها، همواره بر روابط سوریه و ترکیه سایه افکنده‌است.

   مهمترین اقدامات ترکیه در بحران سوریه عبارتند از:

  1. اعمال فشار دیپلماتیک به نظام سوریه و تعلیق روابط سیاسی با دمشق
  2. حمایت از اخوان المسلمین سوریه برای دستیابی به قدرت
  3. میزبانی از گروههای سیاسی مخالف اسد در ترکیه
  4. تاکید بر برکناری بشار اسد از قدرت
  5. ارائه تسهیلات برای نقل و انتقالات مخالفان از مرزهای مشترک با سوریه
  6. انجام تحریم های یک جانبه علیه سوریه
  7. برپایی اردوگاههای پناهندگی برای مخالفان سوریه در مناطق مرزی مشترک
  8. انجام اقدامات پراکنده نظامی علیه ارتش و دولت سوریه
  9. ارائه خدمات پزشکی – غذاو دارو به مخالفان سوری
  10. خرید نفت سوریه از گروههای تروریستی (داعش- النصره و…. )

عملکرد قطر در بحران سوریه: قطر در بحران سوریه در چهار عرصه سیاسی- نظامی- اقتصادی و رسانه‌ای ایفای نقش کرده است.رئوس مهمترین اقدامات قطری‌ها در بحران سوریه عبارتند از:

  1. قطع روابط سیاسی با سوریه(قطر اولین کشوری بود که سفارت خود را در دمشق تعطیل کرد.)
  2. میزبانی از مخالفان نظام سوریه در دوحه(برگزاری کنفرانس دوحه ۲۰۱۲)
  3. افتتاح سفارت نمادین مخالفان سوریه در قطر
  4. حمایت همه جانبه سیاسی، مالی، تبلیغاتی و تسلیحاتی از تروریست‌ها
  5. تلاش همه جانبه برای سرنگونی دولت بشار اسد
  6. پیشتازی برای اخراج سوریه از اتحادیه عرب
  7. درخواست از کشورهای عربی برای اعزام نیروی نظامی ناظران صلح عربی به سوریه
  8. درخواست ارجاع پرونده سوریه به شورای امنیت سازمان ملل(پرونده بنغازی سازی بحران)
  9. اعلام آمادگی برای پرداخت حقوق ماهیانه به نظامیان فراری از ارتش سوریه
  10. اختصاص مبلغ ۶ میلیارد دلار برای کمک به مخالفان سوریه
  11. حمایت مالی برای اعزام هزاران جنگجو به سوریه
  12. انعکاس اخبار و تحولات بحران به نفع مخالفان سوریه(شبکه الجزیره و فضای مجازی)
  13. درخواست برای دخالت نظامی قدرتهای منطقه ای و جهانی در سوریه
  14. تلاش برای نابودی زیرساختهای سوریه و تضعیف محور مقاومت

عملکرد رژیم صهیونیستی در بحران سوریه:  قدرالسهم رژیم صهیونیستی در سناریوی بی ثبات سازی سوریه که توسط آمریکا طراحی و اجرا می شد، کاملا مشخص بوده است.

  1. حمایت تبلیغاتی و رسانه ای از گروه های تروریستی ضد نظام سوریه
  2. ارائه اطلاعات نظامی به تروریست ها (تحرکات،آب و هوا، نقل و انتقالات و…)
  3. مداوای تروریست‌های مجروح در داخل کشور رژیم صهیونیستی
  4. بمباران مراکز نظامی و انبارهای تسلیحاتی ارتش سوریه
  5. انجام عملیات نظامی در مرز با سوریه (بنا به درخواست معارضه)
  6. طراحی و اجرای عملیات روانی در حمایت از تروریست ها و مخالف با نظام سوریه
  7. ارائه کمکهای مالی و لجستیکی به تروریست ها(غذا ، دارو ، حمل و نقل و…)
  8. لابی گری برای ورود اروپا و سازمان های بین المللی به بحران سوریه و اعمال فشار به بشار اسد
  9. برگزاری دوره های آموزشی نظامی برای تروریست ها

عملکرد عربستان سعودی در بحران سوریه: نقش منطقه ای و بین المللی عربستان در بحران سوریه بسیار برجسته و شاخص می باشد. مهم ترین اقدامات عربستان در این بحران عبارتند از:

  1. تعطیل کردن سفارت سوریه  و اخراج دیپلماتهای سوری از عربستان
  2. تلاش برای ورود سلفی های سوریه به حاکمیت در این کشور
  3. تخریب چهره انقلابی و مقاومتی سوریه درجهان عرب
  4. تقویت وهابی گری در سوریه
  5. بکارگیری اتحادیه عرب وسازمان های منطقه ای وجهانی علیه دولت سوریه
  6. حمایت مالی برای اعزام هزاران جنگجو به سوریه
  7. اختصاص ۱۲ میلیارد دلار برای کمک به گرو های تروریستی در سوریه
  8. حمایت همه جانبه سیاسی – تبلیغی- تسلیحاتی و رسانه ای از تروریست ها
  9. درخواست از سازمان ملل برای اعطاء کرسی سوریه به مخالفان این کشور
  10. تلاش وافر برای تضعیف محور مقاومت در منطقه
  11. مقابله با موج بیداری اسلامی در منطقه
  12. ایجاد ائتلاف منطقه ای برای حمایت از مخالفان سوریه

عملکرد آمریکا در بحران سوریه : آمریکا به عنوان طراح سناریوی بی ثبات سازی سوریه، در تولید، تشدید و هدایت بحران سوریه نقش رهبری داشته است. وزات امور خارجه ایالات متحده آمریکا تاریخ  ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۷ در گزارش سالانه خود درباره تروریسم در سال ۲۰۱۶ را در ۷ فصل منتشر کرد که در آن ضمن پرداختن به موضوع حمایت تروریسم توسط حکومت ایران گزارش داد که ایران همچنان در راس کشورهای حامی تروریسم است. در این گزارش سوریه نیز به عنوان کشور حامی تروریسم معرفی شده‌است. در فصل سوم گزارش سالانه آمریکا تحت عنوان «کشورهای حامی تروریسم» ضمن پرداختن به نقش ایران در کمک به رژیم اسد، در یک بخش مستقلاً درباره سوریه به عنوان کشور حامی تروریسم نوشته‌است: «سوریه در سال ۱۹۷۹ بعنوان یک کشور حامی تروریسم نام گذاری شده‌است. رژیم اسد به حمایت سیاسی و نظامی از گروه‌های مختلف تروریستی که ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهند، ادامه می‌دهد در حالیکه جنگ سوریه وارد ششمین سال خود شد. رژیم به فراهم کردن حمایت سیاسی و تسلیحاتی برای حزب‌الله ادامه می‌دهد. رابطه رژیم اسد با حزب‌الله و ایران در سال ۲۰۱۶ قوی تر شده در حالیکه رژیم بیشتر متکی به عوامل خارجی برای جنگ نظامی با اپوزیسیون سوریه شد. این گروهها یک نقش حیاتی در تسخیر شرق حلب توسط رژیم در دسامبر۲۰۱۶ بازی کردند. رئیس‌جمهور بشار الاسد یک مدافع بی شائبه از سیاست‌های ایران باقی ماند. در حالیکه ایران به همان اندازه پر انرژی حمایت خود را برای دفاع از رژیم سوریه نشان داد.  مهمترین اقدامات آمریکا در سوریه عبارتند از:

  1. حمایت همه جانبه از مخالفان دولت سوریه
  1. طراحی و اجراء سناریوی بی ثبات سازی سوریه(نقش هریک از کشورها وسازمانها مشخص شده است.)
  2. ارائه کمکهای تسلیحاتی به مخالفان سوریه
  3. بسیج هم پیمانان منطقه ای و بین المللی خود برای حمایت از مخالفان اسد
  4. تقویت کردهای سوریه برای مقاصد سیاسی- امنیتی در آینده
  5. پیگری سیاست هویج و چماق نسبت به دولت سوریه
  6. ارائه خدمات فنی و آموزشی به تروریست ها در ترکیه و اردن
  7. سازماندهی گروه “دوستان سوریه” برای استمرار درگیری و مقابله با نظام سوریه
  8. ارائه تسهیلات رسانه ای، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به مخالفان نظام
  9. اعمال فشار به دولت سوریه در شورای امنیت
  10. اتهام بکارگیری سلاح شیمیایی به دولت سوریه
  11. بمباران مراکز نظامی ارتش سوریه(پایگاههای هوایی ،  انبارهای تسلیحاتی و …)
  12. پشتیبانی هوایی و اطلاعاتی از عملیات های ضد سوری گروهای تروریستی
  13. بکارگیری توان سازمان های بین المللی علی دولت سوریه

عملکرد روسیه در بحران سوریه: روسها  به دلیل نگرانی از سقوط حکومت بشار اسد عملا چهار سال بعد از بحران وارد صحنه دفاع نظامی از سئریه شدند واین بار بر خلاف تجارب تلخ گذشته در عراق و لیبی، تلاش کردند تا در بحران سوریه نقش اساسی‌تری را به دست آورند. بنابراین در ۳۰سپامبر ۲۰۱۵ دخالت روسیه با بمباران هوایی علیه داعش ومخالفان دولت سوریه شروع شد. از گذشته در تقسیم بندی مناطق نفوذ قدرتها، سوریه در قلمرو نفوذ روسها قرار داشت. روسیه از گذشته در سوریه منافع متعددی داشته است که از آن جمله ؛ منافع سیاسی، نظامی ، امنیتی و اقتصادی و  وجود قراردادهای همکاری نظامی- امنیتی میان سوریه و روسیه، زمینه را برای حضور روسها در این کشور فراهم کرد. پایگاه دریایی طرطوس سوریه به عنوان تنها پایگاه دریایی روسها در مدیترانه، از اهمیت استراتژیکی برخوردار بوده‌است.

 مهمترین اقدامات روسیه در بحران سوریه عبارتند از:

  1. وتوی قطعنامه های ضد سوری شورای امنیت وحمایت های سیاسی از حکومت سوریه
  2. بمباران مواضع تروریست ها در سوریه از سال ۲۰۱۵ به بعد
  3. تامین تسلیحات و مهمات مورد نیازسوریه
  4. برگزاری نشست های سیاسی صلح در سوریه
  5. معامله فرصت بدست آمده در سوریه با ترکیه و بعضا با آمریکا
  6. متوقف کردن ماشین جنگی تروریست ها در سوریه
  7. ایستادگی در مقابل برخی طرحهای عملیاتی آمریکا در سوریه

آمار کمکهای مالی کشورهای مختلف به معارضه سوریه:در خصوص میزان کمکهای مالی کشورهای عربی به معارضه سوریه، آمارهای مختلفی منتشر شده‌ یکی از آمارهایی که در سایت‌های خبری-تحلیلی کشورهای عرب زبان منتشر شده : عربستان: ۱۱ میلیارد دلار، قطر: ۱۳ میلیارد دلار ، کویت: ۳ میلیارد دلار ، بحرین: ۲ میلیارد دلار ، امارات: ۳ میلیارد دلار. فقط کشور عمان اعلام بیطرفی کرده و هیچ نوع کمک مالی و یا حمایت سیاسی از معارضه سوریه نداشته است.

اعلام جهاد علیه دولت بشار اسد:  در ۲ می ۲۰۱۳ یورو نیوز (۱۲ خرداد ۱۳۹۲)، درپی ادامه جنگ در شهر استراتژیک قُصَیر (در همسایگی لبنان) و دخالت حزب‌الله لبنان در جنگ به سود نیروهای دولتی سوریه ، یوسف قرضاوی آن حزب را حزب شیطان خواند و به مسلمانان، در برابر دولت اسد فتوای جهاد داد.

نقض حقوق بشر: کمیته بین‌المللی نجات، از سازمان‌های امدادرسان در سوریه، میزان تجاوز و خشونت‌های جنسی از سوی دوطرف را در جریان درگیری‌های سوریه را هولناک توصیف کرده‌است. در اواسط آوریل ۲۰۱۴، ناوی پیلای، مسئول کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در گزارشی گسترده شدن شکنجه در زندان‌های دولتی سوریه را محکوم کرد و استفاده از شکنجه توسط برخی گروه‌های مسلح مخالف اسد هم ابراز تاسف نمود. گروهی از سازمان‌های خیریه در تحلیل اوضاع کنونی سوریه با بررسی تصاویر ماهواره‌ای، به این نتیجه رسیده‌اند که ۸۳ درصد از چراغ‌هایی که از فضا در سراسر کشور سوریه قابل مشاهده بود، اکنون تاریک شده و دیده نمی‌شود. ( بی‌بی‌سی فارسی ، ۲۱ اسفند: ۱۳۹۳)

استفاده از جنگ افزار شیمیایی: حمله شیمیایی در حومه دمشق بویژه غوطه شرقی و غربی در تاریخ ۲۱ اوت سال ۲۰۱۳ (۳۰ مرداد ۱۳۹۲) رخ داد که طی آن بسیاری کشته شدند. طرفین درگیری همدیگر را متهم کردند وای هیچگاه مقصر اصلی این جنایت معلوم نشد اما  باراک اوباما که استفاده از سلاح شیمیایی را خط قرمز معرفی کرده بود سوریه را تهدید به دخالت نظامی مستقیم کرد) بی‌بی‌سی فارسی، ۲۲ آبان ۱۳۹۳(  در پی این حادثه بشار اسد با جمع‌آوری، از کار انداختن و نابودی تمام زرادخانه شیمیایی سوریه موافقت کرد. قرار شد این برنامه زیر نظر سازمان ملل متحد و سازمان منع بکارگیری تسلیحات شیمیایی انجام شود.که طبق اعلام سازمان منع بکارگیری تسلیحات شیمیایی درسال ۲۰۱۳ برنامه نابودسازی تسلیحات و مهمات شیمیایی سوریه به پایان رسید. ولی مخالفین اسد اعلام کردند در حملات نیروهای دولتی به روستاهای تحت کنترل شورشیان در شمال سوریه در فاصله ماه‌های آوریل تا ژوئیه ۲۰۱۴ از مهمات شیمیایی مثل کلر و یا آمونیاک استفاده شده‌است. بر اساس گزارش سالیانه وزارت امور خارجه آمریکا در مورد وضعیت حقوق بشر در جهان در سال ۲۰۱۳، که در روز ۸ اسفند ۱۳۹۲ منتشر شد. این واقعه که در آن هزار و چهار صد نفر جان خود را از دست دادند، فجیع‌ترین واقعه بشری در سال ۲۰۱۳ بوده‌است. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا اذعان کرد که ۱۴۲۹ نفر در حمله شیمیایی در حومه شرقی دمشق کشته شده‌اند.

ادعای همکاری رژیم سوریه با برخی از گروه ها:  گروه‌های اپوزیسیون سوریه در نیمه دوم سال ۲۰۱۴ میلادی ادعا کردند رژیم سوریه با برخی از گروه‌های اسلامگرا از جمله داعش همکاری می‌کند به طوری که حکومت سوریه به صورت پیاپی از تروریست‌های داعش نفت خریداری می‌کند همچنین برای حفاظت از لوله‌های نفت در شمال سوریه به گروه تروریستی جبهه النصره (جبهه فتح شام فعلی) پول می‌دهد و به این ترتیب بشکه‌های نفت آزادانه وارد مناطق تحت کنترل رژیم می‌شود برخی از گزارش‌ها حاکی از آن بود که یک نیروگاه برق مشترک برای تأمین برق مناطق تحت سیطره داعش و رژیم ایجاد شده‌است یکی از فرماندهان ارتش مسلحین می‌گفت مرکز جنگ در سوریه شهر حلب می‌باشد داعش به جای آنکه به حلب بیاید نیروهایش را در کوبانی بسیج کرده در حالی که نیروهای ارتش بشار اسد هیچ حضوری در آنجا ندارند این فرمانده همچنین افزود جبهه جنگ بین داعش و رژیم سوریه خیلی ساکت است و حتی صدای گلوله شنیده نمی‌شود اما در جبهه ما جنگ ۲۴ ساعته ادامه دارد و متوقف نمی‌شود هیئت مذاکره کننده در مذاکرات آستانه در فوریه ۲۰۱۷ اعلام کردند انفجار مرگبار حمص ساخته و پرداخته رژیم سوریه با همکاری ائتلاف تروریستی تحریر الشام بوده تا در مذاکرات صلح ایجاد اخلال کنند.

آتش‌بس ۲۷ فوریه ۲۰۱۶: اولین بار در جنگ پنجساله سوریه، با توافق به عمل آمده بین آمریکا و روسیه آتش‌بس سوریه پس از تصویب درتاریخ ۸اسفند۱۳۹۴ (۲۷ فوریه ۲۰۱۶) اجرا شد. این آتش‌بس گروه‌های داعش،  جبهه‌النصره و سایر گروه‌های تروریستی را شامل نمی شد. بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه و گروه‌های اصلی معارضان مسلح این کشور قبلاً با این توافق اعلام موافقت کردند. پیش از آن شورای امنیت طی قطعنامه شماره ۲۲۶۸ از تمامی طرف‌ها درگیر در سوریه خواسته بود به آن پایبند باشند تا مذاکرات بین‌المللی سوریه از ۷ مارس (۱۷ اسفندماه) آغاز گردد. (http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/12/09/1014627/)

نقش سازمانهای منطقه‌ای در بحران سوریه

موضع اتحادیه اروپا: در تاریخ ۲۳ مه ۲۰۱۱، وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بشار اسد و ۹ شخصیت ارشد حکومت سوریه را به فهرست افراد تحریمی این کشور افزودند. اتحادیه اروپا حدود دو هفته پیش از آن نیز در مورد بلوکه کردن دارایی‌ها و ممنوعیت سفر ۱۳ مقام عالی‌رتبه سوری از جمله بشار اسد توافق کرده بودند.

عملکرد جنبش غیر متعهدها در بحران سوریه: جنبش عدم تعهد در خصوص بحران سوریه هیچ اقدام مهمی را انجام نداده است. شانزدهمین اجلاس سران این جنبش در تهران نیز هیچ دستاوردی برای سوریه به عنوان یکی از کشورهای عضو این جنبش نداشته است. پس از حملات مکرر رژیم صهیونیستی به اهدافی در خاک سوریه، جنبش غیر متعهدها در تاریخ ۲۲/۳/۲۰۱۷ با صدور بیانیه‌ای، حمله صهیونیستها به خاک سوریه را محکوم کرد و از شورای امنیت سازمان ملل برای جلوگیری از تکرار این حملات استمداد طلبیده است.

عملکرد سازمان کنفرانس اسلامی در بحران سوریه

۱- سران سازمان کنفرانس اسلامی با استقبال از قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت، عملاً از مواضع غربی‌ها در این عرصه حمایت می‌کنند.

۲- بیانیه صادر شده توسط این سازمان، نشان دهنده موضع منفعلانه و بی اثر در بحران سوریه می باشد که در عمل هیچ کمکی به مردم سوریه و کاهش آلام و مشکلات مسلمانان در این کشور نکرده است .

عملکرد اتحادیه عرب در بحران سوریه: اتحادیه عرب در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۲ اعلام کرد تا زمانی که سوریه طرح اعراب را برای توقف سرکوب مرگبار مخالفان سیاسی اجرا نکند، هیئت سوری حق حضور در نشست های اتحادیه عرب را نخواهد داشت. اتحادیه عرب در ۳۰ مارس ۲۰۱۲ نیز خواستار کناره گیری بشار اسد از قدرت شد. رهبران شرکت کننده در اجلاس عالی اتحادیه عرب خواستار اجرای فوری و کامل طرح صلح کوفی عنان برای پایان دادن به بحران سوریه شدند.  مهمترین اقدامات اتحادیه عرب در بحران سوریه عبارتند از:

۱- تشکیل کمیته ویژه برای حل بحران سوریه (کمیته حل بحران)

۲- تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب(۱۸ کشور از ۲۲کشور عضو  به تعلیق رای دادند. دو کشور لبنان و یمن مخالفت کردند و کشور عراق رای ممتنع داد).

۳- تحریم مالی و بانکی دولت سوریه (۲۷ نوامبر ۲۰۱۱)

۴- قطع روابط تجاری و بازرگانی با سوریه

۵- تشکیل گروه ناظران عرب برای اعزام به سوریه

۶- درخواست اعزام نیرو های مشترک حافظ صلح کشورهای عربی و سازمان ملل به سوریه

۷- فراخوانی شورای کشورهای عضو اتحادیه از سوریه

۸- همکاری و حمایت همه جانبه از مخالفین دولت سوریه

۹- تلاش برای بین المللی کردن بحران سوریه

۱۰- واگذار کردن  کرسی سوریه در اتحادیه عرب به مخالفان اسد

عملکرد شورای همکاری خلیج فارس در بحران سوریه: شورای همکاری خلیج فارس که به شدت تحت سلطه و نفوذ سعودی ها است. این شورا به درخواست سعودی با صدور یک بیانیه در ۱۶اوت ۲۰۱۱ از دولت سوریه می خواهد به کشتار مردم این کشور پایان دهد. شورای همکاری خلیج فارس در آغاز بحران سوریه، از کشورهای عضو می خواهد سفارت‌های خود را در سوریه تعطیل کرده و نمایندگان سیاسی خود را به کشور بازگردانند.

 

موضع سازمان ملل متحد

دبیر کل سازمان ملل متحد: بان کی مون،  روز پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۲، در بیستمین سالگرد نسل‌کشی روآندا، جنگ سوریه را مشابه نسل‌کشی در روآندا خواند و پاسخ جهان به آن را شکست و شرم‌آور توصیف کرد. وی هر دوی این اتفاقات را درگیری‌هایی توصیف کرد که جامعه بین‌المللی در حل و فصل بحران‌های مرگبار آن شکست خورده‌است. بان کی مون همچنین در تاریخ ۲۳ آوریل ۲۰۱۴ (۳ اردیبهشت ۱۳۹۳) در دومین گزارش ماهانه خود، خواستار اقدام شورای امنیت برای پایان دادن به نقض قوانین بین‌المللی توسط هر دو طرف درگیر در بحران سوریه شد و به ۱۵ عضو شورای امنیت گفت که طرفین درگیر در جنگ سوریه، به درخواست این سازمان برای ارائه کمک‌های انسان‌دوستانه به این کشور عمل نکرده‌اند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد: پس از اینکه اتحادیه عرب اعلام کرد که حضور بازرسان در سوریه بی فایده‌است، در شورای امنیت پس از پنج روز رایزنی، سرانجام در ۴ فوریه ۲۰۱۲ و پس از گذشت یازده ماه از بحران  سوریه، دولت‌های چین و روسیه با قطعنامه‌ای که پایان حکومت بشار اسد را خواسته بود مخالفت و آن را وتو کردند. ( DW.DE ۱۶٫۰۲٫۲۰۱۲) همچنین شورای امنیت سازمان ملل متحد در ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ (۱ مارس ۲۰۱۲)، از دولت سوریه خواست فوراً به والری آموس نماینده این سازمان در کمک رسانی به آسیب دیدگان اجازه ورود به سوریه را بدهد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد: مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ فوریه ۲۰۱۲، با تصویب قطعنامه‌ای یازده ماه سرکوب معترضان در سوریه را محکوم کرد. قطعنامه تصویب شده در مجمع عمومی از دولت بشار اسد ‌خواست که ظرف ۱۵ روز طرح اتحادیه عرب را اجرایی کند. اتحادیه عرب خواستار کناره گیری بشار اسد از ریاست جمهوری و انتقال قدرت به معاونش بود. ۱۳۷ کشور که به این قطعنامه رأی مثبت دادند، خواستار پایان خشونت‌ها در سوریه شده‌اند. ۱۲ کشور از جمله ایران، روسیه، چین، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی به این قطعنامه رای منفی دادند.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد: شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در جلسه روز ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ (۱ مارس ۲۰۱۲)، قطعنامه‌ای را تصویب کرد که در آن حکومت سوریه به خاطر اقدام سازمان یافته در نقض گسترده حقوق بشر و خشونت علیه شهروندان غیرنظامی آن کشور محکوم شد. این قطعنامه همچنین خواسته‌ بود که دولت سوریه به سازمان‌های امدادرسانی بین‌المللی امکان دسترسی کامل و کمک به کسانی را بدهد که به دلیل اقدامات نیروهای دولتی در شرایط دشواری قرار گرفته‌اند. پیش نویس این قطعنامه توسط ترکیه تهیه و در جلسه شورا مطرح شده بود که سی و هفت کشور به آن رای مثبت و تنها سه کشور به آن رای منفی دادند.

نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد: رادیکا کوماراسوامی، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور مربوط به کودکان در درگیری‌های مسلحانه، در گزارشی در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۲ میلادی، در مورد شرایط کودکان سوری در جریان بحران سوریه مدعی شد که کودکان سوری در بازداشتگاه‌های نیروهای امنیتی حکومت سوریه شکنجه و کشته می‌شوند. وی هم‌چنین نیروهای دولتی سوریه را متهم کرد که کودکان را مجبور می‌کنند تا روی تانک‌های ارتش سوار شوند تا مخالفان مسلح نتوانند به تانک‌ها حمله کنند.

یونیسف: در ۱۱ مارس ۲۰۱۴، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در گزارشی اعلام کرد تعداد کودکانی که در سومین سال جنگ در سوریه آسیب دیده‌اند، دو برابر شده، آمار کودکانی که از مارس سال قبل تحت تأثیر این جنگ قرار گرفته‌اند دو برابر شده و حدود یک میلیون کودک در مناطق و شهرهای محاصره شده به غذا، دارو و کمک‌های بشردوستانه دسترسی ندارند. همچنین این صندوق خواستار پایان سریع خشونت‌ها و امکان دسترسی امدادگران به کودکانی شد که در شهرهای مناطق مختلف در محاصره بودند و در مورد شرایط آینده پنج و نیم میلیون کودک داخل سوریه و یا در کمپ‌های پناهندگان در کشورهای همسایه هشدار داد.

برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد: در آوریل ۲۰۱۴، برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داد که خشکسالی در سوریه جان میلیون‌ها تن از ساکنان این کشور را تهدید می‌کند و علاوه بر کمبود بودجه به دلیل نرسیدن پول از جانب کشورهای کمک کننده، جنگ شرایط بسیار سختی را برای ارسال کمک‌های غذایی به وجود آورده‌است.

سیر انتخاب قاضی فرانسوی: یک قاضی فرانسوی به نام کاترین مارشی-ال از طرف آنتونی گوترش دبیر کل سازمان ملل متحد برای جمع‌آوری اسنادی برای مشخص کردن جنایت جنگی در سوریه تعیین شده‌است. بدین ترتیب او سرپرست تیم تحقیق با پنجاه کارمند و عضو در مقر سازمان ملل در ژنو سوئیس مستقر هستند. ۱۰۵ عضو سازمان ملل در دسامبر ۲۰۱۶ برای جمع‌آوری مدارک، اسناد و شواهد از جنگ داخلی سوریه به تشکیل این هیئت رای مثبت دادند و تنها ۱۵ کشور از جمله ایران و روسیه با این طرح مخالفت کردند. در ژانویه ۲۰۱۳ فهرستی از گروه‌ها و افراد متهم به جنایت جنگی در سوریه توسط بازرسان سازمان ملل تهیه شده بود.

فعالیتهای قاضی منتخب: در هنگام رسیدگی به اتفاقات یوگسلاوی کاترین مارشی-ال از مشاوران ارشد دادگاه بین‌المللی بود، همین‌طور مسئول رسیدگی به پرونده خمرهای سرخ در کامبوج از طرف سازمان ملل و در فرانسه در برخی از پرونده‌های جنایی جدی به عنوان قاضی ،  مسئولیت هایی به عهده داشت و به وزارت خارجه نیز مشاوره می‌داد. این هیئت می‌بایست تحلیل خود را از وقایع در پیوند با قوانین و معیارهای تصویب‌شده در سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی علاوه بر جمع‌آوری مدارک از جنگ داخلی سوریه ارائه بدهد. .

قطعنامه های شورای امنیت در قبال بحران سوریه

۱ قطعنامه ۲۰۴۲ : این قطعنامه به عنوان اولین قطعنامه در بحران سوریه در تاریخ ۱۴آوریل ۲۰۱۲با رای مثبت همه اعضاء به تصویب می رسد. مفاد مندرج دراین قطعنامه تماماً علیه نظام سوریه می باشد. حمایت از طرح ۶ ماده‌ای کوفی عنان ، محکومیت و نقض حقوق بشر توسط مقامات سوری و درخواست توقف فوری خشونت توسط طرفین از جمله نکات برجسته این قطعنامه می باشد. مقامات سوری مفاد قطعنامه را پذیرفته و خواستار اجرائی شدن آن  شدند. با ادامه بحران و عدم توجه تروریست ها به الزامات قطعنامه مذکور و بی میلی شورای امنیت برای اجرای آن قطعنامه ۲۰۴۲ بدون هیچ نتیجه عملی رها  شد.

۲- قطعنامه ۲۰۴۳ : دومین قطعنامه شورای امنیت در حقوقی بحران سوریه در ۲۱ آوریل ۲۰۱۲ صادر میشود. به موجب این قطعنامه هیئت نظارت سازمان ملل متشکل از ۳۰۰ ناظر نظامی و غیر نظامی در سوریه مستقر می‌شود تا طی یک دوره زمانی ۹۰ روزه، بر روند توقف عملیات نظامی و درگیری های مسلحانه از سوی دولت وگروههای  مسلح و اجرای کامل طرح ۶ ماده ای کوفی عنان نظارت کنند.این قطعنامه دولت سوریه را به “تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی” متهم کرده و مقامات این کشور را به قرار گرفتن در فصل هفتم منشور ملل متحد (استفاده از زور) تهدید می کنند. این قطعنامه دولت سوریه را به همکاری با بازرسان بین المللی برای نابودی سلاحهای شیمیایی در سوریه ملزم می‌کرد.

۳- قطعنامه ۲۱۱۸ : این قطعنامه به اتهام ارتش سوریه در استفاده از سلاحهای شیمیایی علیه مخالفین در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳ صادر می شود.پیش نویس این قطعنامه توسط انگلیس و فرانسه و خواستار خلع سلاح شیمیایی سوریه شده بود. قطعنامه ضمن محکومیت شدید کاربرد سلاح شیمیایی در سوریه، مقامات سوری را به تحویل این سلاحها و همکاری با بازرسان بین المللی برای نابودی آنها ملزم می کند.

۴- قطعنامه ۲۱۳۹ : این قطعنامه در راستای حمایت دولت های غربی از گروههای مسلح و معرفی بشاراسد به عنوان عامل اصلی این بحران، در تاریخ ۲۲فوریه ۲۰۱۴ صادر می شود. روسها همانند قطعنامه های قبلی با پیش نویس اولیه آن مخالفت کردند که پس از اصلاح و جرح و تعدیل و تامین نظر روسیه به اتفاق آراء به تصویب می رسد. نگرانی از افزایش شمار پناهندگان و آوارگان داخلی – نگرانی از بی ثبات سازی منطقه- تعهد طرفهای درگیر به رعایت حقوق بین الملل بشر دوستانه و پایان دادن فوری طرفین به خشونت ها از جمله مفاد اصلی قطعنامه مذکور می باشد.

۵- قطعنامه ۲۲۵۴ : این قطعنامه در تاریخ ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵ با رای مثبت همه اعضاء به تصویب می رسد. هدف از صدور این قطعنامه ارائه نقشه راه برای برقراری صلح و انتقال سیاسی قدرت در سوریه بوده است. توقف درگیری ها ، آغاز مذاکرات برای آتش بس، تشکیل دولت وحدت ملی، تدوین قانون اساسی جدید طی ۶ ماه و برگزاری انتخابات پارلمانی طی ۱۸ ماه آینده از جمله نکات مهم این قطعنامه به شمار می‌آیند.

آشنایی با اقدامات نمایندگان ویژه سازمان ملل در بحران سوریه

الف – کوفی عنان

۱- ایشان اولین نماینده ویژه سازمان ملل در سال ۲۰۱۲ در بحران سوریه می باشند.

۲- ارائه طرح صلح ۶ ماده ای و برگزاری یک نشست سیاسی در ژنو از مهمترین اقدامات عنان در سوریه به شمار می‌آید.

۳- کوفی عنان در سال ۲۰۱۳ به دلیل عدم همراهی و مشارکت فعال قدرتهای جهانی و سرسختی گروههای تروریستی برای ادامه جنگ از سمت خود استعفا می دهد و هیچیک از برنامه ها و طرح های ایشان به نتیجه نمی رسد.

ب – اخضر ابراهیمی

۱- ابراهیمی دومین نماینده ویژه سازمان ملل متحد در سوریه می باشد.

۲- ایشان طرح صلح ۶ ماده ای کوفی عنان را دنبال کرد.

۳- ابراهیمی به راه حل نظامی بحران اعتقاد نداشته و تمام تلاش خود را در رسیدن به یک توافق صلح بین طرفین متمرکز می کنند.

۴- ملاقات با مصری ها ، قطری‌ها ، ترکیه، عربستان ، تهران، عراق، مخالفان سوری و دولت بشار اسد از جمله اقدامات مشخص اخضر ابراهیمی می باشد که در ابتدای ورود به سوریه انجام شد.

۵- میانجی گری میان دولت سوریه و شورشیان برای تخلیه مردم از شهر حمص، نقطه اوج فعالیت های ابراهیمی می باشد.

۶- نشست های سیاسی ژنو(۱و۲) در دوره ماموریت ابراهیمی برقرار شدکه هیچ نتیجه مشخصی به دنبال نداشت.

۷-ابراهیمی در سال ۲۰۱۴ از سمت خود استعفاء داد. اختلافات روسیه و غرب و نبودن یک اراده مشخص برای پایان دادن به بحران سوریه از جمله دلایل شکست اخضر ابراهیمی اعلام شده است.

ج استیفان دی میستورا

۱- بعد از کنارگیری اخضر ابراهیمی آقای دی میستورا نمایندگی ویژه سوم سازمان ملل در سوریه را می پذیرد.

۲- دی میستورا متعقد بود حل بحران سوریه از طریق گامهای کوچک سخت و آرام امکان پذیر می باشد.

۳- ارائه طرح ۵ ماده ای برای خروج مردم  از شهر حلب ، نزدیک کردن مواضع آمریکا و روسیه، تشکیل گروه های تماس در سوریه

۴- رسیدگی به وضعیت آوارگان، بازسازی، کمک‌رسانی و مبارزه با تروریسم از جمله اقدامات برجسته دی میستورا به شمار می‌آید.

۵- دی میستورا بر خلاف نمایندگان سابق، به موضوع حذف بشار اسد از نظام سیاسی سوریه اعتقاد نداشت و این پیش فرض را از شروط برقراری صلح در سوریه حذف می کند.

مروری بر مذاکرات صلح سوریه

سازمان ملل متحد، شورای امنیت و دیگر سازمانهای منطقه‌ای و بین المللی بسیار دیر هنگام برای حل بحران سوریه وارد شدند. نمایندگان ویژه سازمان ملل در سوریه (عنان ، ابراهیمی ، دمیستورا) هر سه برای حل سیاسی بحران تلاش کرده و نشست‌هائی را در سطح بین الملل برگزار کردند. مهم‌ترین نشست‌های صلح در بحران سوریه عبارتند از:

۱- سلسله نشست‌های ژنو (۱ الی ۶)

۲- سلسله نشست‌های آستانه (۱ الی ۵)

۳- سلسله نشست های سوچی( ۱ الی ۳)

مروری بر مذاکرات صلح سوریه، سلسله نشست های ژنو

۱-کنفرانس ژنو یک: در سی ام ژوئن ۲۰۱۲ و تحت اشراف کوفی عنان در ژنو برگزار شد. کوفی عنان طرح ۶ ماده ای خود را به دولت سوریه و معارضه پیشنهاد می کند. آتش بس، ورود کمکهای انسان دوستانه به مناطق درگیری ، تشکیل حکومت انتقالی، تدوین قانون اساسی جدید، برگزاری انتخابات و آزادی رسانه ها مواد اصلی طرح عنان بوده است. دولت سوریه با اجرای طرح مذکور موافقت کرد، ولیکن معارضه به تحریک دولتهای عربی و آمریکا از پذیرش آن خودداری کردند.

۲- کنفرانس ژنو  دو: این کنفرانس در ۲۲/۱/۲۰۱۴ در ژنو برگزار  شد. جایگزینی اخضر ابراهیمی با کوفی عنان و جان کری با هیلاری کلینتون در این دوره واقع می شود. هدف این نشست بررسی اقدامات اجرای ژنو۱ بود که به دلیل اختلاف بر سرآینده بشار اسد  به نتیجه نرسید. اولویت دولت سوریه، مبارزه با تروریسیم و تکفیری ها بود ولیکن اولویت معارضه تشکیل دولت انتقالی بدون حضور بشار اسد بوده‌است.

۳- کنفرانس ژنو  سه: نشست ژنو ۳ در سوم فوریه ۲۰۱۶ و تحت اشراف استیفان دی میستورا که جایگزین اخضر ابراهیمی شده بود، در شهر ژنو برگزار شد. ولید معلم و وزیر خارجه دولت سوریه، ریاست هیئت سوری در این نشست را بر عهده داشته است. این کنفرانس نیز به دلیل اختلافات گسترده میان مخالفان پیرامون ساختار هیئت مذاکره کننده به نتیجه نرسید.

۴- کنفرانس ژنو  چهار: نشست چهارم ژنو با تلاش های دی میستورا در سال ۲۰۱۶ برگزار شد. تشکیل دولت ملی با مشارکت همه طوائف و گروههای سوری ، تدوین قانون اساسی جدید، برگزاری انتخابات زیر نظر سازمان ملل و مبارزه با تروریسم در منطقه از پیشنهادات اصلی دی میستورا در این نشست بوده است. در این نشست برای اولین بار دولت سوریه به صورت مستقیم و رو در رو با مخالفان گفتگو می کند.

۵- کنفرانس ژنو   پنج:  نشست ژنو ۵ نیز در ۲۳/۳/۲۰۱۷ در شهر ژنو برگزار می شود. در این نشست موضوعات مطرح شده در کنفرانس قبلی (ژنو۴) مورد بررسی قرار گرفته و بدون هیچ نتیجه عملی مشخص به پایان می رسد.

۶- کنفرانس ژنو  شش: ژنو۶ که آخرین دور مذاکرات سوری ها در ژنو می باشد در ۱۶/۵/۲۰۱۷ برگزار شد. گفتگو پیرامون مسائل قبلی و انجام گفتگوهای کارشناسی میان سازمان ملل و طرفین سوری برای دستیابی به طرح صلح واقعی تنها دستاورد این نشست به شمار می‌آید.

مروری بر مذاکرات صلح سوریه، سلسله نشست های آستانه

سلسله مذاکرات آستانه آستانه از سال ۹۵ با ابتکار عمل سه کشور ایران- روسیه و ترکیه برگزار شده است. هدف از انجام مذاکرات مذکور حل وفصل منازعات و پایان دادن جنگ ۶ ساله در سوریه بوده است. زمان آغاز مذاکرات آستانه با عملیات آزادی حلب مصادف می شود . مذاکرات آستانه به موازات مذاکرات ژنو توأمان پیگیری می شد. مذاکرات ژنو را سازمان ملل و مذاکرات آستانه را سه کشور ایران ، روسیه و ترکیه مدیریت می‌کردند. سلسله مذاکرات آستانه در طول یک سال گذشته در ۵ مقطع زمانی مختلف در شهر آستانه قزاقستان برگزار شده است.

 

۱– آستانه یک :این مذاکرات در تاریخ های ۲۳و۲۴ژانویه ۲۰۱۷ برگزار شده است. هیاتهای دولت سوریه و معارضین در این دور از مذاکرات به صورت مستقیم و رودررو گفتگو کردند. بهترین نتایج این دور از مذاکرات عبارتند از: خارج کردن داعش و النصره از صف معارضان،  موافقت معارضه و دولت سوریه برای مقابله با تروریست ها، تعهد طرفین به برقراری و تثبیت آتش بس

 

۲– آستانه دو: زمان برگزاری: ۱۶و۱۷وفوریه ۲۰۱۷  نتایج : توافق بر  ادامه  مبارزه طرفین با تروریست ، تثبیت آتش بس، تعهد سه کشور ایران ، روسیه و ترکیه برای تشکیل کمیته عملیاتی نظارت بر آتش بس

 

۳– آستانه سه:زمان برگزاری : ۱۴ مارس۲۰۱۷ این دور از مذاکرات بدون حضور مخالفان سوری برگزار شد. توافقات این دور از مذاکرات عبارتند از: تقویت روند مکانیسم سه جانبه(ایران، روسیه و ترکیه). توقف درگیری ها،  ایجاد مناطق کم نشین و حفظ و تحکیم آتش بس.

 

۴– نشست آستانه چهار: این نشست در سوم می ۲۰۱۷ برگزار شد. نتیجه این دور از مذاکرات موافقت با صدور یک بیانیه برای ایجاد چهار منطقه کاهش تنش(امن) بوده است. مناطق ادلب،  شمال حمص، غوطه شرقی، درعا و قنیطره از جمله مناطق مورد توافق برای کاهش درگیری ها اعلام می شود.

 

۵- مذاکرات آستانه پنج: آخرین دور مذاکرات  آستانه ۴و۵ جولای ۲۰۱۷(۱۳و ۱۴ تیرماه ۹۶) با حضور و مشارکت فعال همه طرفهای درگیر و نمایندگان سه کشور ایران ، روسیه و ترکیه در آستانه برگزار شد. استمرار توافقات قبلی و تعیین هفته آخرماه آگوست برای اجلاس ششم آستانه از جمله دستاوردهای مهم به شمار می‌آید.

نتیجه گیری: با وجود دهها شخصیت مخالف رژیم در داخل وبیش از ۴۰ گروه معارض نظامی رژیم بشار اسد که برخی از آنها بعضا با ۱۰ گروه دیگر ائتلاف داشتند که بعضا بارها با هم درگیر شدند وتعداد زیادی از یکدیگر را کشتند  و گسترش تعارض ریشه ای گروههای معارض آنهم در شرایطی که دولت سوریه بعنوان دشمن مشترک آنها از اقتدار برخوردار بود تحت حمایت همه جانبه جهانی نتوانست وحدت معارضه را محقق کند. در صورتیکه رژیم اسد سقوط می کرد اختلافات گروههای معارض برای تصاحب پست های حکومتی بیشتر می شد در نتیجه با قدرت بیشتر با هم در گیر می شدند وقطعا شرایط بدتر از بحران وجنگ های داخلی لیبی را باید کردم سوریه  تجربه می کردند.

با این تفاوت که مردم لیبی تا پیروزی انقلابشان در وحدت کامل بسر می بردند و از وحدت سیاسی مذهبی وقومی برخوردار بودند ولی تعدد قومی و مذهبی سوریه  می توانست زمینه بحران و جنگ داخلی را توسعه دهد و تلفات انسانی در سوریه را دهها برابر و باقیمانده سوریه را نیز تخریب کند.

دقیقا همان چیزی که خواست رژیم صهیونیستی را محقق می کرد. برخی از سیاستمداران وحتی گروه های معارض سوریه معتقد بودند با سقوط بشار اسد دولت جایگزین از گروه های معارض اسلام گرا در سوریه می توانند حکومت خود را تشکیل دهند در حالی که تشکیل هر حکومت در سوریه در جهت تحقق مطالبات مردم می بایست به سوال اشغال سوریه توسط رژیم اشغالگر قدس پاسخ دهد که این خواست با منافع غرب و اسرائیل در تضاد بود بنابراین مصلت اسرائیل تداوم بحران، تخریب وناامنی در سوریه است که در بهترین شرایط گسترش تفرقه وجنگ بین گروههای معارض و در نهایت تجزیه این کشور بود. که ناگزیر باید هزینه آن را مردم سوریه بپردازد.

شیعیان در سوریه

سه طایفه شیعه؛  امامیه ، علویه  و اسماعیلیه در سوریه سکونت دارند.

شیعیان اثنی عشری از دیرباز در سوریه سکونت داشتند و امروزه نیز در بسیاری از مناطق سوریه حضور دارند. نقاط حضور شیعیان در سوریه عبارت است از: در دمشق ، محله زین العابدین(الصالحیه) در غوطه شرقی، جوره و الامین  – ریف دمشق ، محله های ملیحه، کسوه، سیده زینب- حلب ، مناطقی از شهر حلب، نبل، الزهراء – حمص ، مناطق، بیاضه و عباسیه در شهر حمص ، ام العمد، محله الربوة(دلبوز)، كرم الزيتون – ادلب، منطقه فوعه،کفریا و معرتمصرين – رقه ،  شهرطبقه و مناطق اطراف مزار عمار یاسر- درعا،  بصری الشام، نوی و الشیخ مسکین، مزیریب، الکسوه ، الحراک –لاذقیه ،  بعضی از مناطق شهر لاذقیه- حماه – شهر حماء –  دیر الزور ، محله حطله.

شیعیان اسماعیلیه،

فرقه‌هایی که بعد از امام صادق(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا نواده‌اش محمد بن اسماعیل اعتقاد پیدا کرده و در مناطق و منابع مختلف به نام‌های گوناگون مانند باطنیه، به اعتبار اعتقاد آنان بر معانی باطنی متون دینی. تعلیمیه، به خاطر اعتقاد اسماعیلیان بر این که مطالب دینی باید به دست امام معصوم و داعیان وی تعلیم شود. سبعیه، به اعتبار این که یکی از عمده‌ترین گروه‌های هفت امامی شیعیان بودند. حشیشیه، ملاحده و قرامطه به اعتبار پیروی برخی از آنان از حمدان قرمط خوانده شده‌اند. فرقه مشهور اسماعیلیه، باطنیه تعلیمیه هستند. اسماعیلیانی که‌ عمدتاً به‌ شاخه نزاری این‌ فرقه‌ تعلق‌ دارند، در بیش‌ از ۲۵ کشور در قاره‌های آسیا و افریقا و اروپا و امریکا پراکنده‌اند. ابوالخطاب محمد بن ابی زینب یا مقلاص بن ابی الخطاب، شخصیتی است که در منابع اسماعیلیه از او به عنوان شخصی که در امامت اسماعیل دست داشته است نام برده‌اند. تفصیل عقاید ابوالخطاب در ام‌الکتاب که کتاب سری اسماعیلیان است، ذکر شده است. گروه غالب شیعیان بر اساس سنت رایج معتقد بودند که بعد از امام صادق(ع) فرزند ارشد ایشان یعنی اسماعیل امام خواهد شد اما اسماعیل در زمان حیات پدرش از دنیا رفت. مرگ اسماعیل قبل از به امامت رسیدن، باعث به وجود آمدن تشتت و اختلاف در تعیین امام بعدی شد. برخی از این رو که اعتقاد داشتند این سنت نباید تغییر کند گفتند اسماعیل هنوز زنده است و روزی به عنوان قائم(عج) ظهور خواهد کرد. برخی هم از این بابت که معتقد بودند امامت به استثنای حسن و حسین(ع) از طریق برادری منتقل نمی‌شود، به انتقال امامت از اسماعیل به فرزندش محمد روی آوردند. برخی هم به امامت موسی بن جعفر(ع) معتقد شدند. سلسله امامان شیعه اثنی عشری از طریق گروه اخیر ادامه می‌یابد. (اشعری، ۱۳۶۰: ۱۴-۲۱۳)

باورهای اسماعیلیان:

خداوند

  • صفات خدا:به جهت اتهام کفری که به خاطر باور اسماعیلیان به قدمای سبعه به آنان زده می‌شد آنان هرگونه صفت از خداوند را انکار کرده اند. در این راستا هرگونه حد و تعریف و صفت، صورت، ماهیت و حتی وجود را به این مفهوم که یک صفت باشد از خداوند نفی می‌کنند.( صابری، ۱۳۸۴، ج۲: ۱۴۷)
  • خالقیت:آنان بر خلاف اخوان الصفا که وجود موجودات را از طریق فیض می‌دانستند، در آفرینش موجودات معتقد به ابداع بودند. (بدوی، ۱۳۷۴: ۳۲۴-۳۲۲)

نبوت

  • رابطه نبی و وصی: به اعتقاد اسماعیلیان:
  1. بر روی زمین، یک ناطق وجود دارد که او پیامبری دارای شریعت است.
  2. هر ناطقی، یک وصی دارد که او امامی است که وارث بلافصل آن پیامبر است و بنیاد و اساس امامت و نخستین امام هر عصر است. او امین راز نبوت بوده و موظف به تاویل است.
  3. علاوه بر این، یک امام نیز وجود دارد که وارث امام اساس است. وظیفه او، تعادل میان ظاهر و باطن است.
  • ادوار نبوت:ادوار نبوت، از هفت دور تشکیل می‌شود. هر مرحله از دوره نبوت، به وسیله یک ناطق و یک وصی افتتاح می‌شود و یک یا چند دسته هفت‌گانه از امامان، جانشین آنان می‌شوند. آخرین امام(یعنی قائم)، دوره قبلی را به پایان می‌رساند و همین امام، امام مقیم است که پیامبر جدید را بر می‌انگیزد تا دوره جدید نبوت شروع شود. ادوار پیامبران اولوالعزم به ترتیب عبارت است از:
  1. آدمکه امام دورانش شیث بود.
  2. نوحکه امام دورانش، سام بود.
  3. ابراهیمکه امام دورانش اسماعیل بود.
  4. موسیکه امام دورانش هارون بود.
  5. عیسیکه امام دورانش شمعون بود.
  6. محمدکه امام دورانش علی بود. (سبحانی، ۱۳۸۶ :۲۳۰-۲۳۱)

مراتب امامت

از نظر اسماعیلیان، امامت دارای چهار یا پنج مرتبه است.

  1. امام مُقیم:کسی است که پیامبر ناطق را برمی‌انگیزد و این عالی‌ترین درجه امامت است. به او رب الوقت و نیز صاحب العصر نیز گفته می‌شود.
  2. امام اساس:او یاور و امین رسول ناطق، وصی و جانشین اوست. سلسله امامان مستقر در نسل او تداوم می‌یابد. او همچنین مسئول امور دعوت باطنی است و سرسلسله کسانی است که آگاه به تاویل و علوم الهی هستند.
  3. امام مُتم:کسی است که در انتهای دوره،‌ رسالت را ادا می‌کند. او هفتمین امام از هر دوره است و قدرت و قابلیت‌های او به اندازه تمام امامان دوره است. وجود او شبیه وجود رسول ناطق است، به همین جهت به او ناطق الدور نیز گفته می‌شود.
  4. امام مستقر:کسی است که از تمام امتیازهای امامت برخوردار است و حق دارد که امامت را به فرزندان و جانشینان خود واگذارد.
  5. امام مُستودع:کسی است که به نیابت از امام مستقر، به انجام امور امامت می‌پردازد و حق تعیین امام بعد را ندارد. وی را نائب الامام نیز می‌گویند. او پسر امام و مهمترین فرزندان او و دانا به همه اسرار امامت و بزرگترین اهل زمان خود است. با این حال او را حقی بر فرزندانش نیست و امامت در نزد او ودیعه است. (تامر،  ۱۹۹۸: ۱۴۳- ۱۴۴ )

اسماعیلیان معتقدند هفتمین امام دور ششم، محمد بن اسماعیل است که مخفی شده است. او زمانی که ظهور کند، ناطق هفتم یا مهدی یا قائم خواهد بود و تنها در دوره اوست که دو مرتبه ناطق و اساس با هم یکی می‌شوند. او در واپسین دور جهان، حقایق عالم هستی را آشکار می‌سازد و عدل و داد را در جهان حکمفرما می‌کند و پس از دور او عالم جسمانی به پایان می‌رسد.(  صابری، ۱۳۸۴، ج۲:  ۱۵۲-۱۵۱) در این دوره، حسن بن علی(ع)،‌ محمد بن حنفیه و موسی بن جعفر(ع)،‌ امام مستودع هستند.( سبحانی ، ۱۳۸۱ : ۲۸۴-۲۸۵)

اعتقادات دیگر

  • تاویل:اسماعیلیه به تاویل آیات، احادیث و احکام شرعی، اعتقاد دارند و به همین جهت انسان‌ها را نیازمند امامی می‌بینند که این تاویلات و معانی باطنی را برایشان بگشاید.
  • بهشت و جهنم:اسماعیلیان اعتقادی به بهشت و دوزخ جسمانی ندارند، ولی برای افراد مبتدی این کلمات را به معنی معمولشان تفسیر می‌کنند. .( سبحانی ، ۱۳۸۱ : ۳-۵۲)
  • ایمان:آنها تناسخ را نمی‌پذیرند و به جدایی دو حوزه اسلام و ایمان و قابلیت زیادت و نقصان در ایمان باور دارند.
  • ارکان شریعت:در شریعت، آنان هفت رکن طهارت، نماز، زکات، روزه، حج، جهاد و ولایت را دارند که البته رکن ولایت را از مابقی بالاتر و مهمتر می‌دانند.( صابری، ۱۳۸۴، ج۲: ۱۵۳)

تعالیم ظاهری: تعالیم ظاهری اسماعلیه با معتقدات شیعه دوازده امامی چندان تفاوتی ندارد و همان احکام شرعی اسلام مانند نماز و روزه، وخمس و زکات و غیره است. هرچند در برخی جزئیات، تفاوتهایی وجود دارد. به عنوان مثال اسماعیلیان در نماز پس از خواندن سوره فاتحه این دعا را می‌خوانند:

“سجدت وجهی الیک و توکلت علیک منک قوتی و انت عصمتی یا رب العالمین اللهم صل علی محمد المصطفی و علی علی المرتضی و علی الائمة الاطهار وعلی حجة الامر صاحب الزمان و العصر امامنا الحاضر الموجود مولانا شاه کریم الحسینی اللهم لک سجودی و طاعتی”                     (اشرافی،۱۳۹۸: ۷)

انشعابات فرقه اسماعیلیه :

اسماعیلیه خالصه : که مدعی شدند چون امامت اسماعیل از طرف پدر ثابت است و امام جز حق چیزی نمی‌گوید پس معلوم می‌شود اسماعیل در حقیقت نمرده و (قائم) اوست.

اسماعیلیه مبارکیه : بر این باور بودند که امام صادق(ع) پس از اسماعیل، محمد بن اسماعیل، نوه خود را به امامت منصوب کرد. زیرا که امامت از برادر (اسماعیل) به برادر (امام کاظم) منتقل نمی‌شود و این موضوع تنها در مورد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) صدق می‌کرده است. این فرقه به مناسبت نام موسس آن “مبارک” به مبارکیه شهرت یافته است( جعفریان ، ۱۳۸۷ : ۲۹)

۱- قرامطه بحرین : همزمان با گسترش سریع دعوت اسماعیلیه، افتراق مهمی در سال ۲۸۶ هجری قمری در نهضت اسماعیلیه پدیدار گشت. حمدان قرمط که همچنان ریاست محلی دعوت را از ۲۶۰ قمری در عراق و نواحی مجاور بر عهده داشت و با رهبران سلمیه به طور مرتب مکاتبه داشت، در ۲۸۶ قمری زمانی که عبیدالله رهبر اسماعیلیان شد برای خود و اجدادش که رهبران مرکزی قبلی بوده‌اند ادعای امامت نمود. حمدان با سلمیه و رهبری مرکزی قطع رابطه کرد و از داعیان فرمانبر خود خواست دعوت را در نواحی زیر نظرشان متوقف کنند. اندکی پس از این وقایع، حمدان ناپدید گردید و عبدان (شوهر خواهرش) نیز با توطئه زکرویه بن مهدویه، یکی از داعیان عراق که ابتدا به عبیدالله و اصلاحاتش در عقاید وفادار بود به قتل رسید. در همین سال، ابوسعید جنابی که توسط حمدان و عبدان به بحرین فرستاده شده بود آنجا را پایگاه اصلی قرامطه و مانعی موثر راه گسترش نفوذ سیاسی فاطمیان در شرق (تا ۴۷۰) قرار داد. پایگاه اصلی پیروان عبیدالله در یمن بود که البته در آنجا علی بن فضل به جناح قرمطی پیوست و خود را مهدی موعود نامید، اما ابن حوشب تا آخر عمر به عبیدالله وفادار ماند. زکرویه که ابتدا به عبیدالله وفادار مانده بود، بعدها به قرامطه پیوست و شورشهای قرمطی را در شام و عراق سازماندهی نمود و حتی در سال ۲۹۰ به مقر عبیدالله در سلمیه نیز حمله کرد. جناح قرمطی در مناطق مختلف از جمله جبال، خراسان و ماوراء النهر، فارس و… گسترده شد.

۲- فاطمیان مغرب و مصر (۵۶۷-۲۹۷) : توسط عبیدالله مهدی ابتدا در رقاده، سپس قیروان و بعدها قاهره تشکیل شد. با شروع خلافت عبیدالله مهدی دوره امامان مستور در تاریخ اسماعیلیان نخستین به پایان رسید. این دولت توسط صلاح الدین ایوبی منقرض شد.

۳- دروزی ها: این مذهب در سال ۴۰۸ هجری قمری توسط چند داعی در قاهره (مسجد ریدان) شکل گرفت. اما موسس واقعی دروزیه را باید (حمزه بن علی بن احمد زوزنی) معروف به (الباد) دانست. آنان معتقد به الوهیت (الحاکم بامرالله) و حتی خلفای سابق فاطمی از القائم به بعد بودند. این مذهب بیشتر در وادی تیم، واقع در منطقه حاصبیا در شمال بانیان و در حلب غربی، کوه هرمن و در کوه حوران در کشور امروزی سوریه و لبنان رو به رشد و گسترش نهادند. به تدریج ازسال ۴۳۵ هجری قمری به بعد دعوت دروزیان به صورت یک جامعه بسته درآمد که، نه گرونده جدیدی را می‌پذیرفت و نه اجازه ارتداد به صاحبان خود می‌داد.

۴- نزاریان: با مرگ مستنصر فاطمی درسال ۴۸۷ هجری قمری انشقاقی در فاطمیان ایجاد شد، آنانی که به جانشینی نزار _باتوجه به نص امامت مستنصر بر فرزندش نزار_ قائل بودند به نزاریه معروف گشتند.

۵- مستعلویان: پس از مرگ مستنصر فاطمی در سال ۴۸۷، آنانی که به امامت مستعلی معتقد شدند به نام مستعلویه معروف شدند.

-حافظیان (مجیدیه): در سال ۵۲۶ هجری قمری یکی از عموزادگان آمر مقتول به نام (عبدالمجید) و با لقب (الحافظ) بر تخت خلافت نشست که آخرین خلفای فاطمی تا سال ۵۶۷ از نسل او بودند. امامت این خاندان در مصر و سوریه پیشرفت زیادی کرد اما در یمن آخرین خلفای فاطمی را فقط امیران عدن و چندتن از حاکمان صنعا به رسمیت شناختند. از این فرقه اثری در اسماعیلیه بر جای نمانده است.

-طیبیان (آمریه): با مرگ آمر (جانشین مستعلی) خلیفه فاطمی در سال ۵۲۴ هجری قمری، انشعاب بیشتری در دعوت اسماعیلی پدید آمد. آمر پسر هشت ماهه‌ای به نام طیب داشت که پس از پدر به جانشینی او انتخاب شد اما مسیر خلافت در اختیار یکی از عموزادگان با نام عبدالمجید و لقب (حافظ) در آمد. آنانی که معتقد به خلافت طیب بودند با نام طیبیه معروف شدند. دعوت طیبی را در آغاز عده قلیلی از مستعلویان مصر و شام و نیز جمع کثیری از اسماعیلیان یمن پذیرا شدند که در آن صلیحیون رسما به حقانیت ادعای طیب قائل شدند. ابراهیم حامدی که تا سال ۵۵۷ هجری قمری در صنعا و در جمع امیران غیر اسماعیلی طایفه یام فعالیت می‌کرد، موسس آیین طیبی بود. به تدریج جماعت طیبی در اندک زمانی در مصر و سوریه ناپدید شدند اما تا زمان حاضر در یمن و هند به حیات خود ادامه داده‌اند. داعیان طیبی به مرور زمان موفق شدند پیروان زیادی در هند غربی پیدا کنند. آنان در هند آیین خود را (دعوت هادیه) می‌نامند و از نام بهره به معنی بازرگان نیز استفاده می‌کنند. تا مدتها داعی مطلق یمنی برای طیبیان غرب هند نیز مرجع و رهبر محسوب می‌شد. دعوت فاطمیان را احتمالا یک داعی یمنی موسوم به (عبدالله) به هند برد که گفته می‌شود در سال ۴۶۰ هجری قمری در گجرات بوده است. جماعت طیبی در سال ۹۹۹ هجری قمری با مرگ داعی مطلق (داود بن عجب شاه) به دو شاخه داودیه و سلیمانیه تقسیم شد.

-داودی ها: بهره‌های طیبی که جانشینی (داود بن برهان الدین) را پذیرفتند به داودیه معروف شدند. رئیس آنها در بمبئی ولی پایگاهشان در سورات است که با عنوان دورهی معروف گشته در حال حاضر بیش از نیمی از بهره‌های داودی هند در گجرات زندگی می‌کنند و بقیه عمدتا در بمبئی و نواحی مرکزی هندوستان مسکن گزیده‌اند، در پاکستان و یمن و کشورهای خاور دور نیز گروههای پراکنده داودی یافت می‌شوند. آنها جزو نخستین گروههای آسیایی بودند که به زنگبار و سواحل شرقی آفریقا مهاجرت کردند.

-سلیمانی ها: بهره‌های طیبی که جانشینی (سلیمان بن حسن هندی) را پذیرفتند به سلیمانیه مشهور شدند. آنها عمدتا در نواحی شمالی یمن، خاصه حراز و مرز عربستان سعودی متمرکز هستند. گروه‌های کوچکی از آنها در هندوستان بخصوص در شهرهای بمبئی، بروده، احمد آباد یافت می‌شوند و در خارج از یمن و هند و پاکستان حضور محسوسی ندارند.

دانشمندان  اسماعیلیه : عبارتند از؛ ابوحاتم رازی ، ابوعبدالله نسفی (نخشبی) ، قاضی نعمان ، ابویعقوب سجستانی ، حمیدالدین کرمانی ، موید الدین شیرازی ، ناصر خسرو. (صابری، ۱۳۸۴، ج۲: ۷۴-۱۵۳)

سلسله امامان اسماعیلی تا دولت فاطمیان

شروع آن از علی بن ابی طالب(ع) بود. از طریق علی(ع) به حسن و حسین(ع) رسید، از حسین(ع) به زین العابدین(ع) و از ایشان به محمد بن علی الباقر(ع) و از امام باقر(ع) به جعفر صادق(ع)، از طریق امام صادق(ع) سه شاخه پدید آمد که عبارتند از؛ اسماعیل، عبدالله، و موسی کاظم(ع). شیعیان اثنی عشری از امام موسی کاظم(ع) ادامه پیدا می‌کنند. اما اسماعیلیه از طریق اسماعیل، امامت به علی و محمد مکتوم(میمون) می‌رسد، از طریق محمد مکتوم به شش شاخه تقسیم شده و به احمد، اسماعیل، عبدالله، علی لیث، حسین و جعفر رسید. از طریق عبدالله به ابراهیم و احمد، از طریق احمد به حسین و محمد حکیم، از حسین به ابومحمد و عبدالله سعید مشهور به عبیدالله مهدی و از طریق محمد حکیم به ابوالقاسم محمد مشهور به القائم بامر الله. ادامه سلسله امامان اسماعیلی یا خلفای فاطمی بعد از القائم بامرالله تداوم می‌یابد. (دفتری، ۱۳۷۵: ۶۲۷)

امامان اسماعیلی در دوره خلافت سلسله فاطمی

بعد از القائم بامرالله ابومحمد عبیدالله؛ المهدی بالله، بعد از وی ابوالقاسم محمد القائم بامرالله، سپس ابوطاهر اسماعیل المنصور بالله، آنگاه ابوتمیم معد المعزلدین الله، بعد ابو منصور نزار العزیز بالله، سپس ابوعلی امنصور الحاکم بامرالله، آنگاه الحسن علی الظاهر لاعزاز دین الله و سپس ابوتمیم معد المستنصر بالله امام شدند. پس از وی امامت ذیل سه نفر یعنی، نزار، المستعلی بالله و ابوالقاسم محمد به سه شاخه تقسیم شد. از المستعلی بالله به الآمر باحکام الله و از او به الطیب و سپس امامان غایب طیبی رسید. اما از ابوالقاسم محمد به عبدالمجید الحافظ رسید، از وی به یوسف و ظافر انتقال یافت. از یوسف به العاضد، سپس به داود و بقیه امامان حافظی رسید. و از الظافر به الفائز منتقل شد.( صابری، جلد۲، ۱۳۸۴، ۱۲۳)

گستره جغرافیایی:  نخستین دعوت مسلح اسماعیلیه در سال ۲۶۸ ه‍.ق در کشور یمن رخ داد.( مشکور، ۱۳۷۲: ۵۰) «اسماعیلیه در مدت نسبتاً کوتاهی بعد از انشعاب از شیعه موفق شدند دولت فاطمی را در مصر و بعد از انشعاب داخلی،حکومت نزاری را در «الموت» تاسیس کنند و تهدیدی جدی علیه عباسیان از شرق و غرب باشند.» ( دفتری ، ۱۳۷۵‌ : ۳) پس از سقوط دولت‌های فاطمی و نزاری، اسماعیلیان دیگر هرگز نتوانستند قدرت گذشته خویش را بدست آورند و به دور افتاده‌ترین کشورهای جهان اسلام خاصه یمن و شبه قاره هند پناه بردند و در

حال حاضر در حدود ۲۵ کشور جهان پراکنده هستند و عمدتاً در هند، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان در آسیای مرکزی و پامیر چین زندگی می‌کنند.( دفتری، ‌۱۳۷۵ : ۳)

«اسماعیلیه امروز به دو طایفه آقاخانیه و بهره تقسیم می‌شوند که بازماندگان دو فرقه نزاری و مستعلوی هستند. گروه اول قریب به یک میلیون نفر در ایران و آسیای وسطی و افریقا و هند پراکنده‌اند و رئیس ایشان کریم آقاخان است. گروه دوم که قریب پنجاه هزار نفر هستند، در جزیره العرب و سواحل خلیج فارس و سوریه به سر می‌برند»( مشکور،  ۱۳۷۲ :۵۳) «اسماعیلیه در سوریه در قلعه مصیاف و قلعه القدموس و سلمیه و در ایران در کهک و محلات قم و بیرجند و قاین خراسان و در افغانستان در بلخ و بدخشان و در آسیای مرکزی در خوقند و قره تکین هستند و در افغانستان مفتدی خوانده می‌شوند و عده‌ای بسیار از ایشان در کافرستان (نورستان) و جلال آباد و ر حوزه جیحون اعلی و ساری گل و خوان و یاسین زندگی می‌کنند. در هند و پاکستان بیش از دیگر جاها مراکز اسماعیلیه وجود دارد و در محل‌هایی به نام اجمیر و مرواره و راجپوتانه و کشمیر و بمبئی و بروده و کورج فراوانند. باید دانست که همه اسماعیلیه در هند از اتباع آقاخان نیستند. بلکه عده‌ای از آنان را نیز بهره گویند که غالبا در گجرات زندگی می‌کنند. در عمان و مسقط و در زنگبار و تانزانیا بسیارند.»( مشکور، ۱۳۷۲ :۵۱ )

طایفه آقاخانیه

مرکزاسماعیلیان آقاخانیه در تاجیکستان قرار دارد. این مرکز در سال ۲۰۰۹ میلادی در پایتخت تاجیکستان شهر دوشنبه افتتاح گردیده و به ظاهر فعالیت چندانی ندارد روزهای یک شنبه هر هفته دربهای خود را به روی بازدید کنندگان باز نموده، راهنمایان آن ضمن معرفی بنا و معماری آن به معرفی و تبلیغ اسماعیلیه می‌پردازند. درباره شمار پیروان این مذهب در تاجیکستان اطلاع دقیقی در دست نیست اما جمعیت آنها را در حدود ۲۰۰ هزار نفر تخمین می‌زنند که بیشتر در منطقه پامیر و شهر دوشنبه ساکنند.اسماعیلیان تاجیک به خاطر شرایط دوران حکومت کمونیستی و قاعده تقیه، از آداب و رسوم و اعتقادات خود فاصله گرفته و جوانان اسماعیلی مسلک عموماً چندان چیزی از آئین و مرام خود نمی‌دانند. از این روی تشکیلات اسماعیلیان تلاش وسیعی را برای آشنا کردن پیروان سابق و جذب افراد تازه که بدانها مستجیب گفته می‌شود انجام می‌دهد.( اشرافی،۱۳۹۴: ۲۸)

 

                                                          درخت واره فرقه‌های شیعه
صالحیه امام علی
جارودیه امام حسن بیانیه
نعیمیه امام حسین خشبیه
یعقوبیه امام سجاد کیسانیه کربیه
سلیمانیه زیدیه امام باقر راوندیه
حسینیه امام صادق حربیه
اسماعیلیه امام کاظم فطحیه
امام رضا
دروزیه مستعلویه قرامطه نزاریه امام جواد
امام هادی
بهره حافظیه آقاخانیه امام عسکری
امام مهدی
شیخیه امامیه

علویان سوریه :

علویان سوریه، نُصیریه یا انصاریه یکی از فرقه‎های شیعه در کشور سوریه. در برخی منابع تاریخی و کتاب‎های ملل و نحل از آنها به عنوان یکی از فرقه‎های غالی یاد شده است. پیدایش این فرقه به قرن سوم هجری برمی‌گردد. محل اصلی سکونت نصیریه در شمال شام بوده است. علویان سوریه در دوره‎های مختلف تاریخی همواره مورد ظلم و ستم دولت‎های  شام قرار می‎گرفتند. شیعی بودن نُصیریه در کنار رویکرد غالیانه برخی از انشعابات این فرقه، تقش مؤثری در افزایش فشار دولت‎ها علیه آنان داشته است. نُصیریه علاوه بر کشور سوریه، در جنوب ترکیه، شمال لبنان و در فلسطین نیز زندگی می‎کنند. آنان در قرن چهاردهم و پانزدهم هجری پس از چندین قرن رنج توانستند به قدرت برسند. بشار اسد رئیس جمهور سوریه از طائفه علویان به شمار می‎رود.

پیدایش نصیریه :  بیشتر مورخان و نویسندگان ملل و نحل پیدایش این فرقه را در قرن سوم هجری دانسته‎اند. این فرقه در دوره امام حسن عسکری (ع) یا دوران غیبت صغری در عراق شکل گرفت. این فرقه به محمد بن نُصیر از نزدیکان امام هادی (ع) و بنابر برخی منابع از اصحاب امام حسن عسکری منتسب است.

محمد بن نصیر: بر اساس گزارش‎ منابع رجالی در دوران امام هادی انحرافاتی از محمد بن نصیر آشکار گردید که منجر به تبری امام از وی و طرد او شد. این وضعیت در دوره امام حسن عسکری نیز ادامه یافت. انحرافات وی در دوره امام حسن عسکری بر غلو در حق ائمه متمرکز بود. بنیانگذار فرقه نصیریه در دوره غیبت صغری، ادعای بابیت و سفارت امام زمان (عج) کرد. بر اساس این، او مدعی شده بود محمد بن عثمان دومین نائب از نواب اربعه امام زمان است. این اقدام وی موجب شد از حلقه نزدیکان امام منع شود. ابن نصیر پس از مطرود شدن، ادعای نبوت و الوهیت کرد. او به تناسخ معتقد بود و درباره امام هادی غلو کرده، ادعای ربوبیت وی را مطرح می‎کرد.پس از ابن نصیر، محمد بن جندب جانشین وی شد اطلاعات تاریخی در مورد او موجود نیست. بعد از ابن جندب نیز محمد جنان جنبلانی که بعدها طریقت جنبلانیه را در تصوف پایه گذاری کرد جانشین وی شد. جنبلانی به مصر سفر کرد و در آنجا با حسین بن حمدان خصیبی، فرد تاریخ ساز فرقه نصیریه، آشنا شده و او را به شاگردی پذیرفت. خصیبی پس از وفات جنبلانی در سال ۲۸۷ هجری قمری در عراق، جانشین وی و زعیم علویان شد.( غالب الطویل ، بی تا : ۲۵۸) خصیبی از عراق به حلب رفته و در دوره سیف الدوله حمدانی دعوت خود را ادامه داد. خصیبی توانست با آمیختن آموزه‎های نصیری با تصوف و همچنین با حمایت دولت حمدانی به ویژه سیف‎الدوله پایه‎های نصیریه را در شام تثیبت کرده و به طور کلی انتقال نصیریه از عراق به مناطق شمالی شام را فراهم کند.( برومند،۱۳۹۱ : ۶۶)

نصیریه در دوره حمدانیان:  در اواخر قرن سوم هجری و تمام قرن چهارم هجری با مرکزیت موصل و در ادامه حلب در شام حکومت کردند. حمدانیان دولتی شیعی و امامی مذهب بودند که نقش مهمی در نشر تشیع در شام داشتند. رویکرد شیعی سیف الدوله حمدانی فضای مناسبی را برای گسترش نصیریه در شام ایجاد کرد. بر اساس برخی از گزارش‎ها سیف الدوله برای علویان در دستگاه حاکمیت جایگاه ویژه‎ای قرار داده بود. علویان خود معتقدند سیف الدوله، خصیبی را در نشر دعوت فرقه نصیریه یاری کرد و خصیبی نیز به صورت متقابل کتاب الهدایة الکبری را که معروفترین کتاب وی است را به سیف الدوله تقدیم کرد.(  عثمان، ۱۴۰۵ق ، : ۱۵۷)

رابطه متقابل خلیفه حمدانی با رهبر نصیریه تا آنجا پیش رفت بود که گاه گزارش‎های مبالغه آمیزی در رابطه با آن ارائه شده است. در برخی از این گزارش‎ها پیروزی حمدانیان در جنگ با روم تنها با حمایت خصیبی و نفوذ معنوی او میسر بوده است( غالب الطویل ، بی تا : ۴۴۰) که به اعتقاد برخی پژوهشگران، این گزارش‎ها نوعی مبالغه در حق یک پیشوای دینی بوده است اما دست کم می‎توان به جایگاه خصیبی به عنوان دومین شخصیت مهم نصیریه یا به عبارتی مؤسس دوم این فرقه پی‎برد. (برومند،۱۳۹۱: ۷۵ )

پس از سیف الدوله، تشیع در قلمرو حمدانیان رنگ جدی‌تری به خود گرفت؛ سعدالدوله و سعیدالدوله جانشینان سیف الدوله از قضات متعدد شیعه برای اداره امور قضایی استفاده کردند.( برومند،۱۳۹۱: ۷۱-۷۳)

علویان در دوره حکومت های ضد شیعی :

نصیریه در دوره سلاجقه شام: تشکیل حکومت سلجوقیان شام در سال ۴۸۷ق اگرچه مقاومتی جدی در برابر حملات صلیبیان به شمار می‎رفت، اما نخستین اقدامات ضد شیعی نیز در این دوره در مناطق شمالی شام اتفاق افتاد. سلاجقه که از ترکان سنی متعصب بودند ، نگاهی منفی به تشیع و فرق شیعه در شام، یعنی اسماعیلیان  و علویان، داشتند.( ابن العدیم حلبی، ۱۴۱۷ق : ۲۵۹ -۲۶۰)

برخوردهای ضد شیعی سلاجقه در حلب در حالی روی داد که همچنان فضای شیعی در این شهر غالب بود و برخی از شیعیان از مناصب حکومتی بالایی همچون قضاوت برخوردار بودند. فشار سلاجقه علیه علویان تا آنجا بود که برخی پژوهشگران دلیل اصلی مهاجرت علویان از حلب به لاذقیه را فشارهای شدید سلجوقیان ضد شیعیان دانسته‎اند. .( برومند،۱۳۹۱ :۸۸ – ۸۹) واقعه رأس ماسین که در آن شمار زیادی از علویان و مشایخ آنان به دست ترکان سلجوقی کشته شدند ، یکی از مصیبت‎های بزرگ علویان در این دوره است.( غالب الطویل،بی تا  : ۳۷۵ ) در کنار این اقدامات خشونت آمیز، فعالیت‎های فرهنگی ضد شیعیان نیز صورت می‎گرفت. سلاجقه نه تنها مانع فعالیت‎های فرهنگی علویان می‎شدند بلکه با تأسیس مدارس اهل سنت تلاش زیادی برای گسترش فضای ضد شیعی می‎کردند.( ناصری طاهری ،۱۳۶۶: ۹۱) فشارهای سلجوقیان شام علیه علویان تا سال ۵۲۱ق یعنی تا سقوط این حکومت به دست عمادالدین زنگی ادامه داشت.

نصیریه در دوره زنگیان

پس از شکست دولت سلجوقیان شام به دست عمادالدین زنگی در ۵۲۱ق در حلب، سلسله زنگیان بر شام و شمال عراق حکومت کردند. این تغییر حکومت نه تنها از فشار بر علویان کاسته نشد بلکه تا حدودی اقدامات ضد شیعی نیز تشدید شد. نورالدین محمود زنگی که پس از پدرش عمادالدین، به حکومت رسید به عنوان یکی از متعصب‎ترین حاکمان ضدشیعی حلب و شمال شام تا این دوره شناخته می‌شود.( برومند،۱۳۹۱ : ۸۹ – ۹۰)

او از سال ۵۴۱ق با شعائر شیعی به شدت مبارزه کرد؛ برای نمونه گفتن “حی علی خیر العمل” را در اذان ممنوع اعلام کرد. این اقدامات واکنش شیعیان را در پی ‎داشت و موجب درگیری با گروه‎های سنی شد.( ابن العدیم حلبی،  ۱۴۱۷ق:۳۳۱ـ۳۳۲) اقدامات متعصبانه زنگیان منجر به بروز نزاع‎های فرقه‎ای و استمرار سیاست آوارگی علویان شد. حاکمان زنگی در برخی مواقع برای تضعیف شیعیان فتنه‎ای میان شیعه و سنی ایجاد می‎کردند که در یک مورد شمار زیادی از شیعیان کشته شدند.( برومند ،۱۳۹۱: ۹۰) فشارهای زنگیان تا زمان حمله صلاح‎الدین ایوبی برای فتح حلب ادامه یافت. اما ملک صالح فرزند نورالدین که در ابتدا سیاست پدرانش را در پیش گرفته بود با حمله ایوبیان به حلب و محاصره آن در سال ۵۷۰ق، دست به دامان شیعه شده و برای دفع خطر ایوبیان و مقابله با آنان به شیعیان پناه آورد.شیعیان نیز برای حمایت از وی خواستار رفع محدودیت آزادی‎های مذهبی و تعصبات دینی حکومت شدند.( جعفریان، ۱۳۷۹ ،ج۷  :۱۱۱ – ۱۱۲) بدین ترتیب حمله صلاح الدین، فشارها علیه شیعیان را برداشت و وحدتی میان ساکنان شیعه و سنی حلب ایجاد شد. اما این دوره آنقدر طول نکشید زیرا در سال ۵۷۱ق صلاح الدین حلب را تصرف کرد.( کردعلی،۱۳۴۳ق ،ج۳، :۳۷۹)

علویان در دوره ایوبیان

پس از سقوط خلافت فاطمیان  به دست صلاح الدین ایوبی، وی عازم شام شد و مناطق شمالی و مرکزی شام از جمله دمشق، حمص، حماه و حلب را به تصرف خود در آورد. حمله صلاح الدین به مناطق اشغالی صلیبی‎ها در نهایت منجر به فتح بیت المقدس و مناطق سواحلی شام نظیر لاذقیه مرکز علویان در قرن پنجم و قلاع کوهستانی شد. بر اساس برخی منابع، پاکسازی مناطق تحت اشغال صلیبی‎ها، با حمایت امیران جماعات کوهستان که احتمالاً بیشتر از علویان بودند، همراه بود تا آنجا که علویان به سبب آگاهی از راه‎ها و تنگه‎های کوهستانی، نقش مهمی در پیروزی صلاح الدین بر این مناطق ایفا کردند.( مقریزی، ۱۳۲۵ق ، ج۳، :۳۸۱)

تعامل علویان در پیروزی‎های صلاح الدین علیه رومی‎ها عامل مهمی برای تحت الشعاع قرار گرفتن سیاست‎های متعصبانه مذهبی او نزد علویان بود به گونه‎ای که در منابع علوی با احترام و قدردانی از وی نام برده شده است. در عین حال اقدامات متعصبانه صلاح الدین ایوبی مورد توجه بوده است. صلاح الدین پس از فتوحات همواره شیعیان امامی به ویژه علویان را در حلب و سواحل شام هدف حملات خود قرار می‎داد. تعصب او ضد شیعیان امامی در قالب اقدامات فرهنگی و اجتماعی و علیه علویان در قالب اقدامات نظامی و کشتار آنان بود. از این رو برخی از پژوهشگران معتقدند تاریخ حلب و شام بعد از قرن دوم، حاکمی متعصب‎تر از صلاح الدین به خود ندیده است.( حریری،۱۹۸۴ :۲۱۴

نصیریه در دوره ممالیک

علویان در دوره ممالیک نیز مانند حکومت‎های سنی پیش از خود با ستم‎های فراوانی مواجه شدند. به اعتقاد برخی، ممالیک بیش از سایر حکومت‎های شام بر شیعیان و علویان سخت گرفتند. ملک ظاهر بیبرس، پرآوازه‎ترین پادشاه مملوکی، پس از شکست مغولان به مناطق نصیریه حمله کرد و قلعه‎ها و مناطق آنان را تخریب کرد. او در سال ۶۶۵ق دستور پیروی از مذاهب اربعه اهل سنت را صادر کرد، غیر آن را تحریم نمود و شرط استفاده از مناصب حکومتی، آموزشی و دینی را پیروی از مذاهب اربعه اعلام کرد.

پس از او نیز سلطان قلاوون تحریم‎ها علیه تشیع را ادامه داد. در این میان نقش ابن تیمیه در تشدید این فشارها در اوایل قرن هشتم بی تأثیر نبود؛ ابن تیمیه در فتوایی در سال ۷۰۵ق طوائف مختلف شیعه از جمله نصیریه را مهدور الدم خواند و به دنبال آن جهاد و اجرای حدود اسلامی بر آنان را بزرگ‎ترین طاعت و مهم‎ترین واجب اعلام کرد. به دنبال این فتوا سپاه ممالیک به فرماندهی نایب السلطنه اقوش افرم در محرم ۷۰۵ق به مناطق مسکونی علویان حمله کرده و دست به قتل و غارت زدند. منابع علوی از این حادثه به عنوان کشتارگاه علویان نام می‎برند. مصیبت علویان با حمله تیمور لنگ مؤسس دولت تیموریان به سرزمین ممالیک و کشتار بیست هزار نفر در حلب در سال ۸۰۲ق و ویران کردن مناطق شمال شام به دست او بیشتر شد و روند انحطاط علویان سوریه را کامل‎تر کرد.

وضعیت علویان در دوره امپراتوری عثمانی :

وضعیت علویان در دوره امپراتوری عثمانی را باید در زمان سلیم اول و دوره‎ای که عثمانی‎ها سرعت فتوحات خود در اروپا را کاسته و توجه خود را به شرق آناتولی و جنوب امپراتوری خود جلب کردند بررسی کرد. افزایش تنش میان عثمانی‎ها با رقیب همسایه خود یعنی صفویان که در نهایت به جنگ چالدران و شکست سنگین صفویه منجر شد و رفتارهای مشکوک سران ممالیک در حمایت از صفویان، عثمانی‎ها را به این نتیجه رساند که کار دولت ممالیک را یکسره نموده و شام و مصر را تصرف کند.

قتل عام علویان توسط سلطان سلیم

سلطان سلیم در سال ۱۵۱۶م به شامات حمله کرد و دولت ممالیک را ساقط کرده به سرعت سراسر شام و مصر را تصرف کرد. او پیش از آنکه مصر را تصرف کند مدتی در حلب مستقر شد. در دوره او اقلیت قابل توجه‎ای از علویان در حلب زندگی می‎کردند. سلطان سلیم از وجود علویان برای تثبیت قدرت خود در شام احساس خطر می‌کرد و نگران حمایت و همدستی احتمالی علویان با صفویان بود. از این رو با روحیه خشن و خونریزی که داشت اقدام به کشتار وحشیانه و قتل عام آنان نمود او برای این اقدام از علمای سنی حلب، فتوای کفر و وجوب جنگ با علویان را دریافت کرد. سلیم پیش از این اقدام، ابتدا حدود ۹۴۰۰ نفر از سران و بزرگان علوی را به بهانه مذاکره با آنان جمع کرد سپس با استفاده از فتوای علمای سنی حلب همه آنان را گردن زد و در ادامه فرمان قتل عام علویان در سراسر شام را صادر کرد. در گزارش‎های تاریخی از قتل عام ۴۰ هزار علوی به دست سلطان سلیم یاد شده است. از این رو علویان به کوهستان و جبال نصیریه فرار کردند و در حدود چهار قرن در حصر، انحطاط فرهنگی، اجتماعی و فقر زندگی کردند.

مدحت پاشا و خروج انحطاط طولانی مدت علویان

دوره انحطاط مطلق علویان تا اواخر قرن ۱۹ میلادی ادامه داشت. اما با ظهور مدحت پاشا، صدراعظم وقت دو پادشاه عثمانی یعنی عبدالعزیز و سلطان عبدالحمید دوم و یکی از روشنفکران عثمانی این وضعیت کم رنگ شد. پس از آنکه مدحت پاشا به عنوان والی سوریه از سوی عبدالحمید دوم معین شد به سوریه رفته و خدمات رفاهی و عام المنفعه در سوریه را آغاز نموده و به انجام اصلاحات مبادرت ورزید.

در این میان علویان که چند قرن در محرومیت شدید به سر می بردند مورد توجه شدید مدحت پاشا قرار گرفتند. او تلاش کرد علویان را از انحطاط و انزوا خارج نموده و حقوق تضییع شده علویان را احیا کند. اگرچه مدحت پاشا نتوانست در مدت کمتر از دو سال ولایت خود بر سوریه، به تمام وعده‎های خود عمل کند اما اقدامات او منجر به بیداری علویان شده و آنان را نسبت به حقوق اجتماعی و حیات انسانی خود آگاه نماید. علویان در قرن ۱۴ و ۱۵ هجری پس از شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول و ورود متفقین به سوریه، سرانجام سوریه از جمله مناطق مسکونی علویان تحت قیمومیت فرانسه قرار گرفت.

علویان در دوره قیمومیت فرانسه

در سال ۱۹۲۰م منطقه جبال نصیریه به عنوان منطقه‌ای مستقل از بخش‌های دیگر سوریه توسط فرانسه شناخته شد و نظام اداری مشخصی برای آن معین گردید. بدین ترتیب زمینه برای استقلال و شکل‎گیری دولت علویان لاذقیه فراهم شد. در سال ۱۹۲۲م سرزمین‌های علویان، «دولت علویان» نام گرفت و ژنرال بیوت به عنوان حاکم آن منصوب شد. از آن پس محاکم قضایی مستقل تأسیس شد که بر اساس مذهب جعفری با اندکی تفاوت حکم صادر می‎کرد. ( حریری،۱۹۸۴ : ۲۲۶)

تشکیل دولت مستقل علویان

در سال ۱۹۲۵م استقلال علویان شکل جدی تری به خود گرفت و دولت فرانسه فرمان استقلال کامل دولت علویان را صادر کرد. دولت مستقل علویان تا ۱۹۳۶م ادامه داشت. در این مدت تحولات مهمی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه علویان به وجود آمد و آن جامعه منزوی به جامعه‎ای پویا که در عرصه‌های مختلف به ویژه سیاسی به عنوان یکی از بازیگران عرصه قدرت در منطقه به شمار می‎آمد تبدیل شد. دولت علویان در سال ۱۹۳۶م به دلیل اعتراضات ملی‌گرایان سوریه و احزاب مخالف استقلال دولت علویان، از سوی فرانسه منحل و سرزمین علویان به سوریه ملحق شد.( برومند ،۱۳۹۱ :۱۱۶ – ۱۱۷)

حضور جوانان علوی در ارتش سوریه

پس از الحاق مناطق علویان به سوریه، جوانان علوی با حضور در دانشکده‎های افسری ارتش به تدریج توانستند از جایگاه مناسبی در ارتش برخوردار شوند.

افسران جوان علوی به دلیل آنکه خود طعم فقر، محرومیت، ظلم و فشار را تجربه کرده بودند و به دلیل سکونت در مناطق غیر شهری ریشه‎های روستایی داشتند، توانستند با شعارهایی نظیر اصلاحات ارضی، کشاورزان و دهقانان ناراضیِ علوی و غیر علوی را به مقابله با اربابان و عناصر سنتی تشویق کنند. ( برومند ،۱۳۹۱ :۱۱۸ – ۱۱۹)

نفوذ علویان در دولت سوریه

این اقدام با ظهور حزب بعث سوریه شکل جدی تری به خود گرفت به طوری که توده‎های مردم که شامل دهقانان، شهرستانی‎ها و افراد مناطق دوردست بودند به حزب بعث تمایل نشان دادند و به مبارزه با طبقه اشراف و نجبا پرداختند. ارتباط میان ارتش سوریه که قدرت آن بیشتر در اختیار افسران علوی قرار گرفته بود با حزب بعث در این دوره بیشتر شد. در دهه ۱۹۶۰م حزب بعث با پشتوانه ارتش، قدرت را در سوریه به دست گرفت. سرانجام حافظ اسد از فرماندهان علوی ارتش سوریه و از اعضای میانه رو حزب بعث، پس از انتصاب در سمت وزیر دفاع، فرمانده نیروی هوایی، نخست وزیری و دبیر کلی حزب بعث، در ۱۹۷۱م طی کودتایی قدرت را در دست گرفت و رئیس جمهور سوریه شد. پس از مرگ او در سال ۲۰۰۰م فرزند او بشار اسد رئیس جمهور شد. ( برومند ،۱۳۹۱ : ۱۲۰) پس از حضور گروه‎های متعدد تروریستی تکفیری در سوریه از ۲۰۱۱ میلادی به بعد و تصرف مناطق مختلف این کشور توسط آنان، علویان سوریه به یکی از قربانیان اصلی حملات متعدد گروههای تروریستی تکفیری تبدیل شدند.

پراکندگی جغرافیایی و جمعیت علویان سوریه :

علویان در طول تاریخ در سواحل شام از شمال به انطاکیه و از جنوب تا جبال لبنان و در حلب ساکن بودند. به طور کلی شهرها و مناطقی که علویان در گذشته ساکن بودند عبارتند از: حلب و حوالی آن، اسکندرون، انطاکیه، لاذقیه، صهیون، جبله، بانیاس، عمرانیه، طرطوس و کوهستان‎های نصیریه. محل زندگی علویان در دوره معاصر در چهار استان سوریه واقع شده است.

  • استان لاذقیه بخش‎های چهارگانه لاذقیه، صهیون، جبله، قرداحه.
  • استانطرطوس بخش‎های طرطوس، بانیاس(مرقب)، شیخ بدر(قرموس)، دریکیش و صافیتا (الحصن).
  • استانحماة: منطقه مصیاف (العمرانیة).
  • استانحمص: منطقه تل کلخ.

علاوه بر آن جمعیت کمی از علویان به صورت پراکنده در دیگر مناطق سوریه نظیر قنیطره، منطقه المیدان شهر دمشق و حلب ساکن هستند. همچنین شمار اندکی از علویان سوریه در استان مرزی حتای(آدانا)، طرسوس و انطاکیه در کشور ترکیه، منطقه عکار در لبنان، وادی تیم، جنوب کوه هرمون در شمال نابلس و ساحل غربی رود اردن در فلسطین زندگی می‎کنند.( متی موسی، ش۳ ،۱۳۷۹ :۱۰۷ـ۱۲۲)

جمعیت علویان سوریه

درباره شمار جمعیت علویان اختلاف­ نظر است. بر اساس برخی آمارها علویان سوریه ۱۲ تا ۱۵ درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند که بر این اساس جمعیت آنان در حدود چهار میلیون نفر است. در عین حال بر اساس آمار رسمی جمعیت علویان تا سال ۱۹۸۵م، یازده و نیم درصد از مجموع جمعیت سوریه بوده است و براساس آمارهای مراکز آمریکایی و نیز آمارهای منابع وابسته به علویان، این نسبت به بیست درصد هم می‎رسد.( بقائی، ۱۳۹۱ :۸۳ – ۹۸) در صورتی که فرق شیعه در سوریه اعم از اسماعیلیه، شیعیان اثناعشری و دروزیه بر جمعیت علویان افزوده شود، آمار شیعیان در سوریه در حدود بیست و پنج درصد از مجموع جمعیت سوریه است. در عین حال برخی منابع جمعیت کل شیعیان سوریه را تا سال ۲۰۰۶ میلادی ۱۳درصد از جمعیت این کشور اعلام کرده‎اند.( جعفریان، ۱۳۸۷: ۴۹۵)

انشعابات علویان:

علویان سوریه به چند گروه تقسیم شده اند: جعفریه، شمالیه، کلازیه، حیدریه، جنبلانیه (خَصیبیه).

جعفریه: جعفریه علویانی هستند که هیچ تفاوتی با امامیه ندارند. براساس برخی منابع جمعیت آنان در سوریه تا سال ۲۰۰۶ میلادی ما بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر گزارش شده است. اعتقادات آنان همان اعتقاد شیعیان اثناعشری است.( هاشم عثمان، ۱۴۱۴ق:۴۲)

شمالیه: شمالیه یا شمسیه گروهی منشعب از علویان هستند که در سواحل لاذقیه ساکن ‎اند. از جمله باورهای آنان اعتقاد به آن است که امیرالمؤمنین (ع) در قلب خورشید ظهور می‎کند.( حریری ،۱۹۸۴ :۱۹۳ـ۱۹۴)

کلازیه: کلازیه یا قمریه یا جنوبیه، علویانی هستند که در جبال سکونت دارند. کلازیه منتسب به شیخ محمد کلازی است. آنها معتقدند حضرت علی(ع) در ماه ساکن است و آن حضرت ذات ماه بوده که از دیدگان پنهان است و پس از جدا شدن روح هر انسانی از جسم خود، قابل رؤیت است.( بدوی ، ۱۹۷۳ :۱۸۶) این فرقه پس از انقلاب اسلامی  باورهای غلو آمیز را کنار نهاده و رویکرد اعتدالی را در پیش گرفت.( فرمانیان، ابراهیمی، ۱۳۹۳ :۹۴)

حَیدریه: حیدریه منسوب به حیدر لقب امام علی (ع) هستند. این فرقه به عنوان یکی از انشعابات علویان به شمار می‎رود. حیدریه از طریقت قلندریه دو فرقه هستند. یکی منسوب به قطب الدین حیدر زاوه‌‎ای (م۶۱۸ق) و دیگری منسوب به میر قطب‎الدین حیدر تونی(م۸۳۰ق) است. از این رو حیدریه به عنوان شاخه تصوف علویان به شمار ‎آمده و جنبه شریعت در میان آنان بسیار کم رنگ بوده است.( کارشناس ، ۱۳۹۴ :۱۶۴ – ۱۶۵) اما این فرقه نیز مانند کلازیه رفته رفته رویکرد التزام به شریعت و پایبندی به احکام اسلامی در آنان تقویت شده است.

جُنْبَلانیه: جنبلانیه یا خصیبیه یکی دیگر از طریقت‎های علویان است. مؤسس این طریقت ابومحمد عبدالله جنبلانی (م۲۸۷ق) معروف به جنان بوده است. او در دوره زعامت خود بر علویان حسین بن حمدان خصیبی (م۳۴۶ق) فرد تاریخ ساز فرقه نصیریه را به شاگردی پذیرفت. پس از او خصیبی زعامت نصریه (علویان) را برعهده گرفت. مزار خصیبی در شمال حلب به شیخ یابراق معروف است که مردم آن را زیارت می‎کنند. این فرقه در قرن پانزدهم هجری ، علاوه بر سوریه در عراق و ایران نیز با عقاید التقاطی از شیعه، اهل سنت، تصوف و غلات همچنان به حیات خود ادامه می دهد.( خنفی ، ۱۹۹۹ :۳۱۸)

مرشدیه: مرشدیه جماعت نوپدید دینی مستقل و منشعب شده از علویان است که در قرن بیستم میلادی ظهور کرد. رهبر این فرقه یکی از علویان به نام سلمان مرشد است. او از اعتقادات علویان فاصله گرفت و به سوی الوهیت شخصی، که نوعی شرک است روی آورد. از این رو مرشدیه خود را از علویان ندانسته و در مقابل علویان نیز مرشدیه را از خود نمی‎دانند. تعداد اعضای این فرقه ۳۰۰هزار نفر است که بیشتر در استان‎های لاذقیه، طرطوس، حمص و حومه دمشق نظیر جُبَر و مأمونیه زندگی می‎کنند.( دمیتری، ش۵۸، ۱۳۹۲: ۱۵۱)

عقاید علویان :

نصیریه از منظر تاریخی و در نگاه منابع ملل و نحل جزء فرق غلات شیعه طبقه بندی شده‎اند. بیشتر منابع، این فرقه را از فرقه‎های غالی منشعب از امامیه در دوران غیبت صغری به شمار آورده‎اند. اعتقاد به حلول خداوند در امام علی و الوهیت او، اسقاط تکالیف دینی و اباحه محرمات، تأویل‌گرایی و تناسخ همواره به عنوان یکی از اصول اساسی اعتقادات نصیریه در طول تاریخ حیات آنان بوده است. آنان معتقدند پیامبر(ص) اهل ­بیت(ع) را مرجع و رهبر دینی مسلمانان قرار داده است. علویان به تبری از دشمنان ائمه معتقدند.( شرف الدین، ۱۹۸۳ :۱۱۸) انحرافات شدید غالیانه علویان ارتباط محکمی با شرایط خاص تاریخی، جغرافیایی و بستر عقیدتی که در آن رشد کرده‎اند دارد. از جمله این شرایط خاص می توان به فشار حکومت‎های جور و تعصبات مذهبی دولت‎های سنی مناطق شام، سکونت در مناطق مرزی میان مسلمانان و صلیبیان و حملات مداوم صلیبی‎ها به آنان، و انزوای جغرافیایی و قطع ارتباط آنان با مراکز تشیع امامی اشاره کرد. این وضعیت منجر به تأثیر آنان از تصوف، اسماعیلیه و مسیحیت شد. البته برخی از گزارش‎های صاحبان کتب فرق و مذاهب درباره علویان سوریه نیز اتهاماتی بوده که به آنان زده می‎شد که آن نیز ناشی از تعصبات مذهبی این دسته از نویسندگان است.( برومند ، ۱۳۹۱ :۱۴۴ – ۱۴۶)

در مقابل در دوره معاصر شمار زیادی از گروه‎های علوی خود را ملتزم به اجرای احکام و شریعت اسلام می‎دانند و هرگونه اباحه و اعتقاد به حلول و تناسخ را باطل می‎شمارند. این وضعیت جدید تا حدی است که برخی مدعی‎اند نصیریه فرقه‎ای است که دچار استحاله شده است؛ زیرا آنچه امروز به عنوان عقاید علویان شناخته می‎شود، کمتر شباهتی به گزارش منابع قدیمی فرق در باب فرقه نصیریه دارد.(جوادی ،ش۷، ۱۳۸۲ :۷ـ۸ )

دیدگاه علمای معاصر علوی درباره اعتقادات نصیریان

منیر شریف از نویسندگان معاصر علوی در کتاب خود که مرجعی مهم شمرده می‎شود بیانیه حدود ۸۰ نفر از علمای علوی را آورده که در آن منشور اعتقادات خود را ذکر کرده اند این منشور که تفاوتی با اعتقادات شیعه اثناعشری در اصول و فروع دین ندارد سندی مهم در باب عقاید علویان شمرده می‎شود. دیگر نویسندگان علوی معاصر نظیر محمدامین غالب طویل، شیخ عیسی سعود، شیخ علی عزیز ابراهیم نیز معتقدند بیشتر علویها حلول و تناسخ را قبول ندارند و صوفیان آنها هم قائل به تجلی ­اند (نه حلول). بر اساس دیدگاه آنان علت گرایش غالیانه نصیریان، عزلت، محرومیت و جهل بوده است.( بقائی، شماره اول، ۱۳۹۱ :۸۳ – ۹۸)

دیدگاه مراجع تقلید شیعه درباره علویان سوریه

مراجع تقلید شیعه از جمله آیت الله سید علی خامنه ای، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله نوری همدانی، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله سید محمد حسین فضل الله در جواب استفتاهایی که از آنان درباره حکم علویان سوریه شده است آنان را شیعیان اثناعشری به شمار آورده‎اند. در متن استفتاء از مراجع، به بیانیه صادر شده علویان در کنگره خود در سال ۱۹۷۲م در لاذقیه اشاره شده است. علویان سوریه در این بیانیه اعتقادات خود را ذکر کرده‌اند که این اعتقادات منطبق بر عقیده تشیع امامی است.   آیت الله جعفر سبحانی معتقد است عقائدی که به نصیریه نسبت می‌دهند مثل حلول و غلو در حق ائمه، تناسخ، نبوت محمد بن نصیر و شراکت امام علی(ع) با حضرت محمد(ص) در نبوت، ازدواج با محارم و مردان و غیره اتهاماتی است بدون سند و غیر قابل اعتماد.( سبحانی،  ۱۴۱۸ق. ج۸ :۴۱۰) که به آنها نسبت می دهند.

آیت الله سبحانی بزرگ­ترین اتهامی که به علویان نسبت داده شده را غلو در حق امام علی برشمرده است. از منظر وی عقاید علویان بر حسب منابع آگاه، اختلافی با عقاید شیعه اثناعشری ندارد. بر همین اساس او معتقد است علویان به رسالت محمد(ص) و امامت علی(ع) و یازده امام از نسل او باور دارند و اصول دین نصیریه همان پنج اصل شیعه اثناعشری یعنی توحید، نبوت، معاد، امامت و عدل است و فروع دین نیز از نگاه علویان همان ۱۰ فرع امامیه است. ربانی گلپایگانی نیز معتقد است مطالبی که در منابع قدیمی و معاصر درباره علویان آمده، قابل اعتماد نیست؛ زیرا براساس حب و بغض نوشته شده است.( ربانی گلپایگانی ، ۱۳۷۷ :۱۱۸)  علما و مراجع لبنان نظیرعلامه شرف الدین، امام موسی صدر، محمد جواد مغنیه، محمد مهدی شمس‌الدین و شیخ عبدالامیر قبلان علویان سوریه را جزء شیعیان امامی به شمار آورده و حمایت خود را از آنها اعلام کرده‎اند.

دُروزی:

دروزی یک انجمن یا فرقه مذهبی بر پایه علوم خفیه و یکتاپرستی است. سکونت‌گاه‌های اصلی پیروان آن، کشورهای سوریه، لبنان، فلسطین و اردن هستند. دُروزی‌ها در سده ۱۱ میلادی از اسماعیلیان منشعب شدند و از مکاتب گنوسی[۲] و فلسفه نوافلاطونی و فلسفه‌های دیگر تأثیر پذیرفته‌اند. دُروزیان خود را اهل التوحید یا الموحدین می‌نامند. مذهب دُروزی شاخه‌ای از فرقه اسماعیلیه است. این مذهب نخستین بار در سال ۴۰۸ قمری در قاهره در مسجد ریدان پایه‌گذاری شد. بنیان‌گذار اصلی این مذهب یک ایرانی‌تبار به نام حمزه بن علی بن احمد زوزنی[۳] معروف به لباد می‌باشد. این مذهب معتقد به الوهیت (الحاکم بامر الله) و حتی خلفای سابق فاطمی از القائم به بعد بودند. بتدریج از سال ۴۳۵ قمری به بعد جامعه دروزیان به صورت یک جامعه بسته درآمد بدین صورت که نه گرونده جدیدی می‌پذیرفت و نه اجازه ارتداد و بازگشت از دین را به پیروانش می‌داد. پیروان این مذهب، بیشتر در منطقه حاصیبا، حلب غربی، کوه هرمن و کوه حوران در کشورهای سوریه و لبنان امروزی گسترش یافتند.( بوردهی، ۱۳۶۴: ۳۵)

دُروزی‌ها در کشورهای گوناگونی از جمله سوریه، لبنان، فلسطین و اردن سکونت دارند. در کشور سوریه، اکثر دُروزی‌ها در نواحی جنوبی سوریه همچون جبل العرب یا جبل الدُروز ساکن هستند.. مؤسسه مطالعات دُروزی تخمین زده‌است که حدود چهل تا پنجاه درصد از دُروزی‌های جهان در سوریه سکونت دارند. (جعفریان، ۱۳۸۹: ۲۹)  بنابر قول گنوستیک‌ها خدا در ماوراء عالم محسوس و حتی در آنسوی جهان معقول است. او پدری است که از نام و نشان و گمان برتر است و فکر بشری را به دامن کبریای او دسترس نیست. جهان به واسطه اشراقات دائمی که از ذات این خدای اصلی صادر می‌شود، بوجود می‌آید و مراتب این تجلیات نزولی است یعنی هر یک از اشراقات نسبت به ماقبل خود فرومایه‌تر است تا منتهی گردد به عالم مادی که آخرین اشراق و ناپاک‌ترین تجلیات است ولی در این جهان مادی شوقی هست که او را به مبدأ الهی باز پس می‌کشاند. ماده یعنی عالم جسمانی منزلگاه شر است اما یک بارقه الهی که در طبیعت انسان به ودیعه است. راه نجات را به او نشان می‌دهد و او را در حرکت صعودی که از میان افلاک می‌کند، دستگیری نموده، به عالم نور می‌رساند. این اعتقاد گنوستیک‌های متأخر راجع به اساس نظام جهان است. آنها انسان یا انسان نخست را وجودی نیم خدا می‌دانستند و ظاهراً این مفهوم را از اساطیر ایرانی (کیومرث) گرفته بودند. بعضی از گنوستیک‌ها انسان نخست را آدم دانسته‌اند و بعضی او را مسیح ازلی گفته‌اند و طایفه‌ای بر آن بودند که حقیقت انسان نخست در آدم حلول کرده و پس از آن به صورت مسیح ظاهر شده‌است. اوست نخستین مولود خدای بزرگ که در ماده نزول کرده و جان جهان محسوب است. او را نیم خدا و عقل و کلمه هم می‌گفتند. با ایجاد این انسان، قوس نزول در ماده شروع شده و بوسیله او نزاع و کوشش برای نجات صورت می‌گیرد اما نجات میسر نیست، مگر با عنایت الهی، از این جاست که در همه کتاب‌های گنوستیک ظهور یک نفر رهاننده وعده داده شده‌است. همین اعتقاد بود که گنوستیک‌ها را پیرو دین مسیح کرد زیرا که منجی موعد را عیسی مسیح دانسته‌اند.( آرتور،۱۳۶۷: ۵۸) بعضی از فرق گنوستیک برآنند که عیسی خلاص کننده صوفیا از قید ماده است. مقصود از صوفیا عقل آسمانی است که در ماده افتاده‌است. فرقه «والانتینی» معتقد بودند که میان خدای منجی موسوم به سوتر و صوفیا ازدواج و عروسی واقع شده‌است و به یاد این واقعه جشن مذهبی که عبارت از عید حجله عروسان بود، می‌گرفتند اساطیر و قصصی که راجع به تکوین جهان ساخته شده، همه برای تعبیر و تأویل مراسم عبادتی بوده‌است. اجراکنندگان این مراسم در طی انجام وظایف خود جدال عظیمی را که همه آفرینش برای نجات خود در پیش دارند، برأی‌العین مشاهده می‌کرده‌اند که چگونه به وسیله معرفت رهایی میسر تواند شد و زنجیرهای ماده تواند گسیخت. عرفان علم حقیقی است نه علم فکری دانشی است که از راه قلب و به طریق کشف و شهود تحصیل می‌شود و طریق آن توجه به باطن و مشاهده امور معنوی با چشم دل است که انسان را صاحب معرفت عالی می‌کند و در نشاط جدیدی متولد می‌سازد. بنا بر قول شدر، معرفت دانش حقیقی است که به سبب حق بودنش انسان را نجات می‌بخشد. اکثر گنوستیک‌ها که از طریقه آنها کم و بیش آگاهی داریم، از مردم ولایات شرقی ممالک روم بوده‌اند. یکی از فرقه‌های گنوستیک  بین‌النهرین و بابل فرقه مندائی یا ماندائی است و دیگر فرقه که در کتب عرب آنها را مغتسله نامیده‌اند و یکی از مأخذ کیش مانوی محسوب است. عرب همه فرقه‌های گنوستیک مشرق را که افکارشان در زمان اسلام هم رواجی داشته‌است، به نام حنیف یا صابئین خوانده‌است. .( آرتور،۱۳۶۷: ۵۹)

ایزدیان:

مفهوم واژه ایزدی: این گروه به طور عام خودشان را ایزدی Ēzdī (اٍزدی) می‌خوانند. بیشتر پژوهشگران غربی نام آنها را به اشتباه برگرفته از یزید بن معاویه می‌دانند، و خود ایشان بارها این مسئله را رد کرده اند و بر این باورند که نام مذهبشان به واژه های باستانی مانند yazata و yazad (یزدانی بودن) برمی گردد و این فرضیه، به طور گسترده پذیرفته شده است.  این دین پیش از ورود اسلام در مناطق یاد شده، وجود داشته‌است و تحت تأثیر ادیان زرتشتی و مانوی قرار گرفته‌است و عقاید مهرپرستانه و زرتشتی بر آن تأثیر داشته‌اند. تأثیراتی از دین یهود و فرقه «نسطوری» و عقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز در منابع برشمرده شده‌اند. در منابع مربوط به فرقه‌های اسلامی آن را فرقه‌ای از جمله غلاة شیعه دانسته‌اند .

اهل این کیش، به‌وسیله شیخ عدی بن مسافر اموی که عوام وی را «شیخ عدی» (Şêx Edî) می‌نامند مسلمان شدند. بعضاً گفته شده‌است که ایشان به دلیل تشابه نام یزید با کیش خود او را امام و قدیس خود دانسته و حتی به مقام خدایی رسانیده‌اند. اولین دانشمندی که توجه محققان را به آنها جلب کرد، احمد تیمور پاشا بود که در کتاب «الیَزیدیه و مَنشاء نحلَتِهِم» به این مسئله اشاره می‌کند که از این قوم پیش از قرن ششم هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که این زمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقه «عدویه» را در میان آنها بنیان نهاده‌است. ابوفراس در کتاب خود که به سال ۷۵۲ هجری قمری تألیف شده‌است آنها را به همین نام خوانده‌است.( Iraq, Yezidis,25 Sep, 2005)

محقق دیگر، «ابوسعید محمد بن عبدالکریم سمعانی» در سال ۵۶۲ هجری قمری در کتاب «الانساب» می‌نویسد: «جماعت بسیاری را در عراق در کوهستان حلوان و نواحی آن دید که ایزدی بودند و در دیه‌های آنجا به صورت مردم زاهد اقامت داشتند و گِلی به نام «حال» می‌خورند. این گل را برای تبرک از مرقد شیخ عدی برمی‌دارند و آن را با نان خمیر می‌کنند و بصورت قرص درآورده و گاه گاه می‌خورند و آن را «برات»می نامند. نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیماً پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد بدمنشی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک خدایی است.

ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ «شیطان‌پرست» زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود. بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقاً ناممکن است. در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشیدپرستی ایجاد شده است.

باورها و آیین‌ها :

ایزدی‌ها تاریخ مذهب خود را به چهار هزار سال پیش می‌رسانند اما به گفته برخی پژوهشگران، کیش ایزدی در قرن چهاردهم میلادی در جنوب جلگه بین‌النهرین پدید آمده‌است. عقاید ایزدی‌ها تلفیقی از مذاهب گوناگون است که در این منطقه رواج داشته‌اند. برای نمونه، آنها مانند زرتشتیان، مانند کلیمیان به قربانی و نذورات، مانند مسیحیان به غسل تعمید و مراسم عشای ربانی را اجرا می کنند و عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند و مانند مسلمانان به سنت ختنه پایبندند. اعتقاد به تناسخ و سیر تکاملی روح از طریق زایش‌های پی در پی و دمیده‌شدن در کالبدهای پیاپی، ایزدیان را با مسالک شرقی پیوند می‌دهد. از سوی دیگر، ایزدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می‌گذارند، اما قبله شان در چهار بار از این نمازهای پنج‌گانه، خورشید است و در نیم‌روز، مقبره شیخ عدی بن مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری است که به باور تاریخ نگاران، بنیان‌گذار کیش ایزدی است.

ایزدی‌ها دارای دو کتاب مقدس اند: یکم کتاب جلوه که در آن اصول اعتقادی آن‌ها تشریح شده‌است و دوم کتاب دیگری است به نام مصحف رش (کتاب سیاه) که مجموعه ادعیه و سرودهای آن‌ها در ستایش بزرگان‌شان است.

برخی از علویان، کاکه‌ای‌ها (اهل حق) و شیدلی‌ها که همگی در مناطق کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و نواحی هم‌جوارشان زندگی می‌کنند، همگی این وجه مشترک را دارند که از سویی آداب نیایش جمعی‌شان همچون نذر و نیاز و قربان به یکدیگر شباهت دارد و با صوفیان مسلمان مشترک است و دیگر این‌که گرچه پیروانی از میان ترکان و اعراب هم پیدا کرده‌ند، مرکز عمده نشو و نموشان کردستان عراق بوده است و فرهنگ و زبان کردی رکن مهمی از آیین آنان را تشکیل می‌دهد.باور بر این است که نام کیش ایزدی ریشه در واژه فارسی ایزد دارد. عناصری همچون ستایش خورشید و آتش در این آیین نشانه‌هایی از باورهای باستانی ایرانیان، مهرپرستی و دین زرتشت دارد.( David Dean,20 August,2010,p282)

زیارتگاه‌های (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده است و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند. «ایزدیان» هم مثل بسیاری از پیروان ادیان باستانی اعتقاد دارند که «جهان و هرچه در او هست» از چهار عنصر اصلی یعنی «آب، باد، خاک و آتش» ترکیب یافته‌است.

خداوند به ادعای خود، مشابه باور معمول ادیان سامی، انسان را از آب و خاک آفرید در حالی که به باور ایشان فرشتگان درگاه ابدیت همه از جنس آتشند؛ و آتش به باور آنها بر گل (ممزوج آب و خاک) ارجحیت دارد. از این رو وقتی خداوند از همه فرشتگان بارگاهش (از جمله ملک مقرب، طاووس) می‌خواهد که در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظیم کنند، ملک طاووس «شیطان» از این دستور نابجای ایزدی سر می‌پیچد و از همان زمان سر به شورش می‌گذارد، شورشی که تا روز محشر ادامه خواهد داشت و ایزدیان آن را شورشی بر حق و از روی حکمت خداوند می‌دانند و شیطان را لعن نمی‌کنند و معتقدند که در آخرالزمان او مشمول لطف و بخشش پروردگار خواهد شد. تصاویر ملک طاووس همه‌جا در معابد، زیارتگاه‌ها و گورهای ایزدی‌ها وجود دارد. پژوهندگان و کلام شناسان اسلامی آنها را به دلیل باور به نسخ اسلام در آخرالزمان، جزو غُلات دانسته‌اند. ایزدی‌ها همچون صوفیان در مراسم خود به ذکر و سماع می‌پردازند و پیروان این کیش، به طبقات پیر و شیخ و مرید تقسیم می‌شوند.

در ماه دسامبر، ایزدی‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است، او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس است.

نزدیک‌ترین‌ها به ایزدی‌ها، چه در باور و اساطیر، همچون اعتقاد به ملائک هفتگانه و تناسخ و سنت‌ها و آیین‌ها، طایفه یارسان اند که در عراق «کاکه‌ای» و در ایران «اهل حق» نامیده می‌شوند که بسیاری از ایرانیان آنان را به «علی‌اللهی» می‌شناسند؛ نامی که همچون «شیطان‌پرست» برای ایزدی‌ها، مورد پسند نیست.

پاره‌ای از پیروان اهل حق نیز در مورد شیطان نگرشی همچون ایزدی ها دارند. ایزدی‌ها نیز به اهل حق احساس نزدیکی می‌کنند و آنان را در جمع خود شرکت می‌دهند با این حال با آنان وصلت نمی‌کنند.
اکثریت اهل حق را نیز همچون ایزدیان، کردها تشکیل می‌دهند، اما در ایران و عراق و قفقاز، این آیین در میان لرها و ترکان نیز پیرو دارد.

پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند و آنها عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.

کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند. در باور ایزدی‌ها، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک‌طاووس نام دارد؛ فرشته‌ای که خداوند تنها با این انگیزه به او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده کردن سر باز زد، بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به او سپرد. ایزدی‌ها بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر می رسد و یزیدیان از نسل آدم اند و نه از نسل حوا. در حالی که در باور ادیان ابراهیمی، ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند، یزیدیان خود را حاصل پسری می‌دانند که از بذری که آدم کاشت پدید آمد و سپس با یک حوری وصلت کرد.
به این ترتیب، یزیدیان خود را تافته‌ای جدابافته می‌دانند که نباید با دیگر اقوام وصلت کنند و دیگر ابنای بشر را به کیش خود بپذیرند. ایزدی‌ها همواره جمعی بسته بوده‌اند؛ خود را قومی برگزیده می‌دانند، بیگانگان را به میان خود راه نمی‌دهند و اعتقادات خود را از دیگران مخفی نگه می‌دارند. در ماه دسامبر، ایزدی‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.( مشکور،۱۳۶۸: ۴۷)

یزیدیان یا ایزدی‌ها : عمده ایزیدی ها در شمال عراق، سوریه، جنوب شرقی ترکیه و قفقاز زندگی می‌کنند. شمار مهاجران ایزدی در چند دهه اخیر در اروپا رو به فزونی‌ست.. آیین ایزیدی با ایمان بر تنها یزدان پاک مسلط است. یزدان پاک یا ایزد همان خدای زرتشتیان می‌باشد که در گویش کردهای ایزدی، متداول و مرسوم است. ایزد منان نیز به معنای خدای بخشنده و مهربان می‌باشد؛ که ایرانیان باستان قبل از ورود اسلام در ستایش خداوند شان بکار می‌بردند. آیین ایزدی یا یزیدی مخلوطی از اسلام غیرمعمولی، مسیحیت شرقی، زرتشتی، و احتمالاً مهرپرستی است. تعدادی از اجداد ایزدیان پس از ورود اسلام به وسیله شیخ عدی مسلمان شدند. شیخ عدی و ملک طاووس دو عنصر مهم در آیین ایزدیان‌اند. طاووس، نماد طایفه یزیدیه است. ایزدیان معتقدند که طاووس نماد «فرشته اعظم» است. به دلیل وجود هفت فرشته، در راس آن‌ها ملک طاووس، در جهان‌بینی‌شان، یزیدیان متهم به شیطان‌پرستی شده‌اند زیرا ملک طاووس به عنوان نمادی از شیطان تعبیر می‌شود.) ۱۷-Mar-2015 ( Naby, جمعیت کل یزیدیان بین ۵۰۰ تا ۷۰۰  هزارنفر؛ ) البته رهبران ایزیدیها تعداد هم کیشان خود را ۱٫۵۰۰هزار نفر آمار می دهند(. عراق ۳۰۰ تا ۶۵۰ هزار نفر، آلمان ۴۰ تا۶۰هزار نفر ، ترکیه ۵۰ هزار نفر، ارمنستان ۴۰هزارو ۵۰۰ نفر ، روسیه ۴۰ هزار نفر ، گرجستان۱۸ هزار نفر ، سوریه ۱۵ هزار نفر ، سوئد۴ هزار نفر ،اکراین ۲ هزار نفر ، دین ایزدی ، کتاب مقدس  جلوه – مصحف رش ،( Shamsoddin,16 ,December,2012)

ایزدی ها در کردستان عراق،کردستان ترکیه، کردستان سوریه و قسمت کردنشین ارمنستان و اطراف تفلیس زندگی می‌کنند. البته شماری نیز به آلمان و برخی کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند. آماری رسمی درباره آنان در دست نیست، اما شمار آنان در مجموع این کشورها تا پانصدهزار نفر برآورد می‌شود که حدود دویست‌هزار نفر در عراق زندگی می‌کنند. شفق نیوز، طی مصاحبه با تحسین سعید بیک امیر ایزدیان جهان، گفت آنان در عراق بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر و در دنیا نیز حدود ۱٫۵۰۰ هزار نفر هستند.

گستره و جغرافیا :

ایزدی‌ها، قرن‌ها در سکونت‌گاه‌ها در روستاهای دورافتاده و در انزواء زیسته‌اند و همسایگان مسلمان و مسیحی‌شان آنان را با نام «شیطان‌پرست» می‌شناسند، عنوانی که ایزدی‌ها برای خود نمی‌پسندند. اما شاید همین نگاه به یزیدیان، آنان را آماج حمله مسلمانان تندرویی کرده باشد که ریختن خون «کفار» را مباح می‌دانند؛ آن هم کفاری که شیطان، دشمن اصلی بشریت را می‌پرستند. آنها در چند دوره مورد تهاجم قرار گرفتند بیشترین مشکلات و قتل و عام آنها در دوره خلافت عثمانی اتفاق افتاده است.( التونجی ، ۱۳۸۰ :۶۵)همچنین در جریان حمله های گروه داعش در سال ۲۰۱۴ حدود پنج هزار نفر از مردان ایزدی کشته شدند و زنانشان به اسارت تندروهای داعش در آمدند با تمام این جدایی پیشگی، ایزدی ها از تبار دیگر کرد‌هایی اند که در جوارشان زندگی می‌کنند و زبانی متفاوت با آنان که گویش کرمانجی (کردی شمالی) است ندارند.

با وجود آن‌که در باور ایزدی‌ها، دین آنان پیشینه‌ای به قدمت تاریخ بشر دارد اما مورخان، کیش ایزدی را در شمار دیگر فرقه‌هایی طبقه‌بندی می‌کنند که پس از اسلام، به نیت احیای سنت‌های پیشینیان و با انگیزه حفظ و بازیافت هویت تاریخی در نقاط مختلف خاورمیانه زاییده شدند و رشد کردند؛ هرچند بنیان‌گذاران‌شان صوفیهای مسلمان بودند. شماری از ایزدی ها عرب هستند . در زمان حکومت صدام  در عراق، دولت مرکزی می‌کوشید با انگشت نهادن بر همین اقلیت عرب، عرب بودن بانی کیش ایزدی و عرب تبار قلمدادکردن دیگر ایزدی‌ها، آنان را به سوی خود جلب کند و هم اینکه از آنان به عنوان اهرمی علیه دیگر کردها که از ناراضیان حکومت حزب بعث را تشکیل می‌دادند، استفاده کند. شاید یکی از دست‌آویزهای حملاتی که به یزیدیان می‌شود، پندار افرادی باشد که به هواداری ایزدی‌ها از صدام حسین در زمان حکومت او اعتقاد دارند.

اما پاره‌ای از جوانان ایزدی هم بودند که صرف نظر از باورهای اجدادی خود مبنی بر دوری‌گزیدن از پیروان دیگر ادیان، وارد جنبش‌های چپ‌گرا در میان کردان عراقی شدند و در صف پیش‌مرگان با حکومت صدام حسین جنگیدند. خانواده‌های آنان نیز چون بسیاری دیگر از کردهای عراقی آماج حملات انتقام‌جویانه ارتش قرار گرفتند و خانمان خود را از دست دادند. با تشکیل حکومت خودمختار کرد در شمال عراق و برپایی مجلس قانونگذاری محلی در این منطقه، ایزدی‌ها برای نخستین‌بار در قانونگذاری و حکومت سهیم شده‌اند و نمایندگانی در مجلس محلی و همچنین مجلس ملی عراق دارند. با این حال، نخستین ایزدی که قانون‌گذار شد، نه در عراق بود و نه در هیچ کجای دیگر در این منطقه؛ بلکه دختر جوانی بود در آلمان که از سوی حزب سوسیال دموکرات این کشور به پارلمان اروپا راه جُست. فلک‌ناز اوجا که هشت سال پیش در ۲۲ سالگی نماینده پارلمان اروپا شد و اکنون دومین دوره قانونگذاری خود را در جمع قانونگذاران اتحادیه اروپا می‌گذراند، از خانواده‌ای ایزدی از ترکیه در آلمان متولد شده است و روابط نزدیکی با گروه‌های کرد ترکیه دارد. گفته می‌شود در آلمان سی هزار ایزدی زندگی می‌کنند که عمدتاً از پناهندگان کرد عراقی و ترکیه‌ای‌اند و بزرگ‌ترین جامعه ایزدی در بیرون از قلمروی اجدادی‌شان را تشکیل می‌دهند. ایزدی‌ها از فرهنگی برخوردارند که موسیقی در آن نقش برجسته‌ای دارد. پرستش آن‌ها با آداب رنگین و رسوم زیبایی همراه است: سرودخوانی جمعی، رقص و سماع به سبک صوفیان، مراسم آب‌تنی و شستشو، افروختن شمع و بخور، نذورات و دعاخوانی گروهی برای مردگان… زنان ایزدی در مناطق «سنجار»، لباس‌های سنتی سفید می‌پوشند. .( التونجی ، ۱۳۸۰ :۱۶۴)

آن‌ها مانند دیگر اقوام عراق در زمان رژیم بعث حاکم بر عراق به‌شدت زیر فشار بودند. رژیم سابق عراق که به وفاداری آن‌ها اطمینان نداشت، آن‌ها را وادار می‌کرد از قلمروی کوهستانی خود به زمین‌های بایر کوچ کنند. طی این کوچ‌های اجباری، بسیاری از مراتع و کشت‌زارهای آن‌ها نابود شد، بسیاری از آن‌ها مجبور به ترک عراق شدند و اینک به عنوان پناهنده در کشورهای غربی زندگی می‌کنند.

شیخ عدی

آرامگاه شیخ عدی

آرامگاه شیخ عَدی در روستای لالش در ۳۶ کیلومتری موصل در شمال عراق، قبله گاه ایزدی‌ها است و هر ایزدی در صورت توانایی باید در طول عمرش دست‌کم یک‌بار به زیارت این آرامگاه برود.

موسم این «حج»، تابستان است. در کنار قبله‌گاه یزیدیان، چشمه‌گاه مقدسی قرار دارد که زمزم خوانده می‌شود. کوهی مقدس است که نامش را عرفات نام نهاده‌اند. پلی نیز هست به نام پل صراط. در موسم زیارت گاوی را هم قربانی می‌کنند. برخی او را که نام کامل و کنیه‌اش «شرف‌الدین ابوالفضائل عدی بن مسافر بن اسماعیل بن موسی بن مروان بن حسن بن مروان» است را منسوب به مروان بن حکم می‌دانند و در امویت او اتفاق نظر دارند. او را مردی صالح و باتقوا دانسته‌اند که در بعلبک سوریه به دنیا آمده‌است و بعدها در کوهستان حکاری در کردستان و موصل مسکن گزیده‌است. در این زمان او به «شیخ عدی حکاری» موسوم می‌شود. او بین سال ۵۵۵ تا ۵۵۸ هجری قمری در حالی که نزدیک به ۹۰ سال سن داشته‌است از دنیا می‌رود و وی را در زاویه خود در حکاری دفن می‌کنند. بر روی سنگ قبر وی چنین نوشته شده‌است:

بسم الله الرحمن الرحیم خالق السماء و الارض، اخفض هذه المنزل محل الشیخ العدی الحکاری، شیخ یزیدیه.

جشن‌های ایزدی : از اعیاد معروف ایزدی‌ها می‌توان «شامیرام» به ارمنی )شامیرام (Շամիրամ: یک شهرک در ارمنستان است که در استان آراگاتسوتن واقع شده‌است. را نام برد.

والسلام  –

اکبری مقاومت در سوریه – ۱۳۹۷

[۱]. Wiki Loves Monuments: The world’s largest photography competition is now open! Photograph a historic site,

[۲] . گنوستیسیسم (به انگلیسی: “gnostikos”، به عربی: “الغنوصیة”)، مذهبی است که در قرن دوم میلادی در کشور روم توسعه یافت. گنوستیک‌ها به ثنویت اعتقاد داشتند اما میان ثنویت مزدایی و دو پرستی گنوستیک‌ها فرق وجود دارد. بنابر اعتقاد مزدیسنان هر یک از دو عالم مذکور هم معنوی است و هم مادی ولی گنوستیک‌ها بالعکس عالم روح را عین عالم نور و جهان ماده را عین جهان ظلمت می‌دانستند. نتیجه این قسم اعتقادات نسبت به عالم این شد که بدبینی به اصل خلقت رواج گرفت و پیروان این فکر به زهد و ترک دنیا متمایل شدند. بی گمان قبل از قرن دوم میلادی نیز هم افکار گنوستیکی وجود داشته‌است زیرا که در میان یهودیان اسکندریه هم این افکار رایج بوده‌است. از قرن دوم به بعد گنوستیک‌ها برای تأیید اقوال خویش به کتب مقدس عیسوی استناد می‌جستند. مسلک بازیلید، مسلک والانتن، و مسلکی که مرقیون و تصوفی که اوفیت‌ها، ناسن‌ها و الکزائیت‌ها آورده‌اند از انواع فرقه‌های گنوستیک هستند. این فرقه‌ها در عقاید و رسوم مذهبی باهم اختلاف دارند ولی با این وجود خط فکری مشترکی در تمامی آنها به چشم می‌خورد.( آرتور،۱۳۶۷: ۵۷)

[۳] . حمزه پسر علی رهبر و واعظ اسماعیلی از شاخه دروزیه در قرن یازدهم میلادی بود. او در زوزن  خراسان که در آن زمان قلمرو ایران سامانی بود، زاده شد. حمزه بن علی را بنیانگذار شاخه دروزیه اسلام می‌دانند. او پس از بیست سال زندگی در خراسان، به مصر هجرت کرد و در قاهره مورد استقبال خلیفه فاطمی قرار گرفت. پس از اعدام محمد بن اسماعیل درازی، حمزه مهم‌ترین واعظ اسماعیلی در مصر بود.( بن زین العابدین، ۱۳۶۲: ۷۶)

4/BAEm_-xmzmHe8vXtjDRXClahm6pAHHx2R3U0E6r3tR6GzcMcMHCrIpY